کرت، بزرگ‌ترین جزیره یونان است؛ جزیره‌ای باریک و بلند در میان دریای مدیترانه که روزگاری مرکز کهن‌ترین تمدن اروپایی، مینوسی، بوده است.
جزیره‌ی کرت، با آب‌وهوای گرم و معتدل، یکی از بهترین گزینه‌ها برای سفرهای بهار و تابستان است. در نیمه‌ی دوم سال و با سردشدن هوا و بارندگی، امکان ورزش‌های آبی در سواحل وجود ندارد و با این‌که تابستان‌ها میزان رطوبت هوا بیشتر می‌شود ولی آفتاب درخشان روزانه در کنار نسیم خنک شب‌ها، هوای شرجی ساحلی را قابل‌تحمل می‌کند.

کرت، از نبردهای باستانی اساطیر تا جنگ استقلال یونان در حدود دویست سال قبل، نقش پررنگی در تاریخ و افسانه‌های یونانی داشته. در زمان استقلال، نیمی از مردم جزیره مسلمان بودند که بعد از استقلال کشور به دین گذشته‌ی خود، یعنی مسیحیت، بازگشتند. با وجود این‌که بازمانده‌ی مسلمانان در روند جابه‌جایی تبعه‌های دو کشور یونان و ترکیه، از کرت کوچ کردند، ولی این جزیره هنوز تلفیقی از هنر و فرهنگ اسلامی را در کنار فرهنگ غربی حفظ کرده.

کرت، دو تا شهر مهم دارد: هراکلیون و چانیا؛ هراکلیون بزرگ‌ترین شهر جزیره است و فرودگاه کوچکی دارد که با وجود پروازهای روزانه از اروپا، مخصوصاً بین ماه‌های آوریل تا نوامبر که شمار توریست‌ها زیاد می‌شود، پروازهای بین‌المللی از دیگر کشورها به ندرت انجام می‌گیرد. فرودگاه چانیا هم که یک فرودگاه کوچک و محلی است. بهترین راه برای رسیدن به کرت، پرواز به آتن، و از آن‌جا با کشتی‌های تفریحی یا پرواز داخلی به هراکلیون یا یکی از دیگر شهرهای جزیره است. هر روز کشتی‌هایی از سواحل آتن، پایتخت یونان، به کرت رفت و آمد می‌کنند و حتی توقف‌های کوتاهی در جزایر کوچک‌تر مدیترانه دارند.

برای رفت و آمد در شهر، تاکسی‌ها همه‌جا هستند و قیمت مناسبی دارند ولی اتوبوس‌ها هم با هزینه‌ی کم‌تر، مسافران را از ایستگاه‌های مختلفی در سطح شهر جابه‌جا می‌کنند. اتوبوس‌ها، هم در چانیا و هم در هراکلیون، به خارج از شهر و دهکده‌های اطراف هم می‌روند؛ در حالی که می‌توان برای رفتن به دهکده‌های ساحلی از قایق هم استفاده کرد. از طرفی کرت جمعیت کمی دارد و رانندگی در جزیره، کار دشواری نیست؛ کافی است گواهینامه بین‌المللی داشته باشید تا بتوانید ماشین اجاره کنید و برای رفت و آمد بین شهرها هم راحت‌تر باشید، پمپ‌بنزین‌ها تا ساعت دوازده شب باز هستند و هزینه‌ی سوخت خیلی بالا نیست.

اگر علاقه‌مند بودید آثار این تمدن مینوسی را ببینید، موزه‌ی باستان‌شناسی هراکلیون مجموعه‌ی بزرگی از سنگ‌نوشته‌ها، مجسمه‌ها و پیکره‌های مینوسی و حتی ظروف و جواهرات آن دوره را در خودش جا داده. ولی در کل کرت به خاطر دهکده‌های کوهستانی، خانه‌های سفید و آبی، سواحل طلایی و گل‌های کاغذی‌اش این همه طرفدار دارد.

سواحل شمالی کرت خیلی شلوغ‌تر و توریستی‌تر هستند و مشهورترین آن‌ها ساحل لیبیان (Libyan) است. اگر فقط یک‌بار قرار است در زندگی‌تان، زیر دریا را ببینید، باید یکی از تورهای غواصی کرت را انتخاب کنید. دیدن دنیای زیر آب‌های کریستالی با تجهیزات و راهنمای حرفه‌ای، یکی از زیباترین تصویرهای تمام سفرهایتان خواهد بود.

جالب است بدانید از ساحل تا صخره‌های روستای Zaros راهی نیست. زاروس و دافنِس، دو تا از روستاهای کوهستانی نزدیک به هراکلیون هستند که هم می‌شود از راه جاده به آن‌جا رسید و هم از راه دریا. قایق‌های تفریحی در کم‌تر از بیست دقیقه شما را در ساحل سنگی زاروس پیاده می‌کنند و از آن‌جا به قلب جنگل‌های کاج و سرو بلند بروید و نگران گرسنگی هم نباشید؛ توی مسیر کافه‌های سنگی یونانی با غذاها و نوشیدنی‌های مخصوص‌ آماده‌ی پذیرایی هستند. پنیر محلی زاروس، میزیترا از شیر میش تهیه می‌شود و با فلفل و سبزیجات و روغن زیتون، طعم‌دارش می‌کنند. هر جایی که یونانی‌های بیشتری دیدید، مطمئناً غذای خوبی دارد ولی در خود هراکلیون می‌توانید یکی از بهترین بشقاب‌های مزه در خیابان کاتانولئون، اصلی‌ترین خیابان هراکلیون، پیدا کنید: استریت کافه برای مزه‌ها و چیدمان داخلی کافه و میدان و آب‌نمای سنگی روبه‌رویش، شهرت خوبی دارد.
خیابان کاتانولئون برای خریدکردن هم جای پر زرق و برقی است؛ مغازه‌های کوچک لباس‌های تابستانی، گردنبندهای سنگی و کوسن‌های سوزن‌دوزی‌شده با رنگ‌های جادویی، کسی را دست‌خالی به هتل نمی‌فرستد. کرت یک جزیره‌ی توریستی است، پس هیچ چیزی به قیمت حقیقی فروخته نمی‌شود، با خیال راحت چانه بزنید.

