بمبئی، شهر تجارت و ثروت، شهر بی‌خانمان‌ها و در یک کلام شهر بالیوود است.

شهر بمبئی که در سال ١٩٩٦ یک تغییر اساسی کرد و امروز آن را با نام مومبای می‌شناسند، یکی از مراکز مهم تجاری و صنعتی هند به حساب می‌آید. بمبئی، به معنای ساحل خوب، نامی بود که استعمارگران پرتغالی برای این شهر گذاشتند اما مومبای نام یکی از الهه‌های هندی است.

بمبئی با این‌که یکی از مراکز مهم تولید ثروت در هندوستان است، اما بیشترین جمعیت زاغه‌نشین را دارد. این شهر در زمان استعمار، مرکز حکومت بریتانیا در شبه قاره‌ی هند به شمار می‌رفت و انگلیسی‌ها به آن دروازه‌ی هند می‌گفتند.

آب و هوای شرجی و گرم که از فروردین تا اوایل تیر طول می‌کشد یا باران‌های زیادی که تا پاییز می‌بارد، شاید خیلی مناسب سفر به این شهر شلوغ نباشد؛ ولی هر چه به سمت زمستان برویم، هوا خنک‌تر می‌شود و رطوبت کم‌تر. توریست‌ها هم این وقت را برای سفر به هند بیشتر دوست دارند، که البته مسافرهای‌ زیاد ممکن است باعث بشود هتل موردنظرتان را نتوانید به راحتی پیدا کنید و بهتر است چند هفته‌ای قبل از زمان سفر به فکر رزرو هتل خود باشید.

فرودگاه همیشه شلوغ بمبئی، چاتراپاتی شیواجی، هر روز با پروازهای متعدد داخلی و خارجی مهمان‌های زیادی را برای این شهر جابه‌جا می‌کند. فرودگاه حدوداً سی کیلومتر با مرکز شهر فاصله دارد و اگر می‌خواهید یک دفعه کرایه‌ی تاکسی شوکه‌تان نکند، از قبل با راننده سر قیمت چانه بزنید. راننده‌ تاکسی‌های هند با این‌که از سیستم تاکسی‌متر استفاده می‌کنند ولی هر کدام به اندازه‌ی زرنگ بودن‌شان می‌توانند کرایه را بالا ببرند. خوشبختانه چانه‌زدن را بلدند و می‌توان کم‌تر نگران بود. فقط کافی است از یک راننده قیمت بگیرید و اگر به نظر خیلی گران آمد، سراغ ماشین یا باجه‌ی تاکسی بعدی بروید تا قیمت دست‌تان باشد.
برای گشت و گذار در شهر هم علاوه بر تاکسی‌های سیاه رنگ هندی، مترو و اتوبوس را هم در نظر بگیرید. متروی بمبئی یکی از سیستم‌های حمل و نقل مهم است و اتوبوس‌ها هم با ایستگاه‌های متعددی که در سطح شهر دارند، گزینه‌ی خوبی برای رفت و آمد هستند؛ اگر قرار است مدتی طولانی در بمبئی اقامت داشته باشید و ماندن در ترافیک شکلی برای شما ایجاد نمی‌کند، پیشنهاد می‌کنیم یکی از هتل‌های دور از مرکز شهر را رزرو کنید. این هتل‌ها هزینه‌ی پایین‌تری دارند، ولی هر بار که بخواهید به مراکز توریستی شهر برسید، باید مسافت نسبتاً زیادی را طی کنید. در غیر این صورت، هتل‌های محله‌های توریستی با این‌که کوچک هستند ولی خیلی پرطرفدارند و سرویس‌های خوبی را به مهمان‌هایشان ارائه می‌کنند.

اگر گذرتان به اطراف شهر افتاد، شاید بد نباشد ریکشا سواری را هم تجربه کنید؛ ریکشاها یا همان تاکسی‌های سه چرخه‌ی هندی اجازه‌ی عبور و مرور در نواحی مرکزی شهر را ندارند و تنها در حومه‌ی غربی تردد می‌کنند.

با وجود بیش از یک قرن حکومت بریتانیا بر هندوستان، ساختمان‌های زیادی با سبک گوتیک در بمبئی ساخته شده و دیدن آن‌ها مخصوصاً در بخش‌های جنوبی شهر تعجبی ندارد. یکی از مشهورترین بناهای بمبئی، دروازه‌ی هند با تمام سوابق تاریخی آن است. این دروازه که در بندرگاه واقع شده، به مناسبت دیدار شاه جرج پنجم و ملکه از هند طی سال‌های ١٩١١ تا ١٩٢٤ ساخته شد و بیست و چهار سال بعد استعمارگران انگلیسی نیز از همین دروازه خاک هند را ترک کردند. دروازه‌ی هند یکی از پاتوق‌های توریست‌هاست؛ نزدیک دروازه، هتل تاج محل که یکی از لوکس‌ترین و گران‌قیمت‌ترین هتل‌های بمبئی است با نورپردازی چشم‌گیرش خودنمایی می‌کند و از طرفی برای رفتن به جزیره‌ی فیل‌ها نیز قایق‌های رنگارنگ چوبی از همین بندرگاه حرکت می‌کنند. جزیره‌ی فیل‌ها، منطقه‌ای شگفت‌انگیز که به جزیره‌ی میمون‌ها نیز معروف است، از چندین غار تو در تو با حفاری‌ها و نقش‌های برجسته تشکیل شده که گوشه‌هایی از کاخ‌های سلاطین و پادشاهان هند باستان را نشان می‌دهد. با این‌که باورکردنش سخت است ولی هر چند وقت یک‌بار دوره‌های آموزش جادوگری در این مکان برگزار می‌شود؛ اگر مشغول گشت و گذار در میان غارهای الفانتا بودید و صداهای عجیبی شنیدید، ترس را فراموش کنید، یا صدای میمون‌های بازیگوش است یا جادوگرهای جزیره مشغول بازی هستند. غارهای الفانتا در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز ثبت شده‌اند. ترمینال چاتراپاتی شیواجی هم یکی دیگر از بناهای مشهور بمبئی است که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده؛ چاتراپاتی شیواجی که یکی دیگر از یادگارهای تسلط بریتانیا بر هند است و به نام ملکه‌ی ویکتوریا و در روز تاج‌گذاری او افتتاح شده، امروز نام بنیان‌گزار امپراطوری مراتا را بر خودش دارد و هنوز بخش‌هایی از آن به عنوان ترمینال قطارهای داخل و خارج شهر مورد استفاده قرار می‌گیرد. بد نیست تماشای موزه‌ی چاپاتری شیواجی را نیز در این مکان از دست ندهید؛ موزه و گالری هنری آن، مجموعه‌ی بی‌نظیری از تاریخ و هنر هندوستان را نمایش می‌دهد.

برای بازدید از موزه‌ها، بمبئی بهترین شهر در هندوستان است. موزه‌ی ویکتوریا در همان جنوب شهر و محله‌ی توریستی کولابا و در میان باغ بسیار بزرگ ویکتوریا واقع شده است. علاوه بر اشیاء و اسناد دیدنی داخل موزه، باغ ویکتوریا نیز از جاهای تماشایی بمبئی به شمار می‌رود.

موزه‌ها و بناهای تاریخی بمبئی را که کنار بگذاریم؛ باید اعتراف کنیم جذاب‌ترین بخش سفر به هر کدام از شهرهای هند، غذا و بازار است. علاوه بر مراکز خرید بزرگ که مجموعه‌ای از برندهای معتبر جهانی در آن‌ها فروشگاه دارند، بازارهای قدیمی هندی جذابیت دیگری برای توریست‌ها دارد. دوره‌گردها و دست‌فروش‌ها را نزدیک هر مکان گردشی می‌توانید پیدا کنید ولی بازار کُلابه و بهیندی‌بازار در غرب شهر را از دست ندهید. عود، چای معطر و شال‌های رنگارنگ را با قیمت‌های خوبی می‌توان در این بازارها پیدا کرد. در میان بازارها سنتی بمبئی، کرافت‌بازار با این‌که از بقیه قدیمی‌تر است، ولی بازار پر رونقی است. بد نیست یک دوربین عکاسی دم دست‌تان داشته باشید؛ شاید همه چیز را نتوانید بخرید، ولی تصویر این همه رنگ را حیف است ثبت نکنید.

بمبئی شهر بالیوود، بزرگ‌ترین کمپانی فیلم‌سازی هند، است. تعداد فیلم‌هایی که هر سال در این کمپانی تولید می‌شود به اندازه‌ای است که صنعت سینمای هند را به همین نام می‌شناسند. به همین خاطر بمبئی محل رفت و آمد ستارگان مشهور سینمایی است که با ماشین‌های گران‌قیمت‌شان به این طرف و آن طرف می‌روند. شاید برای مسافرها ناآشنا باشند، ولی هر جا دیدید یک یا چند نفر با لباس‌ یا ماشین برازنده وارد شدند و ناگهان صدها نفر به سمت‌شان هجوم بردند، شک نکنید که یکی از قهرمانان فیلم‌های هندی جلوی رویتان است.

عطر و بوی ادویه‌های هندی را به جز بازارها در رستوران‌ها هم می‌توان احساس کرد. بمبئی رستوران‌های بسیاری دارد؛ از رستوران‌های سطح بالا گرفته تا دکه‌های ساندویچ‌فروشی، هر کدام مشتری‌های خودشان را دارند و تقریباً هیچ جایی در این شهر نیست که غذا بفروشد و بی‌کار مانده باشد. علاوه بر رستوران‌های هندی، از همه‌ی ملیت‌ها در این شهر می‌توان غذا یافت. از نودل‌های چینی و دلمه‌های ترکی گرفته تا قهوه‌خانه‌های ایرانی که طرفدارهای زیادی هم دارد. در رستوران‌های هندی، حتماً در مورد میزان تندبودن غذا از پیشخدمت بپرسید. اگر به غذاهای خیلی تند علاقه‌ای ندارید، گاهی مشابه همان غذا را می‌توانید با فلفل و ادویه‌جات کم‌تری سفارش دهید.

ایرانی‌های مقیم بمبئی آن‌قدری زیاد هستند که برای خودشان محله و کسب‌وکار به هم زده باشند. در بازار فرش ایرانی‌های زیادی را می‌توانید ببینید که سال‌هاست در این شهر زندگی می‌کنند و شاید راهنمای خوبی برای جاهای دیدنی بمبئی به نظر برسند. به هر حال به امتحانش می‌ارزد. بسیاری از مهاجرین ایرانی بمبئی به قصد ادامه تحصیل به این‌جا آمده‌اند و ماندگار شده‌اند؛ چند تا از دانشگاه‌های بمبئی از مراکز علمی معتبر جهان هستند. دانشگاه اصلی بمبئی که در نزدیکی دادگاه عالی شهر قرار گرفته از نظر معماری نیز بنایی ارزشمند دارد.

هر طرف بمبئی که سر بچرخانید، با چیزهای جدید و جالبی روبه‌رو می‌شوید؛ تنوع ادیان و فرهنگ‌های مختلف در میان شهری با تاریخ پر فراز و نشیب که همیشه زیر سایه‌ی افسانه‌هایی کهن بوده، از بمبئی یک مقصد توریستی همیشه‌زنده و پر از شور و هیجان ساخته. بمبئی تنها شهر هند است که بیشترین مسافرانش، قبلاً هم به آن‌جا سفر کرده‌اند؛ فراموش نکنید که یک‌بار دیدنش کافی نیست.


 

بمبئی مركز ايالت مهاراشترا، بزرگ‌ترين بندر هند در ساحل غربی اين كشور است و مركز بانك‌داری، تجارت، مبادلات ارزی، بازرگانی و كشتی‌سازی هند به شمار می‌رود. در زمان استعمار بریتانیا بر هند، بمبئی مركز بخش‌های اداری و حكومتی بریتانیا در شبه قاره بوده و از نظر آن‌ها دروازه‌ی هند بود.
بمبئی شهری است بندری با بناهای ديدنی تاريخی و كم نظير. صنعت فيلم‌سازی هند هم بیشتر در بمبئی متمركز است و سهم عمده‌ای از توليد سالانه‌ی فيلم‌های هندی در اين شهر و در مركز سينمایی باليوود انجام می‌شود.


 

بمبئی آب و هوای گرمسیری دارد، هفت ماه از سال هوایش خشک است و اوج باران‌هایش می‌افتد به ماه ژانویه. فصل سردش از دسامبر تا فوریه است که دنبالش تابستان از راه می‌رسد و تا ژوئن هم طول می‌کشد. از ژوئن تا انتهای سپتامبر هم فصل باران‌های موسمی است. فصل سرد که دمای هوا پایین و رطوبت هم کم‌تر است، وقت مناسبی برای سفر به بمبئی است.


 

دروازه‌ی هند
این بنا، که بازمانده‌ای از دوران استعمار بریتانیاست، به عنوان یادبودی از سفر جورج چهارم پادشاه انگلستان در سال ١٩١١ و به سبک ایرانی ساخته شده است. ساختمان این بنا تا سال ١٩٢٤ طول کشید و تنها بیست و چهار سال بعد، ارتش بریتانیا برای خارج شدن از هند از آن استفاده کرد و دوران استعمار هند به پایان رسید. امروزه این‌جا محل مناسبی برای دور هم جمع شدن‌های اهالی بمبئی است.

هتل تاج محل
هتل مجلل تاج محل، ساختمانی افسانه‌ایست که با تلفیقی از سبک‌های معماری اسلامی و رنسانس ساخته شده و از ساختمان‌های دیدنی بمبئی به شمار می‌رود.

موزه‌ی پرنس ولز
بهترین و بزرگترین موزه بمبئی است و علاوه بر آثاری دیدنی از دوران‌های مختلف تاریخ و هنر هند، نمونه‌های بسیار زیبایی از حیات وحش و آب‌زیان این کشور را هم دارد. این موزه بین سال‌های ١٩٠٤ و ١٩١٤ بنا شده و طی جنگ جهانی اول به عنوان بیمارستان از آن استفاده می‌کردند. ساختمان موزه در میان باغ زیبایی قرار دارد و پس از مسافرت پرنس ولز در سال ١٩٠٥ به هند، به نام او نام‌گذاری شده است.

پایانه‌ی چاتراپاتی شیواجی (ایستگاه ملکه ویکتوریا)
بزرگ‌ترین ایستگاه قطار بمبئی و یکی از بناهای دیدنی دوران استعمار بریتانیاست. این ساختمان زیبا، به ‌عنوان نمونه‌ی کاملی از سبک معماری گوتیک در هند شناخته می‌شود و در سال ۲۰۰۴ میلادی، در فهرست میراث جهانی یونسکو هم به ثبت رسیده است.

گالری ملی هنر معاصر
در این گالری، نمایشگاه‌هایی از آثار هنری هنرمندانی از هند و سرتاسر جهان برگزار می‌شود.

دانشگاه بمبئی
ساختمان دانشگاه قدیمی بمبئی، از دیگر شاهکارهای سبک گوتیک در بمبئی است و به ساختمان‌های قرن پانزدهمی فرانسوی می‌ماند. بازدید از کتابخانه و تالار اجتماعات آن برای عموم آزاد است.


 

باغ وحش بمبئی
یکی از جذابیت های گردشگری بمبئی، باغ وحش بسیار زیبای آن است. نه فقط به خاطر گردش در تپه‌های سرسبز آن‌جا، که برای تماشای حیوانات و پرندگاه بسیار زیبا هم که شده سری به آن‌جا بزنید. البته تنوع حیوانات این باغ وحش خیلی زیاد نیست؛ اما به خاطر داشتن زمین‌های بازی‌اش، برای یک گردش خانوادگی مناسب است.


 

اگر به خاطر خرید لباس‌های سنتی، صنایع دستی ارزان‌قیمت و حتی اجناس گرانی مثل قالیچه و جواهر و این‌جورچیزها به هند رفته باشید، بمبئی بهترین انتخاب است. بعضی از بهترین فروشگاه‌های هند در این شهر پیدا می‌شوند و تماشای بساط دست‌فروش‌هایی که از عطر و لباس گرفته تا وسایل برقی کوچک را جلویشان پهن کرده‌اند هم خالی از لطف نیست.
وقت خرید کردن در بمبئی، چیزی که نباید یادتان برود، چانه زدن است. اولاً که فروشنده‌ها برای هر کسی که سر و وضع توریست‌ها را داشته باشد قیمت‌ها را گران‌تر می‌گویند، دوماً به راننده‌تاکسی‌هایی که برایشان مشتری بیاورند هم کمیسیون می‌دهند. برای همین چیزهاست که می‌گویند چانه زدن را با پیشنهاد قیمتی معادل یک چهارم قیمت فروش شروع کنید.
سوغاتی‌های محبوب بمبئی عبارتند از: ساری و لباس‌های سنتی، انواع صنایع دستی، لباس‌های پنبه‌ای، عود، کت‌های چرمی، قالی و قالیچه، عتیقه‌جات و اشیای دست دوم و خیلی چیزهای دیگر.


 

به خاطر کمبود جای پارک، ترافیک و وضعیت نامناسب جاده‌ها، بسیاری از اهالی بمبئی برای رفت و آمد به محل کار، از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کنند. به هر حال سوار تاکسی شدن در خیابان‌های پر دست‌انداز بمبئی از تجربه‌های تکرار نشدنی سفر به هند است. هر چند که اگر به خیابان‌ها عادت نکرده باشید، سوار شدن بر اتو ریکشا را به شما توصیه نمی‌کنیم. به هر حال وسیله‌ای است با فیزیک نامطمئن، درب و داغان و غیر قابل اطمینان که با سرعتی بالای سی کیلومتر در ساعت راه می‌رود و راننده‌اش خیال می‌کند شوماخر است!

تاکسی
بیشتر تاکسی‌های بمبئی ماشین‌های کوچکی هستند که کولر ندارند و رنگشان سیاه و سقفشان هم زرد است. این تاکسی‌ها معمولاً در خیابان تردد می‌کنند و قیمت‌هایشان هم چندان گران نیست.

تاکسی‌های خصوصی
اگر دلتان خواست با ماشین کولرداری که کرایه‌اش تنها بیست و پنج درصد بیشتر از تاکسی‌های معمولی است، جابه‌جا شوید، می‌توانید از تاکسی‌های خصوصی استفاده کنید. البته نه هر تاکسی خصوصی‌ای، بلکه ترجیحاً آن‌هایی که متعلق به یک شرکت معلوم باشند و از نرخ دولتی کرایه‌ها پیروی کنند. این‌جور تاکسی‌ها هم تر و تمیز و خنک‌اند و تاکسی‌مترشان همیشه درست کار می‌کند، که راننده‌های مودب و آموزش‌دیده‌ای هم دارد. استفاده از این تاکسی‌ها امنیت بیشتری دارد، فقط باید بین نیم ساعت تا یک ساعت زودتر آن‌ها را خبر کنید.

اتوبوس
خطوط اتوبوس‌رانی بمبئی با اتوبوس‌های متعددش، تمام شهر و حاشیه‌هایش را به هم وصل کرده. در هر نقطه‌ی شهر که باشید، ایستگاه اتوبوس راحت پیدا می‌شود، البته برعکس صندلی خالی. اتوبوس‌ها همیشه شلوغ‌اند و برای سوار شدن هم معمولاً باید در صف ایستاد.


 

جشنواره‌ی بنگانگا
جشنواره‌ی موسیقی کلاسیک، هر سال اوایل دی ماه، در کنار حوض بانگانگا برگزار می‌شود.

جشنواره‌ی بمبئی
از سال ٢٠٠٤، هر ساله جشنی برای معرفی آداب و رسوم، غذاها و فرهنگ بمبئی در این شهر برگزار می‌شود. این جشنواره را در ماه دی برگزار می‌کنند.

مسابقات اسب سواری هندوها
یکی از مشهورترین مسابقات اسب‌سواری در جهان است که از سال ١٩٤٢ در بمبئی برگزار می‌شود.

گانش گاتوردی
این جشن‌ها برای تشکر از گانش، خدای ثروت هندوها برگزار می‌شوند و ده روز طول می‌کشند. طی این جشن‌ها، مردم مجسمه‌هایی از گانش را به آب انداخته و غرق شدن آن را نشانه‌ی خوش‌یمنی می‌دانند. بزرگ‌ترین جشنواره‌ی سالانه بمبئی، در ماه شهریور برگزار می‌شود.

اگر جزیره‌های کوچک جمهوری مالدیو را مانند صورت‌های فلکی به هم وصل کنیم، تصویر پرنده‌ای با بال‌های گشوده نمایان می‌شود که نماد این کشور هم هست. جزیره‌ی شلوغ ماله، پایتخت مالدیو، درست بر پشت این پرنده سوار است. ماله با وجود این‌که مساحت زیادی ندارد، به خاطر ساکنان زیادش معروف است به پر تراکم‌ترین شهر دنیا. این‌جا آن‌قدری جذابیت و زیبایی در خود جزیره و دور و اطرافش دارد که به راحتی می‌تواند مقصد هر مسافر خوش‌گذرانی باشد. امنیت مناسب و سبک زندگی ساده‌ی مردم با خانه‌های رنگارنگ‌شان، ماله را مخصوصاً برای خانواده‌ها جزیره‌ی محبوبی کرده. آب و هوای ماله یا گرم و خشک است یا گرم و مرطوب و هیچ وقتی از سال سرد نمی‌شود؛ با این‌که هر چه به زمستان نزدیک‌تر شویم دمای هوا پایین‌تر می‌آید ولی باز هم در نهایت به پانزده درجه سانتی‌گراد در شب‌ها می‌رسد. دمای هوا همیشه مناسب شنا، غواصی و بازی‌های آبی است، اما تابستان‌ها ممکن است گرمای هوا مسافران را آزار دهد، درست مثل باد و باران‌های زمستان. به همین خاطر، بهترین وقت سفرکردن به ماله از نیمه‌ی دوم فصل پاییز شروع می‌شود و تا تعطیلات کریسمس و ژانویه طول می‌کشد. این وقت سال، جزیره حسابی شلوغ و پر از مسافر است و باید حواس‌تان به رزرو هتل و تورهای کشتی برای رفتن به جزیره‌های دیگر باشد، چون ممکن است به راحتی جای خالی پیدا نکنید.

فرودگاه بین‌المللی ماله در جزیره‌ی کوچکی به نام هول‌هوله در شمال شرقی ماله ساخته شده و فرودگاه مجهزی است و بیرون سالن ترمینال رستوران، کافه، سرویس‌های بهداشتی و دوش مجانی هم دارد. کشتی‌ها هر ده-پانزده دقیقه یک بار از فرودگاه به سمت ماله حرکت می‌کنند و بیشتر از پانزده دقیقه هم در راه نیستند؛ ممکن است زمان حرکت هر کشتی در نیمه‌های شب طولانی‌تر باشد ولی معمولاً بیشتر از نیم ساعت معطلی ندارد. واحد پول مالدیو، روفیاست که تقریباً یک دهم دلار ارزش دارد؛ کرایه‌ی کشتی‌ها تا بهار ٢٠١١، یک دلار برای هر نفر بوده است. در هول‌هوله چند تایی هتل هم می‌توانید پیدا کنید ولی بهترین کار این است که در خود ماله اقامت کنید که به جاهای دیدنی و تفریحی نزدیک‌تر باشید.

ماله آن‌قدری کوچک هست که بتوان پیاده مسیرهایش را طی کرد. از اسکله‌های شماره‌ی نه و ده که کشتی‌های فرودگاه مسافران را پیاده می‌کنند، تا مرکز شهر پانزده دقیقه بیشتر پیاده‌روی نیست ولی برای حمل و نقل ماشینی، یا باید تاکسی بگیرید و یا اتومبیل اجاره کنید که نیازمند داشتن گواهینامه‌ی بین‌المللی معتبر است. برای رفتن به جزیره‌های نزدیک یا حتی دور ماله باید سوار قایق‌ها و کشتی‌هایی شوید که از اسکله‌های مختلف دور تا دور شهر به سمت مقاصد گوناگون در اقیانوس حرکت می‌کنند خیابان بودوتاکوروفانو خیابان اصلی ماله است که دور جزیره کشیده شده و همه‌ی خیابان‌های دیگر به آن ختم می‌شوند. چندین رستوران و کافه و پارک در اطراف این خیابان وجود دارد و در بخش شرقی‌اش ساحل مصنوعی ماله قرار رفته. ساحل مصنوعی در روزهای تعطیل خیلی شلوغ می‌شود و پر از مردم محلی است که برای شنا و بازی به آن‌جا می‌روند. رستوران بزرگ باغ غذا در کناره‌ی ساحل مصنوعی، یکی از بهترین غذاهای دریایی را در ماله سرو می‌کند و نسبت به سرویس و غذایی که دارد، چندان گران به نظر نمی‌رسد. در کل به خاطر مهاجرین زیادی که به ماله آمده‌اند، تنوع غذایی در این شهر بسیار بالاست. رستوران‌هایی با ملیت‌های مختلف، غذاهای جور وا جوری می‌پزند که امتحان‌کردن همه‌شان نیاز به زمان زیادی دارد؛ به هر حال فراموش نکنید به اقیانوس هند سفر کرده‌اید و در هر کدام از جزایر جمهوری مالدیو، می‌توانید یکی از بهترین ماهی‌های تمام عمرتان را سفارش دهید.

اگر هیجان ساحل شرقی را دوست داشتید، سری هم به غرب جزیره بزنید. در یکی از اسکله‌های غرب، تور زیردریایی وال‌ها برپاست که مخصوصاً برای بچه‌ها خیلی هیجان‌انگیز است؛ دیدن دنیای زیر آب از داخل محفظه‌ای آهنین را شاید فقط داخل بازی‌ها و کارتون‌ها بتوان تجربه کرد ولی این‌جا یک گردش واقعی‌ست.

اگر دنبال دیدنی‌های ماله می‌گردید، به قسمت شمالی جزیره بروید. پارک سلطان که بزرگ‌ترین پارک تفریحی مالدیو است، کمی پایین‌تر از خیابان مشهور امیر احمد واقع شده. پارک سلطان تنها بخشی از کاخ سلطان مالدیو است که تا به امروز باقی مانده و داخل آن موزه‌ی ملی مالدیو با مجموعه‌ای از دیدنی‌های تاریخی این کشور قرار گرفته.
مرکز اسلامی هم که خیلی نزدیک به این‌جاست محله‌ای است برای تجمع مسلمانان مالدیو. مسجد جمعه‌ی بزرگ این کشور با سه گنبد طلایی از جاهای مشهور ماله است که مراسم مذهبی و جشن‌ها و اعیاد مسلمانان هم در آن برگزار می‌شود.
جای دیگری در شمال جزیره هست که دیدنش شاید خالی از لطف نباشد: قصر رنگارنگ مولیاژ که برای سکونت سلطان ساخته شد. هر چند که قبل از این‌که پادشاه بتواند در آن زندگی کند، از سلطنت برکنار شد. به هر حال این‌جا سال‌ها ساختمانی دولتی بود و امروزه دفتر ریاست‌جمهوری مالدیو است.

در ماله چند تا بازار می‌توانید پیدا کنید که اجناس چینی، هندی، سنگاپوری و تایلندی را با قیمت‌های خوبی می‌فروشند ولی بازار اصلی یا بازار محلی ماله که برای توریست‌ها هم جای جالبی است، در شمال جزیره و در نزدیکی همین مرکز اسلامی قرار گرفته. بازار ماهی‌فروش‌ها هم که پاتوق ماهی‌گیرهای مالدیو است، زیاد از این‌جا دور نیست. در بازار ماهی‌ ماله، علاوه بر ماهی‌های خوراکی، ماهی‌های تزینی و آکواریومی نیز فراوان دیده می‌شود، اما اجازه‌ی آوردن آن‌ها را با هواپیما ندارید، پس لطفاً پول‌تان را خرج نکنید. این ماهی‌ها خیلی هم ارزان نیستند.

بازار محلی ماله، بازاری پر از رنگ و بوست. پارچه‌های کتانی، عودهای مختلف و متنوع، ادویه‌ها، عطرهای تند هندی و عربی، وسایل تزیینی که با چوب نارگیل یا صدف ساخته شده، سوغاتی‌های خوبی از این سفرند. اگر خواستید دستبند یا گردنبندهای سنگی یا بافته‌شده از نخ‌های رنگین بخرید، می‌توانید تخفیف بگیرید، چون بیشتر این‌ها کار دست هستند و معمولاً فروشنده‌شان همان هنرمندی است که این‌ها را ساخته. می‌توانید رنگ‌های موردعلاقه‌تان را انتخاب کنید و تا گشتی در بازار می‌زنید، دستبندی با طرح مخصوص خودتان را تحویل بگیرید.

بازارهای ماله بیشتر روزهای سال باز هستند، مگر روزهایی که تعطیلات مذهبی خاصی باشد. مثلاً ماه رمضان ممکن است بازار به شلوغی روزهای دیگر نباشد ولی تعطیل نیست اما در مورد رستوران‌ها و کافه‌ها وضع فرق می‌کند؛ شاید اگر ماه رمضان به ماله سفر کنید، به غیر از رستوران‌های هتل‌ها به سختی جایی غذای آماده پیدا شود.
انتخاب محل اقامت در ماله، کار سختی نیست. در هر طبقه‌ای که ساکن باشید، تنها یک پنجره احتیاج دارید تا ذره‌ای از آبی اقیانوس را ببینید. از هر جای ماله به هر طرف که بروید، دریا خودش را جلوی چشم‌تان می‌کشاند، تا مدت‌ها بعد از این‌که به خانه‌تان برگردید شاید همه جا را از پشت پرده‌ای آبی و شیشه‌ای تماشا کنید؛ به هر حال چشم است دیگر، عادت می‌کند.


