کلکته، مرکز ایالت بنگال غربی و پایتخت پیشین هندوستان است. با این‌ که یک وقتی این شهر پر جمعیت‌ترین شهر هند بود، اما این عنوان را هم به همراه عنوان پایتخت به دهلی‌نو واگذار کرد و امروزه، به عنوان شهر پر جنب‌وجوش هند شناخته می‌شود؛ شهری بزرگ با خیابان‌های تو در تو، رستوران‌ها، زندگی شبانه و دیدنی‌هایی فریبنده که فرهنگ هند را به خوبی نشان می‌دهد.

کلکته، آب و هوای گرم و مرطوب دارد. زمستان‌هایش معمولاً یک ماه و نیم بیشتر طول نمی‌کشد و دمای هوایش به کم‌تر از ده درجه‌ی سانتی‌گراد نمی‌رسد. گرم‌ترین ماه سال هم، ماه مه با نزدیک چهل درجه حرارت است. تمام فصل‌ها بنا به سلیقه مسافران خودش را دارد ولی با وجود دمای هوا، تعطیلات تابستان یا ژانویه می‌تواند فصل شلوغی برای سفر به کلکته باشد. به هر حال، اگر عادت به گرمای زیاد ندارید، با توجه به این‌که غذاهایی که در هند می‌خورید پر از ادویه و فلفل خواهند بود، نوشیدن آب سالم و لیمو را فراموش نکنید. تجربه‌ی غذاهای متفاوت که از عطر و طعم‌شان نمی‌توان چشم‌پوشی کرد، ممکن است با عادت‌های غذایی شما سازگار نباشد و گرمای هوا نیز آن را تشدید کند؛ قبل از انتخاب زمان سفر به همه‌ی این‌ها خوب فکر کنید.

اگر با هواپیما به این شهر سفر کرده باشید، اولین میزبان شما فرودگاه بین‌المللی نتاجی سوباش کلکته خواهد بود که مانند بقیه‌ی فرودگاه‌های شهرهای مطرح هند، مجهز و مدرن است. فرودگاه حدود بیست‌کیلومتر با شهر فاصله دارد و برای رفت و آمد می‌توانید از تاکسی یا اتوبوس استفاده کنید. یک خط ترن جدید هم هست که فرودگاه را به مرکز شهر وصل کرده. اگر تاکسی‌های فرودگاه یا داخل شهر، از تاکسی‌متر استفاده نمی‌کردند بهتر است قبل از سوار شدن سر قیمت با آن‌ها به توافق برسید. اتوبوس‌های کلکته در پنج خط جداگانه حرکت می‌کنند و در صورتی که آدرس دقیقی از مقصد نداشته باشید، بهتر است از راننده راهنمایی بخواهید. اتوبوس‌ها کولر و صندلی‌های راحتی دارند و از مهم‌ترین وسایل نقلیه در کلکته شناخته می‌شوند. کلکته یکی از متنوع‌ترین راه‌های حمل و نقل را در جهان دارد: خطوط اتوبوس، تاکسی‌های زردرنگ، قایق‌هایی که مسافران را دو طرف رودخانه جابه‌جا می‌کنند، متروی کلکته که اولین قطار زیرزمینی هندوستان بوده، تراموای کلکته که تنها تراموای موجود در هند است، قطارها که در حومه‌ی شهر هستند و در آخر ریکشاها، موتورهای سه‌چرخه‌ی هندی که خیلی تند و تیزند و گاهی کابین بدون درشان با گل و مهره تزیین می‌شود. ریکشاها را در مناطق قدیمی کلکته، یعنی شمال شهر، بیشتر پیدا می‌کنید. جنوب کلکته، منطقه‌ای جدید و در حال توسعه است که قلب تجاری شهر به شمار می‌آید.
تقریباً اولین چیزی که در تمام شهرهای هندوستان به چشم می‌آید، رنگ‌ها و نقش‌ونگارها هستند؛ از لباس و جواهرات گرفته تا ساختمان‌ها و تزئینات خیابان. همه جا پر از رنگ است. حالا تصور کنید زمان فستیوال‌ها، کلکته چه ظاهری پیدا می‌کند. مثلاً دورگا پوجا یک جشن آیینی هندی است که یک بار اول تابستان و یک بار اول زمستان برگزار می‌شود. به مناسبت این جشن در خیابان‌ها چادرهای رنگی برپا می‌کنند، مراسم رقص و پرستش دارند و عود و رنگ‌های مقدس به یکدیگر می‌پاشند و در یک کلام شهر پر از رنگ می‌شود.

یکی از مهم‌ترین بناهای کلکته، کاخ تماشایی ویکتوریاست که به سبک معماری ایتالیایی و به یاد پرنسس زیبای هندی، راجا، ساخته شده. کاخ ویکتوریا در امتداد خیابان جورج‌گیت، میان پارکی زیبا قرار گرفته و به غیر از توریست‌ها، مردم محلی نیز برای گشت و گذار به این‌جا می‌آیند.

حالا که تا نزدیکی کاخ ویکتوریا آمده‌اید، بد نیست پیاده‌روی در خیابان چورینگی را هم تجربه کنید. خیابانی سرسبز با نورپردازی‌های تماشایی که به قلعه‌ی عظیم و تسخیرناپذیر انگلستان ختم می‌شود. قلعه هنوز هم تحت حفاظت‌های شدید امنیتی است و تنها با مجوزهای خاص می‌توان از آن بازدید کرد. تقریباً بیشتر دیدنی‌های کلکته در همین خیابان چورینگی جمع شده‌اند؛ موزه‌ی هندی‌ها که در سال ١٨٧٧ به سبک معماری ایتالیایی ساخته شده، مجموعه‌ای از دیدنی‌های عجیب و غریب از هند و حتی جاهای دیگر جهان را در خودش جا داده. اطراف منطقه‌ی فورت‌ویلیلم، در نزدیکی همین خیابان، رستوران‌های بسیاری را می توان پیدا کرد. با این‌که کم‌تر پیش می‌آید کسی در هند، هوس غذای چینی کرده باشد، ولی تعداد رستوران‌های بین‌المللی در این شهر کم نیست. در کل بیشتر توریست‌ها سعی می‌کنند در همین دور و بر خیابان چورینگی اقامت داشته باشند. این منطقه هتل‌های خوبی هم دارد که شاید در زمان تعطیلات قیمت بالاتری داشته باشند ولی خیال‌تان را از بابت رفت و آمد و مسیرهای شلوغ راحت می‌کنند؛ البته هتل‌های خیابان سادر هم به خاطر قیمت‌های مقرون به صرفه و دسترسی آسان به وسایل نقلیه‌ی عمومی طرفدارهای خودشان را دارند.

یکی دیگر از مناطق پر رفت و آمد کلکته که برای توریست ها هم خیلی دوست‌داشتنی است، باغ‌های بی‌بی‌دی است؛ اطراف این باغ چند تایی مرکز خرید، سینما و مسجد قدیمی تیپو سلطان قرار گرفته. در قسمت جنوبی این منطقه، محله‌ی چینی‌ها واقع شده. با این‌که چینی‌ها دیگر زیاد به کلکته مهاجرت نمی‌کنند، ولی هنوز بازار و دو تا معبد رنگارنگ چینی در این شهر باقی مانده‌اند. در میان بازار شلوغ چینی‌ها، کلیسای ارامنه با نمای سفید رنگش که اوایل قرن هجده ساخته شده، آرام ایستاده است.
اطراف باغ بی‌بی‌دی، چشمه‌ی آبی وجود دارد که در قدیم آب کلکته را تامین می‌کرده و به همین خاطر مردم شهر آن ناحیه را میدان مخزن می‌نامند. در این ناحیه ساختمان‌های مستعمراتی زیادی با معماری‌های متفاوت وجود دارند. گاهی از عمر ساختمان نزدیک به سیصد سال می‌گذرد، اما هنوز هم مردم یا بخش‌های دولتی در آن اقامت دارند.
کلکته یکی از مهم‌ترین مراکز تجاری صنایع دستی هند است. مثلاً لوازم چرمی و چوبی با کنده‌کاری‌ها یا زری‌دوزی‌های منحصربه‌فردی که گاهی داستانی از یک شعر را روایت می‌کند. به خاطر ارزش هنری و یگانه‌ بودن این آثار در جهان شاید در مراکز خرید بزرگ مثل متروپولیس (نزدیک هایلند پارک) و متروپلازا (نزدیک سفارت انگلستان) قیمت‌های خیلی بالایی داشته باشند، ولی اکثر آن‌ها را در بازارهای محلی مثل بازار کیدرپور با قیمت‌های پایین‌تری می‌توان خرید. معمولاً انتخاب بین بدلیجات، لباس‌ها، عودها و ادویه‌های هندی سخت است، ولی به هر حال همه‌ی مسافران وسوسه می‌شوند تکه‌ی کوچکی از این همه رنگ و بو را توی چمدان‌هایشان جا دهند.

اگر در کلکته وقت بیشتری داشتید:
رودخانه‌ی مقدس هوگلی را از یاد نبرید؛ مخصوصاً اگر در زمان فستیوال پوجا در کلکته بودید. در ایام جشن، بت‌ها و مجسمه‌های هندی را داخل این رودخانه می‌اندازند و معتقدند روح مقدس آن‌ها برای همیشه در این رودخانه باقی می‌ماند.


 

تاریخچه

کلکته پایتخت ایالت بنگال غربی و از شهرهای مهم کشور هند است. تا چند سال پیش از این هم پرجمعیت‌ترین شهر این کشور به شمار می‌رفت، اما در حال حاضر دهلی‌نو و بمبئی از آن پرجمعیت‌ترند. از سال ۱۷۷۲ تا ۱۹۱۱ کلکته پایتخت هندوستان بود و پس از آن این عنوان به دهلی نو اختصاص یافت. کلکته فستیوال روزانه‌ی انسان‌هاست و بیشتر هنرمندان و نام‌آوران هندی قرن نوزدهم و بیستم، از این شهر بوده‌اند. هرچند که هنوز هم محله‌های قدیمی و پرجمعیت کلکته حفظ شده‌اند، اما بازارها و ساختمان‌های مدرنی که به تازگی ساخته شده‌اند، چهره‌ی دیگری به شهر داده‌اند، به طوری که سراغ برخی از بهترین رستوران‌ها و مرکزخریدهای هند را باید در این‌جا گرفت. کلکته، شهری است که از سفر به آن پشیمان نخواهید شد.
در اساطیر هندو آمده که شیوا، ایزد آفریننده و نگهدارنده‌ی دنیا، از دیدن جنازه‌ی ساتی، تازه عروس خود، آن‌قدر ناراحت می‌شود که تصمیم می‌گیرد به تلافی این اتفاق، دنیا را ویران کند. ویشنو، ایزد ایزدان جلوی شیوا را می‌گیرد، اما باعث می‌شود بدت ساتی به ٥١ تکه تقسیم شود. این تکه‌های خون‌آلود در سراسر هند پخش می‌شوند و حکایت است که یکی از انگشتانش در کلکته افتاده و به جایش معبد مقدسی ساخته‌اند.


کلکته آب و هوای گرمسیری دارد و گاهی مرطوب است و گاهی خشک. تابستان‌ها هوا گرم و طوب است و دما معمولاً کمتر از ٣٠ درجه‌ی سانتی‌گراد؛ اما در فصل خشک که می‌شود ماه مه و ژوئن، دما گاهی تا ٤٠ درجه هم می‌رسد. زمستان کلکته، در نهایت دو ماه تا دو ماه و نیم بیشتر طول نمی‌کشد و دمای هوایش بین ٩ تا ١١ درجه‌ی سانتی‌گراد است.


بنای یادبود ویکتوریا
این قصر عظیم و باشکوه، یکی از زیباترین بناهای هند است. ساختمان زیبای آن با معماری بی‌نظیر و گنبدهای مرمری‌اش، در پارک زیبایی قرار گرفته و می‌گویند تاج محلی به سبک اروپایی‌هاست. ساخت این بنای یادبود در سال ١٩٠١ شروع شده و بیست سال طول کشیده است.

موزه‌ی هندی
موزه‌ی اصلی کلکته، مکانی پر افتخار از تاریخ این شهر است. آثار این موزه، هر کدام به تنهایی جاذبه‌ای دیدنی محسوب می‌شوند. از ابراز برنزی رفته تا اسکلت فیل و آثار شیشه و چوب، تاریخ مردمان کلکته را از زمان باستان تا کنون به نمایش گذاشته‌اند.

گورستان خیابان پارک
خیابان پارک، امروزه یکی از مهم‌ترین خیابان‌های تجاری کلکته است، اما در سال ١٧٦٠ که این ساخته شد، تنها راهی بود برای رسیدن به گورستان تازه تاسیس خیابان پارک. امروزه این قبرستان، مکان بسیار زیبا و ساکتی است با قبرهای مربوط به دوران پادشاهی هند.

آرامگاه مادر ترزا
مقبره‌ی بزرگ و زیبای مادر ترزا در خانه‌ی خیریه‌ی مادر واقع شده. در خانه، موزه‌ی کوچکی ساخته‌اند که برخی لوازم شخصی مادر ترزا را به نمایش گذاشته است. طبقه‌ی بالای این خانه، اتاق مادر ترزا را به همان صورتی که بوده، بازسازی کرده‌اند.

رودخانه‌ی هوگلی
رودخانه‌ی هوگلی، ممکن است در نگاه اول برای توریست‌ها جذاب و دیدنی نباشد، اما برای هندوهای کلکته بسیار مقدس است و هنگام برگزاری جشنواره‌ی دورگا پوجا، مسجمه‌ها و صورتک‌های تزیین شده را در این رودخانه می‌اندازند. ساحل این رودخانه، صبح‌ها و عصرها منظره‌ی بسیار زیبایی دارد.

قصر مرمر
این عمارت شگفت‌انگیز، مربوط به سال ١٨٥٣ است و داخلش به موزه می‌ماند. مجموعه‌ی بی‌نظیر مجسمه‌ها، تابلوهای نقاشی، لوازم عتیقه‌ی منزل و خیلی چیزهای دیگر که داخل این عمارت جمع شده‌اند، آن‌جا را شبیه صحنه‌ی یک فیلم ترسناک کرده‌اند!

خانه‌ی تاگور
محل زندگی رابیندرانات تاگور که در سال ١٧٨٤ ساخته شده، امروز موزه‌ایست که به معبد می‌ماند. تاگور از بزرگ‌ترین شاعران هند است و حتی اگر از تماشای خانه‌اش لذت نبرید، خواندن بخش‌های کوتاهی از نوشته‌های او، حتماً برایتان سرگرم‌کننده خواهد بود. یک گالری نقاشی هم در این موزه وجود دارد که مجموعه‌ای از آثار وابستگان تاگور در آن به نمایش گذاشته شده.
در این موزه تصویری از تاگور با انیشتین هم هست که بدون شک می‌تواند در مسابقه‌ی آشفته‌ترین موهای دنیا، مقام اول را به دست بیاورد.

معبد داکشینیسوار کالی
کلیسای سکره‌کور یا قلب مقدس در پاریس را یادتان می‌آید؟ این معبد یک نسخه‌ی هندی از همان کلیسای بی‌نظیر است. می‌گویند معبد داکشینیسوار کالی در سال ١٨٤٧ و در همان‌جایی ساخته شده که راماکریشنا، سفر روحانی خود را از آنجا آغاز کرد. اتاق کوچک کریشنا در این مبعد، امروزه محلی برای مراقبه است.


کلکته از مراکز مهم فروش صنایع دستی در شرق هند است. مجسمه‌های سفالی اسب‌های بانکورا، ساری و مصنوعات چرمی، بهترین صنایع دستی این شهرند.


همایش موسیقی دووِر لِین
یکی از باارزش‌ترین جشنواره‌های موسیقی کلاسیک هند است که استادانی از سرتاسر جهان در آن شرکت می‌کنند. در سال‌های اخیر، این جشنواره بین بیست و سوم تا بیست و ششم ژانویه در پارک ساروار رابیندرا در نازرول مانچا برگزار می‌شود.

بوآملا کلکته
بزرگ‌ترین نمایشگاه کتاب آسیاست که از سال ١٩٧٥ به این‌طرف، هر سال در آخرین چهارشنبه‌ی ماه ژانویه شروع به کار می‌کند و از مهم‌ترین نمایشگاه‌های کتاب جهان هم هست. هر ساله در این نمایشگاه نویسندگان مهمی چون گونترگراس و ریچارد داوسن هم به عنوان نویسنده‌ی مهمان شرکت دارند. این نمایشگاه، معروف است به این که بیش از یک میلیون کتاب نو و دست دوم را یک جا برای علاقمندان به فروش گذاشته.
نشانی اینترنتی: www.kolkatabookfair

دورگا پوجا
جشنواره‌ی دورگا پوجا که از مهم‌ترین جشنواره‌های کلکته است، معمولاً در هفته‌ی اول ماه اکتبر برگزار می‌شود. این جشنواره، مربوط به پیروان مذهب هندوست و به مناسبت پیروزی دورگا، ایزدبانوی اساطیری بر ماهیشاسورا، ایزد شر و بدی به راه می‌افتد. مردم هند طی این جشنواره، مجسمه‌ی ده الهه‌ی تزیین شده از دورگا را به مدت پنج روز و برای احترام، در دسته‌های زیبا نمایش می‌دهند و بعد، در میان آوازها و آتش بازی، آن‌ها را در رودخانه‌ی هوگلی می‌اندازند.

لاکشمی پوجا
در ماه اکتبر، جشنواره‌ی مهمی برای عبادت لاکشمی، الهه‌ی ثروت، صلح و موفقیت برگزار می‌شود و مردم می‌توانند طی این دوران، الهه‌ی بخت و اقبال را به خانه‌ی خود ببرند. چند روز پیش از برگزاری این جشن، مغازه‌های کلکته را به زیبایی تزئین می‌کنند و مجسمه‌های برزگ و کوچک لاکشمی را به فروش می‌رسانند.

فستیوال فیلم کلکته
فستیوال فیلم کلکته هر سال از دهم تا هفدهم نوامبر برگزار می‌شود و بزرگ‌ترین و مهم‌ترین واقعه‌ی سینمایی هند است. طی مدت این فستیوال، فیلم‌های بین‌المللی و هندی به نمایش گذاشته می‌شوند و جلسات نقد و بررسی هم برای آن‌ها برگزار می‌شود.

جشنواره‌ی ملی تئاتر کودکان
جشنواره‌ی تئاتر کودکان، هر ساله توسط گروهی برگزار می‌شود که بیش از بیست سال تجربه‌ی کار برای بچه‌ها را دارند. موضوع تئاترهای این جشنواره را از سرتاسر هند انتخاب می‌کنند و هدفشان، بالا بردن سطح فرهنگ جامعه است.

جشنواره‌ی ملی تئاتر
در تقویم رویدادهای مربوط به تئاتر هند، این فستیوال از بقیه اهمیت بیشتری دارد. کلکته مرکز تئاتر هند است و این فستیوال را هم گروه ناندیکار برگزار می‌کند که اعضایش، از پرانرژی‌ترین و بااستعدادترین‌های این رشته هستند.

پنانگ، جزیره‌ی شگفتی‌هاست. سواحل ماسه‌ای طلایی، نخل‌های لاغر و بلند، جنگل‌های استوایی، حیوانات، پرنده‌ها و میوه‌های جورواجورش، همه و همه کنار هم قرار گرفته‌اند که مروارید مشرق‌زمین را بسازند.

آب و هوای پنانگ تقریباً تمام سال گرم و مرطوب است و باران‌هایی دارد که گاهی سه دقیقه طول می‌کشند و بعضی روزهای زمستان، یک روز کامل! از فرودگاه پنانگ تا مرکز آن که جورج‌تاون نام دارد، حدود ٤٥ دقیقه با تاکسی راه است و یک ساعت با اتوبوس‌های مخصوص فرودگاه. کرایه‌ی تاکسی در پنانگ خیلی بالا نیست، اما اگر به فکر هزینه‌های سفرتان هستید، اتوبوس‌ها همه‌جا هستند و مسیر‌هایشان هم در نقشه‌های داخل ایستگاه‌ها پیدا می‌شود.

تپه‌ی پنانگ، یکی از مشهورترین دیدنی‌های این جزیره است. سوار بر قطار کابلی شوید و مسیر سرسبز تپه را بالا بروید و از گرما و رطوبت منطقه‌ی ساحلی به نسیمی خنک و چشم‌اندازی جادویی برسید: منظره‌ی زیبای جرج‌تاون و پل پنانگ که با بیشتر از ١٣ کیلومتر طول، یکی از بلندترین پل‌های جهان است. صرف چای یا غذایی گیاهی در یکی از کافه‌های بالای تپه، گشت و گذار در بازارچه‌ی صنایع چوبی و حصیری، شروع خوبی برای گردش در پنانگ است.

در پنانگ معبدهای گوناگونی وجود دارد، یکی از آن‌ها که از تپه‌ی پنانگ هم خیلی فاصله‌ ندارد، معبد که‌کلاک‌سی است با معماری ترکیبی‌ که کنده‌کاری‌های روی دیوارش کار دست است و بزرگ‌ترین معبد بودا در جنوب‌شرقی آسیاست. معبد واچایو مانگکالارم در جنوب هم معبد بزرگی است که مجسمه‌ی بزرگ طلای بودا را با ٣٣ متر ارتفاع در خود دارد. فراموش نکنید برای وارد شدن به معبدها باید پابرهنه باشید.