به غیر از هتل‌های خوبی که در هراکلیون و چانیا، هست، هتل‌های محلی زیبایی را می‌توانید در روستاها پیدا کنید. اگر قصد داشتید در چانیا اقامت داشته باشید، یک سری به هتل کُنتسا بزنید؛ این همان هتلی است که در فیلم زوربای یونانی نشان داده شده و صاحب امروزی هتل، همان پسرک هشت ساله‌ی فیلم است.
در چانیا، کوهستان‌های سفید را از دست ندهید. کوه‌های سفید با رنگ‌های درخشان سنگ‌ها و درخت‌هایش، راهی برای رفتن ماشین ندارد و ممکن است برای کسی که به پیاده‌روی‌های سنگین، عادت ندارد، سخت باشد ولی پنجمین رتبه را در کوه‌های زیبای جهان دارد که همین به سختی‌اش می‌ارزد.

پارک ملی ساماریا (تنگه‌ی ساماریا) هم محیطی بکر و منحصربه‌فرد برای کسانی است که اهل طبیعت‌گردی هستند؛ ممکن است برای تازه‌کارها سخت باشد؛ اتوبوس‌ها از چانیا به اسفاکیا یا اُمالُس می‌روند و از آن‌جا باید تا روستا پیاده رفت و بعد از این‌که کمی استراحت کردید دوباره به سمت تنگه حرکت کنید؛ پشت تنگه به دریا می‌رسد و از آن‌جا با قایق می‌توانید به چانیا برگردید.
اگر از طبیعت زیبای کرت، به آفتاب تابان و ساحل زیبایش بسنده کردید و بقیه‌ی وقت‌تان را خواستید در شهر بگذرانید، مراکز خرید ایدولیس و هرسونیسوس با چند طبقه فروشگاه‌های برند و رستوران‌های بین‌المللی‌شان می‌توانند سرگرم‌کننده باشند. دکوراسیون خاص و مدرن کافه مایو در خیابان میلاتو را از دست ندهید چون هیچ جای دیگر شبیهش را پیدا نخواهید کرد.

از سواحل غربی کرت، به جزیره‌های دیگر یونان می‌توان سفر کرد؛ مانند کریسی که لقب جزیره‌ی طلایی را دارد یا کیترا که کوچک‌ترین جزیره‌ی یونان است؛ کافی است یکی از قایق‌ها و کشتی‌های تفریحی زیادی را که به مقصد این جزایر در حرکت هستند، انتخاب کنید. حتی امکان این‌که توی مسیر غواصی یا شنا کنید هم وجود دارد.

جزیره‌ی جنوبی مدیترانه، می‌تواند امانت‌دار خوبی برای رویاها باشد.


کرت، زادگاه قدیمی‌ترین تمدن اروپاست: تمدن مینوسی. هنوز که هنوز است معابد و مفاهیم اساطیری ِ تمدن مینوسی در کرت قابل رویت است. هراکلیون – که خود یونانی‌ها ایراکلیون تلفظش می‌کنند- مرکز این جزیره است و ممکن است اولین جایی باشد که در جزیره می‌بینید. از خیلی از پایتخت‌های کشورهای اروپایی پرواز مستقیم به هراکلیون موجود است و علاوه بر آن هر روز از آتن و سانتورینی قایق و هواپیما به کرت می‌روند و بار و مسافران را جابه‌جا می‌کنند.
شما در هراکلیون یک لیست بایدها دارید. مثلاً باید به چانیا سر بزنید که دومین شهر مهم در کرت به حساب می‌آید. کاخ کنوسوس ویرانه‌های -یا در واقع دیواره‌های- به جا مانده از کاخ‌های قدیمی‌ای مثل ایمِری گرامووسا و فرانگوکاستلو و ... از این دسته‌اند. در غرب جزیره، شهر کیساموس قرار دارد که از هر لحاظ تماشایی است. در کنار شهر یک منطقه سنگلاخی وجود دارد و از گذشته‌های دور تقریباً خالی از سکنه است. چون احتمالاً انسان‌ها جاهای بهتر از سنگلاخ مثل ساحل را پیدا کرده بودند. اما به هر حال لازم نیست که حتماً در آن زندگی کنید بلکه می‌توانید فقط تماشا کنید.


موزه‌ی باستانشناسی هراکلیون
این موزه‌ی باستان‌شناسی، از نظر اندازه و اهمیت- به خاطر مجموعه‌ی بی‌نظیر و بزرگ مینوسی‌اش- پس از موزه‌ی باستان‌شناسی ملی آتن، در جایگاه دوم قرار دارد.
از میان کارهای برجسته‌ی این موزه، می‌توان به نقاشی‌دیواری‌های مشهور مینوسی از کنوسوس اشاره کرد، که شامل نقاشی‌دیواری حرکت گروهی، نقاشی دیواری شیردال، نقاشی دیواری دلفین و نقاشی‌دیواری پرش گاو نر می‌شود. از دوره‌ی مینوسی میانه، می‌توان به اثر سنگ سیاه ٢٠ سانتیمتری سر گاو اشاره کرد. از آثار به دست آمده در آرامگاه کنوسوس، می‌توان به الهه‌ی مار برهنه اشاره کرد.