ماله، جزیره‌ی کوچک و پرجمعیتی‌ست پر از موتور سوار و دستفروش‌های پر سر و صدا و پلیس‌های بداخلاق و بچه‌مدرسه‌ای‌های یونیفورم پوش.
با این که ماله، از حدود قرن دوازده میلادی محل زندگی حکمرانان مالدیو بود، با این حال این حکمرانان طی این همه سال، چیز مهمی از خودشان بر جای نگذاشتند. در قرن هفدهم در آن‌جا چندتا ساختمان بزرگ برای تاخت زدن اجناس و یک دیوار دفاعی ساختند، اما این‌ها برای یک شهر درست و حسابی چیزی نبودند. ماله معروف بود به این که نه اقتصاد درست و حسابی دارد و نه فرهنگ خاصی. می‌گویند آن‌جا در دهه‌ی ١٩٢٠، فقط پنج هزار نفر جمعیت داشته.
در دهه‌ی سی، رشد جمعیت شروع شد و کم کم در آن‌جا بانک، بیمارستان، مدرسه و دم و دستگاه شهرداری هم علم کردند. از دهه‌ی هفتاد که مردم آن‌جا درآمدهای توریستی را خرج شهر کردند و دستی به سر و رویش کشیدند، ماله زرق و برق بیشتری پیدا کرد و رشد جمعیت شد مشکل؛ مخصوصاً که دیگر جای بزرگ شدن هم ندارد و دولتش از روی اجبار دارد فکری به حال نسل‌های بعدی می‌کند.


ماله آب و هوای گرمسیری دارد با دو فصل خشک و مرطوب. فصل مرطوبش از مه (اردیبهشت) تا دسامبر (آذر) طول می‌کشد و فصل خشک‌اش می‌شود چهار ماه باقی‌مانده.


ماله، بیش از آن که جذابیت‌های گردشگری داشته باشد، محیط زیبایی دارد. بهترین تجربه در ماله، قدم زدن است و نه تماشای آثار دیدنی که تعدادشان در ماله زیاد هم نیست.


موزه‌ی ملی و پارک سلطان
موزه‌ی ملی، موزه‌ی کوچکی است که در یک ساختمان کوچک و سه‌طبقه در گوشه‌ی پارک سلطان قرار گرفته. پارک سلطان، تنها بخشی است که بعد از سال ١٩٦٨ و خراب شدن قصر سلطان، از آن باقی مانده است؛ درخت‌ها و گل‌های زیبایی دارد و بهترین فضای عمومی ماله است.
موزه‌ی ملی، مجموعه کوچکی است که در سه طبقه به نمایش گذاشته شده. بسیار از آثار موزه، اشیایی هستند که سابق بر این در اختیار سلاطین مالدیو بوده‌اند، مثل لباس، اسلحه، ظروف و البته تاج پادشاهی. کاسه‌ها و سینی‌های بزرگی که به رسم قدیم مالدیو کنده‌کاری شده‌اند، عموماً تحفه‌هایی هستند که برای سلطان می‌بردند.


مولیاژ و مِدهو زیارت
در کنار مسیری که به سمت مسجد قدیم جمعه می‌رود، ساختمان آبی و سفیدی واقع شده که دروازه‌های رنگارنگ دارد. این ساختمان، مولیاژ نامیده می‌شود و در اوایل قرن بیستم، به عنوان قصر سلطان ساخته شده. البته سلطان نتوانست پایش را در این قصر بگذارد و قبل از تمام شدنش، معزول شد. البته جانشینانش از فرصت استفاده کردند و به مدت چهل سال، از این ساختمان به عنوان دفتر ریاست جمهوری استفاده می‌کردند. در کنار ضلع شرقی ساختمان، دروازه‌ی آبی و سفیدی قرار گرفته که مدهو زیارت نامیده می‌شود و ابو البرکات در آن‌جا دفن شده: کسی که در سال ١١٥٣، اسلام را به ماله آورد.


مقبره‌ی محمد تاکوروفانو
در حیاط مسجد کوچکی در مرکز شهر، مقبره‌ی قهرمان ملی مالدیو قرار گرفته؛ شخصی که کشور را از زیر سلطه‌ی پرتقالی‌ها آزاد کرد و از سال ١٥٧٣ تا ١٥٨٥ بر آن حکومت کرد.


زیردریایی وال‌ها
این زیردریایی را البته نمی‌شود جزو دیدنی‌های ماله به حساب آورد، اما گردش با آن، تجربه‌ای هیجان‌انگیز و لذت‌بخش است. گول اسم زیردریایی را هم نخورید؛ این سفر ربطی به تماشای وال‌ها ندارد. قرار است از داخل این زیردریایی، زندگی تمام موجودات زنده‌ی آن دور و بر را تماشا کنید.

ساحل مصنوعی
سواحل غربی ماله، تبدیل به مرکزی تفریحی شده که هم امکانات شنا و موج‌سواری و سایر ورزش‌های آبی در آن فراهم است، هم کافه و رستوران زیاد دارد و هم چند زمین مخصوص هاکی و فوتبال و کریکت. کمی آن‌طرف‌تر، بازار مکاره‌ای برپاست به نام کارناوال مجیدیه که اگر طرفدار بولینگ باشید یا از رستوران‌های ساحل مصنوعی خوشتان نیامده، بد نیست سری به آن بزنید.


بیشتر مغازه‌های فروش سوقاتی در خیابان‌های چاندانه، فاریدهی و ارکید قرار دارند و اکثر مغازه‌های توریستی هم اجناس و قیمت‌هایشان تقریباً مشابه است؛ اما ضرری ندارد که قبل از خرید، داخل چندتا از مغازه‌ها نگاهی بیندازید.
محبوب‌ترین سوغاتی‌های ماله، تی‌شرت‌های رنگارنگ است با دامن لنگی، لباس‌های کتانی، کارت پستال، کتاب‌های مصور و صنایع دستی کوچکی مثل مجسمه‌های کوچک کنده‌کاری شده، جعبه‌های جلا داده شده و ابزار کوچکی که از پوست نارگیل ساخته‌اند. در بازارهای ماله حتی سوقاتی‌هایی از هند و اندونزی و تایلند و سریلانکا هم پیدا می‌شود. روی قیمت‌ها چانه هم می‌شود زد. تازه قیمتی که توی مغازه‌های ماله می‌گویند، از فروشگاه‌های هتل‌ها ارزان‌تر است. هرچند که این اجناس را می‌توانید در دهکده‌های ساحلی، به قیمتی ارزان‌تر تهیه نمایید.


 

دوچرخه
برای گردش در ماله، دوچرخه‌سواری بهترین راه است. عیبش این است که جایی برای اجاره‌ی دوچرخه وجود ندارد. معمولاً اگر از هتل یا مهمان‌خانه‌ای که در آن اقامت دارید بخواهید، می‌توانند یک دوچرخه برای شما فراهم کنند.

تاکسی
همیشه در ماله می‌شود تاکسی خنک و تهویه‌داری پیدا کرد که راننده‌اش مسیرها را به خوبی می‌شناسد. کم پیش نمی‌آید که در مسیرتان خیابان یک‌طرفه یا بسته پیدا شود، پس این که راننده نصف شهر را دور بزند تا به مقصد برسد، چیز عجیبی نیست.


سوار شدن بر زیردریایی وال‌ها و سفر به دنیای زیر آب، برای هر کودکی با هر سن و سالی جذاب است. ساحل مصنوعی با محوطه‌های بازی دور و اطرافش، هم جای خوبی برای شناست و هم برای نوجوان‌ها فرصت مناسبی فراهم می‌کند تا با بچه‌های آن‌جا فوتبال و کریکت بازی کنند. بازی بولینگ و دیگر تفریحاتی که در کارناوال مجیدیه تدارک دیده شده هم معمولاً برای بچه‌ها جذاب است.

سنگاپور؛ پایتخت آسیایی مدرن و مرفه با ترکیب زیبایی از درختان استوایی و آسمان خراش‌های رنگارنگ، پل‌های عابر پوشیده از گل و رودخانه‌ای درخشان با انعکاس برج‌هایی که از میان جنگل سر برآورده‌اند. مستعمره‌ی سابق بریتانیا، از زمان استقلال خود، به یکی از شادترین شهرهای آسیا و مرفه‌ترین شهرهای دنیا با بندرگاهی مهم و پر ترافیک تبدیل شده است.

این سرزمین هرگز زادگاه شیر نبوده، اما معنای سنگاپور در زبان سانسکریت شهر شیر است و سمبل آن، مجسمه‌ی جانوری‌ست با سر شیر و بدنی به شکل ماهی در پارک مرلیون. بیشتر مردم، از سه نژاد چینی، هندی و مالایی‌اند و بیشترشان زبان انگلیسی را خوب بلدند.

سنگاپور آب و هوای گرم و مرطوبی دارد و ساکنان‌اش به رگبارهای کوتاه عصرگاهی عادت دارند. فصل‌های سال، تفاوت محسوسی ندارند و دمای تقریبی هوا در طول شبانه‌روز بین ٢٦ تا ٣٠ درجه‌ی سانتیگراد است.

اگر بتوانید سفر خود را هم‌زمان با یکی از جشنواره‌های بی‌شمار سنگاپور انجام دهید، هیجان بیشتری را تجربه خواهید کرد. جشن سال نوی میلادی در سنگاپور به همان زیبایی است که در هر کشور مسیحی‌نشین دنیا؛ اما به خاطر اکثریت چینی جمعیت سنگاپور، جشن سال نوی چینی که در فوریه برگزار می‌شود، حال و هوای دیگری دارد. هفتمین ماه چینی، مناسبتی دارد شبیه به هالووین که به نام روح گرسنه معروف است و اپرای چینی هم به همراهش اجرا می‌شود. جشن قایق اژدها و جشن فانوس‌ها هم از جشن‌هایی هستند که منظره‌ی سنگاپور را عوض می‌کنند. با توجه به جمعیت پانزده درصدی مسلمانان، عید فطر و عید قربان هم در آن‌جا به زیبایی گرامی داشته می‌شود.

بیشتر مسافران سنگاپور، بعد از اقامت در مالزی، از مسیر زمینی پنج ساعته به آن‌جا سفر می‌کنند. مسافران هوایی، به فرودگاه زیبای چانگی که در فاصله‌ی سی کیلومتری مرکز شهر واقع شده، وارد می‌شوند. این فرودگاه ١٣ کیلومتر مربع مساحت، سه ترمینال اصلی و یک ترمینال مخصوص پروازهای ارزان دارد و در سال ١٩٨٨ به عنوان بهترین فرودگاه جهان انتخاب شد. با تاکسی، لیموزین، شاتل، مترو و اتوبوس می‌شود از فرودگاه به مرکز شهر و از شهر به فرودگاه رفت. استفاده از مترو به‌صرفه‌تر است، اما فراموش نکنید که بین راه، در ایستگاه Tanah Merah باید قطار خود را عوض کنید. برای گشت‌و‌گذار در شهر هم هیچگاه مشکلی نخواهید داشت. بد نیست سوار بر اتوبوس‌های توریستی روباز که Hippo نام دارند بشوید و با توری یک‌روزه، کل شهر را بگردید.

انتخاب هتل در سنگاپور کار آسانی است. می‌توانید طبق سلیقه‌ی خود، هر هتلی که دوست دارید را در هرکجای شهر رزرو کنید؛ در مرکز شهر و محله‌های توریستی، حاشیه‌ی سرسبز و دیدنی شهر یا کنار خلیج مارینا. مهم‌ترین پارامتر انتخاب هتل، هزینه‌ی آن است. از آن‌جا که سنگاپور از گران‌ترین شهرهای دنیاست، هزینه‌ی هتل‌هایش هم -کمابیش- سر به فلک می‌زنند. حداقل هزینه‌ی اقامت در هتلی سه ستاره، حدود شبی ١٢٠ هزار تومان است و محله‌ی چینی‌ها و هند کوچک، ارزان‌ترین هتل‌ها را دارند. اما اگر هزینه برایتان اهمیتی ندارد و دوست دارید اقامتی به‌یادماندنی داشته باشید، استثنایی‌ترین هتل دنیا، هتل Marina Bay Sands را در نظر بگیرید. این هتل که بر بالای سه برج و به شکل کشتی ساخته شده، استخری در ارتفاع ٢٠٠ متری دارد با منظره‌ای بی‌نظیر و البته کمی هم ترسناک! هزینه‌ی اقامت در این هتل، از شبی ٩٠٠ هزار تومان شروع می‌شود.

دیدنی‌های سنگاپور آن‌چنان‌اند که روز و شب، تاثیری در برنامه‌هایتان نخواهد داشت. هر جا که قدم بگذارید، جاذبه‌های توریستی بسیاری در انتظار شماست؛ طوری که از همان روز اول، پیاده‌روی در خیابانهای شیک و چشم‌نواز سنگاپور هم بخش جدانشدنی برنامه‌هایتان خواهد بود. خیابان Marina Bay پر است از مرکزخرید، موزه، رستوران و کافه‌های شلوغ و پرطرفدار که شب‌ها پر از جمعیت‌اند. خیابان Orchard پر است از مرکزخریدهای رنگانگ با مغازه‌هایی از معروف‌ترین برندهای دنیا؛ طوری که بهشت طرفداران خرید نام گرفته. سر زدن به محله‌ی چینی‌ها یا Chinatown هم از برنامه‌هایی است که نباید در سفر فراموش کنید. تمام جزییات آن‌جا، از مردم‌اش گرفته تا سبک خانه‌ها، معبدها، رستوران‌ها، لباس‌ها و لوازم تزیینی، همه برای شما تداعی‌کننده‌ی سفری به چین خواهد بود. اگر از این تجربه لذت بردید، به Little India هم سری بزنید و با فرهنگ و سبک زندگی هندیان مقیم سنگاپور آشنا شوید.

اگر به تفریح و سرگرمی علاقه دارید، جزیره‌ی Sentosa را از دست ندهید. سنتوزا پر است از سرگرمی‌های هیجان انگیز و علاوه بر نمایشی استثنایی از دلفین‌های صورتی‌رنگ، دم غروب در کنار ساحل، نمایشی متفاوت با نورپردازی بی‌نظیر و فراموش‌نشدنی دارد.

سوار شدن بر بلندترین چرخ‌وفلک دنیا، از آن تجربه‌هایی است که نباید از دست دهید. این چرخ‌وفلک سی متری، در خلیج مارینا واقع شده و چشم‌انداز بی‌نظیر از شهر را پیش روی شما پهن می‌کند. اگر از معلق بودن در هوا لذت می‌ببرید، بعد از چرخ‌وفلک، سری به G-MAX Reverse Bungy در محله‌ی Clarke Quay بزنید و سوار یکی از بی‌نظیرترین وسایل تفریحی دنیا شوید؛ یک تاب بزرگ که با سرعت ٢٠٠ کیلومتر در ساعت، در ارتفاع شصت متری می‌چرخد!

شاید برایتان جالب باشد که بدانید با وجود هوای گرم و شرجی سنگاپور، حسرت برف به دل شما نخواهد ماند! شهر برفی سنگاپور با خانه‌های برفی و امکانات اسکی، تیوب‌سواری و خیلی از تفریحات برفی دیگر، هر وقت که دوست داشته باشید، میزبان شماست.

چشیدن غذاهای مخصوص مقصد، همیشه یکی از لذت‌بخش‌ترین قسمت‌های سفر است. سنگاپور با آن که چندان غذای محلی و مخصوصی ندارد، اما پر است از ترکیب‌های خوشمزه و لذیذی از غذاهای چینی و هندی و مالایی که رستوران‌هایی با سرآشپزهای معروف و مهمان‌نوازی چشم‌گیر سرو می‌کنند. البته این‌جور رستوران‌ها قیمت بالایی هم دارند. برای پیدا کردن غذاهای ارزان‌تر، باید به یک Hawker سر بزنید و نه تنها غذاهای خوشمزه‌ی سنگاپوری بخورید، که با سبک زندگی مردم‌اش هم آشنا شوید. هاوکرها بازارهای بزرگی‌اند از ده‌ها غرفه‌ی متنوع، رنگارنگ و خوش عطر و بوی غذا و نوشیدنی. معروف‌ترین هاوکر سنگاپور، LAU PA SAT نام دارد و در محله‌ی CBD واقع شده است.

در سنگاپور، مرکزخریدهای زیادی پیدا می‌شود؛ آن‌قدر زیاد که احتمالاً در سفر خود فرصت سر زدن به تمام آن‌ها را نخواهید داشت و باید با برنامه‌ریزی، به بهترین‌های شهر سر بزنید. مرکزخرید Suntec City واقع در Marina، خیابان Orchard، Marina Square روبه‌روی چرخ‌وفلک سنگاپور با برندهای مشهور، Bugis Junction واقع در خیابان Victoriaو مرکزخرید Mustafa، از بهترین‌های سنگاپورند.

اگر فرصت داشتید، تماشای پارک پرندگان، پارک سافاری، باغ ارکیده، باغ گیاه‌شناسی و البته تجربه‌ی قایق‌رانی در رودخانه‌ی سنگاپور را هم فراموش نکنید.


 تاریخ سنگاپور، به قرت یازدهم میلادی باز می‌گردد. در قرن چهاردهم، این جزیره به صورت بندر مهمی درآمد، اما اوایل قرن هفدهم میلادی، بعد از یک جنگ مختصر به کلی ویران شد. تاریخ جدید سنگاپور از سال ١٨١٩ میلادی شروع می‌شود؛ وقتی که سر استمفورد رفلز انگلیسی، یک بندرگاه انگلیسی در این جزیره برپا کرد. حکومت استعماری انگلستان باعث گسترش سنگاپور شد و حال و هوای تازه‌ای به شهر داد؛ بعد از مدتی، این‌جا تبدیل شد به مرکز خطوط تجاری میان چین و هندوستان، مرکز تجاری آسیای جنوب شرقی و یک شهر پر اهمیت بندری.

طی سال‌های جنگ جهانی دوم، سنگاپور را ژاپنی‌ها فتح کردند و از سال ١٩٤٢ تا ١٩٤٥ حکومت آن را به دست گرفتند. جنگ که تمام شد، حکومت سنگاپور دوباره به دست انگلیسی‌ها افتاد، با این تفاوت که اجازه می‌دادند دولت را خود سنگاپوری‌ها تشکیل دهند. بعد هم که در سال ١٩٦٣ سنگاپور با دولت مالزی حکومت متحدی را تشکیل داد. این اتحاد البته به خاطر ناآرامی‌های اجتماعی و اختلاف بین دولت‌مردان سنگاپور و مالزی چندان طولی نکشید و سرانجام در سال ١٩٦٥، جمهوری مستقل سنگاپور تشکیل شد.

دولت سنگاپور به دلیل مشکلات بیکاری و کمبود مسکن، برنامه‌هایی برای نوسازی و رونق دادن به صنعت کشور تدارک دید و به ساخت و ساز خانه‌های دولتی پرداخت؛ به طوری که از زمان استقلال، اقتصاد سنگاپور هر سال حدود نه درصد گسترش می‌یابد. تا سال ١٩٩٠، کشور سنگاپور تبدیل شد به یکی از مرفه‌ترین کشورهای جهان با اقتصاد بازار آزاد توسعه یافته، روابط تجاری بسیار قوی و بالاترین سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی آسیا بعد از کشور ژاپن.


 بهترین وقت سفر

سنگاپور به خاطر جشنواره‌های متعددی که در آن برگزار می‌شود، در تمام فصول سال برای مسافران سرگرم‌کننده است. خود سنگاپوری‌ها این مثل را دارند که هر وقت از خانه بیرون بروی، به جشن یا کارناوالی برمی‌خوری؛ از جشنواره‌های مد گرفته تا فیلم و غذا و هر چیز دیگری که فکرش را بکنید.

سنگاپور به خاطر نزدیکی به خط استوا، هوای گرم و مرطوبی دارد و دمایش هیچ وقت پایین‌تر از ۲۰ درجه‌ی سانتی‌گراد نمی‌آید. دمای تابستان و زمستانش هم آن‌قدری با هم فرق ندارند؛ ماه‌های زمستان، باران زیاد می‌بارد و به همین خاطر، دمای هوا کمی پایین‌تر است، اما نه آن‌قدر که بر روی صنعت توریسم کشور تاثیر خاصی بگذارد. شلوغ‌ترین وقت سال در سنگاپور، زمان تعطیلات مدارس است و برخی از جشنواره‌های مهم بین‌المللی.


 سنگاپور دو جاذبه‌ی برتر توریستی دارد: یکی چرخ و فلک سنگاپور است که با ارتفاع ١٦٥ متر، در کنار خلیج مارینا واقع شده و بلندترین چرخ و فلک جهان محسوب می‌شود؛ دیگری، مارینا بی سندز است: مجموعه‌ای دیدنی از مرکزخریدهای متنوع، کلاب، رستوران، موزه، و البته هتل استثنایی سندز اسکای پارک هتل. این هتل، سه ساختمان دارد که با سقفی به شکل کشتی به هم متصل‌اند و البته ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود: بر روی این سقف، امکانات تفریحی متنوعی وجود دارند؛ از جمله استخری بسیار زیبا و استثنایی.
آسمان‌خراش‌های مدرن سنگاپور در خیابان‌های تمیز، ترکیب فرهنگ‌های چینی، مالایی و هندی با آب و هوای گرمسیری، غذاهای خوش‌مزه، بازارهای پر و پیمان و شب‌های شلوغ و پرهیاهو، از سنگاپور شهری ساخته مطابق با سلیقه‌ی هر توریستی که به آن‌جا سفر می‌کند.

چرخ و فلک سنگاپور
بزرگترین چرخ و فلک جهان، بر روی پایانه‌ای سه طبقه پر از مغازه، بار و رستوران قرار گرفته و نمای زیبایی از شهر دارد.
چرخ و فلک سنگاپور، ٢٨ کابین با تهویه‌ی مطبوع دارد که هر کدام ظرفیت ٢٨ نفر را دارند؛ تا ارتفاع ١٦٥ متری بالا می‌رود و هر دور کامل آن، ٣٧ دقیقه طول می‌کشد.

موزه‌ی تمدن آسیا
این موزه آثار بسیار زیادی از تمدن آسیا را به معرض نمایش گذاشته و مانند جواهری در میان موزه‌های میراث ملی می‌درخشد. سالن ورودی موزه با عکس‌های پروژکتوری پوشیده شده و در انتهای آن پرده ای قرار دارد که برای ورود به موزه باید از میان آن بگذرید.

اسپلانده
این گنبدهای دوقلوی نقره‌ای که از زیباترین دیدنی‌های سنگاپورند، برای رقابت با خانه‌ی اپرای سیدنی ساخته شده‌اند. دو گنبد شیشه‌ای، با یک لایه از فلز پوشیده شده‌اند و در طراحی و ساخت آن‌ها از مدل‌های آسیایی استفاده شده است.
داخل ساختمان، علاوه بر سالن تئاتر، چند رستوران و کتابخانه‌ی بزرگی وجود دارد و بازدید از آن، مجانی است.
نشانی اینترنتی: www.esplanade.com

موزه‌ی ملی سنگاپور
این موزه در ساختمانی مربوط به قرن نوزدهم میلادی جای گرفته است و زیباترین مشخصه‌ی ساختمانش، بخش گنبد‌دار بازسازی شده‌ای است که از ٥٠ قطعه‌ی هنری از جنس شیشه‌ی رنگی ساخته شده است.
این موزه بر تاریخ، فرهنگ و شکوه سنگاپور تمرکز دارد.
نشانی اینترنتی: www.nationalmuseum.sg

موزه‌ی تمبرشناسی سنگاپور
در این موزه، مجموعه‌ی نفیسی از تمبرهای سنگاپور و جهان گردآوری شده و به معرض نمایش گذاشته شده است.
نشانی اینترنتی: www.spm.org.sg

معبد سری ماریام‌مان
این معبد هند جنوبی با طرح دراویدینی، قدیمی‌ترین معبد هندوی سنگاپور است که در سال ١٨٢٧ توسط ناریانا پیلای ساخته شد. ساختمان معبد با مجسمه‌هایی از خدایان اسطوره‌ای تزیین شده و داخل آن هم زیارتگاه‌های بسیاری وجود دارد. معروف‌ترین این زیارتگاه‌ها به الهه‌ی ماریام‌مان اختصاص دارد.

هتل رافلس
ممکن است با دیدن ساختمان عظیم و باشکوه این هتل باور نکنید؛ اما حقیقت این است که هتل رافلس در ابتدا یک خانه‌ی ییلاقی مختصر ده خوابه بود که به مرور زمان توسعه یافت و تبدیل شد به عمارتی که امروز می‌بینید. هتل رافلس در سال ١٨٨٧ توسط دو برادر ارمنی به نام سارکیس ساخته شد و آن را به افتخار کاشف شهر سنگاپور، سر توماس استمفورد بینگلی رافلس، نام‌گذاری کردند.
هتل رافلس را به عنوان نمادی از شکوه و عظمت شرق می‌شناسند و نویسندگان بزرگی چون ژوزف کنراد و سامرست موآم نیز در آثارشان از آن نام برده‌اند.
لابی هتل یکی از پرطرفدارترین مکان‌های توریستی سنگاپور است.


 پارک قلعه‌ی کانینگ
پارک قلعه‌ی کانینگ، تنها نقطه‌ی طبیعی این منطقه به شمار می‌رود و هوای خنک و دلپذیری دارد. ورودی پارک، گذرگاهی با طرح گوتیک دارد که در واقع، سنگ قبرهای گورستان مسیحیان قدیمی است که در دیوارهای آجری جاسازی شده‌اند. این پارک، بخش‌های مختلفی دارد که یکی از جالب‌ترین آن‌ها، باغ ادویه‌ای است که در کنار باغ گیاه‌شناسی قرار گرفته. در زیر سایه‌بانی از برگ‌های نخل، می‌توانید هر جور ادویه‌ای که دوست دارید را امتحان کنید و از روی برچسب آن‌ها هم اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
هر سال، جشنواره‌های مختلفی از قبیل فیلم، رقص و موسیقی در این پارک برگزار می‌شوند.

پولو اوبین
جزیره‌ای جنگلی است که با قایق، بیشتر از ١٥ دقیقه از سنگاپور فاصله ندارد، اما کافی است بر آن قدم بگذارید تا وارد زمانی دیگر بشوید! سنگاپوری‌های ساکن این جزیره‌ی کوچک و دیدنی، به رسم و رسوم سنتی خود بسیار پایبندند و علاوه بر آن، طبیعت زیبای جزیره با مرداب‌ها و درختان انبوه‌اش، بسیار دیدنی است. جزیره‌ی پولو اوبین با مسیرهای مخصوص پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری، میزبان دوستداران طبیعت و دوچرخه‌سواران کوهستانی است.


 توجه داشته باشید که واحد پول سنگاپور، دلار سنگاپور است؛ پس اگر جایی قیمت را به دلار دیدید، حواستان باشد که منظور، دلار سنگاپور است و نه دلار آمریکا یا کانادا. با استاندارد کشورهای آسیایی، سنگاپور کشور گرانی است، اما نه آن‌قدر که نگران بشوید. به هر حال بعد از غذا خوردن، خرید کردن دومین تفریح در سنگاپور محسوب می‌شود. شهر، پر از مرکزخریدهای بزرگ و امروزی است و تقریباً می‌شود گفت صنایع دستی و این‌جور چیزها ندارد و تمام اجناس‌اش، وارداتی هستند.

خیابان اورکارد
اگر بخواهید در سنگاپور خرید کنید، بی بروبرگرد باید سری به خیابان اورکارد بزنید که مهم‌ترین مرکزخریدهای سنگاپور را در خودش جای داده است. جشنواره‌ی خرید سالیانه‌ی سنگاپور هم در این خیابان، حال و هوای دیگری دارد. بعضی از مهم‌ترین مرکزخریدهای خیابان اورکارد، در ادامه معرفی می‌شوند.

فار ایست پلازا
بهترین جا برای خرید لباس‌ها و زیورآلات منحصربه‌فرد است و بیشتر وقت‌ها، پر از نوجوان‌هایی است که آن‌جا پرسه می‌زنند.

ایون پلیس
در سال ٢٠٠٩ افتتاح شده و یکی از بزرگ‌ترین مرکزخریدهای سنگاپور است؛ چهارطبقه دارد که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن پیدا می‌شود و خیلی از برندهای مهم اروپایی مثل لویی ویتون در آن شعبه دارند. مغازه‌های نزدیک در ورودی مرکزخرید، اغلب جنس‌های ژاپنی دارند و قیمت‌هایشان پایین‌تر است. طبقه‌ی چهارم این مرکزخرید هم گالری هنری بزرگی برپاست.

لاکی پلازا
مغازه‌های پر و پیمان طبقه‌ی اول لاکی پلازا که از زمین تا سقف‌شان پر است از وسایل الکترونیکی هیجان‌انگیز، دیر یا زود هر مسافری را به خود جذب می‌کنند. با این حال، تنها در صورتی به قصد خرید به آن‌جا بروید که جنس مورد نظر خود را خوب بشناسید. طبقه‌ی دوم این مرکزخرید هم پر است از سوغاتی‌هایی با قیمت مناسب که بد نیست پیش از پایان سفر، چمدان‌تان را در آن پر کنید.