پنانگ را به خاطر باغ‌های شگفت‌انگیزش، بهشت ماجراجویی می‌نامند. باغ گیاه‌شناسی با گونه‌های متنوع و متفاوت گیاهی و جانوری، مسیرهای مشخصی برای پیاده‌روی و گردش در جنگل و دوچرخه‌سواری دارد، یک آبشار کوچک هم این‌جا هست و باغ هر سال میزبان جشنواره‌ی بین‌المللی گل و گیاه است. می‌توانید در باغ خزند‌گان به دیدن مارهای غول‌پیکر و سوسمارهای اهلی بروید و کنارشان عکس بگیرید؛ البته اگر شجاعت کافی داشته باشید! این عکس‌ها از آن خاطراتی‌ست که کم پیش می‌آید برای کسی اتفاق بیفتد. باغ کرم‌های شب‌تاب با کرم‌هایی که مثل لکه‌های نور آبی‌رنگ لابه‌لای درختان مانگرو می‌درخشند هم تماشایی است. باغ بوتانی هم که همان پارک میمون‌هاست، میمون‌های رنگارنگی دارد که آزادانه همه‌جا می‌چرخند و رفتار خیلی خوبی هم با توریست‌ها دارند. پارک پرندگان پنانگ و پارک پروانه‌ها هم پُر از پرنده‌ها و پروانه‌های مختلفی‌اند که گر چه امکان لمس‌کردن‌شان وجود ندارد، اما برای بچه‌ها سرگرم‌کننده و آموزنده هستند.

اگر اهل ورزش‌های آبی مثل غواصی، شنا، اسکی روی آب و بازی‌های هیجانی دیگر هستید، باید به شمال جزیره و ساحل باتو فرینیگی بروید. کافه‌های ساحلی این‌جا که از چوب نخل و حصیر ساخته شده‌اند، آب‌میوه‌هایی استوایی می‌فروشند که علاوه بر مزه، رنگ‌های هوس‌انگیزی هم دارند.

در پنانگ، نباید نگران پیداکردن غذای خوب بود، چون‌ اصالت آشپزی و تنوع آن شناخته شده است. ممکن است موقع گشتن توی شهر، رستوران خیلی کوچکی را در کوچه‌ای پرت ببینید که توسط افراد محلی اداره می‌شود، اما همین رستوران کوچک و بی نام و نشان، بهترین غذاهای مالزی را سرو کنند. معروف‌ترین غذای پنانگ، چارکوای‌توست که غذای محبوب آخرین امپراطور چین بوده: مخلوطی از نودل برنج، ماهی سرخ‌شده، لوبیا و هرچیزی که دم دست آشپزش باشد؛ بهترینش را هم می‌توانید در رستوران نسبتاً لوکس چارکوای‌توی خواهر پیدا کنید.

برای خرید در پنانگ، چند مرکز خرید بزرگ مثل کوئینزبی مال و گارنی پلازا و چندین بازار کوچک محلی وجود دارد. جمعیت کم این جزیره، نژادها و فرهنگ‌های مختلفی دارند و همین باعث شده که محصولات هندی، چینی و تایلندی با قیمت‌های خوبی در این شهر به فروش برسند.

شب‌های پنانگ، مانند روزهایش زنده و پرماجراست. دیدار از بازار شبانه‌ی پاسار مالان که به ارزان‌فروشی معروف است، جشن‌های هفتگی معبدها و قلعه‌ی تاریخی کورن‌والیس با رستوران‌ها و گالری‌هایش، از جمله کارهایی‌ست که باید قبل از برگشتن به هتل انجام دهید. برای اقامت در پنانگ، انتخاب به سلیقه‌ و پولی که می‌خواهید خرج کنید بستگی دارد؛ هتل‌های چند ستاره با امکانات و ساحل اختصاصی و استخرها و رستوران‌های ممتاز در جرج‌تاون، برای هر شب حدود صد هزار تومان به بالا هزینه دارد و در مقایسه با نمونه‌های مشابه‌شان در کوالالامپور، ارزان‌تر به نظر می‌رسند. سوئیت‌ها و ویلاهای ساحلی مستقلی هم در اطراف وجود دارند که کم‌ترین قیمت‌شان، سی هزار تومان برای هر شب است. گشتن تمام پنانگ با همه‌ی ریزه‌کاری‌هایش شاید کم‌تر از یک هفته طول بکشد، ولی هیچ مطمئن نباشید که هنوز به خانه نرسیده، برای دیدن دوباره‌ی جزیره، نقشه نکشید.

اگر وقت داشتید، این‌ها را هم از دست ندهید:
- موزه‌ی اسباب‌بازی که بیش از صدهزار مدل اسباب بازی دارد؛ ورود برای بچه‌های خیلی کوچک هم آزاد است ولی برای بچه‌های بالای ٨ سال می‌تواند تفریح بهتری باشد، چون دست‌زدن به اسباب‌بازی‌ها ممنوع است و توجیه‌کردن کوچولوترها کار راحتی نیست.


 

تاریخچه

ساکنان اولیه‌ی مالزی، به پنانگ لقب جزیره‌ی نخست داده‌اند، اما امروزه اغلب آن را مروارید شرق می‌نامند. پنانگ که در سواحل غربی شبه‌جزیره‌ی مالزی قرار گرفته، با مناظر زیبا و سواحل درخشان خود، از مناطق مورد علاقه‌ی توریست‌ها به‌شمار می‌رود.
نام پنانگ، را از نام درخت محلی پینانگ گرفته‌اند که نوعی درخت نخل است.


پنانگ، آب و هوای گرمسیری دارد با روزهای گرم و آفتابی و باران‌های موسمی؛ به خصوص در فصل بارندگی که از آوریل تا سپتامبر طول می‌کشد. دمای هوا در طول روز بین ٢٢ تا ٣٠ درجه‌ی سانتی‌گراد است و رطوبت گاهی تا ٩٠ درصد هم می‌رسد.
مسافران پنانگ حول و حوش کریسمس، سال نو و سال نوی چینی که می‌افتد اواخر ژانویه یا اوایل فوریه، بیشترند. این‌جور وقت‌ها شهر شلوغ است و قیمت هتل‌ها هم چند برابر می‌شود.


قلعه‌ی کورن‌والیس
قلعه‌ی کورن‌والیس، یکی از قدیمی‌ترین و دست‌نخورده‌ترین قلعه‌های مالزی‌ست. در سال ١٧٨٦، این قلعه را جایی ساختند که قرار بود کشتی کاپیتان فرانیس لی پهلو بگیرد. ساختمان اصلی چوبی بود، اما بین سال‌های ١٨٠٨ تا ١٨١٠ توسط زندانیان بازسازی شد تا در مقابل حمله‌ی فرانسوی‌ها و دزدهای دریایی پایداری کند؛ هر چند که بیشتر از آن به عنوان دفتر کار استفاده می‌کردند و تا به حال در جنگی درگیر نبوده است.
این قلعه را به افتخار چارلز مارکی کورن‌والیس که از مشهورترین ژنرال‌های ارتش بریتانیا در دوره‌ی خودش بوده، نامگذاری کرده‌اند.

موزه‌ی پنانگ
این موزه که نزدیک قلعه‌ی کورن‌والیس واقع شده، از بهترین موزه‌های مالزی به شمار می‌رود. علاوه بر اسناد، عکس‌ها، وسایل خانه و سایر اشیایی که در نمایشگاه‌های دائمی موزه هستند، گاهی نمایشگاه‌های موقتی هم در این موزه بر پا می‌شوند که موضوعشان بیشتر در مورد سنت‌های اقوام مختلف ساکن مالزی‌ست.

کو کُنگسی
کُنگسی ساختمانی است مخصوص یک قوم و قبیله که هم معبد دارد و هم تالار ملاقات. در پنانگ، کنگسی زیاد پیدا می‌شود، اما خانه‌ی خاندان کو چیز دیگری‌ست! این خانه آن‌قدری هنرمندانه و زیبا ساخته شده بود که وقتی شب پایان ساختمان، سقفش آتش گرفت، کسی تعجب نکرد! می‌گفتند به خاطر خودنمایی طراح خانه این بدبختی سراغشان آمده. آن موقع سال ١٩٠١ بود و یازده سالی می‌شد که ساختن خانه را شروع کرده بودند.
خانه را خاندان کو دوباره بازسازی کردند، اما نه به زیبایی ساختمان قبلی. این خانه به خاطر استفاده از مجسمه‌های اژدها در طراحی‌اش، به تالار اژدها هم معروف است.

کاخ چئونگ فت تسه
کاخ چئونگ فت تسه را بازرگانی چینی به همین نام در سال ١٨٩٠ ساخت. چئونگ فت تسه، این خانه را برای اقامت و خانواده‌اش در نظر گرفته بود و از آن ‌جا که لقبش راکفلر شرق بود، در ساختنش هم سنگ تمام گذاشت. این خانه‌ی ٣٨ اتاقه که بیش از ٢٠٠ پنجره دارد، با تلفیق معماری شرقی و غربی و رعایت اصول فنگ‌شویی طراحی شده؛ به ‌طوری که وقتی وارد آن‌جا می‌شوید، دیگر دلتان نمی‌خواهد بیرون بروید!

موزه‌ی اسباب‌بازی
موزه‌ی اسباب‌بازی پنانگ با بیش از صد هزار اسباب‌بازی، بزرگ‌ترین موزه‌ی اسباب بازی جهان است و یکی از محبوب‌ترین مکان‌های گردشگری مالزی به شمار می‌رود. این موزه سالن‌های متعددی از جمله سالن وحشت، سالن فانتزی، سالن کارتون، سالن قهرمانان کتاب‌ها، اتاق هیولاها، تالار مشاهیر و... دارد و عروسک هر شخصیتی که فکرش را بکنید، از باربی و سیندرلا و سفیدبرفی گرفته تا ایکس‌من و مرد عنکبوتی و بتمن و خیلی عروسک‌های دیگر، پیدا می‌شود.

پل پنانگ
پل پنانگ، پل بلند عوارضی است که گلوگور در جزیره‌ی پنانگ را به شبه‌جزیره‌ی مالایا وصل می‌کند. این پل که در ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۸۵ افتتاح شده؛ با سیزده و نیم کیلومتر طول، از طولانی‌ترین پل‌های جهان است و همین‌طور، طولانی‌ترین پل در کشور مالزی.

پایگاه دکتر سان یات سن
دکتر سان یات سن، رهبر انقلاب چین در سال ١٩١١ بود، انقلابی که به حکومت خاندان چینگ پایان داد و باعث شد که چین، اولین جمهوری آسیا شود. پایگاه نظامی دکتر سان یات سن در پنانگ، از سال ١٩٠٩ تا ١٩١١ در همین ساختمان بوده است.

موزه‌ی اسلامی پنانگ
ساختمان موزه‌ی اسلامی پنانگ، یک ویلای بازسازی شده است که زمانی محل زندگی یکی از بازرگانان عرب بود که رهبر شورش‌های سال ١٨٦٧ پنانگ هم به شمار می‌رفت. در این موزه نمایشگاهی از تاریخ اسلام در مالزی و اسباب‌های خانه‌ی قرن نوزدهمی برپاست.

مسجد کاپیتان کلینگ
این مسجد که اوایل سده‌ی نوزدهم ساخته شده، نام خود را از بازرگان هندی مسلمان کاودیر موهودین گرفته که به عنوان کاپیتان کلینگ (رئیس) مشهور بوده است. این مسجد، مهم‌ترین مسجد تاریخی پنانگ به شمار می‌رود و مناره‌ی گنبدی شکل آن، تاثیر هنر اسلامی شمال آفریقا را نشان می‌دهد. مسجد کاپیتان کلینگ، پرستشگاه مسلمانان هندی است و بر خلاف مسجدهای مدرنی که فقط جمعه‌ها نماز جماعت برپا می‌کنند، هر روز هفته و در پنج نوبت شبانه‌روز، نماز جماعت در آن برگزار می‌شود.


تپه‌ی پنانگ
برای دیدن بهترین منظره از شهر جورج تاون و پل پنانگ، به خصوص هنگام شب، بد نیست که با قطار کابلی به بالای این تپه‌ی ٨٢١ متری بروید. بعد از فرار از گرمای ساحل، می‌توانید در اطراف تپه پیاده‌روی کنید، چای بنوشید، سوغاتی بخرید و عکس زیبایی از مناظر بی‌نظیر آن‌جا بگیرید.

سواحل
سواحل کراچوت پانتای، موکا هِد و تلوک کامپی در شمال پنانگ واقع شده‌اند. علاوه بر فانوسی قدیمی که در ساحل موکا وجود دارد، امکانات اجاره‌ی قایق ماهیگیران در دهکده‌ی تلوک باهانگ هم وجود دارد. با این که دریا در این سواحل برای غواصی بیش از حد کدر و برای موج سواری بسیار آرام است، شنا کردن به خصوص نزدیک هتل‌های بین‌المللی و در سواحل تمیز، از فعالیت‌های مورد علاقه‌ی توریست‌ها در این جزیره است.

جزیره‌ی جیرجاک
این جزیره که به آلکاتراز مالزی هم معروف است، زمانی برای حبس زندانیان مورد استفاده قرار می‌گرفته. این جزیره‌ی استوایی زیبا که بیش از ٣٥٠ هکتار است، در ساحل جنوبی جزیره پنانگ قرار گرفته و امروزه به عنوان اقامتگاهی تفریحی با امکانات مناسب برای طبیعت‌نوردی، دوچرخه‌سواری در کوهستان و تیراندازی با کمان مورد استفاده است.

پارک پرندگان پنانگ
پارک پرندگان که در نزدیکی پل پنانگ واقع شده، مجموعه‌ای‌ست از ده‌ها نوع پرنده از جمله شترمرغ، مرغ‌ دریایی، قرقاول صحرایی جنوب آسیا، طوطی دم بلند آمریکای جنوبی، فلامینگو، طوطی خاکستری و بسیاری از پرندگان دیگر که در میان درختان در حال پروازند.

باغ ادویه‌های استوایی
این باغ در دره‌ای هشت هکتاری کنار ساحل تلوک باهانگ قرار دارد و مجموعه‌ای از گیاهان گرمسیری جهان دارد. بیش از ١٠٠ گونه از ادویه‌های استوایی و گیاهان بوته‌ای و مجموعه عظیمی از دیگر گیاهان عجیب و دیدنی در این باغ وجود دارد.

مزرعه‌ی پروانه‌های پنانگ
مزرعه‌ی پروانه‌ها، مجموعه‌ی بزرگی از پروانه‌های استوایی، حشرات کمیاب استوایی و خزندگانی نظیر عقرب، مارماهی، سوسمار و... است. گالری هنر و هنرهای مصنوعی، فروشگاه سوغاتی و رستورانی کوچک هم در این مجموعه وجود دارد.

باغ گل‌ها و خزندگان پنانگ
با ده دقیقه فاصله از فرودگاه بین‌المللی پنانگ، باغی قرار گرفته با مجموعه‌ای دیدنی از گل‌ها و خزندگان. نمایش‌های دیدنی مارها در این باغ معروف‌اند و گرفتن عکسی با یک افعی سفید که بزرگترین مار اهلی مالزی است، هیجان زیادی دارد.

باغ گیاهی پنانگ
این باغ را چارلز کرتیس در سال ١٨٨٤ تاسیس کرده است. به‌خاطر آبشار کوچکی که در این محوطه وجود دارد، محلی‌ها باغ را به نام باغ آبشار هم می‌شناسند و از آن بیشتر برای ورزش و پیاده‌روی استفاده می‌کنند. جشنواره‌ی بین‌المللی سالیانه‌ی گل و جشنواره‌ی موسیقی هم در این باغ برگزار می‌شود.


بازارهای خیابانی پنانگ، به عنوان نمادی از زندگی روزمره‌ی این شهر به شمار می‌روند و محلی‌ها هم اغلب برای خرید لوازم ارزان و غذای تازه، به آن‌ها سری می‌زنند. اهالی پنانگ چانه زدن توریست‌ها را قبول نمی‌کنند و قیمت‌ها را بالاتر می‌گویند، مگر این که یکی از محلی‌ها هنگام خرید همراهی‌تان کند.


 

تایپوسام
این جشنواره‌ی هندو را جمعیت تامیل در ماه تامیل تایلندی برگزار می‌کنند. مراکز اصلی برگزارکننده‌ی این جشنواره معبد سری ماهامریامان و معابد ناتوکوتای چتیار و آبشار نوک تپه هستند.

سال نوی چینی
جشن‌های سال نوی چینی در پنانگ با شور و هیجان زیادی بر پا می‌شوند. معبدهای چینی را این وقت سال تزیین می‌کنند و گروه‌های اپرا و رقص چینی در تمام شهر به اجرای برنامه‌هایشان می‌پردازند. چهاردمین شب سال نو، در معبد توآ پِک کنگ، برنامه‌ی آتش‌بازی اجرا می‌شود.

جشنواره‌ی بین‌المللی گل پنانگ
در ماه‌های مه و ژوئن که درختان شکوفه می‌دهند، جشنواره‌ی بین‌المللی گل هم کارش را شروع می‌کند. برگزاری مسابقات باغبانی هم از برنامه‌های این جشنواره است.

جشنواره‌ی مسابقات بین‌المللی قایق‌رانی اژدهای پنانگ
مسابقه‌ی قایق‌رانی پنانگ که در ماه‌های مه و ژوئن با قایق‌های اژدها- شکل سنتی برگزار می‌شود، بسیار پر طرفدار است.

جشنواره‌های فرهنگی و غذایی پنانگ
این جشنواره‌ها که در ماه آگوست برگزار می‌شوند، بهترین بخش‌های فرهنگ چند ملیتی پنانگ را نشان می‌دهند.

جشنواره‌ی ارواح گرسنه
در افسانه‌های چینی آمده که روز پانزدهم از هفتمین ماه سال، درهای دوزخ باز می‌شوند. مردم پنانگ برای آرام کردن ارواح گرسنه، در خیابان‌ها غذا می‌گذارند و برای سرگرمی‌شان هم نمایش‌های خیمه‌شب‌بازی و اپراهای چینی خیابانی راه می‌اندازند. این جشنواره در ماه آگوست برگزار می‌شود.


 

با این که مرکز شهر و خیابان‌های شلوغ و پیاده‌روهای باریک‌اش، حوصله‌ی بچه‌ها را سر می‌برد، با این حال سرگرم کردن بچه‌ها در پنانگ کار سختی نیست. سوار شدن بر ریکشاهای سه‌چرخ و پدالی، همیشه برای کودکان لذت‌بخش است و زمین بازی نزدیک قلعه‌ی کورن‌والیس نه تنها محیط خوبی دارد، که در رستورانش هم هوای بچه‌ها را دارند. سواحل شنی باتو فرینگی جای مناسبی برای بازی بچه‌هاست و امکانات خوبی هم برای موج‌سواری و سایر ورزش‌های آبی دارد.
موزه‌ی اسباب‌بازی با غار دایناسورها، اتاق وحشت، تالار کارتون‌ها، اتاق قهرمانان کمیک بوک و تالار زیبایی که تعداد زیادی عروسک باربی برای نمایش گذاشته، محبوب تمام بچه‌هایی‌ست که به پنانگ سفر می‌کنند. دیدن دوستان قدیمی، برای بزرگتر ها هم البته خاطره‌ی خوبی می‌سازد.
پارک شهرداری که به پارک جوان مشهور است، با تابلوی تامان پربانداران مشخص شده؛ زمین‌های بازی با امکانات خوب، چند استخر شنا، زمین های بسکتبال، مسیرهای پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و اسکیت و یک عالمه فضا برای دویدن دارد و بچه‌های بزرگ‌تر هم می‌توانند سرشان را با میزهای شطرنج و ایستگاه اینترنت گرم کنند.

اگر جزیره‌های کوچک جمهوری مالدیو را مانند صورت‌های فلکی به هم وصل کنیم، تصویر پرنده‌ای با بال‌های گشوده نمایان می‌شود که نماد این کشور هم هست. جزیره‌ی شلوغ ماله، پایتخت مالدیو، درست بر پشت این پرنده سوار است. ماله با وجود این‌که مساحت زیادی ندارد، به خاطر ساکنان زیادش معروف است به پر تراکم‌ترین شهر دنیا. این‌جا آن‌قدری جذابیت و زیبایی در خود جزیره و دور و اطرافش دارد که به راحتی می‌تواند مقصد هر مسافر خوش‌گذرانی باشد. امنیت مناسب و سبک زندگی ساده‌ی مردم با خانه‌های رنگارنگ‌شان، ماله را مخصوصاً برای خانواده‌ها جزیره‌ی محبوبی کرده. آب و هوای ماله یا گرم و خشک است یا گرم و مرطوب و هیچ وقتی از سال سرد نمی‌شود؛ با این‌که هر چه به زمستان نزدیک‌تر شویم دمای هوا پایین‌تر می‌آید ولی باز هم در نهایت به پانزده درجه سانتی‌گراد در شب‌ها می‌رسد. دمای هوا همیشه مناسب شنا، غواصی و بازی‌های آبی است، اما تابستان‌ها ممکن است گرمای هوا مسافران را آزار دهد، درست مثل باد و باران‌های زمستان. به همین خاطر، بهترین وقت سفرکردن به ماله از نیمه‌ی دوم فصل پاییز شروع می‌شود و تا تعطیلات کریسمس و ژانویه طول می‌کشد. این وقت سال، جزیره حسابی شلوغ و پر از مسافر است و باید حواس‌تان به رزرو هتل و تورهای کشتی برای رفتن به جزیره‌های دیگر باشد، چون ممکن است به راحتی جای خالی پیدا نکنید.