موزه‌ی تاریخی کرت
مجموعه‌ای از آثار کرت، در این موزه‌ی تاریخی عالی گرد آمده است. طبقه‌ی همکف، ویژه‌ی آثار مربوط به دوران سلطه‌ی بیزانسی‌ها تا ترک‌هاست. در طبقه‌ی اول، دو اثر نقاشی موجود الگرگو در کرت، به نام‌های نمای کوه سینای و خانگاه سنت کاترین به نمایش درآمده و به تازگی، اثر کوچک آیین غسل تعمید و نامگذاری مسیح، به آنها اضافه شده است. اتاق‌های دیگر، شامل نقاشی‌دیواری‌ها، سکه‌ها، گوهرها، تزیینات عبادی و جامه‌های قرون سیزدهم و چهاردهم و سفال‌گری قرون وسطی است. در طبقه‌ی پایین، کتابخانه‌ی بازسازی شده‌ی نیکوس کازانتزاکیس نویسنده، بخش نبرد کرت و مجموعه‌ی فرهنگ قومی قرار گرفته‌اند.
نشانی اینترنتی: www.historical-museum.gr

موزه‌ی تاریخ طبیعی
این موزه‌ی تاریخ طبیعی، توسط دانشگاه کرت، در ساختمان سابق برق بارانداز، پایه‌گذاری شده است. به جز بخش بسیار بزرگ تکامل تدریجی نژاد انسان، این موزه، گیاهان و جانوران کرت، اکوسیستم و محل‌های سکونت جزیره و غارها، سواحل و کوه‌هایش، به علاوه‌ی زندگی تمدن مینوسی را به شما معرفی میکند.


کوهنوردی و اسکی روی آب هراکلیون
برنامه‌های کوه‌نوردی، پیاده‌روی خارج از مسیر و اسکی روی آب در اطراف جزیره را -بیشتر در پایان هفته‌ها- برای شما تدارک می‌بیند.


جشنواره‌ی هنرهای تابستانه‌ی هراکلیون در تأتر سرباز نیکوس کازانتزاکیس -نزدیک به خاکریز دیوارهای ونیزی و تأتر مانوس هاتزیداکیس- و در دژ کولس برگزار می‌شود.

نیکوزیای جنوبی، پایتخت قبرس و قلب فرهنگی این کشور است. آب و هوای بسیار مطبوع نیکوزیا با تابستان‌های گرم و خشک و زمستان‌هایی که تنها باران‌های گاه به گاه دارد ، این شهر را یکی از آفتابی‌ترین پایتخت‌های جهان ساخته است.

برای رفتن به نیکوزیا از طریق هواپیما، امروزه از فرودگاه بین‌المللی شهر لارناکا که حدود هفتاد کیلومتر با نیکوزیای جنوبی فاصله دارد، استفاده می‌شود. فرودگاه اصلی نیکوزیا در جنوب غربی این شهر واقع شده و تنها امکان پروازهای محدودی را در داخل کشور دارد. رفتن به نیکوزیا از فرودگاه، با تاکسی‌های اختصاصی و اتوبوس امکان‌پذیر است. کرایه‌ی تاکسی در قبرس گران است و شب‌ها و روزهای تعطیل گران‌تر هم می‌شود ولی هر نیم‌ساعت یک بار، دو تا اتوبوس از فرودگاه به سمت مرکز شهر نیکوزیای جنوبی، که به لفکوزیا مشهور است، حرکت می‌کنند که به صرفه‌تر هستند. پایانه‌ی اصلی اتوبوس‌ها در تقاطع خیابان آتاتورک و خیابان روزنامه‌نگار کمال‌آشیک قرار دارد و از آن‌جا می‌شود به شهرهای دیگر قبرس هم رفت.

مهم‌ترین نشانه‌ی لفکوزیا، دیوارهای ونیزی است که دور بخش قدیمی شهر کشیده شده‌اند. دیوارهای ونیزی در قرن شانزدهم به دستورات حاکمان ونیزی و برای حفاظت از لفکوزیا در برابر حمله‌های عثمانی ساخته شد. کنار ورودی‌های شهر هم چند دروازه‌ با دیوارهای بلند و محکم ساختند. یکی از مهم‌ترین این دروازه‌ها، دروازه‌ی فاماگوستاست که امروز بازسازی شده و محل اصلی برپایی جشنواره‌های سالانه است.

نیکوزیای جنوبی، هم در بخش قدیمی و هم بخش جدید، هتل‌های بسیار زیادی دارد؛ علاوه بر این‌ها می‌توانید محل اقامت‌تان را نیکوزیای شمالی یا شهر ساحلی لارناکا قرار دهید؛ فاصله‌ی نیکوزیا و لارناکا از هم خیلی زیاد نیست و اقامت کوتاه مدت و چند بار رفت و آمد کسی را اذیت نمی‌کند، مگر این‌که جای خاصی در یکی از همین شهرها کار داشته باشید که بهتر است هتل را نزدیک به همان‌جا بگیرید. هزینه‌ها هم نسبت به هتل و سرویس‌های مختلف فرق می‌کند، اما اگر دسته‌جمعی سفر می‌کنید، شاید بتوانید به اجاره‌ی ویلا هم فکر کنید.

بخش قدیمی، یک خیابان سنگ فرش است که ورود ماشین را به آن ممنوع کرده‌اند. ورودی خیابان در یک محوطه‌ی باز، صدها کبوتر روی زمین و مجسمه‌ها می‌نشینند و گردشگران برای آن‌ها غذا می‌ریزند؛ بچه‌ها این قسمت شهر را خیلی دوست دارند. سرتاسر خیابان نیز در اختیار رستوران‌ها و فروشگاه‌های معتبر قرار گرفته و هر چیزی این‌جا پیدا می‌شود. قیمت اجناس بعضی از فروشگاه‌ها خیلی بالاست و اگر کمی بیشتر در همین خیابان بگردید، مغازه‌های ارزان‌تری را نیز می‌توانید پیدا کنید. انتهای این محله به کیوسک‌های پلیس مرزی ترکیه می‌رسد، جایی که بعد از پر کردن یک فرم و ارائه‌ی پاسپورت، می توانید مجوز ورود به ترکیه برای یک روز یا بیشتر بگیرید و وارد نیکوزیای شمالی شوید. فراموش نکنید بدون داشتن ویزای قبرس، برعکس این قضیه امکان‌پذیر نیست.