 رفت و آمد در سنگاپور آسان است و قیمت چندانی هم ندارد. تاکسی زیاد راحت پیدا نمی‌شود، اما کرایه‌ی مناسبی دارد و اتوبوس‌ها هم معمولاً در خیابان‌ها رفت و آمد می‌کنند. اتوبوس‌ها راحت و تمیزند و سر وقت می‌آیند و می‌روند. تراموا و سه‌چرخه‌های توریستی هم از دیگر گزینه‌های ممکن برای رفت و آمد در شهرند؛ اما اگر اهل دوچرخه‌سواری هستید، به شما پیشنهاد می‌کنیم که برای رفت و آمد در شهر، یک دوچرخه کرایه کنید و به همه‌جای شهر سر بزنید.

مترو
سیستم متروی سریع‌السیر سنگاپور، تقریباً هر جایی را که ممکن است توریست‌ها به آن سر بزنند، پوشش می‌دهد و کرایه‌ی ارزانی هم دارد. قسمت عمده‌ی حمل و نقل درون‌شهری سنگاپور، توسط مترو انجام می‌شود. متروی سنگاپور به سیستم بلیت الکترونیکی مجهز است و استفاده از آن بسیار آسان. یک سفر تکی با مترو، بسته به طول مسیر، بین یک تا دو دلار هزینه دارد و اگر در پایان سفر هم از بلیت‌تان استفاده نکرده باشید، می‌توانید با برگرداندن بلیت به دستگاه خودکار فروش بلیت، پول‌تان را پس بگیرید.

اتوبوس
اتوبوس‌های سنگاپور، چهارگوشه‌ی شهر را به هم وصل می‌کنند، اما رفت و آمد با آن‌ها، از مترو کندتر و غیرقابل اعتمادتر است. هرچند که بر خلاف مترو، مسافت‌ها را از روی زمین می‌پیمایید و منظره‌ی شهر جلوی چشم‌تان خواهد بود. کرایه‌ی اتوبوس، توسط دستگاه خودکار و به صورت سکه دریافت می‌شود، اما تعرفه‌ی کرایه‌ها کمی پیچیده است و بد نیست قیمت بلیت مسیر خود را از راننده بپرسید تا مطمئن شوید.
جمعه‌ها و شنبه‌ها بعد از نیمه‌شب و شب‌های قبل از تعطیلات، هفت خط اتوبوس شبانه راه می‌افتد که هر بیست دقیقه یک بار حرکت می‌کنند و برای رفت و آمد، بسیار مفیدند.

تاکسی
تاکسی‌های سنگاپور از تاکسی‌متر استفاده می‌کنند و کرایه‌هایشان معمولاً مناسب تمام می‌شود، اما به طور کلی در سنگاپور زیاد تاکسی پیدا نمی‌شود. جز آخر هفته‌ها و ساعت‌های اوج ترافیک در روزهای کاری، کرایه‌ی رفت و آمد با تاکسی در شهر، بیشتر از ده دلار نمی‌شود. اگر سه یا چهارنفری سفر می‌کنید، تاکسی گرفتن هم هزینه‌ی شما را کاهش می‌دهد و بعید هم نیست که سریع‌تر به مقصد برسید.

تریشا
سه‌چرخه‌ای است که از آن به عنوان تاکسی استفاده می‌کنند و به‌خصوص در کنار رودخانه و در محله‌ی چینی‌ها طرفدار زیاد دارد. سوار شدن بر تریشا بیشتر به عنوان یک تفریح توریستی است و نمی‌شود برای پیمودن مسیرهای طولانی به آن‌ها تکیه کرد. کرایه‌ی مسیرهای کوتاه با تریشا بین ده تا بیست دلار است و می‌‌توانید با پرداخت پنجاه دلار، یک ساعت با آن گردش کنید.


 تقویم سنگاپوری‌ها پر است از جشنواره‌ها و فستیوال‌های مختلفی که در تمام طول سال برگزار می‌شوند؛ از مناسبت‌های مذهبی و ملی گرفته تا برنامه‌ی فرهنگی و تبلیغاتی. تاریخ مناسبت‌های مذهبی در سنگاپور، اغلب با تقویم قمری مشخص می‌شوند و سایر برنامه، بیشتر اوقات در تقویم میلادی ثبت شده‌اند.

پونگال
جشن چهار روزه‌ی برداشت محصول است که در ماه ژانویه، اهالی جنوب هند آن را برگزار می‌‌کنند. معبد سری ماریامان و محله‌ی هند کوچک، مهم‌ترین میزبانان این جشن‌اند.
رسم است که در این مراسم، مردم با پرسیدن «پال پونگیتها» از هم احوال‌پرسی می‌کنند که معنایش می‌شود: آیا شیر در خانه‌ی شما جوشیده است؟ این جمله به پذیرایی مخصوص این جشن برمی‌گردد: شیرینی‌های برنجی کوچکی که در شیر جوشیده تعارف می‌شوند و نشانه‌ای از سخاوت‌اند.

سال نوی چینی
محله‌ی چینی‌ها در سنگاپور، در ماه فوریه میزبان رویدادی دیدنی و هیجان انگیز است. چینی‌ها با رقص اژدهاهای عظیم، رژه و عیدی دادن به کوچک‌ترها، به استقبال سال نو می‌روند. برگزاری مراسم آتش‌بازی‌ و برپا کردن دکه‌های خیابانی هم در این روز معمول است.

چینگای
بزرگ‌ترین کارناوال سنگاپور، بیست‌ودو روز بعد از جشن سال نوی چینی برگزار می‌شود و راه‌پیمایی پرهیجانی است با تفریحات فرهنگی مختلف و نمایش‌های حیوانات و آتش‌بازی و این‌جور چیزها.
نشانی اینترنتی: www.chingay.org.sg

جشنواره‌ی موسیقی موزاییک
برنامه‌ی ده روزه‌ای است که هر سال در ماه مارس در سنگاپور برگزار می‌شود و اجراهایی از سبک‌های مختلف موسیقی بین‌المللی دارد. سالن تئاتر اسپلنید، میزبان این جشنواره است.
نشانی اینترنتی: www.mosaicmusicfestival.com

جشنواره‌ی مد سنگاپور
هرچند که به پای هفته‌ی مد پاریس نمی‌رسد؛ اما بهترین جشنواره‌ی مد در جنوب شرقی آسیاست و در آن، طراحان منطقه و نام‌های آشنای بین‌المللی نمایش می‌دهند. جشنواره‌ی مد سنگاپور هر سال به مدت دو هفته در ماه مارس برگزار می‌شود.

جشنواره‌ی جهانی شکم‌پرستی
جشنواره‌ی غذاهای سنگاپور، هر سال از اواخر ماه مارس شروع می‌شود و یک ماه ادامه خواهد داشت.
نشانی اینترنتی: www.worldgourmetsummit.com

جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم
هر سال در ماه آوریل برپا می‌شود و میزبان فیلم‌سازانی از سراسر دنیاست.

حراج بزرگ سنگاپور
جشنواره‌ی خرید مخصوص سنگاپور با حراج‌های ریز و درشت، هر سال از اواخر ماه مه تا اوایل ماه ژوییه برگزار می‌شود.

روز ملی سنگاپور
روز نهم ماه آگوست هر سال، بهانه‌ای برای مردم سنگاپور است تا با لباس‌های ملی خود در خیابان‌ها رژه بروند.

این‌جا پایتخت سرزمین شگفتی‌هاست. دهلی که هندوستان کوچک نیز نامیده می‌شود، یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان به شمار می‌رود. حتی با وجود ظاهر مدرن و تازه‌ای که این روزها از خودش نمایش می‌دهد، اما روح باستانی شهر همه‌جا به چشم می‌آید. روحی باستانی که از میان ‌سال‌ها تاریخ و هنر مشرق زمین و خاطره‌ی جنگ‌های پر سر و صدا برخاسته؛ دهلی یازده بار در طول تاریخش ویران و دوباره ساخته شد تا به شهر دوگانه‌ی مدرن-سنتی امروزی رسیده است.

شاید بهترین فصل آب و هوایی برای سفر به دهلی، بهار باشد اما باز هم شرایط مطبوع نیست. هوا گرم و شرجی است و اگر جایی بدون کولر باشید، گرمای هوا اذیت‌ می‌کند. هوای دهلی در تابستان‌ها، گرم؛ پاییز پر از بارندگی و زمستان‌ها هم تا نزدیکی صفر درجه‌ی سانتی‌گراد سر می‌شود. شاید شلوغ‌ترین وقت از لحاظ تعداد توریست‌ها، حوالی ژانویه باشد که تعطیلات است و چندتایی جشن و جشنواره هم بر پاست. بهتر است بلافاصله بعد از مشخص‌شدن زمان سفرتان، رزرو نهایی هتل را نیز انجام دهید تا مجبور نباشید زیر بار هر انتخابی بروید. اگر همراه با کودکان سفر می‌کنید، نسبت به امکانات هتل حساس‌تر باشید، گرمای هوا و حشره‌های مزاحم ممکن است سفر را برای شما و کودک‌تان تلخ کند.

فرودگاه دهلی، فرودگاه بین‌المللی گاندی، در غرب شهر واقع شده و با افتتاح ترمینال‌های جدید به آن، در حال تبدیل‌شدن به یکی از پیشرفته‌ترین فرودگاه‌های جهان است. رفت و آمد به فرودگاه گاندی به طور مرتب با اتوبوس، مترو و تاکسی انجام می‌گیرد. تاکسی‌ها از تاکسی‌متر استفاده می‌کنند ولی اگر از قبل نسبت به مسیرتان آگاهی نداشته باشید، هیچ بعید نیست مبلغ بیشتری از مسافر بخواهند. رفت و آمد با مترو کار سختی نیست. متروی دهلی از پنج صبح تا یازده شب فعال است و یک خط مستقیم از فرودگاه به مرکز شهر دارد و در ازای کم‌تر از صد روپیه و در عرض بیست دقیقه، مسافران را به ایستگاه اصلی متروی دهلی می‌رساند.

اتوبوس‌های فرودگاه را دو تا شرکت حمل و نقل سازمان‌دهی می‌کند که هر کدام در مسیرهای به خصوصی رفت و آمد دارند. اتوبوس‌ها هر نیم ساعت یک بار از فرودگاه حرکت می‌کنند و تا به مرکز شهر برسند نزدیک به پنجاه دقیقه زمان احتیاج دارند.
پایتخت شلوغ هند، ترافیک زیاد دارد. برای رفت و آمد در شهر بهتر است یا نزدیک به مکان‌های توریستی هتل بگیرید که پیاده هم بتوانید در اطراف بگردید و یا این‌که همان اول ورود یک نقشه‌ی مترو تهیه کنید. متروی دهلی یکی از بهترین وسایل حمل و نقل برای خود محلی‌ها و مسافران است. هم گرمای هوا را کم‌تر احساس می‌کنید، هم پول کم‌تری می‌پردازید و هم در ترافیک نمانده‌اید.

قلعه‌ی ‌سرخ یکی از تماشایی‌ترین جاهای هند است که در دهلی قرار دارد. قلعه‌ای اسرارآمیز و بسیار بزرگ که از خاک سرخ و به دستور شاه‌جهان، امپراتور سلسله‌ی گورکانیان هند ساخته شده. شاه جهان همان کسی است که تاج‌محل را نیز در آگرا ساخت و پس از آن به خاطر انتقال قدرتش به دهلی، دستور طراحی این قلعه را در شهر جدید صادر کرد. قلعه‌ی سرخ چند دیوان، دروازه، تالار و باغ دارد که تمام بخش‌های آن در صورت تهیه‌ی بلیت قابل بازدید کردن است. با این‌که معماری این بنا به تنهایی خیره‌کننده است، ولی اگر راهنمای مناسب داشته باشید یا نمایش نور و صدای قلعه را که ساعت هفت و نیم هر شب اجرا می‌شود ببینید، با تکه‌هایی از تاریخ هند نیز آشنا خواهید شد.

مسجد جهان‌نما یا مسجد جامع دهلی یکی دیگر از بناهایی است که به دستور شاه‌جهان ساخته شده؛ در دهلی قدیم قرار گرفته و اطراف آن را بخش مسلمان‌نشین دهلی تشکیل می‌دهد. این مسجد دو تا مناره دارد که بیش از چهل متر ارتفاع دارند، گنبدهایش مرمری‌اند و یکی از باشکوه‌ترین مساجد جهان اسلام است. در معماری مسجد جهان‌نما نشانه‌های پررنگی از معماری ایرانی به چشم می‌خورد، ولی هیچ بنایی در دهلی به اندازه‌ی آرامگاه همایون، آرامگاه دومین پادشاه سلسله‌ی گورکانیان، تحت تاثیر معماری ایرانی نیست. بعد از مرگ همایون، به دستور ملکه، آرامگاه همایون با الهام از چهارباغ اصفهان در قلب دهلی ساخته شد. با الهام از این بنا، آرامگاه خان‌خانان و همسرش را نیز در نزدیکی همین مقبره و با الهام از همین بنا ساخته‌اند. آرامگاه خان‌خانان هم در میان باغی بزرگ قرار گرفته که از میان آن نهرهای زیادی می‌گذرد.

نزدیک به این آرامگاه‌ها، مقبره‌ی صوفی بزرگ هند، خواجه‌نظام‌الدین اولیاء قرار گرفته. آرامگاه خواجه نظام‌الدین هر سال در روز خاصی میزبان مریدان وی و مسلمانانی است که برای توسل به او به آن‌جا می‌آیند؛ امیرخسرو دهلوی نیز که یکی از مریدان مشهور خواجه نظام‌الدین بود، در همین آرامگاه دفن شده است.

روبه‌روی قلعه‌ی سرخ، بازار بزرگ چندی‌چوک را فراموش نکنید. این بازار سنتی که بازار اصلی شهر دهلی به حساب می‌آید، به دستور دختر شاه‌جهان و به دست سازندگان تاج‌محل و قلعه‌ی سرخ ساخته شد. چندی‌چوک به معنی میدان نقره، دارای سراچه‌های بسیاری است که اجناس هندی در آن‌ها پیدا می‌شود. پارچه‌ها و لباس‌های ساری با رنگ‌های تندشان، ادویه‌ها و عطرهای جورواجور، بدلیجات و صندل‌های چرمی و خیلی چیزهای خوش رنگ و بوی دیگر که می‌تواند سوغات خوبی هم باشد.

صنعت طلای هند در جهان معروف است، سرای طلافروشی در چندی‌چوک نیز یکی از بزرگ‌ترین بازارهای طلا در هند است. دستبندها و گوشواره‌های طلایی که با مینا و صدف تزئین شده‌اند، یکی از پرطرفدارترین اجناس این بازار برای توریست‌ها هستند.

بناهای شگفت‌انگیز ساخته شده به دست مسلمانان در دهلی خیلی بیشتر از آن چیزهایی است که بشود در مدت زمانی کوتاه بازدید کرد؛ یکی دیگر از معروف ترین‌ها، بلندترین بنای آجری جهان، مناره‌ی قُطُب است که بیشتر از هفتاد متر ارتفاع و چهارصد پله دارد. این بنا در کنار مسجد قطب اسلام در جنوب شهر دهلی واقع شده.

به جز مسلمانان، هندوها نیز در تاریخ این سرزمین خیلی به چشم می‌آیند؛ معبد آکشاردام که بزرگ‌ترین معبد هندوها در جهان است، در دهلی ساخته شده و ساختمان تماشایی و پر زرق و برقی دارد. ورود به آن آداب عمومی مانند مسجد را دارد و در بعضی از قسمت‌ها اجازه‌ی عکاسی به توریست‌ها داده نمی‌شود.

دهلی با توجه به وسعتش، پارک و باغ هم کم ندارد. پارک دهلی روزهای یک‌شنبه پاتوق هندی‌هایی است که تعطیلات را می‌خواهند همراه خانواده بگذرانند. این پارک زمین بازی مخصوص کودکان و چندین رستوران دارد و برای بچه‌ها جایی دوست‌داشتنی خواهد بود. در پارک آهو نیز با تماشا و غذا دادن به آهوهای مشهور هندی به بچه‌ها خیلی خوش می‌گذرد؛ البته به شرطی که هوا خیلی گرم نباشد!

اگر یک شهر در دنیا باشد که می‌توانید یک سال تمام در آن هر روز غذای غیرتکراری بخورید، پایتخت هند است. تنوع ملیت‌های مختلف با فرهنگ‌های و دین‌های متفاوت، باعث شده ذائقه‌های غذایی متفاوتی نیز در این کشور به وجود بیاید. از آجیل‌هایی بوداده با ادویه‌های مختلف گرفته تا کباب‌های لذیذ دهلی، از مزه‌هایی است که هیچ‌وقت از یاد نمی‌برید. در هند حتی بستنی فلفلی هم پیدا می‌کنید، شاید برای همه دوست‌داشتنی نباشد ولی طرفدارهای زیادی از همه جای دنیا می‌آیند این‌جا که بستنی چیلی بخورند. بیشتر غذاهای هندی همراه با برنج سرو می‌شود و کنار غذای اصلی چند مدل مزه و چاشنی مثل سمبوسه یا سس‌های سبزیجات مختلف می‌چینند.

شاید همین ضیافت عطرها و طعم‌هاست که باعث می‌شود تا مدت‌ها بعد از دیدن دهلی، مزه‌ی این دیدار باقی بماند.


 

تاریخچه

دهلی همیشه پایتخند هند نبوده، اما از آن‌جا که شهری مرزی و در مسیر راه آسیای جنوب شرقی و مرکزی است، در تاریخ این کشور همیشه نقشی اساسی بر عهده داشته است. یک اعتقادی هم هست که این‌جا، محل شهر باستانی ایندراپراستا بوده که در مهابهاراتا سه هزار سال پیش حرفش بوده. از آن‌طرف، شواهد و مدارک تاریخی نشان می‌دهند که این شهر بیشتر از دو هزار و پانصد سال قدمت ندارد. حالا دیگر خودتان می‌دانید که کدام حرف را باور کنید و کدام را نه.
دست کم هشت شهر شناخته شده دور و بر دهلی پیدا شده که در دوره‌های مختلف ساخته بودند. آخری‌شان هم دهلی‌نویی بود که توسط انگلیسی‌ها ساخته شد. چهارتا شهر اول، در جنوب دهلی و نزدیک مناره‌ی قطب قرار گرفته‌اند. پنجمی، اسمش فیروزآباد بود و فیروز شاه نامی دستور ساختش را داده بود. زمان پادشاهی شِر شاه، پنجمی را در پورانا کیلا ساختند. شاه جهان، امپراتور گورکانی در قرن هفدهم میلادی، داد هفتمی را بسازند و بعدش هم به این نتیجه رسید که خوب است پایتخت را از آگرا به آن‌جا منتقل کنند.
در قرن دوازدهم، چائوهان‌ها قدرت را به دست گرفتند و دهلی را تبدیل کردند به تاثیرگذارترین مرکز آیین هندو در شمال هند. اما قطب‌الدین ایبک که در سال ١١٩٣ شهر را تصرف کرد، سنت اسلامی را در این شهر پایه گذاشت که شش قرن طول کشید. در سال ١٨٠٣ که بریتانیا دهلی را تصرف کرد، حکومت خودش را در آن‌جا برقرار کرد. آن موقع البته دهلی پایتخت نبود، اما برای خودش یک مرکز تجاری درست و حسابی بود. سال ١٩١١ هم که بریتانیایی‌ها بالاخره پایتخت را از کلکته منتقل کردند به دهلی و به قول خودشان، تصمیم گرفتند طوری دهلی نو را بازسازی کنند که خورشید هیچ وقت در آن‌جا غروب نکند. این بازسازی تمام نشده بود که شهر را در سال ١٩٣١ رسماً افتتاح کردند. حالا این که شهری با این همه قدمت را چطوری می‌شود رسماً افتتاح کرد، ما نمی‌دانیم. به هر حال شانزده سال بعدش دست بریتانیایی‌ها از حکومت هند کوتاه شد و دهلی شد پایتخت هند آزاد و مستقل.
از زمان استقلال هند، دهلی به عنوان پایتخت این کشور مدرن، کلی پیشرفت کرده و تبدیل شده به شهری شلوغ با موقعیت اقتصادی خوب و البته ترافیک زیاد.


 

آب و هوای دهلی یک نسخه‌ی غیر معمول از آب و هوای نیمه گرمسیری است. تابستان‌ها، تحت تاثیر هوای بیابان‌های راجستان، طولانی و گرم است و گاهی توفان‌های شن و ماسه هم به راه می‌افتد. در عوض زمستان‌ها به خاطر سرمای هیمالیا دمای هوا پایین می‌آید و -باور بکنید یا نه- اهالی شهر بخاری‌هایشان را بیرون می‌آورند.


 

بیشتر جاذبه‌های گردشگری دهلی در دهلی قدیم و دور و بر میدان کونوت واقع شده‌اند.
روزهای یک‌شنبه و ترافیک کمترشان، بازدید از بناهای تاریخی و جاذبه‌های گردشگری را راحت‌تر می‌کنند، به شرط این که اول وقت و قبل از سرازیر شدن جمعیت به آن‌جا بروید. خیلی از این بناها روزهای دوشنبه تعطیل‌اند.
بلیت ورودی اکثر جاهای دیدنی را می‌شود هم به روپیه پرداخت و هم به دلار.

قلعه‌ی سرخ
از این قلعه‌ی بزرگ، امروزه تنها بنایی متروکه و نیمه‌ویران باقی مانده. قلعه‌ی سرخ را شاه جهان از ماسه‌سنگ ساخته و می‌گویند وقتی سوار بر فیل، از دروازه‌ی قلعه وارد خیابان‌های دهلی قدیم می‌شد، عظمتی داشت که نشانه‌ی جلال و شکوه و قدرتش بود. شاه جهان، ساخت این قلعه‌ی بزرگ را در سال ١٦٣٨ آغاز کرد و در سال ١٦٤٨، این کار را به پایان رساند. البته هیچ وقت نتوانست پایتختش را به طور کامل از اگرا به این‌جا منتقل کند، چون پسر نمک‌نشناسی داشت که داد او را برکنار کنند و در قلعه‌ی آگرا زندانی‌اش کرد.
این بنا، از تالارها، ایوان‌ها و ساختمان‌های مختلف خصوصی و عمومی باشکوه و زیبا تشکیل شده است.

دروازه‌ی لاهور
دروازه‌ی اصلی دروازه‌ی قلعه است و روبه‌روی لاهور در پاکستان قرار گرفته. این دروازه، نماد قدرت دهلی مدرن است، زیرا در خلال جنگ‌های استقلال علیه ارتش بریتانیا، آرزوی مردم هند بود که افراشتن پرچم کشور خودشان را بر فراز این دروازه ببینند؛ آرزویی که در سال ١٩٤٧ تحقق یافت.
از این دروازه که وارد قلعه شوید، به دالان سرپوشیده‌ای هدایت خواهید شد که اسمش را گذاشته‌اند چاتا چوک که معنی‌اش می‌شود بازار سرپوشیده. در مغازه‌های این‌جا، زمانی جواهرات، ابریشم و طلا می‌فروختند به امید این که مورد پسند اعضای خانواده‌ی سلطنتی قرار بگیرد؛ امروزه هم دست‌فروش‌ها سوقاتی‌های ارزان‌قیمت دهلی را در آن‌جا به نمایش گذاشته‌اند.
دیوان عام و دیوان خاص، از دیگر قسمت‌های این قلعه‌اند. دیوان عام، همان‌طور که از نامش پیداست، تالاری برای بارعام پادشاه بوده و دیوان خاص، تالاری اعیانی برای برگزاری جلسات مهم و خصوصی به شمار می‌رفت.

راج پَت
راج پَت یا راه همایونی، مسیر عریضی است که توسط معمار انگلیسی ادوین لوتین ساخته شده و هر سال در روز بیست و ششم ژانویه، میزبان رژه‌های روز جمهوری است.

مقبره‌ی همایون
همایون دومین پادشاه امپراتوری گورکانیان بود که پس از پانزده سال پناهندگی در دربار ایران، توانست به کمک شاه طهماسب اول تاج و تخت خود را پس بگیرد و به هند برگشت. اما عمرش به دنیا نبود و تنها چند ماه طول کشید تا به خاطر سقوط از پله‌های کتابخانه‌اش فوت کند. این آرامگاه باشکوه به دستور همسر همایون، حمیده بانو بیگم که در ایران با معماری ایرانی آشنا شده بود ساخته شد. بنا از مقابر ایرانی و فضای چهار باغ الهام گرفته و اولین باغ به این سبک در هندوستان به شمار می‌رود.

مناره‌ی قطب
این مناره‌ی عظیم، از اولین بناهای عظیم هند و از نمونه‌های بارز معماری هندو- اسلامی است. تزئینات روی این مناره بی‌نظیر است و یک ستون مرموز از فلزی ناشناخته هم آن را جذاب‌تر کرده است. این ستون که در صحن اصلی مسجد نصب شده و مربوط به قرن پنجم میلادی است، با آلیاژ ناشناخته‌ای ساخته شده که هرگز زنگ نمی‌زند، رنگ عوض نمی‌کند و فرسوده هم نمی‌شود. هندی‌ها عقیده دارند که اگر از پشت دستتان را دور این ستون حلقه کنید، خوش‌یمن است. مناره‌ی قطب کنار مسجد قوه‌ی الاسلام و بقایای چندین بنای قدیمی دیگر واقع شده که به همراه هم، مجموعه‌ی قطب را تشکیل می‌دهد.

بنای یادبود ماهاتما گاندی
در جایی که یک هندو در سی‌ام ژانویه‌ی سال ١٩٤٨ ماهاتما گاندی را ترور کرد، بنای یادبودی به یاد این رهبر فقید هند ساخته‌اند.

موزه‌ی ملی
مجموعه‌ی بی‌نظیر این موزه، شامل اشیاء عتیقه از تمدن هاراپان، عتیقه‌های مربوط به آسیای مرکزی، دست‌نوشته‌های هندی و ماسک‌های قبیله‌های مختلف، مجسمه‌ها، ابزارآلات موسیقی، سکه‌ها و مینیاتورهای قدیمی و... است.

مسجد جامع دهلی
مسجد جامع دهلی یا مسجد جهان نما، از بزرگ‌ترین مسجدهای هندوستان و یکی از باشکوه‌ترین بناهای جهان اسلام است. این بنا که به دستور شاه جهان در سال ۱۶۵۶ میلادی ساخته شده‌ و روبه‌روی قلعه‌ی سرخ در دهلی قدیم واقع شده، یکی از مراکز مهم مسلمانان هند به شمار می‌رود. در این مسجد، قرآنی نگه‌داری می‌شود که بر روی پوست آهو کتابت شده است.


 

باغ لودی
این باغ بسیار زیبا مکان بسیار معروفی است که برای پیاده روی و گردش صبحگاهی بسیار مناسب است. بهتر است از بازدید این باغ در روزهای یکشنبه خودداری کنید، چرا که در این روز این مکان بسیار شلوغ است. این باغ در خیابان لودی قرار دارد و ساعات بازدید آن ٦ صبح تا ٨ بعد از ظهر است.


 

می‌گویند دهلی با مغازه‌های متنوع‌اش، از بازارهای شلوغ و پر انرژی‌اش گرفته تا بوتیک‌های شیک و سطح بالایش بهشت طرفداران خرید است؛ البته اگر از چانه زدن و شلوغی خوشتان بیاید. فروشگاه‌های شرقی و بازارهای بزرگ و شلوغ، در بیشتر شهر پیدا می‌شوند؛ به خصوص در گورگائون و جنوب دهلی.
صنایع دستی پارچه‌ای، چوبی و سنگی، لباس‌های سنتی، جواهرات، کارهای چرمی و فرش از سوغاتی‌های اصلی دهلی هستند.


 

رفت و آمد در دهلی، خودش به یک ماجراجویی می‌ماند. ترافیک برای خودش ماجرایی دارد و خیلی از راننده تاکسی‌ها فکر می‌کنند وظیفه دارند قیمت را با توریست‌ها ده برابر حساب کنند.

مترو
سیستم متروی دهلی، سریع و ارزان است و تهویه هم دارد. با توجه به این که مترو همچنان در حال گسترش است، راه مناسبی برای رفت و آمد در شهر به شمار می‌رود. دارای سرویس برجسته و قابل قبولی است. در قطارها نام ایستگاه‌ها را به زبان‌های هندی و انگلیسی اعلام می‌‌کنند و خوردن مواد غذایی هم در آن‌ها ممنوع است.
نشانی اینترنتی: www.delhimetrorail.com

تاکسی
با این که برای رفتن به خیلی از مکان‌های دیدنی و دور افتاده‌ی دهلی لازم است که سوار تاکسی شوید، باز هم مترو ارزان‌تر و به همان اندازه راحت است.
بیشتر تاکسی‌های دهلی قدیمی‌اند، اما اوضاع خوبی دارند و گازسوز هم شده‌اند. تمام تاکسی‌ها تاکسی‌‌متر دارند، اما بیشتر راننده‌ها یک بهانه‌ای برای روشن نکردنش پیدا می‌کنند که باید به آن‌ها تذکر دهید. طی کردن کرایه قبل از سوار شدن به ماشین هم بد نیست.