فرودگاه بین‌المللی ماله در جزیره‌ی کوچکی به نام هول‌هوله در شمال شرقی ماله ساخته شده و فرودگاه مجهزی است و بیرون سالن ترمینال رستوران، کافه، سرویس‌های بهداشتی و دوش مجانی هم دارد. کشتی‌ها هر ده-پانزده دقیقه یک بار از فرودگاه به سمت ماله حرکت می‌کنند و بیشتر از پانزده دقیقه هم در راه نیستند؛ ممکن است زمان حرکت هر کشتی در نیمه‌های شب طولانی‌تر باشد ولی معمولاً بیشتر از نیم ساعت معطلی ندارد. واحد پول مالدیو، روفیاست که تقریباً یک دهم دلار ارزش دارد؛ کرایه‌ی کشتی‌ها تا بهار ٢٠١١، یک دلار برای هر نفر بوده است. در هول‌هوله چند تایی هتل هم می‌توانید پیدا کنید ولی بهترین کار این است که در خود ماله اقامت کنید که به جاهای دیدنی و تفریحی نزدیک‌تر باشید.

ماله آن‌قدری کوچک هست که بتوان پیاده مسیرهایش را طی کرد. از اسکله‌های شماره‌ی نه و ده که کشتی‌های فرودگاه مسافران را پیاده می‌کنند، تا مرکز شهر پانزده دقیقه بیشتر پیاده‌روی نیست ولی برای حمل و نقل ماشینی، یا باید تاکسی بگیرید و یا اتومبیل اجاره کنید که نیازمند داشتن گواهینامه‌ی بین‌المللی معتبر است. برای رفتن به جزیره‌های نزدیک یا حتی دور ماله باید سوار قایق‌ها و کشتی‌هایی شوید که از اسکله‌های مختلف دور تا دور شهر به سمت مقاصد گوناگون در اقیانوس حرکت می‌کنند خیابان بودوتاکوروفانو خیابان اصلی ماله است که دور جزیره کشیده شده و همه‌ی خیابان‌های دیگر به آن ختم می‌شوند. چندین رستوران و کافه و پارک در اطراف این خیابان وجود دارد و در بخش شرقی‌اش ساحل مصنوعی ماله قرار رفته. ساحل مصنوعی در روزهای تعطیل خیلی شلوغ می‌شود و پر از مردم محلی است که برای شنا و بازی به آن‌جا می‌روند. رستوران بزرگ باغ غذا در کناره‌ی ساحل مصنوعی، یکی از بهترین غذاهای دریایی را در ماله سرو می‌کند و نسبت به سرویس و غذایی که دارد، چندان گران به نظر نمی‌رسد. در کل به خاطر مهاجرین زیادی که به ماله آمده‌اند، تنوع غذایی در این شهر بسیار بالاست. رستوران‌هایی با ملیت‌های مختلف، غذاهای جور وا جوری می‌پزند که امتحان‌کردن همه‌شان نیاز به زمان زیادی دارد؛ به هر حال فراموش نکنید به اقیانوس هند سفر کرده‌اید و در هر کدام از جزایر جمهوری مالدیو، می‌توانید یکی از بهترین ماهی‌های تمام عمرتان را سفارش دهید.

اگر هیجان ساحل شرقی را دوست داشتید، سری هم به غرب جزیره بزنید. در یکی از اسکله‌های غرب، تور زیردریایی وال‌ها برپاست که مخصوصاً برای بچه‌ها خیلی هیجان‌انگیز است؛ دیدن دنیای زیر آب از داخل محفظه‌ای آهنین را شاید فقط داخل بازی‌ها و کارتون‌ها بتوان تجربه کرد ولی این‌جا یک گردش واقعی‌ست.

اگر دنبال دیدنی‌های ماله می‌گردید، به قسمت شمالی جزیره بروید. پارک سلطان که بزرگ‌ترین پارک تفریحی مالدیو است، کمی پایین‌تر از خیابان مشهور امیر احمد واقع شده. پارک سلطان تنها بخشی از کاخ سلطان مالدیو است که تا به امروز باقی مانده و داخل آن موزه‌ی ملی مالدیو با مجموعه‌ای از دیدنی‌های تاریخی این کشور قرار گرفته.
مرکز اسلامی هم که خیلی نزدیک به این‌جاست محله‌ای است برای تجمع مسلمانان مالدیو. مسجد جمعه‌ی بزرگ این کشور با سه گنبد طلایی از جاهای مشهور ماله است که مراسم مذهبی و جشن‌ها و اعیاد مسلمانان هم در آن برگزار می‌شود.
جای دیگری در شمال جزیره هست که دیدنش شاید خالی از لطف نباشد: قصر رنگارنگ مولیاژ که برای سکونت سلطان ساخته شد. هر چند که قبل از این‌که پادشاه بتواند در آن زندگی کند، از سلطنت برکنار شد. به هر حال این‌جا سال‌ها ساختمانی دولتی بود و امروزه دفتر ریاست‌جمهوری مالدیو است.

در ماله چند تا بازار می‌توانید پیدا کنید که اجناس چینی، هندی، سنگاپوری و تایلندی را با قیمت‌های خوبی می‌فروشند ولی بازار اصلی یا بازار محلی ماله که برای توریست‌ها هم جای جالبی است، در شمال جزیره و در نزدیکی همین مرکز اسلامی قرار گرفته. بازار ماهی‌فروش‌ها هم که پاتوق ماهی‌گیرهای مالدیو است، زیاد از این‌جا دور نیست. در بازار ماهی‌ ماله، علاوه بر ماهی‌های خوراکی، ماهی‌های تزینی و آکواریومی نیز فراوان دیده می‌شود، اما اجازه‌ی آوردن آن‌ها را با هواپیما ندارید، پس لطفاً پول‌تان را خرج نکنید. این ماهی‌ها خیلی هم ارزان نیستند.

بازار محلی ماله، بازاری پر از رنگ و بوست. پارچه‌های کتانی، عودهای مختلف و متنوع، ادویه‌ها، عطرهای تند هندی و عربی، وسایل تزیینی که با چوب نارگیل یا صدف ساخته شده، سوغاتی‌های خوبی از این سفرند. اگر خواستید دستبند یا گردنبندهای سنگی یا بافته‌شده از نخ‌های رنگین بخرید، می‌توانید تخفیف بگیرید، چون بیشتر این‌ها کار دست هستند و معمولاً فروشنده‌شان همان هنرمندی است که این‌ها را ساخته. می‌توانید رنگ‌های موردعلاقه‌تان را انتخاب کنید و تا گشتی در بازار می‌زنید، دستبندی با طرح مخصوص خودتان را تحویل بگیرید.

بازارهای ماله بیشتر روزهای سال باز هستند، مگر روزهایی که تعطیلات مذهبی خاصی باشد. مثلاً ماه رمضان ممکن است بازار به شلوغی روزهای دیگر نباشد ولی تعطیل نیست اما در مورد رستوران‌ها و کافه‌ها وضع فرق می‌کند؛ شاید اگر ماه رمضان به ماله سفر کنید، به غیر از رستوران‌های هتل‌ها به سختی جایی غذای آماده پیدا شود.
انتخاب محل اقامت در ماله، کار سختی نیست. در هر طبقه‌ای که ساکن باشید، تنها یک پنجره احتیاج دارید تا ذره‌ای از آبی اقیانوس را ببینید. از هر جای ماله به هر طرف که بروید، دریا خودش را جلوی چشم‌تان می‌کشاند، تا مدت‌ها بعد از این‌که به خانه‌تان برگردید شاید همه جا را از پشت پرده‌ای آبی و شیشه‌ای تماشا کنید؛ به هر حال چشم است دیگر، عادت می‌کند.


ماله، جزیره‌ی کوچک و پرجمعیتی‌ست پر از موتور سوار و دستفروش‌های پر سر و صدا و پلیس‌های بداخلاق و بچه‌مدرسه‌ای‌های یونیفورم پوش.
با این که ماله، از حدود قرن دوازده میلادی محل زندگی حکمرانان مالدیو بود، با این حال این حکمرانان طی این همه سال، چیز مهمی از خودشان بر جای نگذاشتند. در قرن هفدهم در آن‌جا چندتا ساختمان بزرگ برای تاخت زدن اجناس و یک دیوار دفاعی ساختند، اما این‌ها برای یک شهر درست و حسابی چیزی نبودند. ماله معروف بود به این که نه اقتصاد درست و حسابی دارد و نه فرهنگ خاصی. می‌گویند آن‌جا در دهه‌ی ١٩٢٠، فقط پنج هزار نفر جمعیت داشته.
در دهه‌ی سی، رشد جمعیت شروع شد و کم کم در آن‌جا بانک، بیمارستان، مدرسه و دم و دستگاه شهرداری هم علم کردند. از دهه‌ی هفتاد که مردم آن‌جا درآمدهای توریستی را خرج شهر کردند و دستی به سر و رویش کشیدند، ماله زرق و برق بیشتری پیدا کرد و رشد جمعیت شد مشکل؛ مخصوصاً که دیگر جای بزرگ شدن هم ندارد و دولتش از روی اجبار دارد فکری به حال نسل‌های بعدی می‌کند.


ماله آب و هوای گرمسیری دارد با دو فصل خشک و مرطوب. فصل مرطوبش از مه (اردیبهشت) تا دسامبر (آذر) طول می‌کشد و فصل خشک‌اش می‌شود چهار ماه باقی‌مانده.


ماله، بیش از آن که جذابیت‌های گردشگری داشته باشد، محیط زیبایی دارد. بهترین تجربه در ماله، قدم زدن است و نه تماشای آثار دیدنی که تعدادشان در ماله زیاد هم نیست.


موزه‌ی ملی و پارک سلطان
موزه‌ی ملی، موزه‌ی کوچکی است که در یک ساختمان کوچک و سه‌طبقه در گوشه‌ی پارک سلطان قرار گرفته. پارک سلطان، تنها بخشی است که بعد از سال ١٩٦٨ و خراب شدن قصر سلطان، از آن باقی مانده است؛ درخت‌ها و گل‌های زیبایی دارد و بهترین فضای عمومی ماله است.
موزه‌ی ملی، مجموعه کوچکی است که در سه طبقه به نمایش گذاشته شده. بسیار از آثار موزه، اشیایی هستند که سابق بر این در اختیار سلاطین مالدیو بوده‌اند، مثل لباس، اسلحه، ظروف و البته تاج پادشاهی. کاسه‌ها و سینی‌های بزرگی که به رسم قدیم مالدیو کنده‌کاری شده‌اند، عموماً تحفه‌هایی هستند که برای سلطان می‌بردند.


مولیاژ و مِدهو زیارت
در کنار مسیری که به سمت مسجد قدیم جمعه می‌رود، ساختمان آبی و سفیدی واقع شده که دروازه‌های رنگارنگ دارد. این ساختمان، مولیاژ نامیده می‌شود و در اوایل قرن بیستم، به عنوان قصر سلطان ساخته شده. البته سلطان نتوانست پایش را در این قصر بگذارد و قبل از تمام شدنش، معزول شد. البته جانشینانش از فرصت استفاده کردند و به مدت چهل سال، از این ساختمان به عنوان دفتر ریاست جمهوری استفاده می‌کردند. در کنار ضلع شرقی ساختمان، دروازه‌ی آبی و سفیدی قرار گرفته که مدهو زیارت نامیده می‌شود و ابو البرکات در آن‌جا دفن شده: کسی که در سال ١١٥٣، اسلام را به ماله آورد.


مقبره‌ی محمد تاکوروفانو
در حیاط مسجد کوچکی در مرکز شهر، مقبره‌ی قهرمان ملی مالدیو قرار گرفته؛ شخصی که کشور را از زیر سلطه‌ی پرتقالی‌ها آزاد کرد و از سال ١٥٧٣ تا ١٥٨٥ بر آن حکومت کرد.


زیردریایی وال‌ها
این زیردریایی را البته نمی‌شود جزو دیدنی‌های ماله به حساب آورد، اما گردش با آن، تجربه‌ای هیجان‌انگیز و لذت‌بخش است. گول اسم زیردریایی را هم نخورید؛ این سفر ربطی به تماشای وال‌ها ندارد. قرار است از داخل این زیردریایی، زندگی تمام موجودات زنده‌ی آن دور و بر را تماشا کنید.

ساحل مصنوعی
سواحل غربی ماله، تبدیل به مرکزی تفریحی شده که هم امکانات شنا و موج‌سواری و سایر ورزش‌های آبی در آن فراهم است، هم کافه و رستوران زیاد دارد و هم چند زمین مخصوص هاکی و فوتبال و کریکت. کمی آن‌طرف‌تر، بازار مکاره‌ای برپاست به نام کارناوال مجیدیه که اگر طرفدار بولینگ باشید یا از رستوران‌های ساحل مصنوعی خوشتان نیامده، بد نیست سری به آن بزنید.


بیشتر مغازه‌های فروش سوقاتی در خیابان‌های چاندانه، فاریدهی و ارکید قرار دارند و اکثر مغازه‌های توریستی هم اجناس و قیمت‌هایشان تقریباً مشابه است؛ اما ضرری ندارد که قبل از خرید، داخل چندتا از مغازه‌ها نگاهی بیندازید.
محبوب‌ترین سوغاتی‌های ماله، تی‌شرت‌های رنگارنگ است با دامن لنگی، لباس‌های کتانی، کارت پستال، کتاب‌های مصور و صنایع دستی کوچکی مثل مجسمه‌های کوچک کنده‌کاری شده، جعبه‌های جلا داده شده و ابزار کوچکی که از پوست نارگیل ساخته‌اند. در بازارهای ماله حتی سوقاتی‌هایی از هند و اندونزی و تایلند و سریلانکا هم پیدا می‌شود. روی قیمت‌ها چانه هم می‌شود زد. تازه قیمتی که توی مغازه‌های ماله می‌گویند، از فروشگاه‌های هتل‌ها ارزان‌تر است. هرچند که این اجناس را می‌توانید در دهکده‌های ساحلی، به قیمتی ارزان‌تر تهیه نمایید.


 

دوچرخه
برای گردش در ماله، دوچرخه‌سواری بهترین راه است. عیبش این است که جایی برای اجاره‌ی دوچرخه وجود ندارد. معمولاً اگر از هتل یا مهمان‌خانه‌ای که در آن اقامت دارید بخواهید، می‌توانند یک دوچرخه برای شما فراهم کنند.

تاکسی
همیشه در ماله می‌شود تاکسی خنک و تهویه‌داری پیدا کرد که راننده‌اش مسیرها را به خوبی می‌شناسد. کم پیش نمی‌آید که در مسیرتان خیابان یک‌طرفه یا بسته پیدا شود، پس این که راننده نصف شهر را دور بزند تا به مقصد برسد، چیز عجیبی نیست.


سوار شدن بر زیردریایی وال‌ها و سفر به دنیای زیر آب، برای هر کودکی با هر سن و سالی جذاب است. ساحل مصنوعی با محوطه‌های بازی دور و اطرافش، هم جای خوبی برای شناست و هم برای نوجوان‌ها فرصت مناسبی فراهم می‌کند تا با بچه‌های آن‌جا فوتبال و کریکت بازی کنند. بازی بولینگ و دیگر تفریحاتی که در کارناوال مجیدیه تدارک دیده شده هم معمولاً برای بچه‌ها جذاب است.

بمبئی، شهر تجارت و ثروت، شهر بی‌خانمان‌ها و در یک کلام شهر بالیوود است.

شهر بمبئی که در سال ١٩٩٦ یک تغییر اساسی کرد و امروز آن را با نام مومبای می‌شناسند، یکی از مراکز مهم تجاری و صنعتی هند به حساب می‌آید. بمبئی، به معنای ساحل خوب، نامی بود که استعمارگران پرتغالی برای این شهر گذاشتند اما مومبای نام یکی از الهه‌های هندی است.

بمبئی با این‌که یکی از مراکز مهم تولید ثروت در هندوستان است، اما بیشترین جمعیت زاغه‌نشین را دارد. این شهر در زمان استعمار، مرکز حکومت بریتانیا در شبه قاره‌ی هند به شمار می‌رفت و انگلیسی‌ها به آن دروازه‌ی هند می‌گفتند.

آب و هوای شرجی و گرم که از فروردین تا اوایل تیر طول می‌کشد یا باران‌های زیادی که تا پاییز می‌بارد، شاید خیلی مناسب سفر به این شهر شلوغ نباشد؛ ولی هر چه به سمت زمستان برویم، هوا خنک‌تر می‌شود و رطوبت کم‌تر. توریست‌ها هم این وقت را برای سفر به هند بیشتر دوست دارند، که البته مسافرهای‌ زیاد ممکن است باعث بشود هتل موردنظرتان را نتوانید به راحتی پیدا کنید و بهتر است چند هفته‌ای قبل از زمان سفر به فکر رزرو هتل خود باشید.

فرودگاه همیشه شلوغ بمبئی، چاتراپاتی شیواجی، هر روز با پروازهای متعدد داخلی و خارجی مهمان‌های زیادی را برای این شهر جابه‌جا می‌کند. فرودگاه حدوداً سی کیلومتر با مرکز شهر فاصله دارد و اگر می‌خواهید یک دفعه کرایه‌ی تاکسی شوکه‌تان نکند، از قبل با راننده سر قیمت چانه بزنید. راننده‌ تاکسی‌های هند با این‌که از سیستم تاکسی‌متر استفاده می‌کنند ولی هر کدام به اندازه‌ی زرنگ بودن‌شان می‌توانند کرایه را بالا ببرند. خوشبختانه چانه‌زدن را بلدند و می‌توان کم‌تر نگران بود. فقط کافی است از یک راننده قیمت بگیرید و اگر به نظر خیلی گران آمد، سراغ ماشین یا باجه‌ی تاکسی بعدی بروید تا قیمت دست‌تان باشد.
برای گشت و گذار در شهر هم علاوه بر تاکسی‌های سیاه رنگ هندی، مترو و اتوبوس را هم در نظر بگیرید. متروی بمبئی یکی از سیستم‌های حمل و نقل مهم است و اتوبوس‌ها هم با ایستگاه‌های متعددی که در سطح شهر دارند، گزینه‌ی خوبی برای رفت و آمد هستند؛ اگر قرار است مدتی طولانی در بمبئی اقامت داشته باشید و ماندن در ترافیک شکلی برای شما ایجاد نمی‌کند، پیشنهاد می‌کنیم یکی از هتل‌های دور از مرکز شهر را رزرو کنید. این هتل‌ها هزینه‌ی پایین‌تری دارند، ولی هر بار که بخواهید به مراکز توریستی شهر برسید، باید مسافت نسبتاً زیادی را طی کنید. در غیر این صورت، هتل‌های محله‌های توریستی با این‌که کوچک هستند ولی خیلی پرطرفدارند و سرویس‌های خوبی را به مهمان‌هایشان ارائه می‌کنند.

اگر گذرتان به اطراف شهر افتاد، شاید بد نباشد ریکشا سواری را هم تجربه کنید؛ ریکشاها یا همان تاکسی‌های سه چرخه‌ی هندی اجازه‌ی عبور و مرور در نواحی مرکزی شهر را ندارند و تنها در حومه‌ی غربی تردد می‌کنند.

با وجود بیش از یک قرن حکومت بریتانیا بر هندوستان، ساختمان‌های زیادی با سبک گوتیک در بمبئی ساخته شده و دیدن آن‌ها مخصوصاً در بخش‌های جنوبی شهر تعجبی ندارد. یکی از مشهورترین بناهای بمبئی، دروازه‌ی هند با تمام سوابق تاریخی آن است. این دروازه که در بندرگاه واقع شده، به مناسبت دیدار شاه جرج پنجم و ملکه از هند طی سال‌های ١٩١١ تا ١٩٢٤ ساخته شد و بیست و چهار سال بعد استعمارگران انگلیسی نیز از همین دروازه خاک هند را ترک کردند. دروازه‌ی هند یکی از پاتوق‌های توریست‌هاست؛ نزدیک دروازه، هتل تاج محل که یکی از لوکس‌ترین و گران‌قیمت‌ترین هتل‌های بمبئی است با نورپردازی چشم‌گیرش خودنمایی می‌کند و از طرفی برای رفتن به جزیره‌ی فیل‌ها نیز قایق‌های رنگارنگ چوبی از همین بندرگاه حرکت می‌کنند. جزیره‌ی فیل‌ها، منطقه‌ای شگفت‌انگیز که به جزیره‌ی میمون‌ها نیز معروف است، از چندین غار تو در تو با حفاری‌ها و نقش‌های برجسته تشکیل شده که گوشه‌هایی از کاخ‌های سلاطین و پادشاهان هند باستان را نشان می‌دهد. با این‌که باورکردنش سخت است ولی هر چند وقت یک‌بار دوره‌های آموزش جادوگری در این مکان برگزار می‌شود؛ اگر مشغول گشت و گذار در میان غارهای الفانتا بودید و صداهای عجیبی شنیدید، ترس را فراموش کنید، یا صدای میمون‌های بازیگوش است یا جادوگرهای جزیره مشغول بازی هستند. غارهای الفانتا در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز ثبت شده‌اند. ترمینال چاتراپاتی شیواجی هم یکی دیگر از بناهای مشهور بمبئی است که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده؛ چاتراپاتی شیواجی که یکی دیگر از یادگارهای تسلط بریتانیا بر هند است و به نام ملکه‌ی ویکتوریا و در روز تاج‌گذاری او افتتاح شده، امروز نام بنیان‌گزار امپراطوری مراتا را بر خودش دارد و هنوز بخش‌هایی از آن به عنوان ترمینال قطارهای داخل و خارج شهر مورد استفاده قرار می‌گیرد. بد نیست تماشای موزه‌ی چاپاتری شیواجی را نیز در این مکان از دست ندهید؛ موزه و گالری هنری آن، مجموعه‌ی بی‌نظیری از تاریخ و هنر هندوستان را نمایش می‌دهد.