یکی از جاهایی که نباید در نیکوزیای جنوبی از دست بدهید، رصدخانه‌ی لدرا است؛ این رصدخانه در یکی از بهترین نقاط شهر قرار گرفته و می‌توان با تلسکوپ، کل لفکوزیا و خط سبز را از آن‌جا دید؛ خط سبز همان مرزی است که جمهوری قبرس و منطقه‌ی ترک‌نشین نیکوزیا را از هم جدا می‌کند. نزدیک رصدخانه، مرکز خرید ارمس با فروشگاه‌های مختلفش واقع شده و می‌توان بعد از تماشای شهر، گشتی در آن‌ها زد.

برای لذت‌بردن از آب‌های گرم اقیانوس و ورزش‌های آبی باید تا ساحل لارناکا بروید، ولی بعد از این‌که روی شن‌های سفید ساحل زیر سایه‌ی درختان نخل نشستید، می‌بینید که تمام این‌ها به پیمودن این هفتاد کیلومتر می‌ارزید. اگر از جنوب نیکوزیا به سمت لارناکا حرکت می‌کنید، دو چیز را نباید از دست بدهید؛ اول فروشگاه IKEA در ابتدای جاده که مجموعه‌ای چند طبقه از وسایل و لوازم بزرگ و کوچک خانه است که به خاطر شکل ساختشان به راحتی قابل‌حمل هستند. و دوم محله‌ی لایکی ییتونیا که مرکز بهترین رستوران‌های شهر است. در لایکی ییتونیا غذای مشهور قبرسی‌ها، یعنی مِزه را امتحان کنید. مِزه بشقابی کامل از انواع غذاهای دریایی است و خوراک لذیذی برای آن‌هایی است که طرفدار غذاهای دریایی هستند. بهتر است بدون خوردن مِزه و نوشیدنی‌های مشهور نیکوزیا، با قبرس خداحافظی نکنید.

اگر وقت بیشتری در نیکوزیای جنوبی داشتید و به هنر علاقه‌مند هستید، سری به بنیاد فرهنگی ماکادیوس بزنید؛ این بنیاد سه گالری دارد که هر کدام آثاری از یک موضوع را نمایش می‌دهند: گالری هنر اروپایی، گالری جنگ استقلال یونان و گالری هنر بیزانسی.


نیکوزیا که با اهداف نظامی، وسط دشت مزائوریا و روی روزخانه‌ی پدیوس ساخته شده، از همان اول تا حالا پایتخت قبرس بوده است. این شهر در اصل لِدرا نام دارد، نامی که روی خیابان اصلی آن هم گذاشته شده. این شهر در دوره‌ی بیزانس به طور قابل توجهی گسترش پیدا کرد و اواخر قرن پانزدهم، تحت سلطه‌ی فرمانروایان ونیزی قرار گرفت. ونیزی‌ها دیوار دفاعی قرص و محکمی دور شهر ساختند؛ هرچند که این دیوار نتوانست جلوی حمله‌ی عثمانی‌ها در سال ١٥٧٠ را بگیرد. در دوران عثمانی‌ها، لفکوزیا پیشرفت چندانی نداشت و تنها بعد از به قدرت رسیدن بریتانیایی‌ها در سال ١٨٧٨ بود که شروع کرد به بزرگ‌تر شدن.
خشونتی که نیروهای خودمختار قبرس در دهه‌ی ١٩٥٠ در مقابل بریتانیایی‌ها از خود نشان دادند و بعد از آن، قتل عام ترک‌ها در دهه‌ی ٦٠، باعث شکاف عظیمی بین یونانی‌ها و ترک‌های ساکن قبرس شد که در نهایت به تقسیم شدن این شهر انجامید. همین موقع بود که اصطلاح گرین لاین یا خط سبز روی زبان‌ها افتاد، چون بریتانیایی‌ها برای مشخص کردن مناطق یونانی‌نشین و ترک‌نشین شهر روی نقشه‌های نظامی، از خودکار سبز استفاده کرده بودند.
بعد از حمله‌ی ترک‌ها در سال ١٩٧٤ به قبرس، بالاخره شهر رسماً به دو نیمه تقسیم شد و از آن موقع تا به حال، زیر نظر نیروهای حافظ صلح سازمان ملل، به همان شکل هم باقی مانده. در سال ٢٠٠٣ تازه رفتن از این قسمت به آن قسمت کمی آسان‌تر شد. امروزه‌ زیاد پیش می‌آید که ترک‌های قبرس‌نشین از شمال شهر به قسمت جنوبی بروند و دنبال کار بگردند. تظاهرات متعددی هم برای از بین بردن مرز بین دو قسمت برگزار شده، اما تا حالا که فایده‌ای نداشته‌اند.