اتو ریکشا
اتو ریکشا که به اسم سه‌چرخه، توک‌توک و اتو هم معروف است، یک ماشین کوچک و جمع و جور است که در ندارد و گازسوز است و سه نفر روی صندلی عقبش جا می‌شوند. این وسیله‌ی نقلیه برای مسیرهای کوتاه مناسب‌تر است و با ترکیب رنگ سبز و زردش، راحت توی خیابان‌های شلوغ دهلی دیده می‌شود. اتو ریکشا از تاکسی ارزان‌تر است و کرایه‌ی ثابتی دارد، اما چون مقدار این کرایه پایین است، راننده‌ها بدشان نمی‌آید برای گرفتن کرایه‌ی بالاتر چانه بزنند.

طرابلس را مثل هر شهر دیگری در کرانه‌ی مدیترانه، بهتر است در فصل بهار ببینید؛ آفتاب ملایم، نسیم خنک دریا و گل‌های رنگارنگ کاغذی، از همان لحظه‌ای که وارد شهر می‌شوید، بهترین میزبان شما خواهند بود. فرودگاه بین‌المللی طرابلس چهل کیلومتر با مرکز شهر فاصله دارد و برای پیمودن این مسیر، علاوه بر این‌که می‌توانید تاکسی بگیرید، ایستگاه اتوبوس هم نزدیک ترمینال اصلی هست که البته تا پر از مسافر نشود، حرکت نمی‌کند. با توجه به این‌که کرایه‌ی تاکسی‌ها خیلی بالا نیست، پیشنهاد می‌کنیم از آن‌ها برای رسیدن به شهر استفاده کنید، هم شما را تا محل اقامت‌تان می‌رسانند و هم منبع اطلاعات شهری هستند!

برای گشت و گذار در شهر، مثل ایران می‌توانید برای مسیرهای طولانی از تاکسی‌های خطی استفاده کنید. هرچند که در شهرهایی مانند طرابلس بهترین و مفیدترین وسیله‌ی نقلیه برای گشتن در شهر و رفتن به جاهای دیدنی، پاهای شما هستند؛ فراموش نکنید کفش راحت بپوشید و مایعات زیاد بنوشید( پیشنهاد می‌کنیم یادداشت چه چیزی با خود ببریم؟ زورق را در این رابطه بخوانید).

قلب شهر طرابلس، میدان بزرگ صاحت‌اطال در نزدیکی برج ساعت است. همه چیز در طرابلس، از همین حوالی شروع می‌شود، رستوران‌ها و فروشگاه‌های کوچک و بزرگ، صنایع‌دستی، دست‌فروش‌هایی که غذاهای فوری می‌فروشند و تاکسی‌ها، همه این‌جا جمع شده‌اند. بخش شرقی میدان را که ادامه بدهید، وارد محله‌ی قدیمی طرابلس می‌شوید؛ حمام‌های قدیمی، کاروانسراها، خانه‌ها و مغاز‌ه‌های کوچک و قدیمی طرابلس که صنایع دستی می‌فروشند، خیلی تماشایی است. دیدنی‌های مشهور طرابلس هم در همین سمت شرقی هستند؛ یکی از این دیدنی‌ها حمام متروکه‌ی النوری است که زمانی بزرگ‌ترین حمام شهر بوده و بعد از نزدیک به هفتصد سال هم ویرانه‌های آن نشان می‌دهد چه سازه‌ی منحصر به فردی بوده است. روبه‌روی حمام النوری، مدرسه‌ی قدیمی النوریت واقع شده که هنوز هم کلاس‌های درس فعال دارد ولی اگر خیلی مشتاق باشید، اجازه‌ی دیدن بخش‌هایی از آن را به شما می‌دهند.

قسمت غربی میدان صاحت‌اطال، بخش مدرن و امروزی شهر است. خیابان فواد چحاب در همین محله، پر از فروشگاه‌ها و رستوران‌های جدیدی است که هر وقتی از سال، رونق خودش را دارد.

یکی از جاهایی که در سفر به طرابلس حتماً سری به آن خواهید زد، قلعه‌ی ریموند دو سن ژیل است که خود لبنانی‌ها به آن سن‌جیل می‌گویند؛ اتاق‌ها و تالارهای تو در توی قلعه و بنای بسیار عظیم آن که بر روی یک تپه ساخته شده، ارزش دیدن را دارد.

ساحل عمومی طرابلس با رستوران‌ها و کافه‌های متعددش می‌تواند یک روز کامل را به خودش اختصاص دهد؛ از تفریحات دریایی گرفته تا برنامه‌های زنده و شبانه.

اگر فکر خرید در طرابلس هستید، سری به بازار سنتی این شهر بزنید. بازار با وجود جواهرات و لباس‌های سنتی پر زرق و برقی که دارد می‌تواند جای خوبی فقط برای تماشای سبک زندگی مردم طرابلس باشد. اگر هم دنبال کفش و لباس می‌گردید و اهل چانه‌زدن هم هستید، مغازه‌های اطراف میدان صاحت‌اطال و یا حتی منطقه‌های گارگاریش و بناروش انتخاب خوبی هستند.

از آن‌جایی که ذائقه‌ی لبنانی خیلی با طعم‌های دوست‌داشتنی ایرانی‌ها فاصله‌ای ندارد، غذا خوردن در هیچ کدام از شهرهای لبنان کار سختی نیست. انواع کباب و مزه تا پلوهای چرب در رستوران‌های این شهر به خوبی سرو می‌شود. علاوه بر این طرابلس چندین رستوران فست‌فود زنجیره‌ای و مغازه‌های کوچک غذاهای حاضر و آماده در مرکز شهر دارد که مخصوصاً بین خارجی‌ها خیلی طرفدار دارند.

در کل فراموش نکنید طرابلس با تمام کوچکی‌اش می‌تواند میزبان خوبی برای یک سفر آرام باشد، شاید خانواده‌ها بیشتر از این سفر لذت ببرند تا جوان‌ترها یا کسانی‌ که به قصد ماجراجویی سفر می‌کنند.


اولین شواهدی که از سکونت انسان در این ناحیه به دست آمده، مربوط به سال ١٤٠٠ قبل از میلاد است. اما با این که بابت این نظریه مدرکی نداریم، باید بگوییم که به نظر می‌آید این شهر از این‌ها هم قدیمی‌تر باشد. در قرن هشتم قبل از میلاد، این‌جا یک بندر کوچک فینیقی بود و با ورود تجاری از صیدا، صور و آرواد (که همان تارتوس سوریه است) رشد بسیار زیادی کرد. هر کدام از این دار و دسته‌ها، یک جایی را برای خودشان در نظر گرفتند و دورش را دیوار کشیدند و داخلش ساکن شدند. در نتیجه اسم شهر شد تریپولیس که یعنی سه شهر. تلفظ عربی این اسم هم می‌شود طرابلس.

در دوران حکومت رومی‌ها، طرابلس پیشرفت بسیار زیادی کرد. حیف که در سال ٥٤٣ بعد از میلاد یک زلزله‌ی درست و حسابی اتفاق افتاد و همه‌جا را ویران کرد: کل جغرافیای منطقه‌ی ساحلی به هم خورد و هر جای شهر هم که امکان داشت خراب بشود، خراب شد. هر چند شهر به سرعت بازسازی شد، اما در سال ٦٣٥ بعد از میلاد، معاویه، حاکم وقت سوریه و بنیان‌گذار سلسله‌ی امویان، شهر را محاصره کرد و دوباره اوضاع به هم ریخت. ساکنان شهر با کمک رومیان از راه دریا فرار کردند و قوای نظامی به شهر وارد شدند. این جریان یکی دو بار دیگر هم تکرار شد و مدتی هم در دست مسلمانان شیعه بود تا این که در اواخر قرن یازدهم، شهر مستقل شد. مدرسه و کتابخانه‌ی دارالعلم با بیش از صد هزار کتاب، طرابلس را تبدیل کرد به یکی از مراکز مهم یادگیری علوم.

در سال ١١٠٩ میلادی، طرابلس به‌دست مسیحیان و طی جنگ‌های صلیبی فتح شد. مهاجمان شهر را تاراج کردند و کتابخانه‌ی دارالعلم را آتش زدند و صد و هشتاد سال بر آن حکومت کردند. طی این سال‌ها، به خاطر صنعت ابریشم و شیشه، اقتصاد این ناحیه پیشرت زیادی کرد.

در سال ١٢٨٩ میلادی، قولون، سلطان مملوک، شهر را تصرف کرد، قتل‌عام گسترده‌ای راه انداخت و شهر بندری را ویران کرد. بعد هم دوباره آن را از نو ساخت. آن‌چه امروز از بازارها، مساجد، مدرسه‌ها و کارواسراها باقی مانده، آثار همان دوره است.
در سال ١٥١٦ میلادی، ترک‌های عثمانی به رهبری سلطان سلیم اول، شهر را تصرف کردند. هنگامی که در سال ١٨٦٠ میلادی نواحی حکومتی لبنان مشخص شد، طرابلس را هنوز هم ترک‌های عثمانی می‌گرداندند. در سال ١٩٢٠، با فرمان فرانسه، طرابلس بخشی از قلمرو لبنان شد.

در سال ١٩٤٦ و با استقلال لبنان، طرابلس تبدیل به مرکز شمال لبنان شد. در سال ١٩٥٨ شهر درگیر جنگ‌های داخلی شد و تا سال ١٩٩١، از درگیری‌های داخلی صدمات زیادی دید، اما امروزه اوضاع آن بهتر شده و جمعیت آن هم پس از پایان جنگ، افزایش یافته است.


بخش قدیمی شهر که بیشتر ساختمان‌هایش مربوط به سده‌های چهاردهم و پانزدهم میلادی است، پر است از کوچه‌های تنگ و باریک، چارسوق‌های رنگارنگ، حمام، کاروانسرا، مسجد و مدارس قدیمی. با این که بسیاری از ساختمان‌ها به زحمت سر پا مانده‌اند و هنوز می‌توان آثار جنگ داخلی را در این منطقه مشاهده کرد، فضای این محله بسیار زنده و پر جنب‌وجوش است و مخلوطی است از منظره‌ها، صداها و بوهای مختلف.

قلعه‌ی ریموند دو سن‌ژیل
قلعه‌ی عظیم ریموند دو سن‌ژیل که در زبان عربی به آن قلعه‌ی سن‌جیل می‌گویند، بر شهر طرابلس فرمان می‌راند. در سال ١١٠٢ میلادی، وقتی که ریموند دو سن‌ژیل، تپه‌ای را با چشم‌انداز دره، شهر و ساحل تصرف کرد، تصمیم گرفت قلعه‌ای بر آن بسازد.
ساختمان اصلی قلعه در سال ١٢٨٩ میلادی آتش گرفت و در سال‌های بعدی هم آسیب‌های زیادی دید. در سال ١٣٠٧ میلادی، امیر اسندمیر گورکی قلعه را بازسازی کرد و قسمت‌های دیگری هم به آن افزود، تا جایی که از بنای اول، تنها سنگ‌های شالوده‌ی آن باقی ماند.
اولین ورودی بنا، دروازه‌ای عظیم از دوران عثمانی‌هاست که حکاکی‌های روی آن هم مال سلطان سلیمان اول است که او هم یک وقتی به نوبه‌ی خودش دستور بازسازی قلعه را داده بود. بعد از دروازه، خندقی هست که در دوره‌ی جنگ‌های صلیبی روی آن پل ساخته‌اند. داخل قلعه هم با مخلوطی از سبک‌های مختلف ساخته شده که تأثیر دوران‌های تاریخی مختلف قلعه است. با این که کشف سوراخ سنبه‌های قلعه به تنهایی خالی از لطف نیست، اما بد نیست که برای بازدید از آن با یکی از تورهای راهنما همراه شوید تا در مورد تاریخ آن اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
بهترین چشم‌انداز قلعه را می‌توانید از سرچشمه‌ی شرقی رود ابوعلی تماشا کنید؛ البته اگر بتوانید زباله‌های جمع‌شده در فصل زمستان و گل‌آلودی تابستانی آن را ندیده بگیرید.

مدرسه‌ها
از پله‌های بالای قلعه که پایین بیایید، به خیابانی می‌رسید که در سمت چپش، یک خیابان دیگر قرار دارد به اسم ریچارد ریدا. ابتدای اولین کوچه‌ی سمت راست این خیابان، مدرسه‌های المشهد و الشمسیات، کنار ورودی مسجد جامع شهر واقع شده‌اند که مربوط به سده‌ی چهاردهم میلادی‌اند. در مقابل ورودی مسجد، دو مدرسه‌ی دیگر به نام‌های الخیره حسن و النوریت مربوط به همین دوران‌اند. مدرسه‌ی النوریت هنوز هم مورد استفاده است.

حمام النوری
مقابل مدرسه‌های الخیریه حسن و النوریت، که باشید، در سمت راست‌تان می‌توانید ورودی حمام متروکه‌ی النوری را ببینید. این حمام عمومی، در سال ١٣٣٣ میلادی ساخته شده و زمانی بزرگ‌ترین حمام شهر بوده است. اگر از صاحب آب‌میوه فروشی کنار حمام بخواهید، به شما اجازه می‌دهد تا داخل ویرانه‌های آن گردش کنید.

مسجد جامع
در قرن دوازدهم میلادی، در جای کنونی مسجد، کلیسایی وقف سنت ماری وجود داشت. وقتی ممالیک در سال ١٢٩٤ میلادی این کلیسای جامع را خراب کردند، به جای آن شروع به ساختن مسجدی کردند. ساخت مسجد تا سال ١٣١٥ میلادی طول کشید. در زبان عربی به این مسجد جامع الکبیر گفته می‌شود و در ورودی شمالی‌اش، نقشه‌ای از ساختمان هفتصد ساله‌ی این مسجد وجود دارد. حیاط بزرگ مسجد از سه طرف با ایوان و از طرف دیگر با محراب گنبددار و طاق‌داری احاطه شده و می‌گویند مناره‌ی مسجد، همان برج ناقوس کلیساست.

مدرسه‌ی قرطاویه
مدرسه‌ی قرطاویه، همسایه‌ی شرقی مسجد جامع، اوائل قرن چهاردهم توسط قرطاویه، امیر مملوک ساخته شد. اگر بخواهید بدانید، باید بگوییم که این مدرسه درست بر روی تعمیدگاه کلیسای سنت ماری ساخته شده. مدرسه‌ی قرطاویه به خاطر ساختمان زیبایش معروف است.

حمام العبد
تنها حمام طرابلس که هنوز هم فعال است، اواخر قرن هفدهم ساخته شده. این حمام متأسفانه مردانه است، اما بد نیست خانم‌هایی که دسته‌جمعی به آن‌جا سفر می‌کنند، برای تجربه‌ی یک حمام طرابلسی، یک روز آن‌جا را رزرو کنند.

خان الصابون
خان الصابون یا خانه‌ی صابون، در قرن شانزدهم به عنوان خوابگاهی برای سربازان ساخته شد. بعد از آن، برای مدتی طولانی متروکه بود تا وقتی که توسط کشاورزان تبدیل شد به جایی برای فروش محصولات کشاورزی. عمده محصول کشاورزان لبنان هم زیتون بود و هر چیزی که بشود از آن تهیه کرد، مثلاً صابون زیتون که چیز خیلی خوبی است.
در قرن هیجدهم، خانه‌ی صابون به خاطر محصول صابون‌اش شهرت زیادی پیدا کرده بود و یک جور مرکز تولید صابون به شمار می‌رفت. این روزها هم دوباره به راه افتاده و در تلاش است تا رونق سابق‌اش را به دست بیاورد.

مسجد و مدرسه‌ی برطاسیه
مسجد و مدرسه‌ی برطاسیه، در سال ١٣١٥ میلادی به دست یکی از پرنس‌های کُرد به نام شرف‌الدین عیسی‌بن‌عمر البرطاسی ساخته شد. مناره‌ی چهارگوش و سنگ‌های سیاه و سفیدی که در تزئین آن به کار رفته، بسیار زیبا هستند و محراب میناکاری شده‌ی آن، از آن جاهایی است که حتماً باید دید و تحسین کرد.

برج السبع
یکی از معدود ساختمان‌های دیدنی در المینا، همین برج السبع است؛ قلعه‌ای کوچک که در انتهای شرقی بندرگاه قرار گرفته و اواخر قرن پانزدهم و به احتمال زیاد به دست امیر مملوک ساخته شده است. ساختمان این بنا با سنگ‌های سیاه و سفید ایوان و ستون‌های رومی افقی‌اش، در معماری مملوک استثنا به حساب می‌آید. طبقه‌ی اول این بنا، سابق بر این اتاقی بود که با حکاکی و نقاشی تزئین‌اش کرده بودند. آثار این تزئینات هنوز هم باقی مانده است.

حمام الجدید
ساختمان حمام الجدید را اسعد پاشا الاعظم، حکمران دمشق در سال ١٧٤٠ میلای به این شهر هدیه داد و هزینه‌ای بابتش دریافت نکرد. حالا این که داد بنّاهای دمشقی آن را بسازند یا حقوق بنّاهای لبنانی را برای ساختنش داد یا اصلاً ساختمان آماده را از دمش برداشت آورد به طرابلس، ما اطلاعی نداریم.
حمام الجدید که بر خلاف اسمش خیلی هم قدیمی است، تا سال ١٩٧٠ میلادی مورد استفاده بود و یکی از تر و تمیزترین و در عین حال بزرگ‌ترین حمام‌های شهر به حساب می‌آمد.


چارسوق‌های قدیمی طرابلس، بهترین جای خرید در این شهرند و خیلی هم فرقی با بازارهای قدیمی خودمان ندارند. راسته‌های مختلف با اجناش متنوع و چشم‌گیرشان، حتی اگر قصد خرید هم نداشته باشید، به تماشا کردنشان می‌ارزند.

انواع صابون‌های دست‌ساز را می‌توانید از خان الصابون تهیه کنید. البته به خاطر داشته باشید که بیشتر مغازه‌های طرابلس روزهای جمعه تعطیل می‌کنند.

شیان، شهر سربازهای سفالین و پایتخت نخستین امپراطوری چین است؛ شهری که بیشتر از سه هزار سال قدمت دارد، هفتاد و سه امپراطور در آن حکم‌ رانده‌اند و زمانی گذرگاه شرقی جاده‌ی ابریشم بوده است. نام شهر به معنای صلح غربی است و در یک کلام، به تنهایی می‌تواند نماینده‌ی تمام و کمال فرهنگ چین باشد.

حتی امروز با وجود جنگ‌هایی در طی سالیان و همچنین پیشرفت اقتصادی این شهر، روح باستانی آن به محض پیاده‌شدن از هواپیما مسافران را جذب می‌کند. اگر برای اولین بار باشد که به شیان سفر می‌کند، مطمئناً اولین چیزی که توجه‌تان را جلب می‌کند، رنگ‌های متضاد قرمز و خاکستری است که همه‌جا با هم در جنگ هستند. فرودگاه شیان نزدیک به چهل کیلومتر با شهر فاصله دارد و اگر سبک سفر کرده باشید، پیشنهاد می‌کنیم از اتوبوس‌های فرودگاه به جای تاکسی برای رفتن به Bell Tower، یا همان مرکز شهر، استفاده کنید. تاکسی‌ها معمولاً از مسافرین غیرمحلی کرایه‌های بیشتری طلب می‌کنند و اگر به فکر هزینه‌های سفر هستید، اتوبوس‌های فرودگاه را که هر نیم ساعت یک بار حرکت خواهند کرد در قسمت غربی سالن فرودگاه نادیده نگیرید. برای رفت و آمد در شهر هم اوضاع تقریباً به همین شکل است. سیستم اتوبوس‌های خوب شیان که ایستگاه‌های متعددی با دسترسی‌های مناسب دارد، شاید باعث شود که کم‌تر سوار تاکسی شوید؛ مگر این‌که وقت زیادی نداشته باشید یا مسیر را نتوانید پیدا کنید. اصلی‌ترین جای شیان همان منطقه‌ی برج ناقوس (Bell Tower) است که از آن‌جا به چهار خیابان اصلی شمال، جنوب، شرق و غرب می‌توان به راحتی رفت و آمد کرد. اگر اهل دوچرخه‌سواری هستید، سیستم کرایه‌ی دوچرخه را هم در شیان فراموش نکنید؛ از آن‌جایی که بیشتر جاهای دیدنی به هم نزدیک هستند گشت و گذار در شهر با دوچرخه کار سختی نیست و باعث می‌شود بهتر بتوانید خیابان‌های شهر و سبک زندگی مردم را ببینید.

شیان یکی از شهرهایی است که دیوارهای محافظش به مقدار زیادی باقی مانده. عرض دیوارها به اندازه‌ای است که پنج تا دوچرخه می‌تواند روی آن‌ها حرکت کند؛ شاید بد نباشد اولین چیزی که در این شهر می‌بینید همین دیوارها باشند که اطلاعات خوبی هم به وسیله‌ی راهنما یا بروشورهایی که در موقع خرید بلیت به شما می‌دهند، از شهر شیان به دست آورید. داخل محوطه‌ی دیوارها و خندق معمولاً گروه‌های موسیقی چینی در حال اجرا هستند و خوب است که سری به غرفه‌های فروش محصولات فرهنگی و صنایع دستی در قسمت انتهایی دیوار بزنید؛ البته قیمت‌ها در این‌جا بالاست و مشابه‌شان را بیرون از City Wall می‌توان ارزان‌تر پیدا کرد.

جنوب دیوارهای شهر، موزه‌ی جنگل کتیبه‌ها قرار گرفته که با ٢٣٠٠ لوح سنگی بزرگ‌ترین مجموعه‌ی کتیبه‌های سنگی در چین است. این موزه در معبد بودایی کنفوسیوس واقع شده و جنب‌وجوش معبد روی طرفدارهای این موزه هم تاثیر می‌گذارد. در صورتی که کارت‌دانشجویی به زبان انگلیسی داشته باشید، در تمام موزه‌ها و گالری‌های شیان می‌توانید از تخفیف بلیط ورودی استفاده کنید. یکی از این‌ها موزه‌ی تاریخ شان‌شی است که از جذاب‌ترین دیدنی‌های چین شناخته می‌شود. معماری باستانی موزه و همین‌طور کلکسیون‌هایی که متعلق به سال‌ها قبل از آمدن مسیحیت به چین، اسناد تاریخی و مجسمه‌های سفالی از سلسله‌های گوناگون و ابزارها و سبک زندگی مردم باستانی چینی است، برای توریست‌ها جذابیت به خصوصی دارد. با این‌که داخل تالارهای موزه امکان عکس‌برداری وجود ندارد ولی کتاب‌های سبک معرفی آن‌ها را می‌توان از بخش نشریات داخل موزه گرفت.

اگر علاقه داشته باشید مزه‌های متفاوت و جدید را تجربه کنید، شیان برای شما دوست‌داشتنی‌تر خواهد بود؛ شب‌ها، معمولاً از ده شب به بعد، دکه‌های کوچکی در شهر و محلات پر رفت و آمد بر پا می‌شود که همه‌جور غذاهای کوچک و سبکی را می‌توان در آن‌ها پیدا کرد؛ از جک و جانورهای محبوب گرفته تا سبزیجات و نودل‌های تند و میگو.

با وجود رستوران‌های زیادی که در اطراف برج‌ ناقوس و برج ‌طبل وجود دارند، اگر برای پیداکردن غذای حلال یا غذایی که نزدیک به ذائقه‌ی شما باشد به مشکلی برخوردید؛ سری به محله‌ی مسلمان‌ها بزنید؛ هم فال است و هم تماشا! چند تا رستوران مسلمان در این محله وجود دارد و از طرفی به مسجد جامع شیان هم که یکی از دیدنی‌های این شهر است، نزدیک می‌شوید. مسجد جامع شیان، از قدیمی‌ترین مسجدهای چین، در زمان سلسله‌ی تانگ ساخته شده و هنوز هم مورد استفاده‌ی مسلمانان شیان قرار می‌گیرد.

مذاهب گوناگون همیشه از جذابیت‌های فرهنگی کشورهای مختلف هستند؛ در شیان هم با وجود معابد و مسجدهای کوچک و بزرگ، یکی از دیدنی‌های پر طرفدار شهر همین ساختمان‌های مذهبی به حساب می‌آیند؛ معبد نامیرا که بزرگ‌ترین معبد تائویی است مخصوصاً در فصل بهار، که شهر پر از توریست می‌شود، هر روز گردشگرانی را در خود می‌بیند که محو مراسم و آئین‌های طولانی‌مدت بودائی شده‌اند. فصل بهار، علاوه بر خوبی آب و هوای شیان، فصل جشنواره‌های بودایی هم هست و بیشترین تعداد مسافر را در همین فصل دارد. بهتر است از قبل به فکر رزرو هتل موردنظرتان باشید، هتل‌های خوب شیان اطراف همان برج ناقوس و برج طبل هستند و هتل‌های خیلی ارزان‌قیمت را باید دور و بر ایستگاه قطار پیدا کنید که اگر قرار است مسافر کوتاه‌مدت شیان باشید، اصلاً گزینه‌ی خوبی برای اقامت نیستند چون از همه‌جا دورند.

اما مهم‌ترین چیزی که باید در زمان سفرتان به شیان ببینید، یکی از محبوب‌ترین میراث‌فرهنگی چین در نزدیکی شهر است: ارتش جنگجویان سفالی؛ محوطه‌ای نزدیک به بیست هزار متر مربع که مجسمه‌های سفالی هشت‌هزار جنگجو، اسب و ارابه‌ی جنگی را به نمایش می‌گذارد. کشف این محوطه‌ی باستانی یکی از مهم‌ترین دستاوردهای باستان‌شناسی چین و تمام دنیاست که اطلاعات بی‌نظیری را از تاریخ چین روشن ساخته. ارتش جنگجویان سفالی هشتمین شگفتی جهان است و در فهرست میراث جهانی یونسکو هم به ثبت رسیده.

محبوب‌ترین سوغات شیان نیز همین مجسمه‌های سفالی در ابعاد کوچک هستند که می‌توانید تقریباً در همه‌ی بازارها پیدایشان کنید؛ در اطراف محله‌ی مسلمان‌ها و مسجد جامع شیان، بازارهای شلوغی هست که معمولاً نمونه‌های زیادی از این مجسمه‌ها را دارد و علاوه بر این به خاطر قیمت‌های خوبشان، محل مناسبی برای خرید هستند.

اگر با بچه‌ها سفر می‌کنید، احتمال این‌که کودک همراهتان به بادبادک‌های خیابان شیان در مرکز شهر علاقه نشان دهد زیاد است. فکر بدی هم نیست، هم محیط مناسبی برای بازی و تماشای بادبادک‌ها وجود دارد و هم این‌که می‌توانید شما هم در آسمان شیان بادبادکی به هوا بفرستید؛ اگر هم سالم ماند، شاید توانستید به عنوان یادگاری یک جوری داخل چمدان با خودتان به خانه برگردانید. در صورتی که فصل بهار یا اوایل تابستان به شیان سفر کردید و وقت زیاد داشتید، پارک جنگلی شیان که حدوداً در چهل کیلومتری جنوب شهر واقع شده، انتخاب خوبی برای یک پیک‌نیک در روزی آفتابی است.


شیان، در جنوب دشت گوان‌ژونگ، در استان شان‌شی قرار گرفته است و کوه‌های کین لینگ در جنوب و رودخانه‌ی وی‌هی در شمالِ این منطقه قرار دارند. آب و هوای آن معتدل و گرم است و می‌شود گفت اقلیمی ِ فصلی است؛ در تابستان گرم و شرجی، در زمستان خشک و کم برف و در پاییز و بهار، همراه با بارندگی زیاد است.
سردترین ماه سال ژانویه(دی) است که مقدار دما به ٠ درجه سانتی‌گراد هم می‌رسد. تابستان‌ها هم هوا گرم و طاقت‌فرسا است بنابراین با وجود بارش‌های فراوان، بهار و پاییز بهترین زمان برای سفر به این منطقه هستند.


برج ناقوس و برج طبل
از برج ناقوس به عنوان زنگ خطر در سحرگاه و از برج طبل به عنوان زنگ خطر شبانگاهی استفاده می‌شده. هر دو برج در قرن ١٤ میلادی ساخته و در قرن ١٨ بازسازی شدند. در داخل هر دو برج از ٩:٣٠ تا ١١:٣٠ صبح و از ٢:٣٠ تا ٥:٣٠ بعدازظهر موسیقی نواخته می‌شود.

محله‌ی مسلمان‌ها
خیابان‌های پشتی برج طبل، برای قرن‌ها مسکن مسلمانان چین (هوی) بوده است. اگرچه مسلمانان، از قرن ٧ میلادی در این منطقه زندگی می‌کنند، اما برخی هم معتقدند که مسلمانان در شیان از زمان سلسله‌ی مینگ در این‌جا ساکنند. کوچه‌های باریک این محله، پر است از قصابی، کارگاه‌های تولید روغن کنجد، مسجدهای کوچک پنهان شده در پشت درهای چوبی و مردان عرق‌چین به سر.