برای بازدید از موزه‌ها، بمبئی بهترین شهر در هندوستان است. موزه‌ی ویکتوریا در همان جنوب شهر و محله‌ی توریستی کولابا و در میان باغ بسیار بزرگ ویکتوریا واقع شده است. علاوه بر اشیاء و اسناد دیدنی داخل موزه، باغ ویکتوریا نیز از جاهای تماشایی بمبئی به شمار می‌رود.

موزه‌ها و بناهای تاریخی بمبئی را که کنار بگذاریم؛ باید اعتراف کنیم جذاب‌ترین بخش سفر به هر کدام از شهرهای هند، غذا و بازار است. علاوه بر مراکز خرید بزرگ که مجموعه‌ای از برندهای معتبر جهانی در آن‌ها فروشگاه دارند، بازارهای قدیمی هندی جذابیت دیگری برای توریست‌ها دارد. دوره‌گردها و دست‌فروش‌ها را نزدیک هر مکان گردشی می‌توانید پیدا کنید ولی بازار کُلابه و بهیندی‌بازار در غرب شهر را از دست ندهید. عود، چای معطر و شال‌های رنگارنگ را با قیمت‌های خوبی می‌توان در این بازارها پیدا کرد. در میان بازارها سنتی بمبئی، کرافت‌بازار با این‌که از بقیه قدیمی‌تر است، ولی بازار پر رونقی است. بد نیست یک دوربین عکاسی دم دست‌تان داشته باشید؛ شاید همه چیز را نتوانید بخرید، ولی تصویر این همه رنگ را حیف است ثبت نکنید.

بمبئی شهر بالیوود، بزرگ‌ترین کمپانی فیلم‌سازی هند، است. تعداد فیلم‌هایی که هر سال در این کمپانی تولید می‌شود به اندازه‌ای است که صنعت سینمای هند را به همین نام می‌شناسند. به همین خاطر بمبئی محل رفت و آمد ستارگان مشهور سینمایی است که با ماشین‌های گران‌قیمت‌شان به این طرف و آن طرف می‌روند. شاید برای مسافرها ناآشنا باشند، ولی هر جا دیدید یک یا چند نفر با لباس‌ یا ماشین برازنده وارد شدند و ناگهان صدها نفر به سمت‌شان هجوم بردند، شک نکنید که یکی از قهرمانان فیلم‌های هندی جلوی رویتان است.

عطر و بوی ادویه‌های هندی را به جز بازارها در رستوران‌ها هم می‌توان احساس کرد. بمبئی رستوران‌های بسیاری دارد؛ از رستوران‌های سطح بالا گرفته تا دکه‌های ساندویچ‌فروشی، هر کدام مشتری‌های خودشان را دارند و تقریباً هیچ جایی در این شهر نیست که غذا بفروشد و بی‌کار مانده باشد. علاوه بر رستوران‌های هندی، از همه‌ی ملیت‌ها در این شهر می‌توان غذا یافت. از نودل‌های چینی و دلمه‌های ترکی گرفته تا قهوه‌خانه‌های ایرانی که طرفدارهای زیادی هم دارد. در رستوران‌های هندی، حتماً در مورد میزان تندبودن غذا از پیشخدمت بپرسید. اگر به غذاهای خیلی تند علاقه‌ای ندارید، گاهی مشابه همان غذا را می‌توانید با فلفل و ادویه‌جات کم‌تری سفارش دهید.

ایرانی‌های مقیم بمبئی آن‌قدری زیاد هستند که برای خودشان محله و کسب‌وکار به هم زده باشند. در بازار فرش ایرانی‌های زیادی را می‌توانید ببینید که سال‌هاست در این شهر زندگی می‌کنند و شاید راهنمای خوبی برای جاهای دیدنی بمبئی به نظر برسند. به هر حال به امتحانش می‌ارزد. بسیاری از مهاجرین ایرانی بمبئی به قصد ادامه تحصیل به این‌جا آمده‌اند و ماندگار شده‌اند؛ چند تا از دانشگاه‌های بمبئی از مراکز علمی معتبر جهان هستند. دانشگاه اصلی بمبئی که در نزدیکی دادگاه عالی شهر قرار گرفته از نظر معماری نیز بنایی ارزشمند دارد.

هر طرف بمبئی که سر بچرخانید، با چیزهای جدید و جالبی روبه‌رو می‌شوید؛ تنوع ادیان و فرهنگ‌های مختلف در میان شهری با تاریخ پر فراز و نشیب که همیشه زیر سایه‌ی افسانه‌هایی کهن بوده، از بمبئی یک مقصد توریستی همیشه‌زنده و پر از شور و هیجان ساخته. بمبئی تنها شهر هند است که بیشترین مسافرانش، قبلاً هم به آن‌جا سفر کرده‌اند؛ فراموش نکنید که یک‌بار دیدنش کافی نیست.


 

بمبئی مركز ايالت مهاراشترا، بزرگ‌ترين بندر هند در ساحل غربی اين كشور است و مركز بانك‌داری، تجارت، مبادلات ارزی، بازرگانی و كشتی‌سازی هند به شمار می‌رود. در زمان استعمار بریتانیا بر هند، بمبئی مركز بخش‌های اداری و حكومتی بریتانیا در شبه قاره بوده و از نظر آن‌ها دروازه‌ی هند بود.
بمبئی شهری است بندری با بناهای ديدنی تاريخی و كم نظير. صنعت فيلم‌سازی هند هم بیشتر در بمبئی متمركز است و سهم عمده‌ای از توليد سالانه‌ی فيلم‌های هندی در اين شهر و در مركز سينمایی باليوود انجام می‌شود.


 

بمبئی آب و هوای گرمسیری دارد، هفت ماه از سال هوایش خشک است و اوج باران‌هایش می‌افتد به ماه ژانویه. فصل سردش از دسامبر تا فوریه است که دنبالش تابستان از راه می‌رسد و تا ژوئن هم طول می‌کشد. از ژوئن تا انتهای سپتامبر هم فصل باران‌های موسمی است. فصل سرد که دمای هوا پایین و رطوبت هم کم‌تر است، وقت مناسبی برای سفر به بمبئی است.


 

دروازه‌ی هند
این بنا، که بازمانده‌ای از دوران استعمار بریتانیاست، به عنوان یادبودی از سفر جورج چهارم پادشاه انگلستان در سال ١٩١١ و به سبک ایرانی ساخته شده است. ساختمان این بنا تا سال ١٩٢٤ طول کشید و تنها بیست و چهار سال بعد، ارتش بریتانیا برای خارج شدن از هند از آن استفاده کرد و دوران استعمار هند به پایان رسید. امروزه این‌جا محل مناسبی برای دور هم جمع شدن‌های اهالی بمبئی است.

هتل تاج محل
هتل مجلل تاج محل، ساختمانی افسانه‌ایست که با تلفیقی از سبک‌های معماری اسلامی و رنسانس ساخته شده و از ساختمان‌های دیدنی بمبئی به شمار می‌رود.

موزه‌ی پرنس ولز
بهترین و بزرگترین موزه بمبئی است و علاوه بر آثاری دیدنی از دوران‌های مختلف تاریخ و هنر هند، نمونه‌های بسیار زیبایی از حیات وحش و آب‌زیان این کشور را هم دارد. این موزه بین سال‌های ١٩٠٤ و ١٩١٤ بنا شده و طی جنگ جهانی اول به عنوان بیمارستان از آن استفاده می‌کردند. ساختمان موزه در میان باغ زیبایی قرار دارد و پس از مسافرت پرنس ولز در سال ١٩٠٥ به هند، به نام او نام‌گذاری شده است.

پایانه‌ی چاتراپاتی شیواجی (ایستگاه ملکه ویکتوریا)
بزرگ‌ترین ایستگاه قطار بمبئی و یکی از بناهای دیدنی دوران استعمار بریتانیاست. این ساختمان زیبا، به ‌عنوان نمونه‌ی کاملی از سبک معماری گوتیک در هند شناخته می‌شود و در سال ۲۰۰۴ میلادی، در فهرست میراث جهانی یونسکو هم به ثبت رسیده است.

گالری ملی هنر معاصر
در این گالری، نمایشگاه‌هایی از آثار هنری هنرمندانی از هند و سرتاسر جهان برگزار می‌شود.

دانشگاه بمبئی
ساختمان دانشگاه قدیمی بمبئی، از دیگر شاهکارهای سبک گوتیک در بمبئی است و به ساختمان‌های قرن پانزدهمی فرانسوی می‌ماند. بازدید از کتابخانه و تالار اجتماعات آن برای عموم آزاد است.


 

باغ وحش بمبئی
یکی از جذابیت های گردشگری بمبئی، باغ وحش بسیار زیبای آن است. نه فقط به خاطر گردش در تپه‌های سرسبز آن‌جا، که برای تماشای حیوانات و پرندگاه بسیار زیبا هم که شده سری به آن‌جا بزنید. البته تنوع حیوانات این باغ وحش خیلی زیاد نیست؛ اما به خاطر داشتن زمین‌های بازی‌اش، برای یک گردش خانوادگی مناسب است.


 

اگر به خاطر خرید لباس‌های سنتی، صنایع دستی ارزان‌قیمت و حتی اجناس گرانی مثل قالیچه و جواهر و این‌جورچیزها به هند رفته باشید، بمبئی بهترین انتخاب است. بعضی از بهترین فروشگاه‌های هند در این شهر پیدا می‌شوند و تماشای بساط دست‌فروش‌هایی که از عطر و لباس گرفته تا وسایل برقی کوچک را جلویشان پهن کرده‌اند هم خالی از لطف نیست.
وقت خرید کردن در بمبئی، چیزی که نباید یادتان برود، چانه زدن است. اولاً که فروشنده‌ها برای هر کسی که سر و وضع توریست‌ها را داشته باشد قیمت‌ها را گران‌تر می‌گویند، دوماً به راننده‌تاکسی‌هایی که برایشان مشتری بیاورند هم کمیسیون می‌دهند. برای همین چیزهاست که می‌گویند چانه زدن را با پیشنهاد قیمتی معادل یک چهارم قیمت فروش شروع کنید.
سوغاتی‌های محبوب بمبئی عبارتند از: ساری و لباس‌های سنتی، انواع صنایع دستی، لباس‌های پنبه‌ای، عود، کت‌های چرمی، قالی و قالیچه، عتیقه‌جات و اشیای دست دوم و خیلی چیزهای دیگر.


 

به خاطر کمبود جای پارک، ترافیک و وضعیت نامناسب جاده‌ها، بسیاری از اهالی بمبئی برای رفت و آمد به محل کار، از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کنند. به هر حال سوار تاکسی شدن در خیابان‌های پر دست‌انداز بمبئی از تجربه‌های تکرار نشدنی سفر به هند است. هر چند که اگر به خیابان‌ها عادت نکرده باشید، سوار شدن بر اتو ریکشا را به شما توصیه نمی‌کنیم. به هر حال وسیله‌ای است با فیزیک نامطمئن، درب و داغان و غیر قابل اطمینان که با سرعتی بالای سی کیلومتر در ساعت راه می‌رود و راننده‌اش خیال می‌کند شوماخر است!

تاکسی
بیشتر تاکسی‌های بمبئی ماشین‌های کوچکی هستند که کولر ندارند و رنگشان سیاه و سقفشان هم زرد است. این تاکسی‌ها معمولاً در خیابان تردد می‌کنند و قیمت‌هایشان هم چندان گران نیست.

تاکسی‌های خصوصی
اگر دلتان خواست با ماشین کولرداری که کرایه‌اش تنها بیست و پنج درصد بیشتر از تاکسی‌های معمولی است، جابه‌جا شوید، می‌توانید از تاکسی‌های خصوصی استفاده کنید. البته نه هر تاکسی خصوصی‌ای، بلکه ترجیحاً آن‌هایی که متعلق به یک شرکت معلوم باشند و از نرخ دولتی کرایه‌ها پیروی کنند. این‌جور تاکسی‌ها هم تر و تمیز و خنک‌اند و تاکسی‌مترشان همیشه درست کار می‌کند، که راننده‌های مودب و آموزش‌دیده‌ای هم دارد. استفاده از این تاکسی‌ها امنیت بیشتری دارد، فقط باید بین نیم ساعت تا یک ساعت زودتر آن‌ها را خبر کنید.

اتوبوس
خطوط اتوبوس‌رانی بمبئی با اتوبوس‌های متعددش، تمام شهر و حاشیه‌هایش را به هم وصل کرده. در هر نقطه‌ی شهر که باشید، ایستگاه اتوبوس راحت پیدا می‌شود، البته برعکس صندلی خالی. اتوبوس‌ها همیشه شلوغ‌اند و برای سوار شدن هم معمولاً باید در صف ایستاد.


 

جشنواره‌ی بنگانگا
جشنواره‌ی موسیقی کلاسیک، هر سال اوایل دی ماه، در کنار حوض بانگانگا برگزار می‌شود.

جشنواره‌ی بمبئی
از سال ٢٠٠٤، هر ساله جشنی برای معرفی آداب و رسوم، غذاها و فرهنگ بمبئی در این شهر برگزار می‌شود. این جشنواره را در ماه دی برگزار می‌کنند.

مسابقات اسب سواری هندوها
یکی از مشهورترین مسابقات اسب‌سواری در جهان است که از سال ١٩٤٢ در بمبئی برگزار می‌شود.

گانش گاتوردی
این جشن‌ها برای تشکر از گانش، خدای ثروت هندوها برگزار می‌شوند و ده روز طول می‌کشند. طی این جشن‌ها، مردم مجسمه‌هایی از گانش را به آب انداخته و غرق شدن آن را نشانه‌ی خوش‌یمنی می‌دانند. بزرگ‌ترین جشنواره‌ی سالانه بمبئی، در ماه شهریور برگزار می‌شود.

کوالالامپور شهر شب و نور، شهر رنگ، شهر فروشگاه‌های بسیار بزرگ، شهر برج‌های دوقلو، شهری هم برای دیدن و هم برای خرید کردن. این شهر از هر کدام از شهرهای مهم آسیا رنگ و بویی به خود گرفته؛ اما برج‌های پتروناس، جنگل‌ها و پارک‌های طبیعی و مراکز خرید بزرگ و متنوع، بیش از همه باعث شهرتش شده.

هوای کوالالامپور در تمام فصل‌های سال گرم و شرجی است؛ به این بهانه هم که شده می‌شود چمدانی سبک برای سفر به آن‌جا بست و وقت برگشتن، با سوغاتی‌ها و خریدهای رنگ و وارنگ از بازارهای متنوع شهر پرش کرد. هزینه‌ی یک شب اقامت برای دو نفر در یک هتل چهار ستاره از هشتاد هزار تومان به بالاست و برای رفت و آمد در شهر، جز تاکسی می‌شود از اتوبوس و مترو و منوریل هم استفاده کرد.

به خاطر وجود جنگل‌های تو در توی استوایی در بافت طبیعی شهر و کوچه‌های تنگ و باریک با برج‌های بزرگ و پر زرق و برق، به پایتخت مالزی لقب شهر ماجراجو داده‌اند؛ کوالالامپور برای توریست‌هایی از هر جای دنیا و با هر سلیقه‌ای، شهر جذابی است. با وجود اکثریت جمعیت مسلمان کوالالامپور، انتخاب نوع پوشش در آن محدودیتی ندارد.

در کوالالامپور، برج‌های دوقلوی پتروناس اولین جایی است که آدم را به سمت خودش می‌کشد. این برج‌ها، با ٤٥٢ متر ارتفاع، بلندترین برج‌های دوقلوی جهان هستند و سبک معماریشان، اسلامی مدرن است و نمای بی‌نظیری هم به شهر دارند. اما هنگام ورود به برج مراقب باشید که آدامس در دهان نداشته باشید! بله، ورود به مقاوم‌ترین سازه‌ی جهان که غول دو سری در برابر بلایای طبیعی است، با آدامس ممنوع است! در طبقه‌ی پایین برج‌ها هم مجتمع بزرگ خرید سوریا وجود دارد که اگر به فکر هزینه‌های سفرتان هستید، فقط به دیدن آکواریوم بزرگش و قدم‌زدن در دالان‌های شیشه‌ای در کنار کوسه‌ها و ماهی‌های ریز و درشت اکتفا کنید و خرید را برای بازارهای دیگر بگذارید.

معماری‌های خاص و منحصر به فرد اسلامی و یا میراث فرهنگی و تاریخی مالزی، بی شباهت به خواهرخوانده‌اش اصفهان نیست. مثلاً مسجد جامع کوالالامپور در محل تلاقی دو رودخانه واقع شده و در حقیقت زادگاه شهر به شمار می‌رود؛ دیگری موزه‌ی ملی است که ظروف سفالی تاریخی مالزی را به نمایش گذاشته و ساختمان زیبایش بالای یک تپه ساخته شده. از این موزه می‌توانید با گذر از روی پلی رابط، به مرکز ملی ستاره‌شناسی بروید و آسمان و کهکشان‌ها را رصد کنید.

اگر هم اهل هیجان و ماجراجویی هستید، دوربین را بردارید، کفش راحت بپوشید و به پارک ملی بروید. پارک؟ نه خیر... خیلی با تصور شما از پارک تفاوت دارد. این جا قدیمی‌ترین جنگل گرمسیری است. می‌شود داخلش پیاده‌روی و گردش کرد، یا گونه‌های مختلف جانوری و گیاهی را از نزدیک دید و حتی در رودخانه‌اش سوار قایق شد و ماهی گرفت. جز این البته پارک پرندگان و هم‌چنین پارک آهوی کوالالامپور هم هست: پرنده‌های کوچک و بزرگ، پروانه‌های رنگارنگ و آهوهای خال‌دار زیبا را هر جایی نمی‌شود دید.

در سیزده کیلومتری شمال کوالالامپور، سه غار باستانی در بالای ٢٧٢ پله واقع شده که برای هندوهای ساکن مالزی مقدس شمرده می‌شود. غارهای باتو، شامل سه غار بزرگ و یک غار بزرگ کوچک است که با مجسمه‌های خدایان هندی و نقاشی‌های دیواری تزئین شده‌اند. مجسمه‌ی غول‌پیکر و طلایی لرد موروگان هم هست که با قد ٤٧ متری‌اش، پایین پله‌ها نگهبانی می‌دهد.

بعد از مالایی‌ها، بیشترین جمعیت کوالالامپور را چینی‌ها و هندی‌ها تشکیل می‌دهند و محله‌های خاص خودشان را هم دارند، با رنگ‌ها و بوهای خاص خودشان. جایی بهتر از محله‌ی هندی‌ها برای خرید عود و ادویه‌های معطر و لباس‌های رنگی و خوردن غذاهای مخصوص هند در بشقاب‌هایی از جنس برگ‌های جنگلی پیدا نمی‌کنید. محله‌ی چینی‌ها هم با دکه‌های خوراکی و نوشیدنی و کافه‌های کوچکش می‌تواند یک بعدازظهر شما را پر کند. علاوه بر این، آن دور و بر اجناس ارزان‌قیمت زیادی هم برای خرید پیدا می‌شود. در بازار مرکزی هم که سابق بر این بازار تره‌بار کوالالامپور بوده، صنایع دستی و سوغاتی‌های مخصوص این شهر را می‌فروشند.

از هر قوم و طایفه و از هر نژاد و فرهنگی در کوالالامپور زندگی می‌کنند. در نتیجه هر نوع رستورانی که فکرش را بکنید، در این شهر پیدا می‌شود؛ رستوران‌های مخصوص مسلمانان هم زیاد هست که کنار تابلویشان کلمه‌ی حلال را نوشته‌اند. مالزی یکی از صادرکننده‌گان عمده‌ی قهوه و کاکائو در جهان است و کافه‌های زیادی دارد که هم کیفیت قهوه‌شان خوب است، هم قیمت‌هایشان نسبت به ایران گران‌تر نیست.

بازارها و مرکز خریدهای کوالالامپور، از ١٠صبح تا ١٠ شب یک‌سره باز هستند و با تنوع و زیبایی و بازی رنگ‌هایشان، خرید را به تفریح بدل کرده‌اند؛ با این حال اگر گشت و گذارهای روزانه پاهایتان را خسته کرد و در پی جایی برای آرامش بودید، سری به خیابان بوکیت بینتانگ بزنید: مراکز ماساژ تا نیمه‌های شب باز هستند.

اگر باز هم در کوالالامپور وقت داشتید، توصیه می‌کنیم این‌ها را هم ببینید:
- جنگل Forrest Research Institute Malaysia ،FRIM جنگلی است در مجاورت شهر. پل معلقی دارد با طول ٢٠٠ متر در ارتفاع سی متری سطح جنگل.
- Look at point یا همان بام کوالالامپور. شبیه بام تهران است با رستوران‌ها و کافه‌های متعدد. شب‌های زیبایی دارد و از آن‌جا تقریباً تمام شهر دیده می‌شود.