دیوارهای ونیزی
دیوارهای ونیزی که در واقع حصاری برای شهر قدیمی به شمار می‌روند، مهم‌ترین علامت نیکوزیای جنوبی یا همان لفکوزیا هستند. تماشای این دیوارها از روی نقشه یا از جایی مرتفع، تأثیر زیادی روی آدم می‌گذارد؛ این مسئله هم به خاطر شکل عجیبی است که این دیوارها دارند؛ یک چیزی بین دانه‌ی برف و ستاره و نارنجک دستی! اما البته این سر و شکل عجیب و غریب، خیلی هم فایده‌ای نداشت و دیواری که در اصل برای جلوگیری از حمله‌ی مهاجمان عثمانی ساخته شده بود، آن‌قدرها هم به درد این کار نخورد.
دیوارهای ونیزی را حکمرانان ونیزی قبرس، بین سال‌های ١٥٦٧ تا ١٥٧٠ ساختند و یازده سنگر نظامی هم کنار باروها تعبیه کردند. برای محکم‌کاری، دور دیوار را خندق هم زدند. بعد ماه ژوییه‌ی سال١٥٧٠ شد؛ عثمانی‌ها، لارناکا را گرفتند و سه ماه بعد هم به باروهای این دیوار حمله کردند.
پنج تا از سنگرها، تریپولی، د آویلا، کونستانزا، پودوکاتارو و کارافا در بخش جنوبی لفکوزیا قرار دارند. سنگر فلترو (سیبلی)، در شرق شهر قدیمی، توسط ترک‌ها، یونانی‌های قبرسی و ارتش سازمان ملل اشغال شده. سنگرهای باقی مانده که لوردانو (سویزیلی)، باربارو (موسالا)، کویرینی (سفین)، مولا (زهرا) و روکاس (کایتازاگا) نام دارند، در نیکوزیای شمالی قرار گرفته‌اند.
دیوارهای شهر، در اصل سه دروازه داشتند: دروازه‌ی فاماگوستا (زیری) در شرق، دروازه‌ی پافوس (راست) در غرب و دروازه‌ی کایرنیا (گیرنه) در شمال.
دروازه‌ی فاماگوستا، از دروازه‌های دیگر سالم‌تر مانده و بین توریست‌ها هم بیشتر محبوبیت دارد. این دروازه در سال ١٩٨١ بازسازی شده و امروزه از آن به عنوان سالن کنسرت و نمایشگاه استفاده می‌شود.
در غرب دروازه‌ی فاماگوستا، مسجد بایراکتار قرار دارد که به جای سنگر کونستانزا ساخته شده. این مسجد عثمانی را نیروهای دفاعی ویران کردند، اما هنوز هم جذابیت خود را حفظ کرده است.
در کنار مسجد، بنای آزادی بر روی سنگر پودوکاتارو قرار گرفته است. این بنا که در سال ١٩٧٣ و به مناسبت آزادی قبرس یونانی نشین از زیر سلطه‌ی بریتانیا ساخته شده، هیچ اثری از ترک‌ها در خود ندارد که این مسئله نمونه‌ی خوبی از اختلاف میان ترک‌ها و یونانی‌های جزیره است.

موزه‌ی قبرس
یکی از جذاب‌ترین موزه‌های قبرس است و مجموعه‌ای از بهترین آثار باستانی کشف شده در این کشور را در خود جای داده است.
قدمت مجموعه‌ی ٢٠٠٠تایی مجسمه‌های این موزه به قرن هفتم قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد. تندیس‌های سفالی که در سال ١٩٢٩ در آگیا ایرینی در شمال قبرس کشف شده‌اند، از زیباترین بخش‌های این مجموعه‌اند. بیشتر این مجسمه‌ها مربوط به مردان جنگجو هستند و تندیس‌های اندکی از زنان کشف شده است.
مجسمه‌ی شیر سنگ‌آهکی و دو تندیس از ابوالهول، از دیگر مجموعه‌های این موزه‌اند که در گورستان تاماسوس در جنوب لفکوزیا کشف شده‌اند.
از جذابیت های دیگر این موزه، مجسمه‌ی آفرودیت (الهه‌ی عشق و زیبایی یونان)، و مجسمه‌ی برنزی امپراتور سپتیموس سوروس است.

کلیسای فانرومنی
این کلیسا در سال ١٨٧٢ و در بخش باستانی صومعه‌ی ارتدوکسی، در میدان فانرومنیس ساخته شده. کلیسای فانرومنی بزرگ‌ترین کلیسای داخل شهر است و معماری‌اش، ترکیبی از سبک‌های معماری نئوکلاسیک، بیزانسی و لاتین است. آرامگاه مرمری در بخش شرقی کلیسا، به یاد چهار کشیشی ساخته شده که به دستور فرمانداران عثمانی در سال ١٨٢١ به قتل رسیدند.

رصدخانه و موزه‌ی لدرا
لدرا در واقع موزه نیست، اما اسمش را موزه گذاشته‌اند. ساختمان این رصدخانه در بهترین نقطه‌ی شهر قرار گرفته با تلسکوپی که دارد، می‌شود تمام لفکوزیا و گرین لاین (مرز بین نیکوزیای شمالی و جنوبی) را به راحتی تماشا کرد.

موز‌ه‌ی شهری لونتیس
این موزه‌ی کوچک دو طبقه، مجموعه‌ی جالبی از اشیای مربوط به ٢٠٠٠ سال قبل از میلاد مسیح تا کنون را به نمایش گذاشته. لوازم خانه، لباس‌های سنتی، کتاب‌ها و دست‌نوشته‌های قدیمی، از جمله اشیای این موزه‌اند. این موزه یک فروشگاه سوغاتی هم دارد

موزه‌ی جواهرات قبرس
این موزه‌ی کوچک در لایکی ییتونیا واقع شده و مجموعه‌ای از جواهرات مربوط به اواخر قرن نوزدهم تا به امروز را به نمایش گذاشته. این مجموعه شامل زیورآلات، لوازم مذهبی، لوازم آشپزخانه‌ی نقره‌ای و ابزار قدیمی است.

مرکز صنایع دستی قبرس
اگر دوست داشته باشید با سفالینه‌ها، وسایل چوبی، قلابدوزی‌ها و سایر صنایع دستی قبرس از نزدیک آشنا شوید، سری به این مرکز بزنید و اگر دوست داشتید، سوغاتی‌هایتان را هم از همان‌جا بخرید: بیشتر لوازمی که این‌جا می‌بینید، برای فروش است.