خانه‌ی مردم
این منطقه‌ی تاریخی، گالری هنر، تفریح‌گاه و یک چای‌خانه‌ را در بر می‌گیرد. این خانه متعلق به یک مأمور دولتی در دوران سلسله‌ی کینگ، به نام گائو‌یوئسونگ بوده است. بیشتر ساختمان مانند اتاق‌خواب‌ها، اتاق خدمت‌کاران، معبد اجدادی و اتاق مطالعه (که هم اکنون چای‌خانه است)، بازسازی شده‌اند. اگر به هنر سنتی چین علاقه‌مند هستید، می‌توانید از استودیوهای هنرمندان چینی در خانه‌ی مردم نیز، دیدن کنید. قیمت‌ها تقریباً مناسبند و کارهای هنری (نقاشی، خطاطی، سرامیک ها، عکس‌ها و سرویس‌های چای‌خوری) دارای کیفیت نسبتاً بالایی هستند.

موزه‌ی جنگل الواح سنگی
این موزه، در معبد کنفوسیوس شیان قرار دارد و بیش از ١٠٠٠ لوح سنگی را در خود جای داده است. در طبقه‌ی دوم این موزه، کتیبه‌های نستوریان -اولین مسیحیان چینی- نگهداری می‌شود. در گالری چهارم، مجموعه‌ی نقشه‌ها و نقاشی‌هایی که عموماً پرتره از صورت هستند، جای داده شده است.

یادبود ارتش مسیر ٨
افراد برجسته‌ی حزب کمونیست شیان در این‌جا دفن شده‌اند. تاریخ فوت این افراد بین سال‌های ١٩٣٧ تا ١٩٤٦ میلادی است. این یادبود، عمدتاً شامل عکس‌های قدیمی است و سالنی هم در آن وجود دارد که یادآور خاطره‌ی هلن فوستر اسنو همسر خبرنگار ادگار اسنو است.

دیوارهای شهر
شیان، یکی از معدود شهرهای چین است که دیوارهای قدیمی شهرش، هنوز پابرجاست. این دیوارها در سال ١٣٧٠ میلادی در دوران سلسله‌ی مینگ ساخته شدند و ١٢ متر ارتفاع دارند. عرض پایه های آن‌ها، حدود ١٨ متر است و محیطی به وسعت ١٤ کیلومتر را دربرگرفته اند. این دیوارها، با خندقی در اطرافشان احاطه شده‌اند. در فضایی که بین خندق‌ها و دیوار به وجود آمده معمولاً توسط نوازندگانِ محلی، موسیقی سنتی ِ چین نواخته می‌شود. بیشتر قسمت‌های دیوارها، بازسازی و یا از نو ساخته شده‌اند. علاوه بر پیاده‌روی در کنار دیوار، می‌توان از دروازه‌ی جنوبی، سوار دوچرخه شد و کل محوطه را گشت.

پاگودای غاز بزرگ وحشی
پاگودای غاز بزرگ، یکی از جذاب‌ترین دیدنی‌های شیان است، که در سال ٦٥٢ میلادی، به عنوان خانه‌ای برای راهب بودایی -شوان‌زانگکه از هند بازگشته بود- ساخته شد. پاگودا در واقع کاخی است که با اصول معماری چینی ساخته شده باشد. معبد داسی‌اِن - یکی از بزرگترین معابد تانگ‌چانگ‌آن- اطراف این پاگودا را احاطه کرده است. ساختمان‌های امروزی، از دوران سلسله‌ی کینگ باقی مانده‌اند. موزه‌ی هنرهای سلسله‌ی تانگ، در قسمت شرقی معبد داسی‌اِن قرار دارد و کلکسیون کوچکی از لباس‌ها و معماری و صنایع دستی دوران سلسله‌ی تانگ را به نمایش گذاشته.

پاگودای غاز کوچک وحشی
این پاگودا، در زمین های معبد جیانفو قرار گرفته است. نوک پاگودا، در زمین لرزه‌ای در اواسط قرن ١٦ میلادی فرو ریخت، اما بیشتر بخش‌های این ساختمان ٤٣ متری سالم ماندند. معبد جیانفو در اصل، در سال ٦٨٤ میلادی برای زندگی پس از مرگ امپراتور گائوزونگ ساخته شد. این پاگودا، در سالهای ٧٠٧ تا ٧٠٩ میلادی، ساخته و محل نگه‌داریِ کتب مقدس بودایی شد، که توسط زائری به نام یی‌جینگ، به این کشور آورده شده بود.

موزه‌ی تاریخی شان‌شی
موزه‌ی تاریخی شان‌شی، یکی از جذاب‌ترین موزه‌های چین است. اشیایی که در این موزه به نمایش گذاشته شده‌اند، نقبی به شیان باستان می‌زنند. وقتی وارد این موزه می‌شوید، احساس عجیبی به شما دست می‌دهد، انگار که وارد تونل زمان شده‌اید. طبقه‌ی همکف این موزه، آثار ما قبل تاریخ و همچنین آثاری از اولین سلسله‌های چین را در برمی‌گیرد. به ویژه آثار پر‌ابهت و مهمی، مانند چند سه پایه‌ی بزرگِ به جامانده از سلسله‌های شانگ و ژو ، اشیاء تدفینی کین، پیکان‌ و کمان‌های برنزی و چهار مجسمه‌ی بزرگ سفالی، در این موزه به نمایش گذاشته شده است. دومین قسمت این موزه (در بالای پله‌ها)، به آثار مقدس سلسله‌ی هان اختصاص داده شده. یکی از مهم‌ترین آثار این قسمت، شامل مجموعه‌ی ٤٠ پیکره‌ی سفالی از آرامگاه شیان‌یانگ می‌باشد. همچنین مجموعه‌ا‌ی غیرقابل وصف از فانوس‌های برنزی، مجسمه‌های کوچک وی و جانوران اسطوره‌ای، در این قسمت به نمایش گذاشته شده‌اند. بخش سوم موزه‌ی تاریخی شان‌شی، به آثار مصنوعی و ساخته‌ی دستِ سلسله‌ی تانگ و سوی اختصاص دارد: نگهبانان آرامگاه، دیوارنماهایی که مسابقه‌ی چوگان را نشان می‌دهند و مجموعه‌ای از مجسمه‌های کوچک سفالی که مدل‌های مو و لباس آنها به طرزی استادانه ساخته شده‌اند.

معبد هشت نامیرا
بزرگترین بنای تائویی و یکی از پرستشگاه‌های فعال شیان است. این معبد، برای محافظت در مقابل خدای رعد، زیرزمینی ساخته شد. در اطراف محوطه‌ی معبد، صحنه‌هایی از اسطوره‌های تائویی کشیده شده است. صبح‌های شنبه و چهارشنبه، بازار مشهوری از عتیقه‌جات در این معبد پابرجاست.

ارتش جنگ‌جویان سفالی
در ابتدا، این ارتش سفالی شما را آن چنان شگفت‌زده می‌کند، که نمی‌توانید حتی لحظه‌ای از آن‌ها چشم بردارید. تصور این که این ارتش زیرزمینی، به مدت دو هزار سال، در این مکان بدین صورت باقی مانده‌اند، باور نکردنی است. به نظر می رسد، کین شی هوانگ، از ارواح مغلوب شده -که پس از مرگ، در انتظار او بوده‌اند- ترس داشته است و یا همان‌طور‌ که بیشتر باستان‌شناسان اعتقاد دارند، انتظار داشته است که مانند این جهان، در آن دنیا نیز سلطنت کند. در هر صورت این محافظان آرامگاه، بزرگترین و بهترین دست‌آوردها را نسبت به دنیای چین باستان به ما ارائه داده است. کشف این ارتش، مانند بسیاری از اکتشافات مهم دیگر، کاملاً تصادفی اتفاق افتاد. در سال ١٩٧٤، روستاییان در حال حفر چاه بودند، که ناگهان یکی از بزرگترین و مهم‌ترین یافته‌‌های باستان‌شناسی ِ قرن بیستم را کشف کردند: گنبدی زیرزمینی، که حدود هزاران سرباز سفالی با آرایش جنگی را، در خود جای داده است. در طول سال‌ها، این مکان به قدری مهم شده، که هم اکنون، بیشتر مشخصه‌های نامعمول آن، به ویژه این مشخصه که چهره‌ی هیچ کدام از این سربازان شبیه به هم نیست، مشهور شده است. البته باید بدانید که متأسفانه، حق نزدیک شدن به اکثر این سربازها را ندارید. پیشنهاد می‌کنیم دیدن ارتش را، از سنگرهای کوچکتر (سنگر شماره ی ٣، دارای ٧٢ جنگجو و سرباز است) که به نظر می رسد محل اتراق فرماندهان ارتش بوده، شروع کنید. جالب است بدانید که اتاق شمالی، برای قربانی‌هایی که پیش از جنگ تقدیم خدایان می‌شد، استفاده می‌شده. در سنگر بعدی (سنگر شماره ی ٢، شامل ١٣٠٠ جنگاور و اسب است)، شما می‌توانید پنج سرباز را از نزدیک ببینید: کماندار به زانو نشسته، کماندار ایستاده، یک سوارنظام با اسبش، یک مقام ارشد و در آخر یک ژنرال. مشخصه‌های این مجسمه‌ها، بسیار شگفت‌انگیز است: چهره، مدل مو، زره و حتی نوع پاپوش، همگی منحصر به فرد هستند. بزرگترین سنگر (سنگر شماره ی ١)، بسیار با ابهت است. حدود ٦٠٠٠ جنگجو و اسب این سنگر، در آرایش نظامی مستطیل شکلی ایستاده‌اند و چهره‌هایشان به سمت شرق است. گروهی از سربازان (که مجهز به نیزه، شمشیر، تبر و دیگر سلاح‌های استوانه‌ای هستند)، پیش قراولان سه ردیف کمان‌دار را، همراهی می‌کنند. پیاده نظامی که شامل ٣٥ ارابه‌ی جنگی بوده نیز، کاملاً متلاشی شده. یک جفت ارابه‌ی جنگی برنزی و اسب‌هایش -که تقریباً به اندازه‌ی سربازان شگفت‌انگیز هستند- به همراه جنگ‌افزارهای اصلی، در ٢٠متری غرب آرامگاه کین شی‌هوانگ، قرار دارند.
نشانی‌اینترنتی: www.bmy.com.cn

آرامگاه کین شی هوانگ
در حال حاضر این مقبره، یکی از بزرگترین آرامگاه‌هایی است که در جهان وجود دارد. در روایت‌های تاریخی آمده که این آرامگاه، دارای کاخی پر از سنگ‌های گرانبها، رودخانه‌های زیرزمینی از جیوه‌ی روان و وسایل دفاعی مخفی در مقابل متجاوزان، بوده است. مشهور است که ساخت این آرامگاه، حدود ٣٨ سال طول کشیده و ٧٠٠٫٠٠٠ نفر در ساخت آن، کمک کرده‌اند. گفته می‌شود که تمام سازندگان و متخصصانِ این آرامگاه، زنده زنده در دیوارهای آن دفن شده‌اند، تا راز ساخت آن را بازگو نکنند.

دهکده ی نوسنگی بانپو
یکی از مهم‌ترین مراکز مطالعات باستان‌شناسی چین است. بعضی از قسمت‌هایش، به طرزی باورنکردنی زیبا هستند. این دهکده، از اولین نمونه‌های فرهنگ نوسنگی یانگ‌شائو است و به نظر می‌رسد که از ٤٥٠٠ سال قبل از میلاد تا حدود ٣٧٥٠ سال قبل از میلاد، محل سکونت آدمیان بوده است. باید دانست که تنها کمتر از یک چهارم این مجموعه از دل خاک بیرون آورده شده است. ویرانه‌های دهکده‌ی بانپو، به سه قسمت تقسیم شده است: منطقه‌ی کوزه‌گری، منطقه‌ی مسکونی و گورستان.

آرامگاه امپراتور جینگ دی
جینگ دی -امپراتور سلسله‌ی هان- که تحت تأثیر تائوئیسم قرار گرفته بود، اساس سلطنت خود را بر مفاهیم این مکتب پایه‌گذاری کرد و سعی فراوانی داشت تا همه چیز را تغییر دهد: مالیات‌ها را تا حد زیادی کاهش داد، سیاست خود را بر پایه‌ی کاهش نیروی نظامی گسترش داد و حتی مجازات‌های گناهکاران را هم کاهش داد. آرامگاه، به دو بخش موزه و منطقه‌ی حفاری تقسیم شده است. موزه‌ی این آرامگاه، مجموعه‌ی بزرگی از مجسمه‌های سفالی مانند خواجه‌ها، خدمتکاران، حیوانات اهلی و حتی زنان سوار بر اسب را نمایش می‌دهد. دستان این مجسمه‌ها، از جنس چوب بوده و قابل حرکت هستند و بر تنشان هم لباس‌های رنگی کرده‌اند.

معبد فمن
این معبد بودایی، در اصل برای نگهداری چهار استخوان از انگشت‌های بودا ساخته شده بود، که توسط پادشاه هند -آشوکا- به چین هدیه داده شد. در سال ١٩٨١، بعد از آن‌که باران‌های سیل‌آسا ساختمان آجری باستانی آن را تا مرز نابودی پیش بردند، پاگودای ١٢ طبقه‌ای ضلع غربی این معبد، فرو ریخت و به هنگام بازسازی معبد، کشف بزرگی صورت گرفت: در سرداب مهر و موم شده‌ی زیر این پاگودا، حدود ١٠٠٠ شیء اهدایی و همین‌طور هدایای سلطنتی کشف شد، که به مدت هزارسال دست نخورده باقی مانده بودند. در داخل این معبد، موزه‌ای قرار دارد که دارای چهار گالری است. در گالری اصلی، جعبه‌هایی زینتی از طلا و نقره و تابوت‌هایی از کریستال و سنگ یشم -که در اصل چهار انگشت در آن‌ها نگهداری می‌شده- به نمایش گذاشته شده‌اند. علاوه بر این، گلدان‌ها، مجسمه‌ها، هدایایی از طلا و نقره و ماکتی از چهار اتاق سرداب -که به شکل ماندالا (نوعی شکل اساطیری) است- وجود دارند.

شیان‌یانگ
بیش از ٢٠٠٠ سال، شیان‌یانگ، پایتخت سلسله‌ی کین بود. امروزه موزه‌ی شهر شیان‌یانگ، از جاذبه‌های اصلی این‌جاست. این موزه دارای مجموعه‌ای از ٣٠٠٠ سرباز و اسب سفالی ٥ سانتی‌متری است، که از معبد سلسله‌ی هان در سال ١٩٦٥ به دست آمده است. علاوه بر این موزه‌ی شهر شیان‌یانگ، دارای مجموعه‌ای جالب از مجسمه و نقشِ اسب‌های سلسله‌های مختلف در چین باستان است.


چشمه های آب گرم هواکینگ
چشمه‌های آب گرم طبیعی این پارک، همیشه مورد توجه و استفاده‌ی امپراتورهای سلسله‌ی تانگ و معشوقه‌هایشان، بوده. معروف‌ترین شخصی که در اینجا استحمام کرده ، یانگ‌گوی‌فی است، که سوگلی ِ امپراتور شوآنزونگ بوده و با افسونگری‌اش امپراتور را سحر می‌کرده و باعث و بانی ِ آرام شدن ِ شورش لوشان، در سال ٧٥٦ میلادی بوده است. هنوز هم بعضی از حمام‌های عمومی باز هستند. ضمناً شما می‌توانید از یک معبد تائویی برفراز کوه اسب سیاه دیدن کنید. این معبد وقف نووا شده است؛ که انسان را از خاک رس آفرید و شکاف‌های آسمان را به هم وصل کرد.


اگر در شیان هستید حتماً مدل کوچک آن جنگ‌جوهای سفالی را بخرید، این‌جا شانس این که کامل باشند صد در صد است در شهرهای دیگر چین -مثل پکن - این‌گونه نیست و احتمالاً یکی‌دو تا از آن‌ها کم هستند. تمامی موزه‌ها سوغات شهر را می‌فروشند. یکی از ارزان‌ترین جاهای شیان محله‌ی مسلمان‌هاست، قیمت‌ها در این محله، یک بیستم جاهای دیگر ِ شیان است. شیانگ‌شی یک کوچه‌ی باریک است که در شمال مسجد جامع شیان قرار دارد و بهترین جا برای خرید سوغاتی‌هایی مثل جنگ‌جوهای سفالی، نقاشی‌های هوشیان، عروسک خیمه‌شب‌بازی، فانوس، سرویس چای‌خوری، تی‌شرت و... است. اگر هم دنبال ابزار و وسایلِ فعالیت‌های هنری مثل بوم و قلم‌مو و ابزار مجسمه‌سازی هستید به خیابان شویوان‌شیانگ بروید.
سوغاتی‌های شیان شامل نسخه‌های کوچکی از رزمندگان سفالی، بودا و اژدهای از چوب کنده کاری شده، سفال سه رنگه‌ی تانگ، برش کاغذ دست‌ساز، انواع دیگر هنر مردمی و همچنین محصولات تقلبی می‌شود.
در بازار بایهوی، جوانان محلی مغازه‌دار هستند. این‌جا اجناس تقلبی ِ برندهای تجاری معروف را می‌فروشند. کفش‌های ورزشی کمتر از ٢٢٫٠٠٠ تومان قیمت دارند، پولوورها و شلوارهای جین خوب گاهی اوقات کمتر از پانزده هزار تومان و لوازم آرایشی هم بسیار ارزان‌تر از حد تصورند. به علاوه‌ بایهوی بهترین جا برای خرید دی‌وی‌دی و سی‌دی است اما باید بدانید که تمام این دی‌وی‌دی‌ها کپی‌شده هستند و قانون کپی رایت را زیر پا گذاشته‌اند. اگر اهل چانه‌زدن و خرید هستید جاده‌ی کانگ‌فورا امتحان کنید. قیمت هیچ چیز بیشتر از ٧٥٠٠ تومان نیست و اغلب لباس‌ها را می توان با چانه‌ زدن حتی کمتر از سه هزار تومان خرید، البته باید واقعاً پشتکار داشته باشید و بد نیست بدانید که کیفیت لباس‌ها به طرز باورنکردنی‌ای پایین است.


رفت و آمد

با اتوبوس
اتوبوس‌های شیان بر اساس برنامه‌ی زمانی منظم در شهر رفت و آمد می‌کنند و کرایه‌ی آن‌ها هم ربطی به مقدار مسافت طی شده ندارد. خط اتوبوسی که به کار گردشگران بیاید خط ٦١٠ است که ایستگاه راه‌آهن، برج ناقوس، پاگودای غاز کوچک، موزه‌ی شیان و پاگودای غاز بزرگ را به هم وصل می‌کند. غیر از خط ٦١٠، خط ٦٠٩ هم به کار گردشگران می‌آید. اتوبوس‌های کوچک‌تر که بیشتر توسط محلی‌ها استفاده می‌شوند هم شما را به هر حال به مقاصد دلخواهتان خواهند رساند اما باید توجه داشته باشید که این‌ها از جاده‌های مختلفی می‌روند و در خیلی جاها هم ایستگاه دارند و توقف می‌کنند و ممکن است وقت‌تان تلف شود.

با تاکسی
تاکسی شما را بی‌خود و بی‌جهت دور شهر خواهد گرداند، باید در این زمینه ذکاوت به خرج بدهید تا راننده وقتتان را هدر ندهد، ضمناً متقاعد کردن راننده‌ها به این‌که مقصد شما آن که او می‌گوید نیست، کار سختی است! برای رفع هرگونه سوءتفاهم و جلوگیری از بروز مشکل بهترین کار نوشتن اسم مقصد به زبان چینی به خطوط درشت و خوانا روی کاغذ بزرگ و سفید نشان دادن آن به راننده تاکسی است. بین ساعت سه و پنج بعد از ظهر، راننده‌ها تعویض شیفت دارند و شما را سوار نخواهند کرد.

با دوچرخه
خوشبختانه دیدنی‌های اصلی شیان نسبتاً به هم نزدیک هستند، پس کرایه‌ی دوچرخه گزینه‌ی خوبی است. در مورد کوچه‌های تنگ و خودروهایی که سد معبر می‌کنند، احتیاط کنید. خطوط مخصوص دوچرخه وجود دارند و تا حد زیادی از مسیر مستقیم ترافیک امن‌تر هستند.

مالدیو سرزمین جزیره‌هاست؛ جزیره‌هایی کوچک که با فاصله‌های کمی از هم این کشور را می‌سازند. شاید بتوان این کشور را آرام‌ترین جای کره‌ی زمین نامید. با وجود شور و هیجانی که در ساحل بعضی از این جزیره‌ها برپاست، باز هم آرامش آبی اقیانوس بر تمام این‌ها چیره می‌شود.

تقریباً تمام جزیره‌ها آب و هوای گرمسیری مالدیو را دارند؛ بهار، تابستان و حتی اوایل پاییز، گرم است و خشک؛ اما زمستان‌ها با وجود گرما، رطوبت هوا بالاست، باران‌های زیادی می‌بارد و باد و طوفان هم در جریان است. از آن‌جا که ناآرامی دریا، حرکت قایق‌ها و کشتی‌ها بین جزیره‌ها را محدود می‌کند، توریست‌ها خیلی علاقه‌ای به سفر در این فصل ندارند. بهترین وقت برای دیدن جزیره‌های مالدیو، هوای آفتابی تابستان‌ و یا شور و هیجان قبل از کریسمس در پاییز است. برای تعیین وقت سفر، فراموش نکنید مردم مالدیو مسلمان هستند و در ماه رمضان‌ ممکن است به راحتی نتوانید همه‌جا غذا پیدا کنید یا حتی شهرها نیمه تعطیل به نظر برسند.

هواپیما معمول‌ترین راه رسیدن به مالدیو است. مسافران در فرودگاه بین‌المللی ماله که در جزیره‌ی هول‌هوله و نزدیکی ماله، پایتخت مالدیو، قرار گرفته از هواپیما پیاده شده و از آن‌جا با اتوبوس‌های فرودگاه به اسکله‌ی مسافربری هدایت می‌شوند. زمان حرکت از این اسکله به طرف جزیره‌های دیگر با توجه به مقصد شما متفاوت است. مسیر جزیره‌ی فرودگاه تا هر کدام از جزیره‌ها را با قایق یا هواپیماهای دریایی طی می‌کنند. هواپیماهای دریایی را تاکسی هوایی نیز می‌نامد، اما تعدادشان به اندازه‌ی قایق‌ها نیست و ممکن است برای این‌که سوار آن‌ها شوید مجبور باشید خیلی منتظر بمانید. اگر دوست داشته باشید با قایق‌های اختصاصی به جزیره‌ی مقصدتان بروید، بهتر است از قبل با هتل هماهنگ کنید. هزینه‌ی اجاره‌ی قایق اختصاصی نسبتاً گران است و هیچ بعید نیست در روزهای پرطرفدار توریست‌ها، از بلیت هواپیما بیشتر خرج بردارد. بهتر است نسبت به زمان و مدت پرواز خود آگاهی داشته باشید، چون اگر بعد از تاریک‌شدن هوا به هول‌هوله برسید، هیچ قایقی شما را به جزایر دیگر نمی‌برد و مجبورید شب را در هتل هول‌هوله اقامت کنید.

جزایر نیمه‌ی شمالی مالدیو پرطرفدارتر از نیمه‌ی جنوبی هستند، جمعیت بیشتری دارند و امکانات خوبی برای توریست‌ها فراهم کرده‌اند. یکی از مشهورترین جزایر شمالی، جزیره‌ی گافاروفالو است. گافاروفالو نزدیک پایتخت است و یکی از بهترین جاهای اقیانوس هند برای غواصی محسوب می‌شود. تورهای غواصی که در این جزیره برگزار می‌شوند، تجهیزات و راهنماهای خوبی در اختیار مسافران می‌گذارند. در کنار غواصی، کارهای دیگری نیز در سواحل گافاروفالو انجام می‌شود، مثل عکاسی زیر آب که یک عکاس همراه شما به زیر آب می‌آید و وقتی مشغول لذت‌بردن از دنیای زیر اقیانوس هستید، تصویرتان را ثبت می‌کند؛ به هر حال یک عکس یادگاری کنار ماهی‌های کوچک رنگارنگ یا مرجان‌ها، چیزی نیست که توی آلبوم همه پیدا شود.

آری، تودو و رادهو از دیگر جزایر نیمه‌ی شمالی هستند. در آری معمولاً توریست از جاهای دیگر بیشتر پیدا می‌شود، چون هتل‌های خوبی دارد و یک بازار محلی در این جزیره برقرار است که صنایع دستی زیبایی می‌فروشد: صندل‌های حصیری یا انگشتری با صدف آبی که قیمت‌های مناسبی هم دارند.

در تودو معبدی باستانی و بودایی وجود دارد که متعلق به قبل از مهاجرت دریانوردان عرب به مالدیو و مسلمان شدن مردم این ناحیه بوده و مجسمه‌ی بودا و سکه‌ی طلایی که در این معبد وجود دارد سال‌ها قبل از میلاد ساخته شده.
در شمال مالدیو، شاید بد نباشد سری هم به جزیره‌ی باریک و بلند ها‌الیف بزنید. در این جزیره ماهی‌گیری شغل اصلی مردم است و بهترین رستوران‌های غذای دریایی مالدیو هم پیدا می‌شود. رستوران‌ها ممکن است خیلی شیک و چند ستاره نباشند یا حتی کل رستوران دکه‌ای کوچک در نزدیکی دریا باشد که همان‌جا میگوهای تازه را در روغن سرخ می‌کند و همراه با کنجد و سس‌های مخصوص مالدیوی می‌فروشد، ولی اگر به دنبال مزه‌ی غذا هستید، شک نکنید که یکی از بهترین میگوهای دنیا را خورده‌اید. بیشتر توریست‌ها در مالدیو از تنوع غذاهای دریایی گیج می‌شوند؛ صدها مدل ماهی، میگو، صدف و خرچنگ که با صدها روش مختلف پخته می‌شوند. ماهی‌های کبابی البته طرفدارهای بیشتری دارد. ماهی‌های کبابی را همراه با نان تنوری سرو می‌کنند که قبل از گذاشتن داخل تنور به آن سیر چرخ‌شده مالیده‌اند.

اگر شلوغی جزایر شمالی را دوست ندارید و ترجیح می‌دهید در ساحلی خلوت دراز بکشید و نوشیدنی نارگیل تازه بخورید، جزایر جنوبی شما را خوشحال خواهد کرد. واوو یکی از این جزیره‌هاست که کم‌جمعیت‌ترین جزیره‌ی مالدیو شناخته می‌شود. اسکله‌ی منظمی دارد و یکی از گران‌ترین اقامت‌گاه‌های مالدیو هم در آن است.

جزیره‌ی ادو نیز در نیمه‌ی جنوبی مالدیو، از نظر اقتصادی بعد از ماله شهرت خوبی در منطقه دارد و به همین خاطر هتل‌ها و رستوران‌های گران‌قیمت و لوکسی در آن هست که با چشم‌اندازی زیبا کنار دریا ساخته شده‌اند.

شاید سفر به جزایر مالدیو با بچه‌ها خیلی خوشایند نباشد؛ چون برای رفت و آمد به جزیره‌هایی که در اقیانوس پراکنده‌اند باید چند باری سوار قایق شوید و ممکن است کودکان دریازده شوند. از طرفی تفریحات چندانی که مناسب کودک باشد در این جزیره‌ها پیدا نمی‌شود. کلاً در این جزیره‌ها انتظار دیدن جای خاص یا انجام فعالیت خاصی را نداشته باشید. سنگین‌تری فعالیتی که باید انجام دهید، شنا و غواصی است. به جای تمام کارها، روی شن‌های سفید ساحل و زیر سایه‌ی برگ‌های پهن گرمسیری دراز بکشید و استراحت، استراحت و فقط استراحت کنید.


جزیره‌های شمال مالدیو

در بین جزیره‌هایی که در شمال مالدیو قرار گرفته‌اند، سابق بر این، تنها سه جزیره‌ای که در شمال ماله واقع شده‌اند، توریستی محسوب می‌شدند، اما امروز شش جزیره‌ی دیگر هم به این تعداد اضافه شده. این جزایر از ماله فاصله‌ی بیشتری دارند و ناشناخته‌ترند. درست به همین دلیل است که اگر به دنبال جای آرام و کشف نشده‌ای هستید، باید آن‌ها را انتخاب کنید. این بخش مالدیو، در تاریخ کشور هم نقش مهمی دارد و جایی است که محمد تاکوروفانو، آزادکننده‌ی مالدیو از دست استعمار پرتغالی‌ها، در قرن شانزدهم در آن‌جا متولد شد. از این ماجرا در جزیره‌ی اوتیمو در ها ایف مقبره‌ای باقی مانده که اهالی مالدیو به زیارتش می‌روند.

ها الیف
مجموعه جزایر ها الیف با شکل ذوزنقه‌ای‌اش در شمالی‌ترین نقطه‌ی مالدیو قرار گرفته و از شانزده جزیره‌ی مسکونی تشکیل شده. مردم این جزایر بیشتر به زبانی شبیه زبان دیوهی صحبت می‌کنند و اسمش را هم در زبان خودشان گذاشته‌اند ایهاواندیپلو.

ها دال
هادال از هفده جزیره تشکیل شده مهم‌ترین جزیره‌ی آن، کولهادوفوشی است که مرکز مناطق شمالی مالدیو هم محسوب می‌شود و امکانات رفاهی متعددی هم دارد.