تاریخچه

کوالالامپور، بزرگترین شهر، پایتخت رسمی و مقر پارلمان کشور مالزی است. این شهر، یکی از مناطق فدرال مالزیایی سه‌گانه نیز به شمار می‌رود و مستقیماً زیر نظر دولت اداره می‌شود. کوالالامپور و مناطق اطراف آن به عنوان منطقه‌ای مستقل در دل ایالت سلانگور قرار دارند. قدمت مالزی به اواسط قرن نوزدهم میلادی می‌رسد که در آن هنگام، حاکم مالای عده‌ای را برای کار در معادن قلع به این منطقه فرستاد.
کوالالامپور، جایگاه برج‌های پتروناس، بلندترین برج‌های دوقلوی جهان هم هست.


از آن‌جا که کوالا‌لامپور نزدیک خط استوا واقع شده، آب و هوای آن در طول سال زیاد تغییر نمی‌کند و فرقی ندارد که چه وقت به آن‌جا سفر کنید. درصد رطوبت هوا معمولاً بالاست و باران‌های موسمی شدید و کوتاه‌مدت، زیاد می‌بارد.
آب و هوای کوالالامپور، به‌خصوص در میان گردشگران اروپایی محبوب است و وقتی که در نیم‌کره‌ی شمالی زمستان باشد، زیاد به این شهر سفر می‌کنند.


برج های پتروناس
برج‌های ٤٥٢ متری پتروناس، نماد جهانی مالزی‌اند و با نمای شیشه و فولاد، همچون جواهری در شهر می‌درخشند. مرکز کنفرانس اجلاس کوالالامپور، مرکزخرید سوریا، یک هتل پنج ستاره و یک مسجد هم در این برج‌ها وجود دارد. فرصت راه رفتن روی پل معلق بین این دو برج را از دست ندهید؛ بی‌خود اسم این پل را اسکای بریج یا پل آسمان نگذاشته‌اند!
نشانی اینترنتی: www.petronastwintowers.com.my

برج کوالالامپور
گر چه برج‌های پتروناس، بلندترین ساختمان‌های کوالالامپور هستند، ولی بهترین منظره‌ی شهر را باید از برج کوالالامپور تماشا کرد. این برج ٤٢١ متری، چهارمین برج مخابراتی بلند جهان است و یک رستوران گردان و رصد خانه هم دارد.
نشانی اینترنتی: www.menarakl.com.my

معبد سری ماهامریامان
معبد سری ماهامریامان، مهم‌ترین بنای یادبود مذهبی کوالالامپور قدیم است که در اصل، آرامگاهی هندو بوده که توسط کارگران مهاجر هندی استان تامیل نادو، در ١٨٧٣ ساخته شد. برج ٢٢ متری دروازه‌ی این معبد و ایوان ورودی آن را با تصویرهای کنده‌کاری شده از خدایان هندی تزئین کرده‌اند و داخل ساختمان هم مجسمه‌های زیبایی از ماهامریامان، الهه‌ی هندو گذاشته‌اند که با سنگ‌های قیمتی و طلا پوشانده شده‌اند.

معبد چان شه شو یوان
سقف کاشی‌کاری شده‌ی زیبایی دارد با شهر فرنگی از صحنه‌های آسمانی و افسانه‌های چینی. این معبد، میزبان کتاب‌خانه‌ای با بیش از ٤٠٠٠کتاب چینی هم هست.

معبد تیان هو
انجمن چینی‌ها، معابد مدرنی را در کوالالامپور ساخته‌اند. این پرستشگاه پر زرق و برق در جنوب بریکفیلدز یکی از آن‌هاست.
نشانی اینترنتی: www.hainannet.com

غارهای باتو
در سیزده کیلومتری شمال کوالالامپور، مجموعه‌ای از سه غار اصلی و یک غار کوچک واقع شده که برای هندوان مکان مقدسی محسوب می‌شود. این غارهای آهکی با مجسمه‌های الهه‌های مختلف و بودای ٤٣ متری طلایی، در سال ١٨٩٢ کشف شده‌اند.


موزه‌ی ملی
موزه‌ی اصلی مالزی، در محوطه‌ی باغ‌های دریاچه قرار دارد و جلوه‌گاهی‌ست از تاریخ غنی و میراث فرهنگی این کشور. این موزه در سال ١٩٦٣ میلادی ساخته شده و سالن‌های مختلفی برای نشان دادن توسعه و پیشرفت تدریجی مالزی دارد. مجموعه‌ی کریس یا خنجر مالایا، سرامیک‌های مربوط به خاندان مینگ و آلات موسیقی سنتی از سرتاسر آسیا، از مهم‌ترین اشیای این موزه‌اند.
گاهی اوقات نمایشگاه‌های موضوعی هم در این موزه برگزار می‌شود.

موزه‌ی هنرهای اسلامی
این موزه که یکی از بهترین مجموعه‌های هنر اسلامی در جهان به شمار می‌رود، زیبایی‌های هنر اسلامی و تمدن عظیمی که الهام‌بخش این هنرها بوده را ارائه می‌دهد. گالری‌های موضوعی این موزه، گنجینه‌های باارزشی شامل دست‌نوشته‌های اسلامی، کارهای شیشه‌گری و سرامیک، مصنوعات فلزی و اسلحه، پارچه‌ها و سکه‌های مختلف است. مهم‌ترین بخش این موزه، گالری معماری اسلامی‌ست که ماکت‌های زیبایی از مسجدالحرام، تاج محل، آرامگاه تیمور و... را به نمایش گذاشته است.

گالری ملی هنر
در این گالری، آثار نقاشی‌ و مجسمه‌سازی هنرمندان مالزیایی را به نمایش می‌گذارند و نمایشگاه‌های هنرمندان تجربی را برپا می‌کنند.


باغ‌های دریاچه
این باغ حفاظت‌شده‌ را در نزدیکی دو دریاچه ساخته‌اند. گیاهان مناطق گرمسیری، درختان و بوته‌های تزئینی و مجسمه‌های دیدنی، گردشگاه مناسبی برای استراحت و تفریح است. باغ پرندگان، پارک پروانه‌ها، پارک آهوان و چند موزه هم در این باغ‌ها واقع شده‌اند.

باغ پرندگان کوالالامپور
بیش از ٣٠٠٠ نوع پرنده از سرتاسر دنیا، در این باغ بیست و یک هکتاری که به بزرگ‌ترین لانه‌ی پرندگان معروف است، زندگی می‌کنند.
نشانی اینترنتی: www.klbirdpark.com

پارک پروانه‌ها
انواع متنوع گیاهان گرمسیری و گل‌های رنگارنگ، محیطی طبیعی را برای بیش از ٦٠٠٠ پروانه فراهم کرده است. مرکز پرورش و نگه‌داری پروانه، موزه‌ی حشرات و فروشگاه‌ سوغاتی هم در این پارک زیبا وجود دارد.

پارک آهوان
درختان سایه‌دار و چشمه‌های طبیعی تر و تازه، خانه‌ای امن برای آهوان خال‌دار کوچک ساخته‌اند.

باغ‌های دریاچه‌ای تیتی وانگسا
این واحه‌ی زیبا در دل شهر، دریاچه‌ای مصنوعی دارد با مسیرهای پیاده‌روی، ایستگاه‌های ورزشی و محوطه‌ی بازی بچه‌ها. امکانات قایق‌سواری بر روی دریاچه هم وجود دارد.

پارک مرکز شهر کوالالامپور
زمین بازی و استخر شنای بچه‌ها، مسیرهای پیاده‌روی، درخت‌های بومی و آب‌نماهای زیبا، باعث شده که این پارک سرسبز، برای تمام اعضای خانواده سرگرم‌کننده باشد.

آکواریوم کوالالامپور
این آکواریوم بزرگ که نزدیک برج‌های پتروناس قرار دارد، بیش از ١٥٠ نوع ماهی مختلف از سراسر جهان را در خودش جای داده و با تونلی نود متری که در زیر آب دارد، برای کودکان هم جایی جذاب و دیدنی‌ست.


کوالالامپور، بهشت بی چون و چرای خرید منطقه است. فروشگاه‌های متنوع، مطابق با هر سلیقه و بودجه، خریداران را به وجد می‌آورد. مرکزخریدهای بزرگ، فروشگاه‌های زنجیره‌ای جدید، غرفه‌های بدون عوارض گمرکی، بوتیک‌های شیک و مغازه‌های صنایع دستی از جمله این فروشگاه‌ها هستند.
برای ماجراجویی و تفریح، چانه زدن هنگام خرید را فراموش نکنید.

سوغاتی‌های مالزی، متنوع و محبوب‌اند. باتیک، پارچه‌ی لطیفی است که یا با دست طراحی شده و یا با قالب چاپ‌اش کرده‌اند. انواع لباس، کیف و لوازم پارچه‌ای منزل را می‌شود از باتیک تهیه کرد.
سونکیت، نوع دیگری پارچه است که با بافت زربفت خود، بیشتر جنبه‌ی تزئینی دارد و در دوخت لباس‌های سنتی مالزی به کار می‌رود. مفرغ‌آلات، کنده‌کاری روی چوب، سفال‌ها، حصیرها و سرامیک‌های مالزیایی، از دیگر سوغاتی‌های محبوب این کشورند.

بازار مرکزی
بازار مرکزی، زمانی مورد استفاده‌ی معدنچیان کوالالامپور قدیم بوده و بزرگ‌ترین بازار محصولات تازه در شهر. امروزه اگر دنبال صنایع دستی و لباس‌های مالزیایی و آسیایی می‌گردید، گشتی هم در این بازار بزنید.
نشانی اینترنتی: www.centralmarket.com.my

بازار خیابان پتالینگ
مغازه‌های متعدد خیابان پتالینگ، در طول روز انواع لباس‌های مارک‌دار تقلبی، سوغاتی، میوه و تنقلات می‌فروشند و حدود ساعت پنج عصر، دست‌فروش‌ها در این خیابان بساطشان را پهن می‌کنند و پتالینگ، تبدیل می‌شود به شلوغ‌ترین و دیدنی‌ترین بازار شبانه‌ی شهر! اگر قصد خرید هم داشته باشید، چانه‌زدن را فراموش نکنید.


پارک پرندگان، پارک پروانه‌ها، زمین بازی و قایق‌رانی دریاچه در پارک باغ‌های دریاچه، بهترین جاهای تفریحی مناسب بچه‌ها هستند. استخر آبشاردار پارک مرکز شهر کوالا‌لامپور هیجان زیادی برای کودکان دارد و آکواریوم مرکز شهر هم یک تور آموزشی آبزیان به شمار می‌رود.
کودکان از گردشگاه‌های کوالا‌لامپور هم لذت خواهند برد. میدان برجایاتایمز، فروشگاه‌های مناسبی برای بچه‌ها دارند و مگاکیدز در مرکزخرید بزرگ میدوالی، با کلاس‌های متنوع و برنامه‌های مختلفش، به خوبی می‌تواند چند ساعتی بچه‌ها را سرگرم کند.
نشانی اینترنتی: www.megakidz.com.my

در بلندی‌های گنتینگ و تالاب سانوی در خارج شهر، پارک‌های دیگری هم وجود دارد. در نزدیکی سانوی، مرکز خرید هرم قرار گرفته که یک سالن اسکیت روی یخ دارد.
برای گردش در طبیعت، سری به باغ‌وحش نگارا یا گردشگاه تاج پوشش گیاهان در انجمن جنگل‌پژوهی مالزی بزنید. استخرهای واقع در پارک تمپلر هم برای یک پیک‌نیک خانوادگی مناسب‌اند.

طرابلس را مثل هر شهر دیگری در کرانه‌ی مدیترانه، بهتر است در فصل بهار ببینید؛ آفتاب ملایم، نسیم خنک دریا و گل‌های رنگارنگ کاغذی، از همان لحظه‌ای که وارد شهر می‌شوید، بهترین میزبان شما خواهند بود. فرودگاه بین‌المللی طرابلس چهل کیلومتر با مرکز شهر فاصله دارد و برای پیمودن این مسیر، علاوه بر این‌که می‌توانید تاکسی بگیرید، ایستگاه اتوبوس هم نزدیک ترمینال اصلی هست که البته تا پر از مسافر نشود، حرکت نمی‌کند. با توجه به این‌که کرایه‌ی تاکسی‌ها خیلی بالا نیست، پیشنهاد می‌کنیم از آن‌ها برای رسیدن به شهر استفاده کنید، هم شما را تا محل اقامت‌تان می‌رسانند و هم منبع اطلاعات شهری هستند!

برای گشت و گذار در شهر، مثل ایران می‌توانید برای مسیرهای طولانی از تاکسی‌های خطی استفاده کنید. هرچند که در شهرهایی مانند طرابلس بهترین و مفیدترین وسیله‌ی نقلیه برای گشتن در شهر و رفتن به جاهای دیدنی، پاهای شما هستند؛ فراموش نکنید کفش راحت بپوشید و مایعات زیاد بنوشید( پیشنهاد می‌کنیم یادداشت چه چیزی با خود ببریم؟ زورق را در این رابطه بخوانید).

قلب شهر طرابلس، میدان بزرگ صاحت‌اطال در نزدیکی برج ساعت است. همه چیز در طرابلس، از همین حوالی شروع می‌شود، رستوران‌ها و فروشگاه‌های کوچک و بزرگ، صنایع‌دستی، دست‌فروش‌هایی که غذاهای فوری می‌فروشند و تاکسی‌ها، همه این‌جا جمع شده‌اند. بخش شرقی میدان را که ادامه بدهید، وارد محله‌ی قدیمی طرابلس می‌شوید؛ حمام‌های قدیمی، کاروانسراها، خانه‌ها و مغاز‌ه‌های کوچک و قدیمی طرابلس که صنایع دستی می‌فروشند، خیلی تماشایی است. دیدنی‌های مشهور طرابلس هم در همین سمت شرقی هستند؛ یکی از این دیدنی‌ها حمام متروکه‌ی النوری است که زمانی بزرگ‌ترین حمام شهر بوده و بعد از نزدیک به هفتصد سال هم ویرانه‌های آن نشان می‌دهد چه سازه‌ی منحصر به فردی بوده است. روبه‌روی حمام النوری، مدرسه‌ی قدیمی النوریت واقع شده که هنوز هم کلاس‌های درس فعال دارد ولی اگر خیلی مشتاق باشید، اجازه‌ی دیدن بخش‌هایی از آن را به شما می‌دهند.

قسمت غربی میدان صاحت‌اطال، بخش مدرن و امروزی شهر است. خیابان فواد چحاب در همین محله، پر از فروشگاه‌ها و رستوران‌های جدیدی است که هر وقتی از سال، رونق خودش را دارد.

یکی از جاهایی که در سفر به طرابلس حتماً سری به آن خواهید زد، قلعه‌ی ریموند دو سن ژیل است که خود لبنانی‌ها به آن سن‌جیل می‌گویند؛ اتاق‌ها و تالارهای تو در توی قلعه و بنای بسیار عظیم آن که بر روی یک تپه ساخته شده، ارزش دیدن را دارد.

ساحل عمومی طرابلس با رستوران‌ها و کافه‌های متعددش می‌تواند یک روز کامل را به خودش اختصاص دهد؛ از تفریحات دریایی گرفته تا برنامه‌های زنده و شبانه.

اگر فکر خرید در طرابلس هستید، سری به بازار سنتی این شهر بزنید. بازار با وجود جواهرات و لباس‌های سنتی پر زرق و برقی که دارد می‌تواند جای خوبی فقط برای تماشای سبک زندگی مردم طرابلس باشد. اگر هم دنبال کفش و لباس می‌گردید و اهل چانه‌زدن هم هستید، مغازه‌های اطراف میدان صاحت‌اطال و یا حتی منطقه‌های گارگاریش و بناروش انتخاب خوبی هستند.

از آن‌جایی که ذائقه‌ی لبنانی خیلی با طعم‌های دوست‌داشتنی ایرانی‌ها فاصله‌ای ندارد، غذا خوردن در هیچ کدام از شهرهای لبنان کار سختی نیست. انواع کباب و مزه تا پلوهای چرب در رستوران‌های این شهر به خوبی سرو می‌شود. علاوه بر این طرابلس چندین رستوران فست‌فود زنجیره‌ای و مغازه‌های کوچک غذاهای حاضر و آماده در مرکز شهر دارد که مخصوصاً بین خارجی‌ها خیلی طرفدار دارند.

در کل فراموش نکنید طرابلس با تمام کوچکی‌اش می‌تواند میزبان خوبی برای یک سفر آرام باشد، شاید خانواده‌ها بیشتر از این سفر لذت ببرند تا جوان‌ترها یا کسانی‌ که به قصد ماجراجویی سفر می‌کنند.


اولین شواهدی که از سکونت انسان در این ناحیه به دست آمده، مربوط به سال ١٤٠٠ قبل از میلاد است. اما با این که بابت این نظریه مدرکی نداریم، باید بگوییم که به نظر می‌آید این شهر از این‌ها هم قدیمی‌تر باشد. در قرن هشتم قبل از میلاد، این‌جا یک بندر کوچک فینیقی بود و با ورود تجاری از صیدا، صور و آرواد (که همان تارتوس سوریه است) رشد بسیار زیادی کرد. هر کدام از این دار و دسته‌ها، یک جایی را برای خودشان در نظر گرفتند و دورش را دیوار کشیدند و داخلش ساکن شدند. در نتیجه اسم شهر شد تریپولیس که یعنی سه شهر. تلفظ عربی این اسم هم می‌شود طرابلس.

در دوران حکومت رومی‌ها، طرابلس پیشرفت بسیار زیادی کرد. حیف که در سال ٥٤٣ بعد از میلاد یک زلزله‌ی درست و حسابی اتفاق افتاد و همه‌جا را ویران کرد: کل جغرافیای منطقه‌ی ساحلی به هم خورد و هر جای شهر هم که امکان داشت خراب بشود، خراب شد. هر چند شهر به سرعت بازسازی شد، اما در سال ٦٣٥ بعد از میلاد، معاویه، حاکم وقت سوریه و بنیان‌گذار سلسله‌ی امویان، شهر را محاصره کرد و دوباره اوضاع به هم ریخت. ساکنان شهر با کمک رومیان از راه دریا فرار کردند و قوای نظامی به شهر وارد شدند. این جریان یکی دو بار دیگر هم تکرار شد و مدتی هم در دست مسلمانان شیعه بود تا این که در اواخر قرن یازدهم، شهر مستقل شد. مدرسه و کتابخانه‌ی دارالعلم با بیش از صد هزار کتاب، طرابلس را تبدیل کرد به یکی از مراکز مهم یادگیری علوم.

در سال ١١٠٩ میلادی، طرابلس به‌دست مسیحیان و طی جنگ‌های صلیبی فتح شد. مهاجمان شهر را تاراج کردند و کتابخانه‌ی دارالعلم را آتش زدند و صد و هشتاد سال بر آن حکومت کردند. طی این سال‌ها، به خاطر صنعت ابریشم و شیشه، اقتصاد این ناحیه پیشرت زیادی کرد.

در سال ١٢٨٩ میلادی، قولون، سلطان مملوک، شهر را تصرف کرد، قتل‌عام گسترده‌ای راه انداخت و شهر بندری را ویران کرد. بعد هم دوباره آن را از نو ساخت. آن‌چه امروز از بازارها، مساجد، مدرسه‌ها و کارواسراها باقی مانده، آثار همان دوره است.
در سال ١٥١٦ میلادی، ترک‌های عثمانی به رهبری سلطان سلیم اول، شهر را تصرف کردند. هنگامی که در سال ١٨٦٠ میلادی نواحی حکومتی لبنان مشخص شد، طرابلس را هنوز هم ترک‌های عثمانی می‌گرداندند. در سال ١٩٢٠، با فرمان فرانسه، طرابلس بخشی از قلمرو لبنان شد.

در سال ١٩٤٦ و با استقلال لبنان، طرابلس تبدیل به مرکز شمال لبنان شد. در سال ١٩٥٨ شهر درگیر جنگ‌های داخلی شد و تا سال ١٩٩١، از درگیری‌های داخلی صدمات زیادی دید، اما امروزه اوضاع آن بهتر شده و جمعیت آن هم پس از پایان جنگ، افزایش یافته است.


بخش قدیمی شهر که بیشتر ساختمان‌هایش مربوط به سده‌های چهاردهم و پانزدهم میلادی است، پر است از کوچه‌های تنگ و باریک، چارسوق‌های رنگارنگ، حمام، کاروانسرا، مسجد و مدارس قدیمی. با این که بسیاری از ساختمان‌ها به زحمت سر پا مانده‌اند و هنوز می‌توان آثار جنگ داخلی را در این منطقه مشاهده کرد، فضای این محله بسیار زنده و پر جنب‌وجوش است و مخلوطی است از منظره‌ها، صداها و بوهای مختلف.