مسجد عمریه
عثمانی‌ها که در سال ١٥٧٠ به لفکوزیا حمله کردند، کلیسایی به نام کلیسای آگوستینین سنت ماری را که در قرن چهاردهم ساخته شده بود، ویران کردند. وقت بازسازی، به خاطر این که می‌گفتند عمر، خلیفه‌ی مسلمین در قرن هفتم میلادی در آن‌جا دفن شده، مسجدی در آن‌جا ساختند که هم امکان نماز و عبادت برای مسلمانان دارد و هم امکان بازدید از بنا.

حمام عمریه
بنای این حمام زیبای ترکی را که مربوط به قرن شانزدهم است، به تازگی با سبکی مجلل و زیبا بازسازی کرده‌اند. امکانات ویژه‌ی حمام و ماساژ که برای خانم‌ها و آقایان در روزهای جداگانه انجام می‌شود، این حمام را به یکی از محبوب‌ترین مکان‌های توریستی تبدیل کرده.

خانه‌ی هاتزیگورگاکیس کورنسیوس
هاتزیگورگاکیس کورنسیوس، مترجم بزرگ اهل قبرس در سال‌های ١٧٧٩ تا ١٨٠٩، ساکن این خانه بوده است. کورنسیوس، رابط میان مقامات عثمانی و ارتودکس بود که بخش بزرگی از اموالش را به واسطه‌ی خرید و فروش املاک و معافیت‌های مالیاتی به دست آورد. او که در زمان خودش یکی از قدرتمندترین مردان قبرسی بود، در جریان شورش سال ١٨٠٤ دهقانان به استانبول تبعید شد و پنج سال بعد، به اتهام خیانت در آن‌جا گردن زده شد.

بنیاد فرهنگی ماکاریوس
این مجموعه شامل سه فضای نمایشگاهی است: گالری هنر اروپایی، گالری جنگ استقلال یونان و موزه‌ی هنر بیزانسی.
در گالری هنر اروپایی بیش از ١٢٠ نقاشی رنگ روغن از مکتب‌های مختلف اروپایی مربوط به سده‌های شانزدهم تا نوزدهم میلادی به نمایش گذاشته شده است. بیشتر این نقاشی‌ها درون‌مایه‌ی مذهبی دارند.
گالری جنگ استقلال یونان شامل نقشه‌ها، حکاکی‌ روی مس و نقاشی‌هایی از مردم و وقایع مربوط به جنگ استقلال یونان در سال ١٨٢١ است.
در موزه‌ی هنر بیزانسی هم بیش از ٢٢٠ قطعه اثر مربوط به سده‌های پنجم تا نوزدهم میلادی قرار گرفته که یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های قبرس به شمار می‌رود. تندیس عیسی و مریم مقدس از جمله‌ی این آثار است.

موزه‌ی قوم شناسی
این موزه درست در کنار بنیاد فرهنگی ماکاریوس قرار دارد و میزبان بزرگترین مجموعه‌ی هنر بومی و قومی قبرس است. تماشای ساختمان قرن پانزدهمی موزه هم به گردشگران توصیه می‌شود.


چیزی که دور و بر نیکوزیا زیاد پیدا می‌شود، طراح لباس تازه‌کار و خوش‌فکر است؛ برای همین است که حرف خرید لباس که پیش بیاید، نیکوزیا رقیب ندارد. انواع مغازه‌های لباس فروشی با حراج‌های گاه و بیگاهشان، جای خوبی برای خرید لباس‌های نو و تمرین چانه زدن‌اند!
در لفکوزیا دو منطقه‌ی اصلی برای خرید وجود دارد که یکی خیابان لِدرا در شهر قدیم است با مغازه‌های متنوع کفش و لباس؛ و دیگری، لفوروس آریپیسکوپوی سوم در شهر جدید است که می‌توانید سراغ انواع فروشگاه‌های زنجیره‌ای را در آن بگیرید.
مغازه‌های متنوع سوغاتی‌ها و اجناس توریستی که در لاییکی ایونیا واقع شده‌اند، همان چیزهایی را می‌فروشند که احتمالاً با همان قیمت می‌توانید هر کجای قبرس پیدا کنید.

مرکز صنایع دستی قبرس
اگر دوست داشته باشید با سفالینه‌ها، وسایل چوبی، قلابدوزی‌ها و سایر صنایع دستی قبرس از نزدیک آشنا شوید، سری به این مرکز بزنید و اگر دوست داشتید، سوغاتی‌هایتان را هم از همان‌جا بخرید. بیشتر لوازمی که این‌جا می‌بینید، برای فروش است.


فستیوال بین‌المللی فیلم قبرس
این جشنواره که اولین بار در ماه مارس سال ٢٠٠٦ برگزار شده، فیلم‌های مستقل را از سرتاسر جهان به نمایش می‌گذارد.

مارسی، فرزند ارشد مدیترانه، بندر مهاجران، شهر دوچرخه، شهرقایق‌ها و کشتی‌ها و شهر پژوهش و هنر است.

بندر مارسی، از بزرگترین شهر‌های فرانسه و در عین حال شهری چند ملیتی است. شهر الجزایری‌ها، یونانی‌ها، روس‌ها، ایتالیایی‌ها و اسپانیایی‌ها. در مارسی بازارهای رنگارنگ آفریقایی شما را تا دل آفریقا می‌برد، رستوران‌ها و بناهایش ایتالیا و یونان را به یاد شما می‌آورد و بندرگاه‌ها و کوچه‌های مرکز شهرش به شما یادآوری می‌کنند که در فرانسه هستید.