را
منطقه‌ی را از شانزده جزیره‌ی مسکونی تشکیل شده و به تازگی امکانات غواصی متعددی که برای توریست‌ها تدارک دیده‌اند، باعث جذابیت هر چه بیشتر آن هم شده است. غرب منطقه‌ی را، بهترین منطقه‌ی ماهیگیری مالدیو است و در جزیره‌ی مرکزی آن که اوگوفارو نامیده می‌شود، بزرگ‌ترین مرکز ماهیگیری کشور واقع شده است.


جزیره‌های جنوب مالدیو

در حال حاضر، تمام توجه دولت‌مردان مالدیو، معطوف برنامه‌های توسعه‌ی توریسم جزایر جنوبی این کشور است. مرکز پرجمعیت و دشواری رفت و آمد به جزایر شمالی، باعث شده مناطق بکر جنوبی بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. تا چند سال پیش، جزایر جنوبی مالدیو و جزایر آری گم‌نام‌تر بودند و به ندرت پای توریست‌ها به آن‌جا باز می‌شد.

واوو
منطقه‌ی واوو، شامل جزیره‌ی فِلیدو و جزیره‌ی کوچک و مسکونی فالهو می‌شود و با داشتن دو هزار نفر جمعیت، کم جمعیت‌ترین جزیره‌ی مالدیو است. این جزیره در جنوب مالدیو قرار گرفته و خطوط ارتباطی بسیار خوبی هم با ماله دارد.
شغل اصلی مردم این ناحیه ماهی‌گیری است و به همین مناسبت هم اقامت‌گاه‌هایی دونفره شبیه قایق برای توریست‌ها ساخته‌اند.

جزیره‌ی اَدو
جزیره‌ی قلبی شکل اَدو، یکی از توریستی‌ترین قسمت‌های مالدیو است، قطب اصلی اقتصادی جنوب کشور به شمار می‌رود و در جذب توریست با ماله رقابت دارد.


شمال جزیره‌ی ماله

ماله، پایتخت مالدیو و مرکز اقتصادی و سیاسی این کشور است که از شمال تا جنوب با جزیره‌های کوچکی احاطه شده. بهترین مراکز غواصی و هتل‌های مالدیو در این جزایر واقع شده‌اند و به خاطر تعداد بالای توریست‌ها، رسیدگی خوبی هم به آن‌جا می‌شود. جزیره‌ی گافارو فالو یکی از جزایر شمالی ماله است که می‌گویند بکرترین مناطق غواصی در آن قرار گرفته.
مجموعه‌ی جزایر شمال و جنوب ماله را منطقه‌ی کافو می‌نامند و مرکز آن تولوسدو نام دارد. این جزیره، در شمال شرقی مجموعه جزایر ماله قرار گرفته و جزیره‌ای صنعتی است. تولوسدو به خاطر بودو برو که نوعی طبل بزرگ است، رقص سنتی و انبار ماهی نمک‌سودش معروف است.

جزیره‌ی کاشیدوو یکی دیگر از جزایر کافو است که با داشتن حدود هزار و پانصد نفر جمعیت، پرجمعیت‌ترین جزیره‌ی این منطقه به شمار می‌رود. ویرانه‌هایی در این جزیره باقی مانده که که مربوط به یک معبد قدیمی بودایی است. محصولات کشاورزی این جزیره هم هندوانه، لیمو، موز، خیار و کدو است و آن‌چه باعث شهرت آن شده، شیره‌های خرمای مرغوبی است به نام را.

جزیره‌ی هورا، یکی دیگر از جزایر شمالی ماله است که البته نسبت به سایر جزیره‌ها، جذابیت‌های کمتری دارد. سلسله‌ی پادشاهی هورا که در سال ١٧٥٩ توسط سلطان قاضی حسن عزالدین تاسیس شد، مسجدی در این جزیره ساخته است.

بسیاری از توریست‌های مالدیو ترجیح می‌دهند در هیمافوشی هم توقفی داشته باشند. این جزیره هشتصد و پنجاه نفر جمعیت دارد و مغازه‌های خیابان اصلی‌اش، انواع سوغاتی‌های ارزان قیمت را می‌فروشند. این مغازه‌ها صنایع‌دستی زیبایی دارند که اغلب از چوب ساخته شده‌اند.


جنوب جزیره‌ی ماله

جزایر جنوبی ماله، اغلب جزیره‌های کم‌جمعیت و خلوتی هستند که از ازدحام توریست‌ها هم در آن‌ها خبری نیست. بزرگترین جزیره‌ی این منطقه، مافوشی است که تنها ساختمان‌های مهم‌اش، زندان و کانون تربیت هستند.
جزیره گوراایدو که با داشتن هزار و چهارصد نفر جمعیت، پرجمعیت‌ترین جزیره‌ی جنوب ماله محسوب می‌شود، تالاب و بندرگاه بسیار زیبایی دارد که ماهی‌گیرها آن دور و بر ماهی می‌گیرند و قایق‌های مسافرتی در آن پهلو می‌گیرند.

جزا‌یر آری
قطب گردشگری مالدیو، منطقه‌ی آری است که در شمال ماله قرار گرفته است. در جزایر کوچک این منطقه حدود ٢٨ هتل با امکانات خوب ساخته‌اند که بعضی از آن‌ها، جزو بهترین هتل‌های مالدیو هستند.

جزیره‌ی تودو
با این که این جزیره از نظر تقسیمات جغرافیایی جزئی از جزایر آری به شمار می‌رود، اما جزیره‌ای است تنها و دور از بقیه که در بیست کیلومتری حاشیه‌ی شمالی این منطقه واقع شده است. شغل اصلی مردم این جزیره ماهیگیری‌ست، اما کشاورزی هم در آن‌جا رواج دارد و محصولاتی مثل هندوانه توسط اهالی تولید می‌شود. در این جزیره یک معبد بودایی وجود دارد که آثار و اشیای باستانی در آن به نمایش گذاشته شده‌اند.

جزیره‌ی رادهو
جزیره‌ی کوچک رادهو در امتداد سواحل شمال شرقی منطقه‌ی آری قرار گرفته. این‌جا، دهکده‌ی کوچک و جذابی است که چهار مسجد، مغازه‌های سوغاتی‌فروشی و یک مرکز بهداشتی درمانی دارد. معمولاً از جزایر اطراف تورهای یک روزه‌ای را برای بازدید از این جزیره ترتیب می‌دهند. قبل از ورود اسلام، رادهو یکی از مراکز بودا بوده است.

به بیروت، پاریس خاورمیانه لقب داده‌اند؛ لقبی که با سفر به آن‌جا می‌بینید چندان هم اغراق‌آمیز نیست؛ مجسمه‌ها، سنگ‌فرش‌های خیابان، سبک‌های متفاوت زندگی در کنار یکدیگر، تفریحات شبانه و تاریخی که هزاران قصه از آن بیرون آمده، می‌تواند کمی این شباهت را توجیه کند. تازه به تمام این‌ها هم‌جواری آب‌های مدیترانه را هم اضافه کنید. به هر حال این شهر، پایتخت لبنان است؛ کشوری که همیشه عروس، بهار و یا بهشت شرق لقب گرفته.

بهار بیروت از بقیه‌ی فصل‌ها دوست‌داشتنی‌تر است؛ روزهای طولانی با آفتاب ملایم و گل‌های رنگارنگ و شب‌های خنک با دریایی آرام. تابستان‌ها میزان رطوبت و گرمای هوا بالا می‌رود و از پاییز بارندگی‌‌ها شروع می‌شود. زمستان بیشترین میزان سرما و بارندگی را دارد، اما از آخرین باری که در بیروت برف آمده بیشتر از شصت سال می‌گذرد. پس خیال‌تان راحت باشد، در سردترین روزهای سال هم به لباس‌های خیلی گرم احتیاج ندارید.

لبنان یک فرودگاه بین‌المللی بیشتر ندارد که آن هم در جنوب بیروت واقع شده. فرودگاه بین‌المللی رفیق حریری تا مرکز شهر حدود ده دقیقه فاصله دارد و برای طی این مسیر یا باید مینی‌بوس‌های سفید رنگ را سوار شد و یا تاکسی گرفت. بر روی درهای جلوی تاکسی‌های اصلی، طرح لوگوی فرودگاه هست و تعدادی باجه‌ی تاکسی‌رانی هم در اطراف ترمینال شماره‌ی یک وجود دارد که البته ممکن است کرایه‌ی بیشتری طلب کنند. در کل کرایه‌ی تاکسی در بیروت خیلی گران نیست، مگر این‌که تاکسی تلفنی رزرو کرده باشید. به خاطر ترافیک سنگین خیابان‌ها به خصوص در مرکز شهر، اگر برای مدت محدودی به بیروت سفر کرده‌اید، پیشنهاد می‌کنیم به فکر اجاره‌ی ماشین نباشید. به جز وقتی که بخواهید در اطراف شهر بچرخید و یا از هتل تا ساحل را رانندگی کنید که در آن صورت هم فراموش نکنید بدون گواهینامه‌ی بین‌المللی به شما ماشین اجاره نمی‌دهند.

یکی از معمول‌ترین و به صرفه‌ترین گزینه‌های حمل و نقل در بیروت، تاکسی‌های اشتراکی چهار نفره هستند که سرویس نامیده می‌شوند. سرویس‌ها در مسیرهای مشخصی رفت و آمد دارند و شبیه به تاکسی‌های خطی ایران کار می‌کنند. با این‌ حال شاید بد نباشد خیلی از مسیرها را پیاده طی کنید و با سبک زندگی بیروتی‌ها و کوچه و خیابان‌هایش بیشتر آشنا شوید.

یکی از جاهایی که احتمالاً تعریفش را از کسانی که به بیروت سفر کرده‌اند شنیده‌اید، منطقه‌ی حریصاست. این‌جا بهترین محل برای توریست‌هاست؛ منطقه‌ای که بالای ارتفاعات لبنان واقع شده و کافه‌ها و رستوران‌های آن هیچ وقت خالی نیست. برای بالارفتن از صخره‌های حریصا بد نیست که تله‌کابین‌سواری را در لبنان تجربه کنید و یکی از زیباترین چشم‌اندازهای جهان را ببینید.

اگر اهل گالری‌گردی و بازدید از موزه‌ها باشید، موزه‌ی ملی بیروت که در جنوب خیابان اشرفیه قرار گرفته، انتخاب خوبی برای شناخت تاریخ و فرهنگ کشور لبنان است. در کل خیابان اشرفیه جایی است که تمام لبنان را در خودش جمع کرده. تعداد زیاد گالری‌ها، موزه‌ها، سینماها، رستوران‌ها و کافه‌ها، نه تنها برای مردم این شهر، بلکه برای خارجی‌ها هم از اشرفیه پاتوقی دوست‌داشتنی ساخته. اگر تصمیم دارید هر شب و روزی که در لبنان هستید، خوش بگذرانید و دسترسی خوبی هم به دیگر جاهای دیدنی شهر داشته باشید، خیابان اشرفیه با وجود قیمت‌های بالای هتل‌هایش یکی از بهترین انتخاب‌ها برای اقامت‌کردن است. به عنوان مثال بد نیست اتاق‌های موجود هتل‌ SOFITEL و PARK TOWER SUITES را برای تاریخ موردنظرتان چک کنید و امکانات و قیمت‌های آن‌ها را ببینید.

معمولاً بعد از یک روز کامل پیاده‌روی و گشت و گذار در شهر، ماساژ گرفتن خیلی می‌چسبد؛ در همین خیابان اشرفیه می‌توان چند سالن ماساژ خوب پیدا کرد که می‌تواند خستگی را از شما دور کند.

اگر دیدن شگفتی‌های طبیعت برای شما جذاب باشد، بیروت حداقل دو تا از معروف‌های آن را دارد؛ یکی صخره‌های روشه در غرب شهر که می‌توان گفت نماد بیروت به حساب می‌آید و به آن‌ها صخره‌های عشاق نیز می‌گویند؛ یکی هم غار جعیتا که در هجده کیلومتری شمال شهر واقع شده، ولی برای رفتن به آن‌جا علاوه بر تورهای روزانه‌ای که برگزار می‌شود امکان کرایه‌ی تاکسی و یا اتوبوس هم وجود دارد. غار جعیتا در میان کوه‌هایی زیبا قرار گرفته و دو طبقه است : غار بالا و غار پایین که برای رفتن به غار بالا باید سوار تله‌کابینی شد که از میان جنگلی زیبا می‌گذرد.

بیروت امروزی مملو از فروشگاه‌های برندهای معروفی است که قیمت‌هایشان هم به خاطر اسم و رسم‌شان بالاست. تقریباً تمام برندهای مشهور فرانسوی شعبه‌ای در این شهر دارند و هفته‌ی مُد بیروت یکی از پر رفت‌وآمدترین شوهای مد را در این منطقه برگزار می‌کند. به همین خاطر برای خرید لباس، بیروت شهر شیک‌پوشان است. با این‌که در بازار‌های محلی و سنتی می‌توان لباس‌های ارزان‌قیمت هم پیدا کرد ولی کم‌تر مسافری پیدا می‌شود که یک بار سراغ فروشگاه‌های خیابان حمرا و یا مرکز خرید ABC نرفته باشد. برای دیدن بازارهای قدیمی بیروت بد نیست سری به به خیابان‌های وردون و مار الیاس بزنید. عطر، ادویه، پارچه و شال از سوغاتی‌های سنتی بیروت است.

بیروت را می‌توان یکی از خوشمزه‌ترین شهرهای دنیا نامید؛ از لبنیات، میوه و سبزیجات تازه‌ی آن که بگذریم، غذاهای اصلی مثل کباب‌ها و مزه‌های لبنانی از خوش‌طعم‌ترین غذاهایی خواهد بود که تا به حال خورده‌اید. با این‌که بیشتر رستوران‌های فست‌فود زنجیره‌ای دنیا در بیروت هم شعبه دارند، شباهت ذائقه‌ی لبنانی‌ها به غذاهای ایرانی و همین‌طور فراوانی غذای حلال باعث شده کم‌تر مسافر ایرانی در این شهر سراغ فست‌فودهای زنجیره‌ای را بگیرد. پیشنهاد می‌کنیم بیشتر مراقب سلامتی‌تان باشید، غذاهای لبنانی آن‌قدری جذاب هستند که در خوردن‌شان زیاده‌روی کنید؛ بهتر است آب زیاد بنوشید، پیاده‌روی کنید و میوه و سبزیجات را فراموش نکنید؛ اگر با اضافه وزن به خانه برگردید هیچ مشکلی پیش نمی‌آید، اما بهتر است که خاطره‌تان از عروس خاورمیانه را با بیماری خراب نکنید.


شهر بندری بیروت، بزرگ‌ترین شهر و پایتخت کشور لبنان است و بر روی دماغه‌ای کوچک، درکنار دریای مدیترانه قرار گرفته.
برای بیشتر خارجی‌ها، تاریخ بیروت خلاصه می‌شود به پانزده سالی که این شهر درگیر جنگ‌های داخلی بود. طی این مدت، شهر را با یک خط سبز که البته برخلاف خط سبز قبرس آن‌قدرها هم معروف نشد، به دو بخش تقسیم کرده بودند: مسلمان‌ها در غرب و مسیحی‌ها در شرق. اما خوب، داستان این شهر به خیلی پیش از این دعواها برمی‌گردد و با این که از شکل و ظاهر مدرن‌اش پیدا نیست، برای خودش یک پا تاریخی به حساب می‌آید.
اولین نشانه‌های سکونت انسان که در بیروت پیدا شده، مربوط به عصر حجر است. آن موقع بیروت دو تا جزیره بود در دلتای رود بیروت. بعد البته رودخانه خشکید و این دو تا جزیره یکی شدند و بیروت شد آن چیزی که امروز می‌بینیم.


آب و هوای بیروت، مدیترانه‌ای است؛ با تابستان‌های گرم و خشک، بهار و پاییز خوش آب و هوا و زمستان‌های سرد و بارانی. آگوست (مرداد) گرم‌ترین ماه سال است با میانگین بیشینه‌ی ٢٩ درجه‌ی سانتی‌گراد. ماه‌های ژانویه و فوریه (دی و بهمن) هم با میانگین کمینه‌ی ١٠ درجه‌ی سانتی‌گراد، سردترین وقت سال‌اند. در هر فصلی که به آن‌جا بروید، دم غروب، باد ملایمی از دریا به سمت شهر می‌وزد.


موزه‌ی ملی بیروت
این موزه‌ی دیدنی، یک وقتی کنار خط سبزی بود که بیروت را به دو قسمت تقسیم می‌کرد. در این موزه، مجموعه‌ی جالبی از ابزار باستان‌شناسی، مجسمه‌ها و تابوت‌های چوبی قدیمی به نمایش گذاشته شده است. هر روز بین ساعت ٩ صبح تا ٤ بعدازظهر هم، هر یک ساعت یک‌بار، مستند کوتاه و جالبی به نام احیا، در مورد زمان جنگ‌های داخلی و نجات دادن اشیای موزه توسط کارمندان آن پخش می‌شود.
موزه‌ی ملی بیروت، از آن جاهایی است که اگر به این شهر سفر کردید، نباید دیدنش را از دست بدهید.
نشانی اینترنتی: www.beirutnationalmuseum.com

دانشکده‌ی امریکائی بیروت (AUB)
یکی از دانشکده‌های قدیمی و خوش‌نام خاورمیانه است که دانشگاهی خصوصی محسوب می‌شوند و درس‌هایش به زبان انگلیسی تدریس می‌شوند. هم محوطه‌ی دانشگاه و هم موزه‌ی آن، برای بازدید از عموم باز است.

موزه‌ی AUB
از قدیمی‌ترین موزه‌های خاور میانه است و در سال ١٨٦٨ ساخته شده. این موزه، مجموعه‌ای دیدنی از ابزارآلات لبنان و خاورمیانه دارد که از آن جمله می‌توان به اسلحه‌ها، ابزارها، سنگ‌های چخماق، مجسمه‌های سفالی رنگی، جواهرات و سکه‌های عربی مربوط به قرن پنجم بعد از میلاد مسیح اشاره کرد.
نشانی اینترنتی: www.ddc.aub.edu.lb/projects/museum

مرکز شهر
مرکز شهر بیروت، یک وقتی مشهور بود به پاریس خاورمیانه. دیگر خودتان حساب کنید آن‌جا چه شکلی بوده. بعد جنگ شد و جای هیاهوی مردم، صدای شلیک تک‌تیراندازها بود که لابه‌لای ساختمان‌های کهنه‌ی میدان اتوال می‌پیچید. آن موقع کافی بود تجسم کنید که پاریس بعد از روز قیامت چه شکلی می‌شود تا بدانید مرکز شهر بیروت در دهه‌ی نود میلادی چه شکلی داشت. حالا که تقریباً بیست سال از آن موقع گذشته، مرکز شهر کمابیش به حال و هوای آن موقع‌اش بازگشته و پر از توریست‌هایی است که توی کافه‌هایش سرک می‌کشند و برنامه می‌چینند که دیگر کجاها را ببینند.
میدان نجمه یا برج ساعت، یکی از مهم‌ترین بخش‌های این ناحیه است. میدان را زمان تسلط فرانسوی‌ها بر شهر ساخته‌اند و به خاطر زیبایی‌اش، زبانزد است. ساختمان پارلمان و کاخ ریاست‌جمهوری لبنان به فاصله‌ی کمی از این میدان قرار گرفته‌اند و آثار باقی‌مانده از حمام‌های رومی که مربوط به دوران امپراتوری روم شرقی بوده و یکی از قدیمی‌ترین ویرانه‌های بیروت است هم در کنار این دو ساختمان واقع شده.

موزه‌ی سورساک
موزه‌ی سورساک، یکی از موزه‌های بسیار زیبا و دیدنی بیروت است که در محله‌ی اشرفیه قرار گرفته. حتی شب‌ها هم می‌شود برای تماشای چراغانی زیبا و معماری بی‌نظیر این موزه و ساختمان‌های قدیمی سبک عثمانی و فرانسوی دور و اطرافش، سری به آن‌جا زد. ساختمان موزه‌ی سورساک، متعلق به یکی از خانواده‌های پرنفوذ و معروف لبنان به همین نام است، سبک‌اش مخلوطی از معماری لبنانی و ایتالیایی است و آن‌قدر زیبا ساخته شده که گاهی ساختمان، اشیای داخل موزه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
در این موزه، معمولاً نمایشگاه‌هایی موقتی از آثار هنرمندان معاصر لبنان برگزار می‌شود.


جاده‌ی ساحلی
این جاده‌ی زیبا، جان می‌دهد برای گردش و پیاده‌روی، مخصوصاً دم غروب و برای خانواده‌ها و زوج‌های جوان. جاده‌ی ساحلی، بهترین جا برای آشنا شدن با زندگی مردم بیروت هم هست، برای تماشای پیرمردهایی که شطرنج بازی می‌کنند و خانواده‌هایی که آخر هفته‌ها برای پیک‌نیک به آن‌جا می‌آیند.
یکی دیگر از سرگرمی‌های جاده‌ی ساحلی، ماهیگیری است. تابستان‌ها که به بیروت سفر کنید، این‌جا پر از نوجوانان و جوانانی است که ماهی می‌گیرند و شنا می‌کنند.

صخره‌های کبوتر
صخره‌های کبوتر، از زیباترین صخره‌های ساحلی طبیعی بیروت‌اند و چشم‌اندازهای زیبایی هم دارند. در این صخره‌ها، چندین غار هم وجود دارد که تابستان‌ها برای بازدید از آن‌ها قایق‌های کوچکی تدارک دیده شده که با هزینه‌ی ارزان، مردم را آن دور و اطراف می‌گردانند.

ساحل بیروت
شنا، یکی از مهم‌ترین تفریحات تابستانی اهالی لبنان و مسافران این شهر است. در ساحل بیروت، باشگاه‌های خصوصی بسیاری هم هست که علاوه بر سواحل سنگی‌شان، استخر، سالن استراحت، رستوران و فروشگاه لباس شنا هم دارند.


بیروت، مرکز پوشاک مد روز لبنان و ناحیه‌ی دور و برش است و طراحانی دارد که کارهایشان در دنیا نظیر ندارد. برای این که بخواهید در بیروت خرید مناسبی انجام دهید، باید بدانید به کجا می‌خواهید بروید. سایفی ویلج، بهترین جای خرید لباس، قالیچه، جواهرات و زیورآلات و عتقیه‌جات است.
بازار ABC هم از دیگر مرکزخریدهای بیروت است و بهترین جای خرید لباس‌های بچه‌گانه. یک سینما و چند رستوران هم در این مرکز خرید وجود دارند.


رفت و آمد

اتوبوس‌های بیروت، رفت و آمد به بیشتر جاهای این شهر را آسان کرده‌اند. نقشه‌ی مسیرهای دو نوع اتوبوس قرمز و سفید (متعلق به بخش خصوصی) و آبی و سفید (دولتی) را می‌توان از اداره‌ی گردشگری شهر، تهیه کرد. برای سوار شدن به اتوبوس، کافی است به راننده‌ی آن اشاره کنید تا نگه دارد؛ تنها ایستگاه‌های رسمی هر خط، اول و آخر آن هستند و رفت و آمدشان هم زیاد حساب و کتابی ندارد. به طور معمول، بین آمدن یک اتوبوس تا اتوبوس بعدی پانزده دقیقه فاصله هست. سوار شدن بر اتوبوس‌های داخل شهری بیروت معطلی زیاد دارد، اما اگر وقت اضافی و پول کم داشته باشید، سوار شدن بر آن‌ها، به‌صرفه‌ترین راه این‌طرف و آن‌طرف رفتن در شهر است.
کرایه‌ی تاکسی در بیروت ارزان است و سوار شدنش هم شبیه تهران خودمان است: مقصد را به راننده‌ی تاکسی می‌گویید و اگر مسیرش بخورد، نگه می‌دارد. اگر تاکسی خالی باشد، بعید نیست که بخواهد دربست شما را ببرد و کرایه‌ی بیشتری بگیرد، وگرنه باز هم مسافر سوار می‌کند و بد نیست که قبل از سوار شدن، کرایه را طی کنید.


جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم بیروت
این جشنواره با هدف توسعه‌ی روابط میان اعراب و سایر ملل، در ماه اکتبر برگزار می‌شود و هم فیلم‌های داخلی را در آن نمایش می‌دهند و هم فیلم‌های بین‌المللی.
نشانی اینترنتی: www.beirutfilmfoundation.org

ماراتون بین‌المللی بیروت
این ماراتن هر سال در فصل پاییز برگزار می‌شود و میان ورزشکاران بین‌المللی محبوبیت زیادی دارد. تنها افراد هفده سال به بالا می‌توانند در مسیر کامل مسابقه شرکت کنند، اما مسیری پنج کیلومتری هم برای بچه‌های نه تا هفده ساله پیش‌بینی شده که در صورت تمایل، می‌توانند از همین‌جا شروع به تمرین کنند.
نشانی اینترنتی: www.beirutmarathon.org

روزهای مستند
جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم‌های مستند بیروت، هر سال در ماه‌های نوامبر و دسامبر برگزار می‌شود. این جشنواره محفلی برای مستندسازان سراسر دنیاست و بین مردم هم محبوبیت زیادی دارد.

پایتخت اقتصادی چین و پر جمعیت‌ترین شهر آن با حدود ٢٠ میلیون نفر جمعیت، آمیزه‌ای است از آثار تاریخی و معابد و محله‌های قدیمی که مانند یک نقاشی آبستره در کنار آسمان‌خراش‌های مدرن و امروزی، تالارهای بورس سهام و فلزات و مغازه‌های شیک برندهای گرانقیمت، در هم تنیده‌اند. در کم‌ترین شهری از دنیا می‌توان چنین ترکیب شلوغ اما دوست داشتنی را در کنار هم یافت. شانگهای در واقع بیشتر شبیه به یک انبار شلوغ است که گوئی در پشت ظاهر بی‌نظمش، ترتیب خاصی نهفته و این ترتیب، جز با سپردن خود به دست این ابر شهر استثنائی آشکار نمی‌شود.

البته فراموش نکنید خیلی مهم است چه فصلی از سال وارد این شلوغی شوید؛ تابستان‌های گرم که رطوبت هوا هم بالاست، شاید موقع مناسبی برای گشت و گذار در شانگهای نباشد. تحمل گرما سخت است و مجبورید مرتب تاکسی سوار شوید و از دیدن خیلی جاها باز می‌مانید. پاییز هم با این‌که از گرمای هوا کم شده، اما زمان شروع بارندگی‌هایی است که تا زمستان ادامه دارند. بهترین وقت برای سفر به شانگهای، در ماه مه و هوای دلپذیر بهاری است؛ مگر این‌ که برای تجارت قصد رفتن داشته باشید و مجبور شوید زمان دیگری به آن‌جا سفر کنید.

مانند هر مسافری که با هواپیما به این شهر سفر کرده باشد، اولین چیزی که از شانگهای می‌بینید فرودگاه مدرن آن خواهد بود. پیمودن فاصله‌ی فرودگاه تا شهر با تاکسی حدوداً یک ساعت زمان می‌برد. اگر بار چندانی به همراه نداشته باشید، پیمودن این مسیر با قطارهای سریع‌السیری که Maglev نامیده می‌شوند، بیش از پانزده دقیقه طول نمی‌کشد. اتوبوس‌های فرودگاه به شانگهای نیز با کرایه‌ی ارزانشان، انتخاب خوبی برای پیمودن فاصله‌ی فرودگاه تا شهر هستند.

رودخانه‌ای عریض از وسط شهر می‌گذرد و آن‌ را به دو نیمه‌ی شرقی و غربی تقسیم می‌کند و همانند شهرهایی از این نوع، جلوه‌ای خاص به بافت شهر داده است. این رودخانه، شهر را به دو قسمت بزرگ شهر قدیم شانگهای و قسمت مدرن و امروزی‌تر شهر در قسمت شرق رودخانه که شامل برج‌ها و ساختمان‌های بلندی مانند ساختمان تجارت جهانی (SWFC)، برج تلویزیونی، برج هتل و دفاتر هایت، بانک‌ها، ساختمان بورس و... می‌شود. در طول روز در این قسمت شهر عمدتاً با حجم بسیار زیادی از کارمندان شرکت‌های چینی و بین‌المللی روبه‌رو می‌شوید که بی‌وقفه در حال حرکت هستند، چون در شانگهای هر ثانیه قیمت دارد. شاید آرامش را در چهره‌ی این کارمندان و یا رؤسای کت و شلوار پوش آن‌ها فقط برای مدت کوتاهی که برای خوردن نصفه ساندویچ یا سالاد وسط روز و نوشیدن یک فنجان چای سبز یا قهوه، دست از کار کشیده‌اند، بتوان دید. از این زاویه که نگاه کنیم، شانگهای مانند تمامی کلان‌شهرها، بسیار جدی و تا حدی خشن است.

شانگهای شبیه‌ترین شهر جهان به نیویورک است و همین باعث شده تا خیلی‌ها این شهر را نیویورک شرق بنامند. شانگهای قلب تپنده‌ی اقتصاد کشور اژدهاست و می‌توان همه‌جای شهر از این مساله مطمئن شد.