قلعه‌ی ریموند دو سن‌ژیل
قلعه‌ی عظیم ریموند دو سن‌ژیل که در زبان عربی به آن قلعه‌ی سن‌جیل می‌گویند، بر شهر طرابلس فرمان می‌راند. در سال ١١٠٢ میلادی، وقتی که ریموند دو سن‌ژیل، تپه‌ای را با چشم‌انداز دره، شهر و ساحل تصرف کرد، تصمیم گرفت قلعه‌ای بر آن بسازد.
ساختمان اصلی قلعه در سال ١٢٨٩ میلادی آتش گرفت و در سال‌های بعدی هم آسیب‌های زیادی دید. در سال ١٣٠٧ میلادی، امیر اسندمیر گورکی قلعه را بازسازی کرد و قسمت‌های دیگری هم به آن افزود، تا جایی که از بنای اول، تنها سنگ‌های شالوده‌ی آن باقی ماند.
اولین ورودی بنا، دروازه‌ای عظیم از دوران عثمانی‌هاست که حکاکی‌های روی آن هم مال سلطان سلیمان اول است که او هم یک وقتی به نوبه‌ی خودش دستور بازسازی قلعه را داده بود. بعد از دروازه، خندقی هست که در دوره‌ی جنگ‌های صلیبی روی آن پل ساخته‌اند. داخل قلعه هم با مخلوطی از سبک‌های مختلف ساخته شده که تأثیر دوران‌های تاریخی مختلف قلعه است. با این که کشف سوراخ سنبه‌های قلعه به تنهایی خالی از لطف نیست، اما بد نیست که برای بازدید از آن با یکی از تورهای راهنما همراه شوید تا در مورد تاریخ آن اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
بهترین چشم‌انداز قلعه را می‌توانید از سرچشمه‌ی شرقی رود ابوعلی تماشا کنید؛ البته اگر بتوانید زباله‌های جمع‌شده در فصل زمستان و گل‌آلودی تابستانی آن را ندیده بگیرید.

مدرسه‌ها
از پله‌های بالای قلعه که پایین بیایید، به خیابانی می‌رسید که در سمت چپش، یک خیابان دیگر قرار دارد به اسم ریچارد ریدا. ابتدای اولین کوچه‌ی سمت راست این خیابان، مدرسه‌های المشهد و الشمسیات، کنار ورودی مسجد جامع شهر واقع شده‌اند که مربوط به سده‌ی چهاردهم میلادی‌اند. در مقابل ورودی مسجد، دو مدرسه‌ی دیگر به نام‌های الخیره حسن و النوریت مربوط به همین دوران‌اند. مدرسه‌ی النوریت هنوز هم مورد استفاده است.

حمام النوری
مقابل مدرسه‌های الخیریه حسن و النوریت، که باشید، در سمت راست‌تان می‌توانید ورودی حمام متروکه‌ی النوری را ببینید. این حمام عمومی، در سال ١٣٣٣ میلادی ساخته شده و زمانی بزرگ‌ترین حمام شهر بوده است. اگر از صاحب آب‌میوه فروشی کنار حمام بخواهید، به شما اجازه می‌دهد تا داخل ویرانه‌های آن گردش کنید.

مسجد جامع
در قرن دوازدهم میلادی، در جای کنونی مسجد، کلیسایی وقف سنت ماری وجود داشت. وقتی ممالیک در سال ١٢٩٤ میلادی این کلیسای جامع را خراب کردند، به جای آن شروع به ساختن مسجدی کردند. ساخت مسجد تا سال ١٣١٥ میلادی طول کشید. در زبان عربی به این مسجد جامع الکبیر گفته می‌شود و در ورودی شمالی‌اش، نقشه‌ای از ساختمان هفتصد ساله‌ی این مسجد وجود دارد. حیاط بزرگ مسجد از سه طرف با ایوان و از طرف دیگر با محراب گنبددار و طاق‌داری احاطه شده و می‌گویند مناره‌ی مسجد، همان برج ناقوس کلیساست.

مدرسه‌ی قرطاویه
مدرسه‌ی قرطاویه، همسایه‌ی شرقی مسجد جامع، اوائل قرن چهاردهم توسط قرطاویه، امیر مملوک ساخته شد. اگر بخواهید بدانید، باید بگوییم که این مدرسه درست بر روی تعمیدگاه کلیسای سنت ماری ساخته شده. مدرسه‌ی قرطاویه به خاطر ساختمان زیبایش معروف است.

حمام العبد
تنها حمام طرابلس که هنوز هم فعال است، اواخر قرن هفدهم ساخته شده. این حمام متأسفانه مردانه است، اما بد نیست خانم‌هایی که دسته‌جمعی به آن‌جا سفر می‌کنند، برای تجربه‌ی یک حمام طرابلسی، یک روز آن‌جا را رزرو کنند.

خان الصابون
خان الصابون یا خانه‌ی صابون، در قرن شانزدهم به عنوان خوابگاهی برای سربازان ساخته شد. بعد از آن، برای مدتی طولانی متروکه بود تا وقتی که توسط کشاورزان تبدیل شد به جایی برای فروش محصولات کشاورزی. عمده محصول کشاورزان لبنان هم زیتون بود و هر چیزی که بشود از آن تهیه کرد، مثلاً صابون زیتون که چیز خیلی خوبی است.
در قرن هیجدهم، خانه‌ی صابون به خاطر محصول صابون‌اش شهرت زیادی پیدا کرده بود و یک جور مرکز تولید صابون به شمار می‌رفت. این روزها هم دوباره به راه افتاده و در تلاش است تا رونق سابق‌اش را به دست بیاورد.

مسجد و مدرسه‌ی برطاسیه
مسجد و مدرسه‌ی برطاسیه، در سال ١٣١٥ میلادی به دست یکی از پرنس‌های کُرد به نام شرف‌الدین عیسی‌بن‌عمر البرطاسی ساخته شد. مناره‌ی چهارگوش و سنگ‌های سیاه و سفیدی که در تزئین آن به کار رفته، بسیار زیبا هستند و محراب میناکاری شده‌ی آن، از آن جاهایی است که حتماً باید دید و تحسین کرد.

برج السبع
یکی از معدود ساختمان‌های دیدنی در المینا، همین برج السبع است؛ قلعه‌ای کوچک که در انتهای شرقی بندرگاه قرار گرفته و اواخر قرن پانزدهم و به احتمال زیاد به دست امیر مملوک ساخته شده است. ساختمان این بنا با سنگ‌های سیاه و سفید ایوان و ستون‌های رومی افقی‌اش، در معماری مملوک استثنا به حساب می‌آید. طبقه‌ی اول این بنا، سابق بر این اتاقی بود که با حکاکی و نقاشی تزئین‌اش کرده بودند. آثار این تزئینات هنوز هم باقی مانده است.

حمام الجدید
ساختمان حمام الجدید را اسعد پاشا الاعظم، حکمران دمشق در سال ١٧٤٠ میلای به این شهر هدیه داد و هزینه‌ای بابتش دریافت نکرد. حالا این که داد بنّاهای دمشقی آن را بسازند یا حقوق بنّاهای لبنانی را برای ساختنش داد یا اصلاً ساختمان آماده را از دمش برداشت آورد به طرابلس، ما اطلاعی نداریم.
حمام الجدید که بر خلاف اسمش خیلی هم قدیمی است، تا سال ١٩٧٠ میلادی مورد استفاده بود و یکی از تر و تمیزترین و در عین حال بزرگ‌ترین حمام‌های شهر به حساب می‌آمد.


چارسوق‌های قدیمی طرابلس، بهترین جای خرید در این شهرند و خیلی هم فرقی با بازارهای قدیمی خودمان ندارند. راسته‌های مختلف با اجناش متنوع و چشم‌گیرشان، حتی اگر قصد خرید هم نداشته باشید، به تماشا کردنشان می‌ارزند.

انواع صابون‌های دست‌ساز را می‌توانید از خان الصابون تهیه کنید. البته به خاطر داشته باشید که بیشتر مغازه‌های طرابلس روزهای جمعه تعطیل می‌کنند.

این‌جا پایتخت سرزمین شگفتی‌هاست. دهلی که هندوستان کوچک نیز نامیده می‌شود، یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان به شمار می‌رود. حتی با وجود ظاهر مدرن و تازه‌ای که این روزها از خودش نمایش می‌دهد، اما روح باستانی شهر همه‌جا به چشم می‌آید. روحی باستانی که از میان ‌سال‌ها تاریخ و هنر مشرق زمین و خاطره‌ی جنگ‌های پر سر و صدا برخاسته؛ دهلی یازده بار در طول تاریخش ویران و دوباره ساخته شد تا به شهر دوگانه‌ی مدرن-سنتی امروزی رسیده است.

شاید بهترین فصل آب و هوایی برای سفر به دهلی، بهار باشد اما باز هم شرایط مطبوع نیست. هوا گرم و شرجی است و اگر جایی بدون کولر باشید، گرمای هوا اذیت‌ می‌کند. هوای دهلی در تابستان‌ها، گرم؛ پاییز پر از بارندگی و زمستان‌ها هم تا نزدیکی صفر درجه‌ی سانتی‌گراد سر می‌شود. شاید شلوغ‌ترین وقت از لحاظ تعداد توریست‌ها، حوالی ژانویه باشد که تعطیلات است و چندتایی جشن و جشنواره هم بر پاست. بهتر است بلافاصله بعد از مشخص‌شدن زمان سفرتان، رزرو نهایی هتل را نیز انجام دهید تا مجبور نباشید زیر بار هر انتخابی بروید. اگر همراه با کودکان سفر می‌کنید، نسبت به امکانات هتل حساس‌تر باشید، گرمای هوا و حشره‌های مزاحم ممکن است سفر را برای شما و کودک‌تان تلخ کند.

فرودگاه دهلی، فرودگاه بین‌المللی گاندی، در غرب شهر واقع شده و با افتتاح ترمینال‌های جدید به آن، در حال تبدیل‌شدن به یکی از پیشرفته‌ترین فرودگاه‌های جهان است. رفت و آمد به فرودگاه گاندی به طور مرتب با اتوبوس، مترو و تاکسی انجام می‌گیرد. تاکسی‌ها از تاکسی‌متر استفاده می‌کنند ولی اگر از قبل نسبت به مسیرتان آگاهی نداشته باشید، هیچ بعید نیست مبلغ بیشتری از مسافر بخواهند. رفت و آمد با مترو کار سختی نیست. متروی دهلی از پنج صبح تا یازده شب فعال است و یک خط مستقیم از فرودگاه به مرکز شهر دارد و در ازای کم‌تر از صد روپیه و در عرض بیست دقیقه، مسافران را به ایستگاه اصلی متروی دهلی می‌رساند.

اتوبوس‌های فرودگاه را دو تا شرکت حمل و نقل سازمان‌دهی می‌کند که هر کدام در مسیرهای به خصوصی رفت و آمد دارند. اتوبوس‌ها هر نیم ساعت یک بار از فرودگاه حرکت می‌کنند و تا به مرکز شهر برسند نزدیک به پنجاه دقیقه زمان احتیاج دارند.
پایتخت شلوغ هند، ترافیک زیاد دارد. برای رفت و آمد در شهر بهتر است یا نزدیک به مکان‌های توریستی هتل بگیرید که پیاده هم بتوانید در اطراف بگردید و یا این‌که همان اول ورود یک نقشه‌ی مترو تهیه کنید. متروی دهلی یکی از بهترین وسایل حمل و نقل برای خود محلی‌ها و مسافران است. هم گرمای هوا را کم‌تر احساس می‌کنید، هم پول کم‌تری می‌پردازید و هم در ترافیک نمانده‌اید.

قلعه‌ی ‌سرخ یکی از تماشایی‌ترین جاهای هند است که در دهلی قرار دارد. قلعه‌ای اسرارآمیز و بسیار بزرگ که از خاک سرخ و به دستور شاه‌جهان، امپراتور سلسله‌ی گورکانیان هند ساخته شده. شاه جهان همان کسی است که تاج‌محل را نیز در آگرا ساخت و پس از آن به خاطر انتقال قدرتش به دهلی، دستور طراحی این قلعه را در شهر جدید صادر کرد. قلعه‌ی سرخ چند دیوان، دروازه، تالار و باغ دارد که تمام بخش‌های آن در صورت تهیه‌ی بلیت قابل بازدید کردن است. با این‌که معماری این بنا به تنهایی خیره‌کننده است، ولی اگر راهنمای مناسب داشته باشید یا نمایش نور و صدای قلعه را که ساعت هفت و نیم هر شب اجرا می‌شود ببینید، با تکه‌هایی از تاریخ هند نیز آشنا خواهید شد.

مسجد جهان‌نما یا مسجد جامع دهلی یکی دیگر از بناهایی است که به دستور شاه‌جهان ساخته شده؛ در دهلی قدیم قرار گرفته و اطراف آن را بخش مسلمان‌نشین دهلی تشکیل می‌دهد. این مسجد دو تا مناره دارد که بیش از چهل متر ارتفاع دارند، گنبدهایش مرمری‌اند و یکی از باشکوه‌ترین مساجد جهان اسلام است. در معماری مسجد جهان‌نما نشانه‌های پررنگی از معماری ایرانی به چشم می‌خورد، ولی هیچ بنایی در دهلی به اندازه‌ی آرامگاه همایون، آرامگاه دومین پادشاه سلسله‌ی گورکانیان، تحت تاثیر معماری ایرانی نیست. بعد از مرگ همایون، به دستور ملکه، آرامگاه همایون با الهام از چهارباغ اصفهان در قلب دهلی ساخته شد. با الهام از این بنا، آرامگاه خان‌خانان و همسرش را نیز در نزدیکی همین مقبره و با الهام از همین بنا ساخته‌اند. آرامگاه خان‌خانان هم در میان باغی بزرگ قرار گرفته که از میان آن نهرهای زیادی می‌گذرد.

نزدیک به این آرامگاه‌ها، مقبره‌ی صوفی بزرگ هند، خواجه‌نظام‌الدین اولیاء قرار گرفته. آرامگاه خواجه نظام‌الدین هر سال در روز خاصی میزبان مریدان وی و مسلمانانی است که برای توسل به او به آن‌جا می‌آیند؛ امیرخسرو دهلوی نیز که یکی از مریدان مشهور خواجه نظام‌الدین بود، در همین آرامگاه دفن شده است.

روبه‌روی قلعه‌ی سرخ، بازار بزرگ چندی‌چوک را فراموش نکنید. این بازار سنتی که بازار اصلی شهر دهلی به حساب می‌آید، به دستور دختر شاه‌جهان و به دست سازندگان تاج‌محل و قلعه‌ی سرخ ساخته شد. چندی‌چوک به معنی میدان نقره، دارای سراچه‌های بسیاری است که اجناس هندی در آن‌ها پیدا می‌شود. پارچه‌ها و لباس‌های ساری با رنگ‌های تندشان، ادویه‌ها و عطرهای جورواجور، بدلیجات و صندل‌های چرمی و خیلی چیزهای خوش رنگ و بوی دیگر که می‌تواند سوغات خوبی هم باشد.

صنعت طلای هند در جهان معروف است، سرای طلافروشی در چندی‌چوک نیز یکی از بزرگ‌ترین بازارهای طلا در هند است. دستبندها و گوشواره‌های طلایی که با مینا و صدف تزئین شده‌اند، یکی از پرطرفدارترین اجناس این بازار برای توریست‌ها هستند.

بناهای شگفت‌انگیز ساخته شده به دست مسلمانان در دهلی خیلی بیشتر از آن چیزهایی است که بشود در مدت زمانی کوتاه بازدید کرد؛ یکی دیگر از معروف ترین‌ها، بلندترین بنای آجری جهان، مناره‌ی قُطُب است که بیشتر از هفتاد متر ارتفاع و چهارصد پله دارد. این بنا در کنار مسجد قطب اسلام در جنوب شهر دهلی واقع شده.

به جز مسلمانان، هندوها نیز در تاریخ این سرزمین خیلی به چشم می‌آیند؛ معبد آکشاردام که بزرگ‌ترین معبد هندوها در جهان است، در دهلی ساخته شده و ساختمان تماشایی و پر زرق و برقی دارد. ورود به آن آداب عمومی مانند مسجد را دارد و در بعضی از قسمت‌ها اجازه‌ی عکاسی به توریست‌ها داده نمی‌شود.

دهلی با توجه به وسعتش، پارک و باغ هم کم ندارد. پارک دهلی روزهای یک‌شنبه پاتوق هندی‌هایی است که تعطیلات را می‌خواهند همراه خانواده بگذرانند. این پارک زمین بازی مخصوص کودکان و چندین رستوران دارد و برای بچه‌ها جایی دوست‌داشتنی خواهد بود. در پارک آهو نیز با تماشا و غذا دادن به آهوهای مشهور هندی به بچه‌ها خیلی خوش می‌گذرد؛ البته به شرطی که هوا خیلی گرم نباشد!

اگر یک شهر در دنیا باشد که می‌توانید یک سال تمام در آن هر روز غذای غیرتکراری بخورید، پایتخت هند است. تنوع ملیت‌های مختلف با فرهنگ‌های و دین‌های متفاوت، باعث شده ذائقه‌های غذایی متفاوتی نیز در این کشور به وجود بیاید. از آجیل‌هایی بوداده با ادویه‌های مختلف گرفته تا کباب‌های لذیذ دهلی، از مزه‌هایی است که هیچ‌وقت از یاد نمی‌برید. در هند حتی بستنی فلفلی هم پیدا می‌کنید، شاید برای همه دوست‌داشتنی نباشد ولی طرفدارهای زیادی از همه جای دنیا می‌آیند این‌جا که بستنی چیلی بخورند. بیشتر غذاهای هندی همراه با برنج سرو می‌شود و کنار غذای اصلی چند مدل مزه و چاشنی مثل سمبوسه یا سس‌های سبزیجات مختلف می‌چینند.

شاید همین ضیافت عطرها و طعم‌هاست که باعث می‌شود تا مدت‌ها بعد از دیدن دهلی، مزه‌ی این دیدار باقی بماند.


 

تاریخچه

دهلی همیشه پایتخند هند نبوده، اما از آن‌جا که شهری مرزی و در مسیر راه آسیای جنوب شرقی و مرکزی است، در تاریخ این کشور همیشه نقشی اساسی بر عهده داشته است. یک اعتقادی هم هست که این‌جا، محل شهر باستانی ایندراپراستا بوده که در مهابهاراتا سه هزار سال پیش حرفش بوده. از آن‌طرف، شواهد و مدارک تاریخی نشان می‌دهند که این شهر بیشتر از دو هزار و پانصد سال قدمت ندارد. حالا دیگر خودتان می‌دانید که کدام حرف را باور کنید و کدام را نه.
دست کم هشت شهر شناخته شده دور و بر دهلی پیدا شده که در دوره‌های مختلف ساخته بودند. آخری‌شان هم دهلی‌نویی بود که توسط انگلیسی‌ها ساخته شد. چهارتا شهر اول، در جنوب دهلی و نزدیک مناره‌ی قطب قرار گرفته‌اند. پنجمی، اسمش فیروزآباد بود و فیروز شاه نامی دستور ساختش را داده بود. زمان پادشاهی شِر شاه، پنجمی را در پورانا کیلا ساختند. شاه جهان، امپراتور گورکانی در قرن هفدهم میلادی، داد هفتمی را بسازند و بعدش هم به این نتیجه رسید که خوب است پایتخت را از آگرا به آن‌جا منتقل کنند.
در قرن دوازدهم، چائوهان‌ها قدرت را به دست گرفتند و دهلی را تبدیل کردند به تاثیرگذارترین مرکز آیین هندو در شمال هند. اما قطب‌الدین ایبک که در سال ١١٩٣ شهر را تصرف کرد، سنت اسلامی را در این شهر پایه گذاشت که شش قرن طول کشید. در سال ١٨٠٣ که بریتانیا دهلی را تصرف کرد، حکومت خودش را در آن‌جا برقرار کرد. آن موقع البته دهلی پایتخت نبود، اما برای خودش یک مرکز تجاری درست و حسابی بود. سال ١٩١١ هم که بریتانیایی‌ها بالاخره پایتخت را از کلکته منتقل کردند به دهلی و به قول خودشان، تصمیم گرفتند طوری دهلی نو را بازسازی کنند که خورشید هیچ وقت در آن‌جا غروب نکند. این بازسازی تمام نشده بود که شهر را در سال ١٩٣١ رسماً افتتاح کردند. حالا این که شهری با این همه قدمت را چطوری می‌شود رسماً افتتاح کرد، ما نمی‌دانیم. به هر حال شانزده سال بعدش دست بریتانیایی‌ها از حکومت هند کوتاه شد و دهلی شد پایتخت هند آزاد و مستقل.
از زمان استقلال هند، دهلی به عنوان پایتخت این کشور مدرن، کلی پیشرفت کرده و تبدیل شده به شهری شلوغ با موقعیت اقتصادی خوب و البته ترافیک زیاد.


 

آب و هوای دهلی یک نسخه‌ی غیر معمول از آب و هوای نیمه گرمسیری است. تابستان‌ها، تحت تاثیر هوای بیابان‌های راجستان، طولانی و گرم است و گاهی توفان‌های شن و ماسه هم به راه می‌افتد. در عوض زمستان‌ها به خاطر سرمای هیمالیا دمای هوا پایین می‌آید و -باور بکنید یا نه- اهالی شهر بخاری‌هایشان را بیرون می‌آورند.


 

بیشتر جاذبه‌های گردشگری دهلی در دهلی قدیم و دور و بر میدان کونوت واقع شده‌اند.
روزهای یک‌شنبه و ترافیک کمترشان، بازدید از بناهای تاریخی و جاذبه‌های گردشگری را راحت‌تر می‌کنند، به شرط این که اول وقت و قبل از سرازیر شدن جمعیت به آن‌جا بروید. خیلی از این بناها روزهای دوشنبه تعطیل‌اند.
بلیت ورودی اکثر جاهای دیدنی را می‌شود هم به روپیه پرداخت و هم به دلار.