از آبراه‌هایش تا بندرقدیمی، از خیابان‌های موازی با دریا تا مرکز شهر و تا بالای تپه، مارسی را شهر پر جنب و جوشی می‌بینید پُر از هیاهوی کار و تجارت، ورزش و پُر از روح زندگی. مارسی شهر‌ی‌ست که همه چیز را با هم دارد. شهر آفتاب و دریا و طبیعت و فرهنگ است؛ شهر کوچه‌های باریک و دوست داشتنی و ساختمان‌های قدیمی اروپایی‌ست؛ شهر پژوهش و شهر دانشمندان است؛ زادگاه بسیاری از شخصیت‌های هنر و ادبیات فرانسه و یک بندر شلوغ است با رفت و آمد کشتی‌ها و قایق‌ها و لنج‌ها.

دیدن ماهیگیران هنگام غروب و صبح وقتی ماهی‌های خود را در کناره‌ی بندر قدیم به فروش می‌گذارند، از صحنه‌های بدیع و فراموش نشدنی بندر مارسی است. بندر قدیم در مرکز شهر و کنار دریا، قلب مارسی است. سالن‌های تئاتر و رستوران‌ها و کافه‌ها در کنار مسافران و کشتی‌ها و قایق‌ها و آثاری مثل ساختمان شهرداری، کلیسای جامع و قصر فارو، همه در بندر قدیم جمع‌اند. از این بندر نیز می‌توان با قایق به جزیره‌ی کوچکی در وسط دریا رفت و سری به قلعه‌ی بی نظیر ایف زد. قلعه‌ی ایف، زندان قدیم شهر، همان زندانی است که در کتاب معروف کنت مونت کریستو نوشته‌ی الکساندر دوما از آن نام برده شده است و بسیار خاطره‌انگیز و دیدنی‌ست. چشم‌انداز و منظره‌ی بندر قدیم و شهر در هنگام بازگشت از قلعه نیز از زیباترین نماهای بندر مارسی است.

دیدار از کلیسای نوتردام دولاگارد، یک تیر و دو نشان است. کلیسا در بلندترین نقطه‌ی شهر قرار دارد و از همه جای شهر دیده می‌شود و علاوه بر ساختمان و بنای زیبای آن، چشم انداز بی نظیری روی شهر با منظره‌ی سقف‌های سفالی‌ و دریا و کشتی‌هایش دارد. برای رسیدن به کلیسا آسانسورهای مخصوصی تعبیه شده که روی تپه کشیده می‌شوند.
مارسی پایتخت فرهنگی اروپا در سال ٢٠١٣ خواهد بود. شهر، موزه و بناهای زیادی دارد که هم برای گردشگران و هم برای محلی‌ها جذابند. از بین همه‌ی آنها، کاخ لون‌شامپ با آبنمای دیدنی روبرویش، موزه‌ی هنرهای مدرن، موزه‌ی تاریخ مارسی و موزه‌ی مد از پرطرفدارترین‌ها هستند.

مارسی شهر ورزش است. نه تنها تیم فوتبال المپیک مارسی از معروف‌ترین تیم‌های فرانسوی‌ست و فروشگاه‌های آن در همه جای شهر پراکنده است، بلکه دوچرخه سواری، گلف، تنیس و غواصی نیز برای مردم مارسی به اندازه فوتبال مهم‌اند. مسیرهایی که برای دوچرخه سواری کشیده شده‌اند و دوچرخه‌سواران حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای در همه جای شهر، آن‌قدر وسوسه‌کننده‌ هستند که شما را بفرستند پیِ اجاره‌ی دوچرخه و گشت و گذار در شهر. از قضا اجاره کردن دوچرخه بسیار آسان است و از تفریحات محبوب توریست‌ها در مارسی. ممکن است در حین دوچرخه سواری از کنار زمین‌های بزرگ و زیبای گلف مارسی هم عبور کنید. یکی از این زمین‌ها به نام لا سالِت، رستوران معروفی هم دارد با چشم اندازی رو به زمین‌های گلف که محیط و فضایی رویایی‌ برای صرف غذا دارد.

تنوع رستوران‌ها در مارسی بیداد می‌کند. از قیمت و نوع غذا. رستوران‌های تونسی و آفریقایی و ایتالیایی، اسپانیایی و یونانی، پابه‌پای رستوران‌های فرانسوی در مارسی وجود دارند. غذای محبوبشان هم نوعی سوپ ماهی است، یا راتاتویی و انواع باگت‌های پرشده از غذاهای مختلف. اما هرچه باشد غذای دریایی، غذای محبوب شهرهای ساحلی مدیترانه است. اطراف بندر قدیم رستوران‌های زیادی پیدا می‌کنید با تنوع فراوان. معمولاً غذایی که در رستوران سرو می‌شود بین ١٠ تا ٣٠ یورو، و غذاهایی مثل باگت یا فست‌فود کمتر از ١٠ یورو هزینه دارد.

هوای مارسی، هوای مطلوب و ملایم مدیترانه‌ای است. زمستان‌هایش از ٨-٩ درجه سردتر نمی‌شوند و تابستان‌ها همیشه حدود ٢٤-٢٥ درجه است. ولی مارسی شهر بادهای سرد و گرم است. بادهای سردش در زمستان و بادهای گرمش در تابستان خیلی مطلوب نیست. ولی در هر حال بهترین فصل سفر بهار و تابستان است.
مارسی مثل خیلی شهرهای فرانسه نه چندان گران و نه چندان ارزان است. هزینه‌ی اقامت در یک هتل‌ متوسط بین ١٠٠ تا ٢٠٠ یورو برای هر شب در می‌آید و ورودی موزه‌ها و قلعه هم به طور متوسط ٨ تا ١٠ یورو است. شهر مغازه‌های رنگارنگ و مراکز خرید نیز زیاد دارد که اگر فصل حراج باشد، خرید، می‌تواند در کنار تمام تفریحات و آثار دیدنی شهر، چاشنی خوبی برای شما باشد.