در قسمت قدیمی‌تر شهر اما زندگی از نوع دیگری است. بازارهای شلوغ قدیمی چینی، که حتی اگر قصد خرید چیزی را نداشته باشید، ساعت‌ها شما را به خود مشغول می‌سازد، در مقابل معابد بزرگ و کوچک که بر اساس فلسفه‌ی ذن طراحی شده و احساس آرامش غریبی به بازدیدکنندگان می‌دهد.

در مورد انتخاب محل اقامت‌تان در شانگهای، باید دقت زیادی به خرج دهید. بسته به این ‌که به عنوان توریست به این شهر سفر کرده‌اید و یا برای تجارت و بازدید از یک طرف تجاری، انتخاب هتل می‌تواند متفاوت باشد. اگر برای تجارت سفر می‌کنید، حتما سعی کنید در نزدیکی محل ملاقات‌های خود هتل رزرو کنید؛ ناگفته می‌توان حدس زد که در ساعت‌های شلوغ روز مانند اوایل صبح و زمان تعطیلی سازمان‌ها و همچنین آخر هفته‌ها، ترافیک می‌تواند زمان زیادی از شما تلف کند و شاید موفق نشوید به همه‌ی کارها سر و سامان دهید.

قیمت هتل‌ها در طول هفته در قسمت‌های مختلف شهر متفاوت است؛ به عنوان مثال قیمت هتل در قسمت تجاری شهر در شرق رودخانه، آخر هفته‌ها بسیار ارزان است؛ هر چند که به همان مقدار باید برای رسیدن به سمت دیگر شهر هزینه‌ی تاکسی بدهید.

گفتیم تاکسی، بهتر است بدانید هزینه‌ی تاکسی برای سوار شدن ١٠ یوان (معادل ١٧٠٠ تومان) برای ١٥٠٠ متر اول و بعد از آن برای هر کیلومتر ٢ یوان است؛ سیستم متروی بسیار قوی و با پوشش بسیار عالی و سریع هم به کمک حمل و نقل این شهر عظیم آمده است.

پیشنهاد می‌کنیم در شانگهای صبح زود از خواب بیدار شوید، به میدان مردم بروید و از تماشای تمرین‌های ورزشی مربوط به معبد شائولین لذت ببرید. از آن‌جا برای تماشای معماری فوق‌العاده‌ی معبد تیان-آن، پیاده به سمت آن حرکت کنید؛ تا ظهر فرصت دارید سری به خیابان تای کانگ لو بزنید که ساعت‌ها وقت شما را با مغازه‌های کوچک و بزرگ از انواع صنایع دستی و آثار هنری پر خواهد کرد؛ ناهار را می‌توانید در یکی از رستوران‌های غذاهای بین‌المللی و چینی همان‌جا میل کنید. بعد از کمی استراحت بعد ازظهر خود را با قدم زدن در خیابان نانجیگ بگذرانید؛ غروب و شب خود را خالی بگذارید برای رفتن به اطراف باند و رودخانه و از نمای فوق‌العاده‌ی سمت شرقی این رودخانه لذت ببرید. تصویری که شما در این قسمت می‌بینید شبیه به یک تابلوی رنگارنگ نقاشی است که معروف‌ترین نمای شهر نیز هست.

کافه‌ها و رستوران‌های اطراف باند که چشم‌اندازی به نمای شرقی شهر دارند، اغلب گران هستند. بنابراین توصیه می‌کنیم اگر خواستید به این رستوران‌ها بروید، سعی کنید دلیل مهمی برایش داشته باشید و یا آن را به عنوان یک خاطره‌ی خوب به خانواده‌ی خود هدیه دهید؛ خاطره‌ای به یاد ماندنی و البته هدیه‌ای گران.

در کل برای این که از بودن در شانگهای لذت ببرید و همزمان از جاهای دیدنی این شهر هم بی‌نصیب نمانده باشید، بهتر است حداقل یک هفته را در این شهر بگذرانید. برای اقامت‌های طولانی در شانگهای می‌توانید از مهمانخانه‌های کوچک و بزرگ شهر استفاده کنید؛ مراقب باشید مکان انتخاب شده در محله‌ی مناسبی باشد و حداقل‌های بهداشت و پاکیزگی را داشته باشد؛ درست است که سفر با هزینه‌های پایین می‌تواند مقرون به صرفه باشد ولی دوست ندارید که باقی پول‌تان را برای بیمارستان خرج کنید؟


تاريخچه

شانگهای به معنای دریاکنار و البته به طور دقیقتر "کنار و بالاتر" از دریا است. شانگهای به خاطر نزدیکی به یانگ‌تسه همیشه اهمیت داشته. چون به هر حال این یکی از بزرگترین رودهای دنیاست. اما چه شد که شانگهای به یکباره اهمیتی دو چندان پیدا کرد. قضیه به انگلیس‌ها ربط پیدا می‌کند. همان‌ها که در ایران و هند هم ید طولایی در انحصاری کردن تنباکو و چای و نفت داشتند. زمانی که انگلیسی‌ها اولین امتیاز انحصاری خود را در زمینه کشت و فروش تریاک، در سال ١٨٤٢، پس از جنگ تریاک، برقرار کردند، شانگهای بیشتر شبیه به دهکده‌‌ی کوچکی بود که اهالی‌اش از راه ماهی‌گیری و بافندگی روزگار می‌گذراندند. انگلیسی‌ها با شانگهای کاری را کردند که بیل گیتس با صنعت کامپیوترانجام داد: از بالا تا پایین را تغییر دادند.
آن زمان غربی‌ها چشم طمع به منابع شانگهای و استفاده‌هایی که می‌شد از این بندر کرد، دوخته بودند. سر و کله‌ی فرانسوی‌ها در سال ١٨٤٧ در شانگهای پیدا شد، در سال ١٨٦٣ اختلافات‌شان با انگلیس‌ها آن‌قدر بالا گرفت که به یک حل و فصل بین‌المللی و تنظیم معاهده ختم شد. اما فقط فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها نبودند، در سال ١٨٩٥ کم‌کم ژاپنی‌ها هم پیدایشان شد؛ شهر، به شهرک‌های خودمختاری تقسیم شده بود، که از قوانین چین تبعیت نمی‌کردند. تا سال ١٨٥٣ شانگهای از همه‌ی دیگر بندرهای چین سبقت گرفته بود و در ١٩٣٠ تعداد ساکنان خارجی شانگهای به ٦٠٫٠٠٠ نفر می‌رسید و شانگهای شلوغ‌ترین بندر بین‌المللی آسیا شده بود.
این شهر بر روی تجارت تریاک، ابریشم و چای پایه‌گذاری شد. بله ترکیب غریبی است، درست است. نام یکی از معروف‌ترین گروه‌های بازرگانی در شانگهای، جاردین ماتسون و شرکا بود. بله اسمِ غریبی است، درست است. در سال ١٨٤٨ گروه جاردین اولین زمینی که برای خارجیان به فروش گذاشته شده بود را خریداری کردند و توانستند خود را در یکی از هونگ‌ها (شرکت‌های کسب و کار) شانگهای رشد دهند. اهمیت این گروه به این دلیل است که آن‌ها اولین خارجیانی بودند که در شانگهای زمین خریدند و بعد هم نیروی کار بومی استخدام کردند. شاید این یکی نمونه‌های موفق سرمایه‌گذاریِ خارجی و استخدام نیروی محلی و انجام یک معامله‌ی دو سر برد در چین بود. چیزی که امروزه در این کشور عمومیت دارد و ابداً غیرعادی نیست.
شانگهای همچنین به حیاط‌خلوتی برای کشت تریاک و دلالانِ آن، قماربازی غیرقانونی‌ و روسپی‌‌گری که به وسیله‌ی دسته‌هایی گانگسترگونه در دل شانگهای اداره می‌شدند، تبدیل شده بود. شهر پر بود از دریانوردان آمریکایی، فرانسوی و ایتالیایی، ارتش انگلستان و ناوبرانِ ژاپنی. که قصدشان البته تجارت نبود!
پس از کودتای چیانگ کای‌شک بر ضد کمونیست‌ها در سال ١٩٢٧، کوئومین‌تانگ با خارجی‌ها و گانگسترهای شانگهای و همچنین کارخانه‌داران چینی و خارجی برای سرکوب ناآرامی‌های حزب کارگر هم‌دستی کردند. حزب کمونیست چین در سال ١٩٢١ در شانگهای تاسیس شده بود و البته، شهر را در سال ١٩٤٩ آزاد کرد. در طول انقلاب فرهنگی، کمونیست‌ها محله‌های کثیف شهر را ریشه‌کن کردند، صدها هزار معتاد به تریاک را توان‌بخشی کرده و کار کودکان و برده‌داری را حذف کردند. البته این پیشرفت‌ها به طور متناوب و آهسته حاصل می‌شد.
نابسامانی طولانی‌مدت شانگهای در اواخر ١٩٩٠، با اعلام برنامه‌های گسترش پودونگ، در بخش شرقی رودخانه‌ی هوانگ‌پو، رو به کاهش نهاد. آرزوی شانگهای این بود که به صورت یک قطب اصلیِ مالی با قدرت اقتصادی چشمگیر درآید. لوجیازوی، محوطه‌ای که رودرروی باند در بخش پودونگ هوانگ‌پو قرار گرفته، به صورت نقطه‌ی مقابل مدرنیته در برابر سازه‌های قدیمی باند درآمده است. شکوفایی اقتصاد ، مدیریت و اعتماد به نفس شانگهای، آن را بارها از دیگر شهرهای چین جلوتر برده است.
هیچ چیز به اندازه‌ی جایگزینی شانگهای به جای هنگ‌کنگ، به عنوان مرز اقتصادی آینده‌ی چین، حکومت مرکزی را خشنود نمی‌سازد. چون به هر حال هنگ کنگ از چین جدا شد و استقلال پیدا کرد اما چنین آینده‌ای برای شانگهای رقم نخواهد خورد. هیچ‌ کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند که شهر در دو دهه‌ی آینده به چه شکلی درخواهدآمد. ولی چینی‌ها مثلی دارند که می‌گوید: جیوده بوکو، شینده بولای که اگر چینی ندانید چند کلمه‌ی بی‌معنایِ بدآهنگ به نظر می‌رسند اما ترجمه‌اش می‌شود: اگر کهنه نرود، نو نخواهد آمد. بله.


 بهترین فصل برای رفتن به شانگهای، بهار است هنگامی است که شهر از شر ِ زمستانی سرد و مرطوب رها شده و البته پائیز هم زمان مناسبی است چون از گرمای کشنده‌ی همراه با رطوبت بالا خبری نیست. البته این روزها زمستان شانگهای خیلی سرد نیست. حتی می‌توان گفت گرمای دستگاه‌های تهویه‌ی هوای این شهر در اماکن سربسته غیرقابل تحمل هم هست. تابستان‌، هوا، گرم، شرجی و نتیجتاً طاقت‌فرساست، ازدحام جمعیت همراه با رطوبت و گرما می‌شود و انرژی شما را می‌گیرد، اما تابستان فصل پرتوریستِ شهر هم به شمار می‌رود. هفته‌های اول ماه مه(اردیبهشت) و اکتبر(مهر)، دوره‌های تعطیلات ملی چینی‌ها بوده و بهتر است در این زمان‌ها از سفر به این شهر بپرهیزید، مگر این‌که از شرکت در شلوغی ِ ایجاد شده توسط مردم لذت ببرید.


دیدنی‌های منطقه ی هَنگ‌ژو
این شهر در کنار رودخانه‌ی یانگ تِسه قرار دارد و مرکز استان ژِجیانگ است. هنگ ژو در ١٨٠ کیلومتری جنوب غربی شانگهای قرار گرفته. این شهر برای مدت ١٠٠٠ سال یکی از پر رونق‌ترین و مشهورترین شهرهای چین بوده و علاوه بر این، هنگ‌ژو برای مناظر زیبای طبیعی و آثار باستانی‌اش نیز مشهور است و معروف‌ترین مکان دیدنی این شهر دریاچه‌ی غربی است.
این شهر حدود ٢٢٠٠ سال پیش در دوران امپراتوری سلسله‌ی کینگ تاسیس شد، ولی دیوار آن تا زمان امپراتوری سلسله‌ی سوی ساخته نشد. هنگ‌ژو یکی از هفت شهر باستانی چین است. این شهر از سال ٩٠٧ تا ٩٧٨ میلادی پایتخت پادشاهی وویو بود و در طول قرن ١٠ میلادی یکی از سه شهر فرهنگی در جنوب چین بوده است.

هَنگ‌ژو - معبد لینگ‌یین
معبد لینگ‌یین معبد اصلی هنگ‌ژو است. این معبد در سال ٣٢٦ میلادی ساخته شد و بر اثر جنگ و مصیبت‌های دیگر حدود ١٦ بار ویران و بازسازی شد. از دامنه‌ی این معبد که بالا بروید با حکاکی‌هایی به نام فیلای‌پیک روبه‌رو می‌شوید که قدمت آن به قرن ١٠ تا ١٤ میلادی باز می‌گردد. در این حکاکی‌ها تصویر بودای مایتریای خندان آمده است. در پشت معبد لینگ، قله‌ی شمالی قرار دارد و اگر اهل پیاده‌روی نیستید باید گفت تله‌کابین موجود است.

هَنگ ژو – موزه‌ی ابریشم چین
نمونه‌های برجسته از ابریشم چینی را به نمایش گذاشته و تاریخ پیدایش ابریشم و مراحل تولید آن را شرح می‌دهد.


دیدنی‌های منطقه‌ی سوژو
شهر سوژو در پائین رودخانه‌ی یانگ‌تسه و در کناره‌ی دریاچه‌ی تای‌هو در استان جیانگ‌سو قرار دارد. این شهر برای پل‌های سنگی، پاگودا‌ها و باغ‌های زیبایش مشهور است. پاگودا نوعی کاخ با معماریِ سنتی ِ چینی است. از زمان سلسله‌ی سُنگ، سوژو یکی از مهم‌ترین مراکز تولید ابریشم چین بوده و هنوز هم این مقام را حفظ کرده. قدمت سوژو به ٢٥٠٠ سال قبل و به اواخر دوران امپراتوری سلسله‌ی شانگ باز می‌گردد. در سال ٥١٤ قبل از میلاد مسیح در دوران بهار و پائیز (دوره‌ای تاریخی در چین)، پادشاه هِلو، شهر بزرگ هِلو که نام قبلی سوژو است، را بنا نهاد و آن را پایتخت خود اعلام کرد.

سوژو – موزه‌ی ابریشم سوژو
یک نمایشگاه دایمی و دیدنی است از صنعت ابریشم سوژو، که ٤٠٠٠ سال گذشته را در زمینه ابریشم، نخ ریسی و پارچه‌های ابریشمی تحت پوشش قرار می‌دهد.

سوژو – معبد باغ غربی
در ٥٠٠ متری غرب باغ لینگرنگ‌این‌، معبد باغ غربی بر روی باغ قدیمی که وقف بودایی‌ها شده بود، بنا شده است. در تالار آرهات این معبد، مجسمه‌ی گوان‌یین با ٤ چهره و ١٠٠٠ دست قرار گرفته است. تالار سلطنتی مینگ هم در گوشه‌ی دیگر این معبد قرار دارد و در سال ١٨٦٠ توسط سربازان آتش زده شد ولی آن را بازسازی کردند.

سوژو – معبد راز
در دل بازار سوژو، معبد راز قرار گرفته است که قدمت آن به سال ٢٧٥ و ٢٧٩ میلادی باز می گردد. تالار بزرگ سَنکینگ در این معبد، دارای ٦٠ ستون و دو سقف لبه‌دار است که تاریخ ساخت آن به ١١٨١ میلادی باز می‌گردد.

دیدنی‌های منطقه‌ی ژوجیاجیو
از شانگهای به ژوجیاجیو (شهر آبی) رفتن هم راحت است و هم لذت بخش- البته این تا زمانی است که گشت و گذارتان با تورهای دیگر هم‌زمان نباشد. یک روز بارانی در تعطیلات فصلی را برای رفتن به این مکان انتخاب کنید و حتماً همراه خود چتر ببرید. در کتاب‌های راهنمای چینی اطلاعاتی از زندگی بشر در این منطقه که به ٥٠٠٠ سال قبل می‌رسد، داده شده و گفته شده که ژوجیاجیو به مدت ١٧٠٠ سال مسکن سه امپراتوری بزرگ چین بوده. در حال حاضر نقاشی‌هایی از کوچه‌ها، پل‌ها، و معماری شهر قدیمی در دوران سلسله‌های مینگ و کینگ در این مکان باقی مانده است.

ژوجیاجیو - معبد خدای شهر
در غرب پل معبد خدای شهر، در سال ١٧٦٩ میلادی از محل اصلی‌اش در شوجیابانگ به این مکان آورده شد. کمی دورتر در شمال این مکان در امتداد خیابان کوهه، معبد بودایی یوان جین قرار دارد که نام دیگرش معبد نیانگ‌نیانگ است.

ژوجیاجیو - کلیسای کاتولیکی ژوجیاجیو
زیباترین کلیسای این منطقه است. در سال ١٨٦٣ میلادی ساخته شده و محوطه‌ی داخلی آن با مجسمه‌ای از حضرت یوسف که مسیح را در آغوش گرفته، آراسته شده. می‌توانید این‌جا از تورهای آبی استفاده کنید و با قایق بیشتر نقاط شهر که شامل پل فانگ‌شنگ نیز می‌شود را بگردید. (این پل در سال ١٥٧١ ساخته شد و بی‌داجی را به دُنگ‌جینگ وصل کرد)

دیدنی‌های منطقه‌ی تُنگ‌لی
دیدنی‌های این منطقه بسیار زیباتر از منطقه‌ی سوژو است، شهر آب‌راه مانندِ تنگ‌لی، یکی از عجیب‌ترین گردشگاه‌های این منطقه است. از رفتن به تنگ‌لی در آخر هفته ها خودداری کنید، خیلی شلوغ است و اگر در تابستان به این منطقه می‌روید، بهتر است از گردش در تیر و مرداد صرف نظر کنید زیرا گرمای این منطقه طاقت فرسا و سوزان است. شهر قدیمی یکی از بهترین گردش‌گاه‌ها در طول این مسیر پرپیچ وخمِ کندرو است؛ نشانه‌های راهنمای دو زبانه در مسیر و نقشه‌های قابل فراهم در داخل دفتر فروش بلیت راهنماهای خوبی برای توریست‌ها هستند، ولی با وجود این‌ها احتمال گم شدن شما خیلی خیلی بالا است!

تُنگ‌لی – پاگودای مروارید
در شمال تنگ‌لی، پاگودای مروارید قرار دارد که در ابتدا از آن به عنوان اداره‌ی سلسله‌ی مینگ استفاده می‌شد. این پاگودا دارای تالار اجدادی، باغ و حتی صحنه‌ی اپرا است.

دیدنی‌های منطقه‌ی باند
باند نام هندی-انگلیسی خود را از کلمه ی خاکریز در زبان هندی گرفته است. این مکان جایگاه قدرت‌های بیگانه در قرن ٢٠ میلادی بود و ساختمان‌های خودنمای آن نمایی زیبا از شانگهای را به کسانی که از طریق رودخانه وارد این شهر می‌شدند، نشان می‌داد. این منطقه در ابتدا در نزدیکی آب ساخته شده بود ولی در نیمه‌های دهه‌ی نود قرن بیستم، خیابانش پهن‌تر و حصار سیل ٧٧١ متری در اطراف آن ساخته شد و کم‌کم از آب دور افتاد. پارک هوانگ‌پو در منطقه‌ی باند، اولین پارک عمومی در چین است که در سال ١٨٨٦ توسط باغبان اسکاتلندی ساخته شد. امروزه این پارک به خاطر پیکره‌ی قهرمانان مردمی‌اش بسیار معروف است. موزه‌ی تاریخ باند درست در زیر پیکره قرار دارد.

باند – موزه‌ی باند
تصاویری از مناظر تاریخیِ این منطقه در موزه به نمایش گذاشته شده است. این موزه‌ی کوچک بیشتر به عکس اختصاص دارد.

باند - گشت رودخانه‌ای هوانگ‌پو
این رودخانه مناظر زیبایی از باند را به شما نشان می دهد. بیشتر قایق‌ها از اسکله‌ی جنوبی انتهای باند حرکت می‌کنند.

باند - گالری هنر شانگهای
این موزه هنر معاصر شانگهای –اعم از عکس‎‌‎های هنری یا مربوط به معماری شانگهای، نقاشی، مجسمه‌های برنزی و یا سنگی- را به نمایش گذاشته است.
وب سایت: www.threeonthebund.com

باند – موزه‌ی تاریخ طبیعی شانگهای
در این موزه اشیایی که توسط انجمن آسیایی پادشاهی انگلستان جمع‌آوری شده، به نمایش گذاشته شده. این اشیا طیف متنوعی را از ظروف چینی گرفته تا هنر خطاطی را در بر می‌گیرند.


دیدنی‌های منطقه‌ی میدان رن‌مین (میدان مردم)
هر کلان‌شهر کمونیستی دارای یک میدان عمومی با ابهت است که در قلب شهر قرار دارد، و میدان رن‌مین شانگهای نیز از این دسته میدان‌هاست. این میدان قطب دانش جغرافی و فرهنگی و مرکز جاذبه‌ی شهر است. بله، این میدان کمتر از میدان تیانان‌من پکن مورد رسیدگی و نظم‌بخشی قرار گرفته اما زیبایی خاص خود را نیز دارد و نسبتاً هم شلوغ‌تر است.

میدان رن‌مین - موزه‌ی شانگهای
ساختمان این موزه جوری طراحی شده تا یادآور ظرف غذای سه طبقه‌ی برنزی باستانی (دینگ) باشد و همچنین شکل آینه‌ی برنزی معروف سلسله‌ی هان را نشان بدهد. معروف‌ترین مجموعه‌ی این موزه، گالری برنزهای چین باستان است. در گالری مجسمه‌های باستانی چین، مجسمه‌های سنگی از سلسله‌ی کین و هان تا مجسمه‌های گچی بودایی به نمایش گذاشته شده‌اند. این مجسمه‌ها تحت‌تأثیر طرح‌های آسیای مرکزی در مسیر جاده‌ی ابریشم ساخته شده بودند. تمام این مجسمه‌ها رنگی بوده‌اند ولی تنها بعضی از این رنگ‌دانه‌ها باقی مانده‌اند و رنگ‌ها بر اثر کهنگی ریخته‌اند.
گالری سرامیک چین باستان یکی از بزرگترین و پر‌بیننده‌ترین گالری‌های این موزه است. این نمایشگاه شامل سفال‌های به جا مانده از ٦٠٠٠ سال پیش یعنی عصر نوسنگی است که در خارج از شهر شانگهای کشف شده‌اند و همچنین سفال‌های سانکی از تانگ و مجموعه‌ای بزرگ از ظروف چینی که در دوران سلسله‌ی کینگ ساخته شده‌اند هم در این گالری در دسترس و قابل تماشا هستند.
گالری نقاشی چینی برای آن دسته از افرادی که با هنر چینی آشنایی ندارند بسیار ژرف است، اگرچه هرکسی بدون داشتن معلومات تخصصی در مورد هنر چینی می‌تواند از توازن زیبایی هنر قلم چینی لذت ببرد. در این گالری انواع هنر به نمایش گذاشته شده است، از بامبوهای مورد حکاکی قرار گرفته بگیرید تا انواع دست‌نوشته‌ها. از دیگر گالری‌های این موزه؛ گالری یشم‌های تزئینی چین باستان، گالری سکه، گالری وسایل سلسله‌های کینگ و مینگ، گالری هنرهای طبیعی اقلیتی را می‌توان نام برد.


دیدنی‌های منطقه‌ی شهر قدیمی
این منطقه در میان بومیان شانگهای به نان شی یعنی شهر جنوبی مشهور است، شهرِ قدیمیِ چینی یکی از سنتی‌ترین مناطق چینی در شانگهای، در امتداد کیبا قرار گرفته است. با وجود تاریخی بودن شهر شانگهای، بیشتر آثار تاریخی آن به اواسط قرن ١٩ میلادی باز می‌گردد ولی شهر قدیمی هنوز بافت قدیمی را داراست. اگر دوست دارید فرهنگ و زندگی سنتی چین را از نزدیک ببینید، کوچه‌های تاریک و شلوغ شهر قدیمی بهترین گزینه است. بیشتر توریست‌ها به شهر قدیمی می‌روند تا از بازار این شهر به خصوص از بازار عتیقه‌ی خیابان دُنگ‌تای دیدن کنند و یک کاسه چای داغ هم آن‌جا بنوشند. در ضمن در این محله معابد کنفوسیوس، تائویی، بودایی و مسجد مسلمانان وجود دارد که دیدن از آن‌ها را به علاقه‌مندان این‌گونه معماری پیشنهاد می‌کنیم.

شهر قدیمی - معبد خدایان شهر
شهرهای چینی هر کدام دارای معبد تائویی خدایان شهر هستند ولی متأسفانه بیشتر این معبدها قربانی دوره‌‍ی انقلابی چین شده‌اند. این معبد در اوایل قرن ١٥ ساخته شد و در طول انقلاب فرهنگی هم به شدت آسیب دید و در این اواخر بازسازی شد. وقتی وارد تالار اصلی این معبد می‌شوید به حکاکی‌های سقف آن توجه کنید که چگونه هنر مادی و معنوی در هم آمیخته‌اند. در شمال تالار اصلی، تالار چند کیشی این معبد قرار دارد که در سمت راست آن مجسمه‌ی سه الهه‌ی چینی؛ گوان‌یین، تیان‌هو و یان‌مو‌نیانگ‌نیانگ قرار گرفته است.


دیدنی‌های منطقه‌ی پودونگ
پودونگ نام مکانی است که بیشتر غربی‌ها قبل از این‌که پا بر روی خاک شانگهای بگذارند با آن آشنا هستند و این بیشتر به خاطر افق زیبا و دیدنی این ناحیه است. برای توریست‌ها بیشترین جذابیت‌های پودونگ، موزه‌ها، برج بلند جین مائو، مناظری از باند و بعضی از هتل‌های معروف شانگهای است.

پودونگ - برج جین‌مائو
در شهری با معماری معاصر و رمزآمیزش، جین‌مائو به خاطر طراحی زیبایش بسیار چشم‌گیر است. پله‌های جالب توجه این برج تحت تأثیر معماری سنتی چینی طراحی شده است. اگر می‌خواهید شانگهای را از بالا ببینید به سکوی رصد این برج در طبقه‌ی ٨٨ بروید. چه شب باشد و چه روز، مناظر زیبای شهر را تماشا کنید و از بلندترین اداره‌ی پست در جهان کارت پستال بخرید. بلندترین کافه‌ی جهان نیز یک طبقه پایین‌تر و در طبقه‌ی ٨٧ این برج قرار دارد.

پودونگ - موزه‌ی تاریخ شانگهای
هم کودکان و هم بزرگسالان از این موزه‌ که ساخته شده تا نمایشگر شانگهای قدیم باشد لذت خواهند برد. این موزه ابتدا به صورت آزمایشی ساخته شد. در این‌جا شما مدل‌هایی کوچک از هر چیزی که مربوط به زندگی گذشتگان است را پیدا خواهید کرد.

دیدنی‌های خیابان جینگ‌آن و نان‌جینگ‌غربی
یکی از مناطق مرکزی در شانگهای است، که در دوران استقرار بین‌المللی، به خیابان جوشان معروف بود. این منطقه در شانگهای به عنوان یک منطقه‌ی اقتصادی-بازرگانی محسوب می‌شود.

خیابان جینگ‌آن و نان‌جینگ‌غربی - مرکز هنری خیابان مُگان‌شان ٥٠
برای دیدن این موزه باید یک روز را به طور کامل کنار بگذارید. این مرکز به هنر معاصر هنرمندان –اکثراً جوان – چینی اختصاص دارد. برنامه‌هایی که در آن برگزار می‌شود از تنوع زیادی برخودار است. ضمن این‌که این گالری تنها به یک هنر خاص اختصاص ندارد و از ویدیو اینستالیشن تا نمایشگاه نقاشی، نمایشگاه گرافیکی، نمایشگاه مجسمه‌، نمایش عکس، نمایش فیلم‌کوتاه و خیلی چیزهای دیگر در آن انجام می‌شود.

خیابان جینگ‌آن و نان‌جینگ‌غربی - معبد بودای یشمی
این معبد ما‌بین سالهای ١٩١١ تا ١٩١٨ میلادی با طرحی از دوره ی سلسله‌ی سُنگ ساخته شد و یکی از نادرترین معابد بودایی شانگهای از لحاظ ارزش وسایل داخلی و طراحی، به شمار می‌رود. مشهورترین قسمت این معبد، مجسمه‌ی بودای یک متر و ٩٠ سانتی‌متری است که از جنس سنگ یشم سبز رنگ است. این معبد دارای دو مجسمه‌ی یشمی بوداست یکی نشسته و دیگری خوابیده. در زمان سال نوی چینی بیش از ٢٠٫٠٠٠ چینی بودایی در این معبد جمع می شوند و دعا می کنند.