قلعه‌ی سرخ
از این قلعه‌ی بزرگ، امروزه تنها بنایی متروکه و نیمه‌ویران باقی مانده. قلعه‌ی سرخ را شاه جهان از ماسه‌سنگ ساخته و می‌گویند وقتی سوار بر فیل، از دروازه‌ی قلعه وارد خیابان‌های دهلی قدیم می‌شد، عظمتی داشت که نشانه‌ی جلال و شکوه و قدرتش بود. شاه جهان، ساخت این قلعه‌ی بزرگ را در سال ١٦٣٨ آغاز کرد و در سال ١٦٤٨، این کار را به پایان رساند. البته هیچ وقت نتوانست پایتختش را به طور کامل از اگرا به این‌جا منتقل کند، چون پسر نمک‌نشناسی داشت که داد او را برکنار کنند و در قلعه‌ی آگرا زندانی‌اش کرد.
این بنا، از تالارها، ایوان‌ها و ساختمان‌های مختلف خصوصی و عمومی باشکوه و زیبا تشکیل شده است.

دروازه‌ی لاهور
دروازه‌ی اصلی دروازه‌ی قلعه است و روبه‌روی لاهور در پاکستان قرار گرفته. این دروازه، نماد قدرت دهلی مدرن است، زیرا در خلال جنگ‌های استقلال علیه ارتش بریتانیا، آرزوی مردم هند بود که افراشتن پرچم کشور خودشان را بر فراز این دروازه ببینند؛ آرزویی که در سال ١٩٤٧ تحقق یافت.
از این دروازه که وارد قلعه شوید، به دالان سرپوشیده‌ای هدایت خواهید شد که اسمش را گذاشته‌اند چاتا چوک که معنی‌اش می‌شود بازار سرپوشیده. در مغازه‌های این‌جا، زمانی جواهرات، ابریشم و طلا می‌فروختند به امید این که مورد پسند اعضای خانواده‌ی سلطنتی قرار بگیرد؛ امروزه هم دست‌فروش‌ها سوقاتی‌های ارزان‌قیمت دهلی را در آن‌جا به نمایش گذاشته‌اند.
دیوان عام و دیوان خاص، از دیگر قسمت‌های این قلعه‌اند. دیوان عام، همان‌طور که از نامش پیداست، تالاری برای بارعام پادشاه بوده و دیوان خاص، تالاری اعیانی برای برگزاری جلسات مهم و خصوصی به شمار می‌رفت.

راج پَت
راج پَت یا راه همایونی، مسیر عریضی است که توسط معمار انگلیسی ادوین لوتین ساخته شده و هر سال در روز بیست و ششم ژانویه، میزبان رژه‌های روز جمهوری است.

مقبره‌ی همایون
همایون دومین پادشاه امپراتوری گورکانیان بود که پس از پانزده سال پناهندگی در دربار ایران، توانست به کمک شاه طهماسب اول تاج و تخت خود را پس بگیرد و به هند برگشت. اما عمرش به دنیا نبود و تنها چند ماه طول کشید تا به خاطر سقوط از پله‌های کتابخانه‌اش فوت کند. این آرامگاه باشکوه به دستور همسر همایون، حمیده بانو بیگم که در ایران با معماری ایرانی آشنا شده بود ساخته شد. بنا از مقابر ایرانی و فضای چهار باغ الهام گرفته و اولین باغ به این سبک در هندوستان به شمار می‌رود.

مناره‌ی قطب
این مناره‌ی عظیم، از اولین بناهای عظیم هند و از نمونه‌های بارز معماری هندو- اسلامی است. تزئینات روی این مناره بی‌نظیر است و یک ستون مرموز از فلزی ناشناخته هم آن را جذاب‌تر کرده است. این ستون که در صحن اصلی مسجد نصب شده و مربوط به قرن پنجم میلادی است، با آلیاژ ناشناخته‌ای ساخته شده که هرگز زنگ نمی‌زند، رنگ عوض نمی‌کند و فرسوده هم نمی‌شود. هندی‌ها عقیده دارند که اگر از پشت دستتان را دور این ستون حلقه کنید، خوش‌یمن است. مناره‌ی قطب کنار مسجد قوه‌ی الاسلام و بقایای چندین بنای قدیمی دیگر واقع شده که به همراه هم، مجموعه‌ی قطب را تشکیل می‌دهد.

بنای یادبود ماهاتما گاندی
در جایی که یک هندو در سی‌ام ژانویه‌ی سال ١٩٤٨ ماهاتما گاندی را ترور کرد، بنای یادبودی به یاد این رهبر فقید هند ساخته‌اند.

موزه‌ی ملی
مجموعه‌ی بی‌نظیر این موزه، شامل اشیاء عتیقه از تمدن هاراپان، عتیقه‌های مربوط به آسیای مرکزی، دست‌نوشته‌های هندی و ماسک‌های قبیله‌های مختلف، مجسمه‌ها، ابزارآلات موسیقی، سکه‌ها و مینیاتورهای قدیمی و... است.

مسجد جامع دهلی
مسجد جامع دهلی یا مسجد جهان نما، از بزرگ‌ترین مسجدهای هندوستان و یکی از باشکوه‌ترین بناهای جهان اسلام است. این بنا که به دستور شاه جهان در سال ۱۶۵۶ میلادی ساخته شده‌ و روبه‌روی قلعه‌ی سرخ در دهلی قدیم واقع شده، یکی از مراکز مهم مسلمانان هند به شمار می‌رود. در این مسجد، قرآنی نگه‌داری می‌شود که بر روی پوست آهو کتابت شده است.


 

باغ لودی
این باغ بسیار زیبا مکان بسیار معروفی است که برای پیاده روی و گردش صبحگاهی بسیار مناسب است. بهتر است از بازدید این باغ در روزهای یکشنبه خودداری کنید، چرا که در این روز این مکان بسیار شلوغ است. این باغ در خیابان لودی قرار دارد و ساعات بازدید آن ٦ صبح تا ٨ بعد از ظهر است.


 

می‌گویند دهلی با مغازه‌های متنوع‌اش، از بازارهای شلوغ و پر انرژی‌اش گرفته تا بوتیک‌های شیک و سطح بالایش بهشت طرفداران خرید است؛ البته اگر از چانه زدن و شلوغی خوشتان بیاید. فروشگاه‌های شرقی و بازارهای بزرگ و شلوغ، در بیشتر شهر پیدا می‌شوند؛ به خصوص در گورگائون و جنوب دهلی.
صنایع دستی پارچه‌ای، چوبی و سنگی، لباس‌های سنتی، جواهرات، کارهای چرمی و فرش از سوغاتی‌های اصلی دهلی هستند.


 

رفت و آمد در دهلی، خودش به یک ماجراجویی می‌ماند. ترافیک برای خودش ماجرایی دارد و خیلی از راننده تاکسی‌ها فکر می‌کنند وظیفه دارند قیمت را با توریست‌ها ده برابر حساب کنند.

مترو
سیستم متروی دهلی، سریع و ارزان است و تهویه هم دارد. با توجه به این که مترو همچنان در حال گسترش است، راه مناسبی برای رفت و آمد در شهر به شمار می‌رود. دارای سرویس برجسته و قابل قبولی است. در قطارها نام ایستگاه‌ها را به زبان‌های هندی و انگلیسی اعلام می‌‌کنند و خوردن مواد غذایی هم در آن‌ها ممنوع است.
نشانی اینترنتی: www.delhimetrorail.com

تاکسی
با این که برای رفتن به خیلی از مکان‌های دیدنی و دور افتاده‌ی دهلی لازم است که سوار تاکسی شوید، باز هم مترو ارزان‌تر و به همان اندازه راحت است.
بیشتر تاکسی‌های دهلی قدیمی‌اند، اما اوضاع خوبی دارند و گازسوز هم شده‌اند. تمام تاکسی‌ها تاکسی‌‌متر دارند، اما بیشتر راننده‌ها یک بهانه‌ای برای روشن نکردنش پیدا می‌کنند که باید به آن‌ها تذکر دهید. طی کردن کرایه قبل از سوار شدن به ماشین هم بد نیست.

اتو ریکشا
اتو ریکشا که به اسم سه‌چرخه، توک‌توک و اتو هم معروف است، یک ماشین کوچک و جمع و جور است که در ندارد و گازسوز است و سه نفر روی صندلی عقبش جا می‌شوند. این وسیله‌ی نقلیه برای مسیرهای کوتاه مناسب‌تر است و با ترکیب رنگ سبز و زردش، راحت توی خیابان‌های شلوغ دهلی دیده می‌شود. اتو ریکشا از تاکسی ارزان‌تر است و کرایه‌ی ثابتی دارد، اما چون مقدار این کرایه پایین است، راننده‌ها بدشان نمی‌آید برای گرفتن کرایه‌ی بالاتر چانه بزنند.

مالدیو سرزمین جزیره‌هاست؛ جزیره‌هایی کوچک که با فاصله‌های کمی از هم این کشور را می‌سازند. شاید بتوان این کشور را آرام‌ترین جای کره‌ی زمین نامید. با وجود شور و هیجانی که در ساحل بعضی از این جزیره‌ها برپاست، باز هم آرامش آبی اقیانوس بر تمام این‌ها چیره می‌شود.

تقریباً تمام جزیره‌ها آب و هوای گرمسیری مالدیو را دارند؛ بهار، تابستان و حتی اوایل پاییز، گرم است و خشک؛ اما زمستان‌ها با وجود گرما، رطوبت هوا بالاست، باران‌های زیادی می‌بارد و باد و طوفان هم در جریان است. از آن‌جا که ناآرامی دریا، حرکت قایق‌ها و کشتی‌ها بین جزیره‌ها را محدود می‌کند، توریست‌ها خیلی علاقه‌ای به سفر در این فصل ندارند. بهترین وقت برای دیدن جزیره‌های مالدیو، هوای آفتابی تابستان‌ و یا شور و هیجان قبل از کریسمس در پاییز است. برای تعیین وقت سفر، فراموش نکنید مردم مالدیو مسلمان هستند و در ماه رمضان‌ ممکن است به راحتی نتوانید همه‌جا غذا پیدا کنید یا حتی شهرها نیمه تعطیل به نظر برسند.

هواپیما معمول‌ترین راه رسیدن به مالدیو است. مسافران در فرودگاه بین‌المللی ماله که در جزیره‌ی هول‌هوله و نزدیکی ماله، پایتخت مالدیو، قرار گرفته از هواپیما پیاده شده و از آن‌جا با اتوبوس‌های فرودگاه به اسکله‌ی مسافربری هدایت می‌شوند. زمان حرکت از این اسکله به طرف جزیره‌های دیگر با توجه به مقصد شما متفاوت است. مسیر جزیره‌ی فرودگاه تا هر کدام از جزیره‌ها را با قایق یا هواپیماهای دریایی طی می‌کنند. هواپیماهای دریایی را تاکسی هوایی نیز می‌نامد، اما تعدادشان به اندازه‌ی قایق‌ها نیست و ممکن است برای این‌که سوار آن‌ها شوید مجبور باشید خیلی منتظر بمانید. اگر دوست داشته باشید با قایق‌های اختصاصی به جزیره‌ی مقصدتان بروید، بهتر است از قبل با هتل هماهنگ کنید. هزینه‌ی اجاره‌ی قایق اختصاصی نسبتاً گران است و هیچ بعید نیست در روزهای پرطرفدار توریست‌ها، از بلیت هواپیما بیشتر خرج بردارد. بهتر است نسبت به زمان و مدت پرواز خود آگاهی داشته باشید، چون اگر بعد از تاریک‌شدن هوا به هول‌هوله برسید، هیچ قایقی شما را به جزایر دیگر نمی‌برد و مجبورید شب را در هتل هول‌هوله اقامت کنید.

جزایر نیمه‌ی شمالی مالدیو پرطرفدارتر از نیمه‌ی جنوبی هستند، جمعیت بیشتری دارند و امکانات خوبی برای توریست‌ها فراهم کرده‌اند. یکی از مشهورترین جزایر شمالی، جزیره‌ی گافاروفالو است. گافاروفالو نزدیک پایتخت است و یکی از بهترین جاهای اقیانوس هند برای غواصی محسوب می‌شود. تورهای غواصی که در این جزیره برگزار می‌شوند، تجهیزات و راهنماهای خوبی در اختیار مسافران می‌گذارند. در کنار غواصی، کارهای دیگری نیز در سواحل گافاروفالو انجام می‌شود، مثل عکاسی زیر آب که یک عکاس همراه شما به زیر آب می‌آید و وقتی مشغول لذت‌بردن از دنیای زیر اقیانوس هستید، تصویرتان را ثبت می‌کند؛ به هر حال یک عکس یادگاری کنار ماهی‌های کوچک رنگارنگ یا مرجان‌ها، چیزی نیست که توی آلبوم همه پیدا شود.

آری، تودو و رادهو از دیگر جزایر نیمه‌ی شمالی هستند. در آری معمولاً توریست از جاهای دیگر بیشتر پیدا می‌شود، چون هتل‌های خوبی دارد و یک بازار محلی در این جزیره برقرار است که صنایع دستی زیبایی می‌فروشد: صندل‌های حصیری یا انگشتری با صدف آبی که قیمت‌های مناسبی هم دارند.

در تودو معبدی باستانی و بودایی وجود دارد که متعلق به قبل از مهاجرت دریانوردان عرب به مالدیو و مسلمان شدن مردم این ناحیه بوده و مجسمه‌ی بودا و سکه‌ی طلایی که در این معبد وجود دارد سال‌ها قبل از میلاد ساخته شده.
در شمال مالدیو، شاید بد نباشد سری هم به جزیره‌ی باریک و بلند ها‌الیف بزنید. در این جزیره ماهی‌گیری شغل اصلی مردم است و بهترین رستوران‌های غذای دریایی مالدیو هم پیدا می‌شود. رستوران‌ها ممکن است خیلی شیک و چند ستاره نباشند یا حتی کل رستوران دکه‌ای کوچک در نزدیکی دریا باشد که همان‌جا میگوهای تازه را در روغن سرخ می‌کند و همراه با کنجد و سس‌های مخصوص مالدیوی می‌فروشد، ولی اگر به دنبال مزه‌ی غذا هستید، شک نکنید که یکی از بهترین میگوهای دنیا را خورده‌اید. بیشتر توریست‌ها در مالدیو از تنوع غذاهای دریایی گیج می‌شوند؛ صدها مدل ماهی، میگو، صدف و خرچنگ که با صدها روش مختلف پخته می‌شوند. ماهی‌های کبابی البته طرفدارهای بیشتری دارد. ماهی‌های کبابی را همراه با نان تنوری سرو می‌کنند که قبل از گذاشتن داخل تنور به آن سیر چرخ‌شده مالیده‌اند.

اگر شلوغی جزایر شمالی را دوست ندارید و ترجیح می‌دهید در ساحلی خلوت دراز بکشید و نوشیدنی نارگیل تازه بخورید، جزایر جنوبی شما را خوشحال خواهد کرد. واوو یکی از این جزیره‌هاست که کم‌جمعیت‌ترین جزیره‌ی مالدیو شناخته می‌شود. اسکله‌ی منظمی دارد و یکی از گران‌ترین اقامت‌گاه‌های مالدیو هم در آن است.

جزیره‌ی ادو نیز در نیمه‌ی جنوبی مالدیو، از نظر اقتصادی بعد از ماله شهرت خوبی در منطقه دارد و به همین خاطر هتل‌ها و رستوران‌های گران‌قیمت و لوکسی در آن هست که با چشم‌اندازی زیبا کنار دریا ساخته شده‌اند.

شاید سفر به جزایر مالدیو با بچه‌ها خیلی خوشایند نباشد؛ چون برای رفت و آمد به جزیره‌هایی که در اقیانوس پراکنده‌اند باید چند باری سوار قایق شوید و ممکن است کودکان دریازده شوند. از طرفی تفریحات چندانی که مناسب کودک باشد در این جزیره‌ها پیدا نمی‌شود. کلاً در این جزیره‌ها انتظار دیدن جای خاص یا انجام فعالیت خاصی را نداشته باشید. سنگین‌تری فعالیتی که باید انجام دهید، شنا و غواصی است. به جای تمام کارها، روی شن‌های سفید ساحل و زیر سایه‌ی برگ‌های پهن گرمسیری دراز بکشید و استراحت، استراحت و فقط استراحت کنید.


جزیره‌های شمال مالدیو

در بین جزیره‌هایی که در شمال مالدیو قرار گرفته‌اند، سابق بر این، تنها سه جزیره‌ای که در شمال ماله واقع شده‌اند، توریستی محسوب می‌شدند، اما امروز شش جزیره‌ی دیگر هم به این تعداد اضافه شده. این جزایر از ماله فاصله‌ی بیشتری دارند و ناشناخته‌ترند. درست به همین دلیل است که اگر به دنبال جای آرام و کشف نشده‌ای هستید، باید آن‌ها را انتخاب کنید. این بخش مالدیو، در تاریخ کشور هم نقش مهمی دارد و جایی است که محمد تاکوروفانو، آزادکننده‌ی مالدیو از دست استعمار پرتغالی‌ها، در قرن شانزدهم در آن‌جا متولد شد. از این ماجرا در جزیره‌ی اوتیمو در ها ایف مقبره‌ای باقی مانده که اهالی مالدیو به زیارتش می‌روند.

ها الیف
مجموعه جزایر ها الیف با شکل ذوزنقه‌ای‌اش در شمالی‌ترین نقطه‌ی مالدیو قرار گرفته و از شانزده جزیره‌ی مسکونی تشکیل شده. مردم این جزایر بیشتر به زبانی شبیه زبان دیوهی صحبت می‌کنند و اسمش را هم در زبان خودشان گذاشته‌اند ایهاواندیپلو.

ها دال
هادال از هفده جزیره تشکیل شده مهم‌ترین جزیره‌ی آن، کولهادوفوشی است که مرکز مناطق شمالی مالدیو هم محسوب می‌شود و امکانات رفاهی متعددی هم دارد.

را
منطقه‌ی را از شانزده جزیره‌ی مسکونی تشکیل شده و به تازگی امکانات غواصی متعددی که برای توریست‌ها تدارک دیده‌اند، باعث جذابیت هر چه بیشتر آن هم شده است. غرب منطقه‌ی را، بهترین منطقه‌ی ماهیگیری مالدیو است و در جزیره‌ی مرکزی آن که اوگوفارو نامیده می‌شود، بزرگ‌ترین مرکز ماهیگیری کشور واقع شده است.


جزیره‌های جنوب مالدیو

در حال حاضر، تمام توجه دولت‌مردان مالدیو، معطوف برنامه‌های توسعه‌ی توریسم جزایر جنوبی این کشور است. مرکز پرجمعیت و دشواری رفت و آمد به جزایر شمالی، باعث شده مناطق بکر جنوبی بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. تا چند سال پیش، جزایر جنوبی مالدیو و جزایر آری گم‌نام‌تر بودند و به ندرت پای توریست‌ها به آن‌جا باز می‌شد.

واوو
منطقه‌ی واوو، شامل جزیره‌ی فِلیدو و جزیره‌ی کوچک و مسکونی فالهو می‌شود و با داشتن دو هزار نفر جمعیت، کم جمعیت‌ترین جزیره‌ی مالدیو است. این جزیره در جنوب مالدیو قرار گرفته و خطوط ارتباطی بسیار خوبی هم با ماله دارد.
شغل اصلی مردم این ناحیه ماهی‌گیری است و به همین مناسبت هم اقامت‌گاه‌هایی دونفره شبیه قایق برای توریست‌ها ساخته‌اند.

جزیره‌ی اَدو
جزیره‌ی قلبی شکل اَدو، یکی از توریستی‌ترین قسمت‌های مالدیو است، قطب اصلی اقتصادی جنوب کشور به شمار می‌رود و در جذب توریست با ماله رقابت دارد.


شمال جزیره‌ی ماله

ماله، پایتخت مالدیو و مرکز اقتصادی و سیاسی این کشور است که از شمال تا جنوب با جزیره‌های کوچکی احاطه شده. بهترین مراکز غواصی و هتل‌های مالدیو در این جزایر واقع شده‌اند و به خاطر تعداد بالای توریست‌ها، رسیدگی خوبی هم به آن‌جا می‌شود. جزیره‌ی گافارو فالو یکی از جزایر شمالی ماله است که می‌گویند بکرترین مناطق غواصی در آن قرار گرفته.
مجموعه‌ی جزایر شمال و جنوب ماله را منطقه‌ی کافو می‌نامند و مرکز آن تولوسدو نام دارد. این جزیره، در شمال شرقی مجموعه جزایر ماله قرار گرفته و جزیره‌ای صنعتی است. تولوسدو به خاطر بودو برو که نوعی طبل بزرگ است، رقص سنتی و انبار ماهی نمک‌سودش معروف است.

جزیره‌ی کاشیدوو یکی دیگر از جزایر کافو است که با داشتن حدود هزار و پانصد نفر جمعیت، پرجمعیت‌ترین جزیره‌ی این منطقه به شمار می‌رود. ویرانه‌هایی در این جزیره باقی مانده که که مربوط به یک معبد قدیمی بودایی است. محصولات کشاورزی این جزیره هم هندوانه، لیمو، موز، خیار و کدو است و آن‌چه باعث شهرت آن شده، شیره‌های خرمای مرغوبی است به نام را.

جزیره‌ی هورا، یکی دیگر از جزایر شمالی ماله است که البته نسبت به سایر جزیره‌ها، جذابیت‌های کمتری دارد. سلسله‌ی پادشاهی هورا که در سال ١٧٥٩ توسط سلطان قاضی حسن عزالدین تاسیس شد، مسجدی در این جزیره ساخته است.