خیابان جینگ‌آن و نان‌جینگ‌غربی - معبد جینگ‌آن
این معبد در اصل در سال ٢٤٧ میلادی ساخته شد ولی در سال ١٨٥١ به شدت آسیب دید. در طول انقلاب فرهنگی چین تمام مجسمه‌های بودایی معبد جینگ‌آن برداشته شد و معبد تبدیل به کارخانه‌ی پلاستیک شد! اخیراً بیشتر قسمت‌های معبد بازسازی شده است، البته این کار به معبد که در پر‌ترافیک‌ترین منطقه گیر کرده، کمکی در جهت توسعه نکرده است. مشهورترین مجسمه‌ی معبد در تالار اصلی قرار دارد که مجسمه‌ی بودای خندان (از طلا) است و در ضلع جنوب غربی، مدل چوبی کوچکی از تالار اصلی قرار داده شده.

دیدنی‌های محله‌ی فرانسوی‌ها
بهترین مناظر در شانگهای در این آفتابی‌ترین و زیباترین محله‌ی شانگهای بوجود می‌آیند. این محله سکونت‌گاه خیلی از ماجراجویان، انقلابیون، گانگسترها و نویسنده‌ها بوده است که بیشتر آنها انگلیسی، آمریکایی، روسی و چینی بوده‌اند تا فرانسوی. لقب سابق این منطقه‌‌ی شانگهای، پاریس شرق بوده است که البته این لقب، بیشتر تحت تأثیرخیابان‌های سه‌لاینی و تأثیر معماری فرانسوی بر این منطقه به آن داده شده. برای بیشتر چینی‌های شانگهایی این نام زیبا و خوشایند نیست و آن‌ها این ناحیه را لووان می‌نامند. هَنگ‌شان – با نام قدیمیِ پتیان- یکی از بزرگ‌راه‌های اصلی شانگهای است که به مرکز محله‌ی فرانسوی‌ها و ناحیه کاتولیک‌نشین شوجیاهوی متصل می‌شود. اطراف این خیابان تقریباً در بیشتر مواقع قرن بیستم به عنوان یکی از اصلی‌ترین مناطق مسکونی شانگهای به شمار می آمده. از دهه‌ی ٩٠ قرن بیستم بیشتر ساختمان‌های این خیابان به کافه و رستوران تبدیل شدند.

محله‌ی فرانسوی‌ها - مرکز هنری خیابان تای کینگ
این مرکز شامل مجموعه‌ای بزرگ از گالری‌های هنری، استودیو‌های ضبط صدا و فروش سی‌دی، کافه‌ها، مغازه‌ها و بوتیک‌هاست.

محله‌ی فرانسوی‌ها - مرکز هنری آگهی های تبلیغاتی
در این مرکز حدود ٣٠٠٠ پوستر تبلیغاتی از دوران طلایی مائو- ١٩٥٠ تا ١٩٧٠- به نمایش گذاشته شده است.

محله‌ی فرانسوی‌ها – موزه‌ی هنر شانگهای
این موزه‌ی کوچک هنرهای دستی سنتی مانند قلاب‌دوزی، یشم‌های تراش‌خورده، اشیاء لاکی و فانوس‌های قدیمی را به نمایش گذاشته است.

محله‌ی فرانسوی‌ها - موزه لیولی گنگ فانگ
این موزه در شانگهای ١٢ شعبه دارد و بخش اشیاء شیشه‌ای آن بسیار معروف و البته دیدنی محسوب می‌شود. البته علاوه بر هنر شیشه‌گری مطمئناً با اشیای چینی و سفالی نیز رو به رو خواهید شد.


هَنگ‌ژو – دریاچه‌ی غربی
٣٦ دریاچه در چین، دریاچه‌ی غربی نامیده شده‌اند، این یکی اولین دریاچه‌ای است که به این نام خوانده شده و دریاچه‌های دیگر بعداً غربی نامیده شدند. این دریاچه شباهت فراوانی به دریاچه‌ی کون‌مینگ در کاخ تابستانی پکن دارد و در اصل این دریاچه، مردابی در نزدیکی رودخانه‌ی کیان‌تنگ بوده و تا قرن ٨ میلادی این دریاچه اصلاً وجود نداشته. در این زمان فرماندارِ هنگ‌ژو دستور ساخت آن را می‌دهد. با گذشت زمان دریاچه گسترش پیدا کرد؛ باغ‌ها و پاگوداهایی - پاگوداها ساختمان‌هایی با سبک معماری سنتیِ چینی هستند- در اطراف آن طراحی و ساخته شد، و گذرگاه‌ها و جزیره‌هایی از لجن‌های لایروبی شده، به وجود آمدند. در ساحل شمالی دریاچه‌ی غربی از گذرگاه بای، بزرگترین جزیره‌ی این دریاچه، جزیره‌ی گوش‌هان قرار دارد. در این ضلع دریاچه چند جای دیدنی برای بازدیدکنندگان وجود دارد؛ موزه‌ی استانی ژِجیانگ که بازدیدکنندگان را با تاریخ این منطقه آشنا می کند؛ پارک ژنگ شان، انجمن حکاکان مُهر که با هنری باستانی بر روی مُهرها نام اشخاص را به صورت امضای شخصی‌شان حکاکی می‌کنند؛ و رستوران لو وایلو که معروف‌ترین و شلوغ‌ترین رستوران هنگ‌ژو است. در ساحل شمال غربی دریاچه، باغ زیبای کویوان قرار دارد که در واقع مجموعه‌ای از باغ‌هاست که در جزیره‌ای کوچک پراکنده شده و شکوفه های بهاری درخت کُنار این باغ در شهر معروف‌اند. گذرگاه سو (به دست شاعر معروف سو‍‌ دُنگ‌پو ساخته شده است)، محل آرامگاه یک ژنرال ارتش به نام ژنرال یوفی است، که توسط دیوار آجری قرمز رنگی محصور شده است.
در انتهای این گذرگاه، حوض ماهی کپور قرار دارد که مجموعه‌ی دیگری از باغ‌ها در ساحل جنوبی است و محل زندگی هزاران ماهی کپور است. در شرق این ساحل کاخ لیفِنگ قرار دارد که در قسمت بالای آن یک منار مخروطی طلایی رنگ قرار دارد و زیباترین منظره‌ی دریاچه‌ی غربی را از بالای این پاگودا - کاخ چینی- می‌توانید ببینید. در آن طرف جاده در دامنه‌ی تپه، خانگاه جینگ‌چی‌ذن قرار گرفته که مجسمه‌ی هزار دست گوان‌یین در تالار گوان‌یین از دیدنی‌ترین اشیاء این خانقاه است. در قسمت شرقی دریاچه‌ی غربی، آکادمی هنر چینی با چندین گالری و بار قرار دارد.

هَنگ‌ژو - جنوب دریاچه‌ی غربی
تپه‌های جنوب دریاچه‌ی غربی از مکان‌های دست نخورده‌ی هنگ‌ژو است. در ابتدای مسیر به سمت جنوب دریاچه، شما با بوته‌های چای روبه‌رو می‌شوید که موزه‌ی چای چین را در خود جا داده است. در جنوب غربی دریاچه‌ی غربی پلی بر روی رودخانه‌ی کیان‌تنگ قرار دارد که در نزدیکی آن پاگودای شش هارمونی جای گرفته است. این پاگودا در سال ٩٦٠ میلادی ساخته شده و شش رمز بودایی را در درون خود دارد. همچنین از پاگودای شش هارمونی به عنوان فانوس دریایی استفاده می شد و بر این باور بودند که این پاگودا دارای قدرت سحر‌آمیزی است که می‌تواند جلوی جزر و مد رودخانه‌ی کیان‌تنگ را بگیرد.

سوژو - باغ‌ها
باغ‌های این منطقه بسیار کوچک بوده‌اند. در اصل این باغ‌ها طراحی شدند تا به رسیدن به اهداف آرمانی مکتب تائو کمک کنند. بهترین زمان برای بازدید از این مکان صبح‌ها یا ظهر‌ها (زمان ناهار) است. باغ خدای نت‌ها، کوچکترین این باغ‌هاست که متعلق به قرن ١٢ میلادی است. این باغ دارای معماری‌ای است که در آن به خوبی از فضاها استفاده شده و دارای تالارهای استراحت، کلاه‌فرنگی‌های زیبا و مقدار زیادی هم پیاده‌رو است و در زمینی در روبه‌روی دیوارهای سفید قرار گرفته. در مقابل باغ خدای نت‌ها، باغ ٥ هکتاری رئیس فروتن قرار دارد. زمان ساخت این باغ به قرن ١٦ میلادی باز می‌گردد. درون این باغ‌، موزه‎‌ی کوچکی قرار دارد که اطلاعات مختصری در مورد مفهوم باغ‌های چینی می‌دهد.
باغ لینگرینگ این‌ در شمال غربی شهر که در زمان سلسله‌ی مینگ ساخته شده است. درگاه‌ها و پنجره‌های تزئینی که به روی دیوارهای پوشیده از گیاهان گشوده می‌شوند، سقف‌های کاشی‌کاری شده‌ی پوشیده از پیچک‌هایش و چشم‌انداز رویایی آن، باعث زیبا شدن باغ لینگرنگ این‌ شده است.

تُنگ‌لی – باغ توی‌سی
در شرق شهر قدیمی، باغ توی‌سی قرار دارد که از باغ‌های قرن نوزدهمی است. درون این باغ، حوض گردی پر از ماهی‌های طلایی، کلاه‌فرنگی‌ها و دیوارنماهایی وجود دارد که همراه با موسیقی سنتی چینی به این باغ زیبایی دوچندانی داده‌اند.

شهر قدیمی - بازار و باغ های یویوان
باغ‌های یویوان با آلاچیق‌ها، استخرهای درخشان پر از ماهی کولی، عمارت‌های کلاه‌فرنگی، درخت‌های کاج و سرو روییده بر روی صخره‌های مصنوعی و گل‌های یاسش یکی از بهترین نقاط دیدنی شانگهای است. روزانه حدود ١٠٠٠ نفر از این مکان دیدن می‌کنند، پیشنهاد می‌کنیم اگر می‌توانید برای امنیت بیشتر و راحتی خودتان، صبح زود از باغ‌های یویوان دیدن کنید. بازاری در نزدیکی این باغ‌ها وجود دارد که بسیار قدیمی است، ولی اگر تحمل داد و فریاد فروشندگان را دارید، این بازار جای خوبی برای گشت و گذار است.

باغ‌های یویوان توسط خانواده‌ی پَن ساخته شد. پرورش این باغ هجده سال (از ١٥٥٩ تا ١٥٧٧) طول کشید و تنها در طی جنگ تریاک در سال ١٨٤٢ این باغ تخریب شد و دوباره در طی شورش تایپینگ، توسط نیروهای فرانسوی تاراج شد. امروزه این باغ‌ها بازسازی شده‌اند و نمونه‌ای عالی از باغ‌های مدل مینگ است. شکوفه‌های بهاری و تابستانی جلوه‌ای زیبا و معطر به این باغ‌ها می‌دهند، مخصوصاً هنگامی که درختان ماگنولیا شکوفه باران می‌شوند. یکی دیگر از قسمت‌های این باغ، عمارت کلاه‌فرنگی میان دریاچه است که در حال حاضر یکی از معروف‌ترین چای‌خانه‌های آسیا است و ملکه الیزابت دوم و بیل کلینتون و بسیاری از افراد سرشناس در این چای‌خانه‌، چای نوشیده‌اند.

پودونگ - آکواریوم اقیانوسی شانگهای
آبزیانی از آب‌های رودخانه‌ی یانگ‌تسه تا آب‌های آزاد استرالیا، آمریکای جنوبی و اکوسیستم اقیانوس اطلس شمالی و تپه های مرجانی در این آکواریوم بزرگ زندگی می‌کنند. تونل زیرآبی ١٥٥ متری آن نمایی خیره کننده از این آکواریوم را به شما نشان می‌دهد.


 تئاتر مرکزی شانگهای
گروه آکروباتیک شانگهای ساعت ٧:٣٠ هرشب، اجرای مشهور خود را برگزار می‌کند. زمان اجرای آنها بسیار کوتاه ولی سرگرم کننده است و بیشتر توریست‌هایی که برای اولین بار به شانگهای می‌آیند، دیدن این برنامه را درلیست کاری خود قرار می‌دهند. بلیت این نمایش زود تمام می‌شود، و باید از چند روز قبل در فکر تهیه باشید.

دنیای سیرک شانگهای
شمال شهر، گروه سیرک شگفت‌انگیز شانگهای برنامه دارند. اجراهای آکروباتیک هیجان‌آمیز که نوآورانه اجرا می‌شنود. اجرای برنامه هر شب ساعت ٧:٣٠ شروع می‌شود. بلیت‌ها را می‌توانید همان لحظه بخرید ولی بهتر است که از قبل تهیه کنید.

اپرای چینی
صداهایی روشن و غیرطبیعی، سنج‌هایی که ناگهان شما را از جا می‌پرانند، ماسک‌هایی مرموز و ترسناک و یا حتی آشنا و گویا و صورت‌های نقاشی شده‌ی اپرای پکنی، بیشتر چیزهایی هستند که مردم از اپرای چینی تصور می‌کنند، و درست هم تصور می‌کنند، ولی به یاد داشته باشید که این هنر روش‌ها و اجراهای مختلفی دارد.

تئاتر یی‌فو
در یکی از بلوک‌های شرقی میدان رن مین، یکی از اصلی‌ترین تئاترهای اپرای شهر (که برای ماسک‌های آویزان در ورودی‌اش معروف است) قرار گرفته. این تئاتر یکی از محبوب‌ترین اجراهای پکن، و یو (اپرای شائوشینگ) را برگزار می‌کند.
نشانی اینترنتی: www.tianchan.com

تئاتر لی‌سئوم
یکی از قدیمی ترین تئاترهای شانگهای است و خیلی از تئاترهای شانگهای از جمله اجراهای کودکان، اپرای چینی و موزیک و باله‌ی کلاسیک در این تئاتر برگزار می‌شوند.

تئاتر هنرهای شانگهای
این تئاتر در شمال خیابان نان جینگ غربی قرار گرفته است و مخلوطی از نمایش‌های چینی و موسیقی‌های کلاسیک چینی و غربی در آن برگزار می‌شود.

مرکز هنرهای نمایشی شانگهای
تنها جا در شانگهای، برای دیدن نمایش‌ به زبان انگلیسی نیست، اما یکی از بهترین‌هاست.

تئاتر بزرگ شانگ‌های
تئاتر بزرگ شانگهای میزبان تئاترهای موزیکال برادوی، سمفونی‌ها، باله ها، اپراها و اجراهای بین المللی است.


فروشگاه هنر دویون شوان
این ساختمان مدرن و نوساز، ظاهری سنتی دارد. مجموعه‌ای ارزشمند از اشیای هنری و خطاطی چینی را به فروش می‌رساند. طبقه‌ی دوم این فروشگاه بهترین جا برای بدست آوردن کتاب‌های هنر به زبان چینی و انگلیسی در مورد هنر چینی و بین‎‌المللی است، و طبقه‌ی سوم به فروش کالاهای عتیقه، نقاشی‌ با قلموی چینی و نوشته‌ها و خطاطی چینی اختصاص دارد.

فروشگاه موزه‌ی هنر شانگهای
اجناس این فروشگاه گران است، اما از طرفی دارای کیفیت خیلی بالایی هستند. این جا بیشتر اجناس شامل سوغاتی‌های توریستی می‌شوند. علاوه بر کتاب‌هایی از تاریخ و معماری و هنر چینی، اسلاید و کارت‌پستال‌ هم در این فروشگاه به فروش می‌رسند. در کنار فروشگاه موزه، یک مغازه‌ی سرامیک‌فروشی هم وجود دارد که سرامیک‌های بدلِ سرامیک‌هایی که در گالری سرامیک به نمایش گذاشته شده را به فروش می‌رساند.

شانگهای آبی و سفید
این مغازه‌ی کوچک، یکی از بهترین جاها برای پیدا کردن سرامیک‌هایی با طرح و هنر سنتی است. بوتیک شانگهای آبی و سفید عرضه‌کننده‌ی زیباترین فنجان‌های چای، قوری‌ها و گلدان‌های دست‌ساز است.

فروشگاه چاپ‌استیک یون‌هونگ
این فروشگاه کوچک بیشتر از این که به شانگهای ربط پیدا کند اجناس تولید پکن و به خصوص چاپ‌استیک می‌فروشد. در فروشگاه چاپ‌استیک یون‌هونگ، انواع چاپ‌استیک‌ها (چوب‌های مخصوص غذا) برای سنین مختلف از کودک ٥ ساله گرفته تا افراد پیر فروخته می‌شود بهای این چاپ‌استیک‌ها بین ٧٠٠٠ تا ٢٤٨٫٠٠٠ تومان متغیر است.

بازار کیپو
بیشتر بومیان، برای خرید لباس به این بازار می روند. بازار کیپو از دو فروشگاه زنجیره‌ای شلوغ و البته به هم ریخته تشکیل شده که در اطراف چهار راه هنان شمالی قرار گرفته‌اند. این یکی از بزرگترین فروشگاه‌های کل شانگهای است و تقریباً با خرج کردن ٨٠٠٠ تومان می‌توان همه چیز، اعم از تی‌شرت و کفش و لباس‌ مهمانی خرید.

بازار الکترونیک
اگر خودتان کامپیوترتان را سر هم می‌کنید یا قصد دارید برای منزلتان باند صدا و سیستم صوتی تهیه کنید، به این بازار در نزدیکی متروی خیابان بائوشان حتماً سر بزنید. قیمت‌های این بازار بسیار پایین است البته در مقابل کیفیت‌ها چندان بالا نیست!

بازار دی و مرکز خرید هنگ‌کنگ
این بازار در پناهگاه قدیمی در زیر پارک رن‌مین قرار گرفته و مجموعه‌ای از بوتیک‌های ژاپنی، چینی و طرح‌های آمریکایی را شامل می‌شود.

شهر رافلی
این مرکز خرید هفت طبقه‌ای ِسنگاپوری، ویژه‌ی برندهای غربی مثل لی وایز، میس سیکس‌تی و کوییک‌سیلور است. علاوه بر این فروشگاه‌های الکترونیکی و اسباب‌بازی نیز در این مرکز خرید وجود دارد.

پینه‌دوزهای سوژو
این بوتیک جذاب در شرق باند، باکیفیت‌ترین کفش‌های راحتی ابریشمی که تازه رویش گلدوزی هم شده را می‌فروشد. الگوها و رنگ‌های این کفش‌ها براساس سبک‌های دهه‌ی ٣٠ طراحی و آماده می‌شوند. علاوه بر کفش، کیف، عروسک و کلاه‌های دست‌ساز نیز در پینه‌دوز سوژو به فروش می‌رسند.

پادشاه ابریشم
یکی از بزرگترین مراکز فروش ابریشم در شانگهای است. بهای ابریشم‌های این فروشگاه از ٢٠٫٠٠٠ تومان شروع می‌شود و البته بسته به چیزی که انتخاب می‌کنید، بهای این ابریشم‌ها نیز بالاتر می‌رود. در بیشتر این فروشگاه‌ها خیاط‌هایی وجود دارند که برای شما گیاپو (لباس چینی) و یا هر چیزی دیگری که بخواهید را در طی ٣ تا ١٠ روز می‌دوزند و در بعضی موارد ٢٤ ساعته نیز کار را تحویل می‌دهند.

بازار عتیقه‌ی خیابان دُنگ‌تای
این بازار خیابانی بیش از ١٠٠ دکه دارد که در دو طرف خیابان دنگ‌تای و لیوهه قرار گرفته‌اند. در این بازار انواع کالاها مانند مجسمه‌های مائو، انواع سرامیک، پوسترهای تبلیغاتی شانگهای قدیم، ساعت‌های جیبی، نقاشی‌ها و غیره به فروش می‌رسد. البته تنها ٥٪ از کالاهایی که در این بازار فروخته می‌شوند عتیقه‌اند و ارزش خریدن دارند پس مراقبِ چرب‌زبانی ِ فروشندگان باشید و فریب نخورید.

بازار عتیقه‌ی معبد خدایان شهر قدیمی
در طبقه‌ی زیرین ساختمان هوا‌بائو، در مرکز بازار، این فروشگاه‌های عتیقه قرار گرفته‌اند. در طبقه‌ی اول این بازار انواع ابریشم و شال‌های ابریشمی و در طبقه‌ی دوم و سوم انواع کریستال و یشم سبز به فروش می‌رسد.

داروخانه‌ی سنتی تُنگ‌هان‌چون
این بازار بزرگ قدیمی خارق‌العاده‌ی اکسیر، دارو و شربت عشق از سال ١٧٨٣ میلادی مشغول فعالیت است. انواع داروهای مدرن و سنتی در این داروخانه به فروش می‌رسد. بهتر است همراه خود یک مترجم داشته باشید، چون فروشندگان این داروخانه انگلیسی نمی‌دانند.

خیابان قدیمی
این مغازه‌ی بازسازی‌شده از سلسله‌ی کینگ در خیابان فَنگ‌بَنگ قرار گرفته است. خیابان قدیمی برای خرید سوغاتی ایده‌آل است، دست‌فروشان در این‌جا برخلاف دست‌فروشان بازار یویوان قصد تحمیل جنس خود را به شما ندارند. انواع کالاها از قوری‌های یی‌شینگ گرفته تا جواهرات تبتی را می‌توان در این بازار یافت.

اسپین
از زمان سلسله‌ی کینگ، ظروف چینی چندان تحول هنری نیافتند به نظر می‌رسد اوج این هنر در همان دوره بوده و بعد این هنر دچار سیر نزولی شده است. بیشتر اجناسی که امروزه به فروش می‌رسند، دارای سبک قدیمی و بی‌روح و عاری از ابتکار هستند. اما خوشبختانه نسل جدید طراحان سعی می‌کنند که در چینی‌های جینگ‌دِژِن هنر یکپارچگی و کمال را اعاده کنند. اسپین به این دلیل که ظروف چینی رستوران‌ها را تهیه می‌کند، کارهای جالبی بر روی ظروف چینی انجام می‌دهد و آن‌ها را با هنر قرن ٢١ وقف می‌دهد، البته قیمت‌های این فروشگاه بسیار بالاست.

اینش
لباس‌های این فروشگاه هم‌زمان با مد روز است و می‌توانید در این مکان تی‌شرت (حدود ٢٤٫٠٠٠ تومان)، کیف (حدود ٦٠٫٠٠٠ تومان) و انواع ژاکت را بخرید. طرح‌های این مغازه متنوع و اکثراً باب میل جوان‌هاست.

آسمان روشن
این مغازه‌ی کوچک و دیدنی روبروی کنسولگری ایران در شانگهای قرار دارد. در آسمان روشن می‌توانید انواع جواهرات دست‌ساز تبتی، عتیقه و انواع لوازم خانگی را پیدا کنید. علاوه بر این تَنگ‌کا‌های نفیس و انواع عکس‌های رنگی از تبت نیز این‌جا به فروش می‌رسند. اما تنگ کا چیست؟ نقاشی‌ بودا بر روی ابریشم را تَنگ‌کا می‌گویند.

مغازه‌ی چای هویفنگ
به عنوان سوغات شاید کلیشه‌ای به نظر برسد، اما قوری یی‌شینگ و کمی چای اولُنگ -نوعی چای سیاه چینی- بهترین سوغات برای دوستانتان است. این فروشگاه مجموعه‌ای با کیفیت بالا از قوری‌ها، فنجان‌ها و البته انواع چای چینی را در اختیار مشتریان گذاشته است.

نِش‌تاگه
این فروشگاه بزرگ ما‌بین خیابان پودونگ و خیابان ژانگ‌یانگ قرار گرفته. در این فروشگاه انواع کالاها را می‌توانید تهیه کنید، علاوه بر آن، از سینما گرفته تا کافه و رستوران در این فروشگاه برای تفریح و سرگرمی شما وجود دارد.

مرکز خرید سوپر برند
درست است که مرکز خرید زیاد بزرگی نیست ولی بومیانی که اینجا خرید می‌کنند مانند سایر مراکز خرید از کمبود برندهای غربی مرکز خرید سوپر برند ناراحت نیستند، در چین مردم از اجناس غربی استقبال بهتری به عمل می‌آورند. این مرکز خرید همیشه شلوغ است و فست‌فودهای طبقه پنجم آن برای صرف ناهار ارزان‌قیمت مناسبند ولی اگر می‌خواهید غذای درست حسابی و سالم‌تری بخورید به رستوران واقع در طبقه‌ی هشتم این مرکزخرید بروید.

منسوجات ژانگ
این فروشگاه انواع عتیقه‌هایی که به گونه‌ای بافته شده‌اند مثل پارچه، فرش، لباس و همچنین رداهایی که اژدهای گل‌دوزی شده دارند و کفش‌های مخصوص زنان چینی را به می‌فروشد. اما داستان آن کفش‌های مخصوص چیست؟ پاهای دختربچه‌ها را از کودکی در داخل این کفش‌های چوبی و ناراحت قرار می‌دادند تا کمتر رشد کنند و کوچک بمانند! بله هر چند این یک رسم غیر انسانی است اما حالا جزیی از رسوم کهن و فولکلور چین به شمار می‌آید، کوچکیِ پا در چین، یکی از معیارهای زیبایی به شمار می‌آمد.


میدان ٦٦
مشهورترین و معتبرترین برندهای جهان مانند دیور و پرادا را در این مرکز خرید پیدا می‌کنید. قیمت‌های اجناس ِ موجود در میدان ٦٦ بسیار بالا ولی در عوض کیفیت عالی است و تازه اجناس تقلبی نیستند. در طبقه‌ی پنجم این ساختمان رستوران‌هایی مانند لولوجیوجیا و ذن وجود دارند.

مرواریدها و جواهرات آمی‌لین
بهترین جا برای خرید مروارید با رنگ و سایزهای مختلف این‌جاست. هم مرواریدهای آب‌های آزاد از جمله مرواریدهای سیاه ژِجیانگ (حدود ٤٥٠٫٠٠٠ تومان) و هم مرواریدهای آب‌های شور (حدود ٣٠٫٠٠٠ تومان) در این مغازه وجود دارند. در دو طبقه‌ی دیگر این ساختمان لباس، کفش و کیف غربی فروخته می‌شود.


 ژانویه و فوریه
سال نو
معبد لونگ‌هوا جشن‌های سال نو را با رقص‌های اژدها و شیر خیلی باشکوه و بزرگ برگزار می‌کند. در سال نو هنگامی که راهبان زنگ‌ها را به صدا درمی‌آورند و برای سال نوی در پیش رو دعا می‌کنند، راهب بزرگ صد و هشت بار به ناقوس می‌زند. بله درست خواندید، صد و هشت بار.

جشنواره‌ی فانوس
زمانی برای بازدید از باغ‌های رنگارنگ یویوان است. مردم شب را در خیابان به قدم زدن و شادی می‌گذرانند در حالی که کل خیابان‌ها را فانوس‌های رنگی ِ کاغذی، پر کرده. به عنوان خوراکی ِ مخصوص این جشن نیز، یوآن‌شیا یا تان‌گویوان -که نوعی پودینگِ شیرینِ تشکیل شده از میوه و برنج است - درست کرده و می‌خورند. این جشنواره در پانزدهمین روز اولین ماه قمری ِ چینی رخ می‌دهد.

آوریل
نمایشگاه معبد لونگ‌هوا
این نمایشگاه که در معبد لونگ‌هوا، در اواخر فروردین (آوریل) و اوایل اردیبهشت (مه)، برگزار می‌شود، بزرگترین و قدیمی‌ترین گردهمایی مردمی است که در طول آن انواع تنقلات مصرف می‌شود، برپا کردن غرفه‌های بازی و سرگرمی و شعبده‌‌بازی از دیگر ویژگی‌های این مراسم است و مردم در یک مسابقه که آن هم پیاده‌روی همراه با چوب‌های بلند است شرکت می‌کنند.

مه
جشنواره‌ی موزیک جهانی شانگهای
هنرمندان موسیقی، از بیش از یازده کشور جهان و در سبک‌های گوناگون دور هم جمع می‌شوند و کارهای جدید خود را ارائه می‌کنند.

سپتامبر و اکتبر
جشنواره‌ی گردشگری شانگهای
اواسط سپتامبر با رژه در پایین جاده‌ی هووای‌های مرکزی یا جاده‌ی نان‌جینگ شرقی آغاز می‌شود و به برنامه‌های متنوع فرهنگی و توریستی، معرفی آخرین هتل‌ها، جاذبه‌های گردشگری و برگزاری چند کنفرانس در زمینه‌ی توریسم و سفر می‌پردازد.

فرمول یک
پیست جدید اتومبیل‌رانی بین‌المللی شانگهای، میزبان رقابت فرمول یک در سپتامبر، اتومبیل‌رانی قهرمانی چین و جایزه‌ی بزرگ مسابقه‌ی موتورسیکلت است.

نوامبر و دسامبر
جشنواره‌ی هنرهای بین‌المللی شانگهای
برنامه‌ای یک ماهه که شامل رویدادهای فرهنگی در اواخر آبان (نوامبر) و اوایل آذر (دسامبر) و هنرهای برجسته‌ی سال می‌شود. رویدادها شامل یک نمایشگاه هنر، نمایشگاه‌های دوسالانه‌ی شانگهای که برنامه‌هایی مرتبط با موسیقی، رقص، اپرا و بندبازی هستند،‌ می‌شود. این دوسالانه حالت جشنواره را دارد و هر اثری که در طول دوسال گذشته خلق شده باشد حق شرکت در آن را دارد. و بدیهی است که هر دو سال یک بار در این جشنواره ارایه می‌شود.


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت حامی گشت گهر می باشد