بسیاری از توریست‌های مالدیو ترجیح می‌دهند در هیمافوشی هم توقفی داشته باشند. این جزیره هشتصد و پنجاه نفر جمعیت دارد و مغازه‌های خیابان اصلی‌اش، انواع سوغاتی‌های ارزان قیمت را می‌فروشند. این مغازه‌ها صنایع‌دستی زیبایی دارند که اغلب از چوب ساخته شده‌اند.


جنوب جزیره‌ی ماله

جزایر جنوبی ماله، اغلب جزیره‌های کم‌جمعیت و خلوتی هستند که از ازدحام توریست‌ها هم در آن‌ها خبری نیست. بزرگترین جزیره‌ی این منطقه، مافوشی است که تنها ساختمان‌های مهم‌اش، زندان و کانون تربیت هستند.
جزیره گوراایدو که با داشتن هزار و چهارصد نفر جمعیت، پرجمعیت‌ترین جزیره‌ی جنوب ماله محسوب می‌شود، تالاب و بندرگاه بسیار زیبایی دارد که ماهی‌گیرها آن دور و بر ماهی می‌گیرند و قایق‌های مسافرتی در آن پهلو می‌گیرند.

جزا‌یر آری
قطب گردشگری مالدیو، منطقه‌ی آری است که در شمال ماله قرار گرفته است. در جزایر کوچک این منطقه حدود ٢٨ هتل با امکانات خوب ساخته‌اند که بعضی از آن‌ها، جزو بهترین هتل‌های مالدیو هستند.

جزیره‌ی تودو
با این که این جزیره از نظر تقسیمات جغرافیایی جزئی از جزایر آری به شمار می‌رود، اما جزیره‌ای است تنها و دور از بقیه که در بیست کیلومتری حاشیه‌ی شمالی این منطقه واقع شده است. شغل اصلی مردم این جزیره ماهیگیری‌ست، اما کشاورزی هم در آن‌جا رواج دارد و محصولاتی مثل هندوانه توسط اهالی تولید می‌شود. در این جزیره یک معبد بودایی وجود دارد که آثار و اشیای باستانی در آن به نمایش گذاشته شده‌اند.

جزیره‌ی رادهو
جزیره‌ی کوچک رادهو در امتداد سواحل شمال شرقی منطقه‌ی آری قرار گرفته. این‌جا، دهکده‌ی کوچک و جذابی است که چهار مسجد، مغازه‌های سوغاتی‌فروشی و یک مرکز بهداشتی درمانی دارد. معمولاً از جزایر اطراف تورهای یک روزه‌ای را برای بازدید از این جزیره ترتیب می‌دهند. قبل از ورود اسلام، رادهو یکی از مراکز بودا بوده است.

به بیروت، پاریس خاورمیانه لقب داده‌اند؛ لقبی که با سفر به آن‌جا می‌بینید چندان هم اغراق‌آمیز نیست؛ مجسمه‌ها، سنگ‌فرش‌های خیابان، سبک‌های متفاوت زندگی در کنار یکدیگر، تفریحات شبانه و تاریخی که هزاران قصه از آن بیرون آمده، می‌تواند کمی این شباهت را توجیه کند. تازه به تمام این‌ها هم‌جواری آب‌های مدیترانه را هم اضافه کنید. به هر حال این شهر، پایتخت لبنان است؛ کشوری که همیشه عروس، بهار و یا بهشت شرق لقب گرفته.

بهار بیروت از بقیه‌ی فصل‌ها دوست‌داشتنی‌تر است؛ روزهای طولانی با آفتاب ملایم و گل‌های رنگارنگ و شب‌های خنک با دریایی آرام. تابستان‌ها میزان رطوبت و گرمای هوا بالا می‌رود و از پاییز بارندگی‌‌ها شروع می‌شود. زمستان بیشترین میزان سرما و بارندگی را دارد، اما از آخرین باری که در بیروت برف آمده بیشتر از شصت سال می‌گذرد. پس خیال‌تان راحت باشد، در سردترین روزهای سال هم به لباس‌های خیلی گرم احتیاج ندارید.

لبنان یک فرودگاه بین‌المللی بیشتر ندارد که آن هم در جنوب بیروت واقع شده. فرودگاه بین‌المللی رفیق حریری تا مرکز شهر حدود ده دقیقه فاصله دارد و برای طی این مسیر یا باید مینی‌بوس‌های سفید رنگ را سوار شد و یا تاکسی گرفت. بر روی درهای جلوی تاکسی‌های اصلی، طرح لوگوی فرودگاه هست و تعدادی باجه‌ی تاکسی‌رانی هم در اطراف ترمینال شماره‌ی یک وجود دارد که البته ممکن است کرایه‌ی بیشتری طلب کنند. در کل کرایه‌ی تاکسی در بیروت خیلی گران نیست، مگر این‌که تاکسی تلفنی رزرو کرده باشید. به خاطر ترافیک سنگین خیابان‌ها به خصوص در مرکز شهر، اگر برای مدت محدودی به بیروت سفر کرده‌اید، پیشنهاد می‌کنیم به فکر اجاره‌ی ماشین نباشید. به جز وقتی که بخواهید در اطراف شهر بچرخید و یا از هتل تا ساحل را رانندگی کنید که در آن صورت هم فراموش نکنید بدون گواهینامه‌ی بین‌المللی به شما ماشین اجاره نمی‌دهند.

یکی از معمول‌ترین و به صرفه‌ترین گزینه‌های حمل و نقل در بیروت، تاکسی‌های اشتراکی چهار نفره هستند که سرویس نامیده می‌شوند. سرویس‌ها در مسیرهای مشخصی رفت و آمد دارند و شبیه به تاکسی‌های خطی ایران کار می‌کنند. با این‌ حال شاید بد نباشد خیلی از مسیرها را پیاده طی کنید و با سبک زندگی بیروتی‌ها و کوچه و خیابان‌هایش بیشتر آشنا شوید.

یکی از جاهایی که احتمالاً تعریفش را از کسانی که به بیروت سفر کرده‌اند شنیده‌اید، منطقه‌ی حریصاست. این‌جا بهترین محل برای توریست‌هاست؛ منطقه‌ای که بالای ارتفاعات لبنان واقع شده و کافه‌ها و رستوران‌های آن هیچ وقت خالی نیست. برای بالارفتن از صخره‌های حریصا بد نیست که تله‌کابین‌سواری را در لبنان تجربه کنید و یکی از زیباترین چشم‌اندازهای جهان را ببینید.

اگر اهل گالری‌گردی و بازدید از موزه‌ها باشید، موزه‌ی ملی بیروت که در جنوب خیابان اشرفیه قرار گرفته، انتخاب خوبی برای شناخت تاریخ و فرهنگ کشور لبنان است. در کل خیابان اشرفیه جایی است که تمام لبنان را در خودش جمع کرده. تعداد زیاد گالری‌ها، موزه‌ها، سینماها، رستوران‌ها و کافه‌ها، نه تنها برای مردم این شهر، بلکه برای خارجی‌ها هم از اشرفیه پاتوقی دوست‌داشتنی ساخته. اگر تصمیم دارید هر شب و روزی که در لبنان هستید، خوش بگذرانید و دسترسی خوبی هم به دیگر جاهای دیدنی شهر داشته باشید، خیابان اشرفیه با وجود قیمت‌های بالای هتل‌هایش یکی از بهترین انتخاب‌ها برای اقامت‌کردن است. به عنوان مثال بد نیست اتاق‌های موجود هتل‌ SOFITEL و PARK TOWER SUITES را برای تاریخ موردنظرتان چک کنید و امکانات و قیمت‌های آن‌ها را ببینید.

معمولاً بعد از یک روز کامل پیاده‌روی و گشت و گذار در شهر، ماساژ گرفتن خیلی می‌چسبد؛ در همین خیابان اشرفیه می‌توان چند سالن ماساژ خوب پیدا کرد که می‌تواند خستگی را از شما دور کند.

اگر دیدن شگفتی‌های طبیعت برای شما جذاب باشد، بیروت حداقل دو تا از معروف‌های آن را دارد؛ یکی صخره‌های روشه در غرب شهر که می‌توان گفت نماد بیروت به حساب می‌آید و به آن‌ها صخره‌های عشاق نیز می‌گویند؛ یکی هم غار جعیتا که در هجده کیلومتری شمال شهر واقع شده، ولی برای رفتن به آن‌جا علاوه بر تورهای روزانه‌ای که برگزار می‌شود امکان کرایه‌ی تاکسی و یا اتوبوس هم وجود دارد. غار جعیتا در میان کوه‌هایی زیبا قرار گرفته و دو طبقه است : غار بالا و غار پایین که برای رفتن به غار بالا باید سوار تله‌کابینی شد که از میان جنگلی زیبا می‌گذرد.

بیروت امروزی مملو از فروشگاه‌های برندهای معروفی است که قیمت‌هایشان هم به خاطر اسم و رسم‌شان بالاست. تقریباً تمام برندهای مشهور فرانسوی شعبه‌ای در این شهر دارند و هفته‌ی مُد بیروت یکی از پر رفت‌وآمدترین شوهای مد را در این منطقه برگزار می‌کند. به همین خاطر برای خرید لباس، بیروت شهر شیک‌پوشان است. با این‌که در بازار‌های محلی و سنتی می‌توان لباس‌های ارزان‌قیمت هم پیدا کرد ولی کم‌تر مسافری پیدا می‌شود که یک بار سراغ فروشگاه‌های خیابان حمرا و یا مرکز خرید ABC نرفته باشد. برای دیدن بازارهای قدیمی بیروت بد نیست سری به به خیابان‌های وردون و مار الیاس بزنید. عطر، ادویه، پارچه و شال از سوغاتی‌های سنتی بیروت است.

بیروت را می‌توان یکی از خوشمزه‌ترین شهرهای دنیا نامید؛ از لبنیات، میوه و سبزیجات تازه‌ی آن که بگذریم، غذاهای اصلی مثل کباب‌ها و مزه‌های لبنانی از خوش‌طعم‌ترین غذاهایی خواهد بود که تا به حال خورده‌اید. با این‌که بیشتر رستوران‌های فست‌فود زنجیره‌ای دنیا در بیروت هم شعبه دارند، شباهت ذائقه‌ی لبنانی‌ها به غذاهای ایرانی و همین‌طور فراوانی غذای حلال باعث شده کم‌تر مسافر ایرانی در این شهر سراغ فست‌فودهای زنجیره‌ای را بگیرد. پیشنهاد می‌کنیم بیشتر مراقب سلامتی‌تان باشید، غذاهای لبنانی آن‌قدری جذاب هستند که در خوردن‌شان زیاده‌روی کنید؛ بهتر است آب زیاد بنوشید، پیاده‌روی کنید و میوه و سبزیجات را فراموش نکنید؛ اگر با اضافه وزن به خانه برگردید هیچ مشکلی پیش نمی‌آید، اما بهتر است که خاطره‌تان از عروس خاورمیانه را با بیماری خراب نکنید.


شهر بندری بیروت، بزرگ‌ترین شهر و پایتخت کشور لبنان است و بر روی دماغه‌ای کوچک، درکنار دریای مدیترانه قرار گرفته.
برای بیشتر خارجی‌ها، تاریخ بیروت خلاصه می‌شود به پانزده سالی که این شهر درگیر جنگ‌های داخلی بود. طی این مدت، شهر را با یک خط سبز که البته برخلاف خط سبز قبرس آن‌قدرها هم معروف نشد، به دو بخش تقسیم کرده بودند: مسلمان‌ها در غرب و مسیحی‌ها در شرق. اما خوب، داستان این شهر به خیلی پیش از این دعواها برمی‌گردد و با این که از شکل و ظاهر مدرن‌اش پیدا نیست، برای خودش یک پا تاریخی به حساب می‌آید.
اولین نشانه‌های سکونت انسان که در بیروت پیدا شده، مربوط به عصر حجر است. آن موقع بیروت دو تا جزیره بود در دلتای رود بیروت. بعد البته رودخانه خشکید و این دو تا جزیره یکی شدند و بیروت شد آن چیزی که امروز می‌بینیم.


آب و هوای بیروت، مدیترانه‌ای است؛ با تابستان‌های گرم و خشک، بهار و پاییز خوش آب و هوا و زمستان‌های سرد و بارانی. آگوست (مرداد) گرم‌ترین ماه سال است با میانگین بیشینه‌ی ٢٩ درجه‌ی سانتی‌گراد. ماه‌های ژانویه و فوریه (دی و بهمن) هم با میانگین کمینه‌ی ١٠ درجه‌ی سانتی‌گراد، سردترین وقت سال‌اند. در هر فصلی که به آن‌جا بروید، دم غروب، باد ملایمی از دریا به سمت شهر می‌وزد.


موزه‌ی ملی بیروت
این موزه‌ی دیدنی، یک وقتی کنار خط سبزی بود که بیروت را به دو قسمت تقسیم می‌کرد. در این موزه، مجموعه‌ی جالبی از ابزار باستان‌شناسی، مجسمه‌ها و تابوت‌های چوبی قدیمی به نمایش گذاشته شده است. هر روز بین ساعت ٩ صبح تا ٤ بعدازظهر هم، هر یک ساعت یک‌بار، مستند کوتاه و جالبی به نام احیا، در مورد زمان جنگ‌های داخلی و نجات دادن اشیای موزه توسط کارمندان آن پخش می‌شود.
موزه‌ی ملی بیروت، از آن جاهایی است که اگر به این شهر سفر کردید، نباید دیدنش را از دست بدهید.
نشانی اینترنتی: www.beirutnationalmuseum.com

دانشکده‌ی امریکائی بیروت (AUB)
یکی از دانشکده‌های قدیمی و خوش‌نام خاورمیانه است که دانشگاهی خصوصی محسوب می‌شوند و درس‌هایش به زبان انگلیسی تدریس می‌شوند. هم محوطه‌ی دانشگاه و هم موزه‌ی آن، برای بازدید از عموم باز است.

موزه‌ی AUB
از قدیمی‌ترین موزه‌های خاور میانه است و در سال ١٨٦٨ ساخته شده. این موزه، مجموعه‌ای دیدنی از ابزارآلات لبنان و خاورمیانه دارد که از آن جمله می‌توان به اسلحه‌ها، ابزارها، سنگ‌های چخماق، مجسمه‌های سفالی رنگی، جواهرات و سکه‌های عربی مربوط به قرن پنجم بعد از میلاد مسیح اشاره کرد.
نشانی اینترنتی: www.ddc.aub.edu.lb/projects/museum

مرکز شهر
مرکز شهر بیروت، یک وقتی مشهور بود به پاریس خاورمیانه. دیگر خودتان حساب کنید آن‌جا چه شکلی بوده. بعد جنگ شد و جای هیاهوی مردم، صدای شلیک تک‌تیراندازها بود که لابه‌لای ساختمان‌های کهنه‌ی میدان اتوال می‌پیچید. آن موقع کافی بود تجسم کنید که پاریس بعد از روز قیامت چه شکلی می‌شود تا بدانید مرکز شهر بیروت در دهه‌ی نود میلادی چه شکلی داشت. حالا که تقریباً بیست سال از آن موقع گذشته، مرکز شهر کمابیش به حال و هوای آن موقع‌اش بازگشته و پر از توریست‌هایی است که توی کافه‌هایش سرک می‌کشند و برنامه می‌چینند که دیگر کجاها را ببینند.
میدان نجمه یا برج ساعت، یکی از مهم‌ترین بخش‌های این ناحیه است. میدان را زمان تسلط فرانسوی‌ها بر شهر ساخته‌اند و به خاطر زیبایی‌اش، زبانزد است. ساختمان پارلمان و کاخ ریاست‌جمهوری لبنان به فاصله‌ی کمی از این میدان قرار گرفته‌اند و آثار باقی‌مانده از حمام‌های رومی که مربوط به دوران امپراتوری روم شرقی بوده و یکی از قدیمی‌ترین ویرانه‌های بیروت است هم در کنار این دو ساختمان واقع شده.

موزه‌ی سورساک
موزه‌ی سورساک، یکی از موزه‌های بسیار زیبا و دیدنی بیروت است که در محله‌ی اشرفیه قرار گرفته. حتی شب‌ها هم می‌شود برای تماشای چراغانی زیبا و معماری بی‌نظیر این موزه و ساختمان‌های قدیمی سبک عثمانی و فرانسوی دور و اطرافش، سری به آن‌جا زد. ساختمان موزه‌ی سورساک، متعلق به یکی از خانواده‌های پرنفوذ و معروف لبنان به همین نام است، سبک‌اش مخلوطی از معماری لبنانی و ایتالیایی است و آن‌قدر زیبا ساخته شده که گاهی ساختمان، اشیای داخل موزه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
در این موزه، معمولاً نمایشگاه‌هایی موقتی از آثار هنرمندان معاصر لبنان برگزار می‌شود.


جاده‌ی ساحلی
این جاده‌ی زیبا، جان می‌دهد برای گردش و پیاده‌روی، مخصوصاً دم غروب و برای خانواده‌ها و زوج‌های جوان. جاده‌ی ساحلی، بهترین جا برای آشنا شدن با زندگی مردم بیروت هم هست، برای تماشای پیرمردهایی که شطرنج بازی می‌کنند و خانواده‌هایی که آخر هفته‌ها برای پیک‌نیک به آن‌جا می‌آیند.
یکی دیگر از سرگرمی‌های جاده‌ی ساحلی، ماهیگیری است. تابستان‌ها که به بیروت سفر کنید، این‌جا پر از نوجوانان و جوانانی است که ماهی می‌گیرند و شنا می‌کنند.

صخره‌های کبوتر
صخره‌های کبوتر، از زیباترین صخره‌های ساحلی طبیعی بیروت‌اند و چشم‌اندازهای زیبایی هم دارند. در این صخره‌ها، چندین غار هم وجود دارد که تابستان‌ها برای بازدید از آن‌ها قایق‌های کوچکی تدارک دیده شده که با هزینه‌ی ارزان، مردم را آن دور و اطراف می‌گردانند.

ساحل بیروت
شنا، یکی از مهم‌ترین تفریحات تابستانی اهالی لبنان و مسافران این شهر است. در ساحل بیروت، باشگاه‌های خصوصی بسیاری هم هست که علاوه بر سواحل سنگی‌شان، استخر، سالن استراحت، رستوران و فروشگاه لباس شنا هم دارند.


بیروت، مرکز پوشاک مد روز لبنان و ناحیه‌ی دور و برش است و طراحانی دارد که کارهایشان در دنیا نظیر ندارد. برای این که بخواهید در بیروت خرید مناسبی انجام دهید، باید بدانید به کجا می‌خواهید بروید. سایفی ویلج، بهترین جای خرید لباس، قالیچه، جواهرات و زیورآلات و عتقیه‌جات است.
بازار ABC هم از دیگر مرکزخریدهای بیروت است و بهترین جای خرید لباس‌های بچه‌گانه. یک سینما و چند رستوران هم در این مرکز خرید وجود دارند.


رفت و آمد

اتوبوس‌های بیروت، رفت و آمد به بیشتر جاهای این شهر را آسان کرده‌اند. نقشه‌ی مسیرهای دو نوع اتوبوس قرمز و سفید (متعلق به بخش خصوصی) و آبی و سفید (دولتی) را می‌توان از اداره‌ی گردشگری شهر، تهیه کرد. برای سوار شدن به اتوبوس، کافی است به راننده‌ی آن اشاره کنید تا نگه دارد؛ تنها ایستگاه‌های رسمی هر خط، اول و آخر آن هستند و رفت و آمدشان هم زیاد حساب و کتابی ندارد. به طور معمول، بین آمدن یک اتوبوس تا اتوبوس بعدی پانزده دقیقه فاصله هست. سوار شدن بر اتوبوس‌های داخل شهری بیروت معطلی زیاد دارد، اما اگر وقت اضافی و پول کم داشته باشید، سوار شدن بر آن‌ها، به‌صرفه‌ترین راه این‌طرف و آن‌طرف رفتن در شهر است.
کرایه‌ی تاکسی در بیروت ارزان است و سوار شدنش هم شبیه تهران خودمان است: مقصد را به راننده‌ی تاکسی می‌گویید و اگر مسیرش بخورد، نگه می‌دارد. اگر تاکسی خالی باشد، بعید نیست که بخواهد دربست شما را ببرد و کرایه‌ی بیشتری بگیرد، وگرنه باز هم مسافر سوار می‌کند و بد نیست که قبل از سوار شدن، کرایه را طی کنید.


جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم بیروت
این جشنواره با هدف توسعه‌ی روابط میان اعراب و سایر ملل، در ماه اکتبر برگزار می‌شود و هم فیلم‌های داخلی را در آن نمایش می‌دهند و هم فیلم‌های بین‌المللی.
نشانی اینترنتی: www.beirutfilmfoundation.org

ماراتون بین‌المللی بیروت
این ماراتن هر سال در فصل پاییز برگزار می‌شود و میان ورزشکاران بین‌المللی محبوبیت زیادی دارد. تنها افراد هفده سال به بالا می‌توانند در مسیر کامل مسابقه شرکت کنند، اما مسیری پنج کیلومتری هم برای بچه‌های نه تا هفده ساله پیش‌بینی شده که در صورت تمایل، می‌توانند از همین‌جا شروع به تمرین کنند.
نشانی اینترنتی: www.beirutmarathon.org

روزهای مستند
جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم‌های مستند بیروت، هر سال در ماه‌های نوامبر و دسامبر برگزار می‌شود. این جشنواره محفلی برای مستندسازان سراسر دنیاست و بین مردم هم محبوبیت زیادی دارد.


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت حامی گشت گهر می باشد