توصیه می‌کنیم این‌ها را هم به خاطر بسپارید:
- علاوه بر شنا و حمام آفتاب در کنار ساحل، رفتن به شهر آبی و غواصی از کارهایی است که در گرمای دلچسب تابستان مارسی بسیار لذت بخش است.
- فستیوال‌های چهارفصل مارسی سرگرم‌کننده و بدیع‌اند: فستیوال بهار در اواسط مارس، فستیوال تابستان در ژوئن و ژوییه، فستیوال پاییز در سپتامبر و فستیوال زمستان در اوایل فوریه.
- مارسی در قدیم به ناامنی معروف بوده است ولی اکنون مثل دیگر شهرهای فرانسه است. ترجیحاً مواظب وسایلتان باشید، ولی اگر شنیدید که مارسی شهر امنی نیست، باور نکنید.

دیدنی‌های مارسی:
- بندرقدیم (ویو-پورت)
- کلیسای نوتردام دولاگارد
- کلیسای جامع
- قلعه‌ی ایف
- ساختمان شهرداری (لوتل دِ وی)
- قصر فارو
- قصر لانگ شامپ
- ساختمان اوپرا
- موزه‌ی تاریخ
- موزه‌ی هنرهای مدرن و معاصر
- موزه‌ی مد
- مرکز خرید بورس سنتر
- پارک بورلی
- پارک پیر پوگه


مارسی، دومین شعر پرجمعیت فرانسه بعد از پاریس و بزرگ‌ترین بندر بازرگانی فرانسه است و ضمناً بزرگ‌ترین شهر ساحلی مدیترانه هم به شمار می‌رود. این بندر زیبا که در کرانه‌های جنوبی فرانسه قرار دارد، در سده‌ی هفتم پیش از میلاد، توسط بازرگانان دریایی یونانی بنا نهاده شد.
اين بندر، اولين بندر يونانی در اروپای غربی بود كه ابتدا فقط ١٠٠٠ نفر سكنه داشت. در دوران حكومت رومي‌ها، این شهر به دست‌ آنها افتاد و ١٥ سناتور رومی آن را می‌گرداندند. بعداز انقراض امپراتوری روم، مارسي در طول چندين قرن حكومت‌های مختلفی را به خود ديد. در سده‌های هیجدهم و نوزدهم، مارسی رو به توسعه نهاد و بندر نظامی فرانسه در درياي مديترانه شد. از سده‌ی نوزدهم به بعد بود كه مارسی بندری صنعتی شد.
با توسعه‌ی امپراتوری فرانسه، اهميت تجاری مارسی بالا رفت و مركزی برای تجارت دريايی فرانسه با كشورهاي شمال آفريقا به شمار می‌آمد. در همين دوره بناهای باشكوهی در شهر ساخته شد كه امروزه از ميراث هنری و معماری آن‌جاست.


مارسی، آب و هوای مدیترانه‌ای دارد؛ تابستانش از مه تا اکتبر (اردیبهشت تا مهر) طول می‌کشد و گاهی در آوریل (فروردین) هم دمای هوا به بالاتر از ٢٠ درجه‌ی سانتی‌گراد می‌رسد. زمستان‌های مارسی در ماه‌های دسامبر، ژانویه و فوریه، (از دی تا اسفند) با دمای میانگین بیشینه‌ی ١٢ درجه در روز و کمینه‌ی ٤ درجه در شب، معتدل به حساب می‌آید.


قلعه‌ی ایف
قلعه‌ی ایف که در جزیره‌ی کوچکی به همین نام واقع شده، در ابتدا یک دژ نظامی بوده و بعدها از آن به عنوان زندان استفاده می‌کرده‌اند. خود جزیره در یک و نیم کیلومتری خلیج مارسی است و برای رفتن به آن‌جا، باید از بندر قدیم سوار قایق شد. اسم و رسمش هم برمی‌گردد به این که الکساندر دومای پدر در کنت مونت کریستو، قهرمان داستانش را چند صباحی به این زندان فرستاده.
می‌توانید از باراندازهای فراترنیته و ریو نو در بندر قدیم، سوار کشتی‌های تفریحی فریول ایف اکسپرس بشوید و به جزیره‌ی ایف بروید. این کشتی‌ها با بلیت گران‌تر، شما را به جزیره‌ی فریول هم می‌برند، اما اگر با خانواده یا گروه بیشتر از ١٠ نفر سفر کنید، تخفیف هم می‌دهند.
نشانی اینترنتی: www.frioul-if-express.com

کاخ لون‌شان
کاخ لون‌شان با ایوان‌های ستون‌دارش را حدود سال ١٨٦٠ میلادی و به مناسبت تمام شدن کانال مارسی ساختند. معمار این کاخ آنری اسپراندیو بوده و به خاطر هزینه‌های زیاد، سی سال طول کشید تا ساختمانش تمام شود.
در جناح شمالی این کاخ، موزه‌ی هنرهای زیبا که قدیمی‌ترین موزه‌ی مارسی است، جای گرفته است.

کلیسای جامع نتردام دو لا گارد
این کلیسای جامع سده‌ی نوزدهمی، به سبک رومی- بیزانسی ساخته شده؛ ورودی‌اش رایگان است و از ٧ صبح تا ٧ عصر می‌توانید از کلیسای جامع و سردابش دیدن کنید.
برای رسیدن به این موزه، می‌توانید از بندر سوار ترن کوچک شده و ٢٠ دقیقه‌ای به بالای تپه برسید.

موزه‌ی تاریخ مارسی
در این موزه، میراث فرهنگی مارسی را برای نمایش گذاشته‌اند.

آتن، پایتخت یونان و شهر تمدن و فلسفه، با تمام افسانه‌هایی که از نبردهای اساطیر تاریخی در خودش نگه داشته، زادگاه دموکراسی است.

آتن را در غرب، به عنوان مهد اندیشه و هنر می‌شناسند؛ اما البته میلیون‌ها مسافری که هر سال آتن را به عنوان مقصد خودشان انتخاب می‌کنند، تنها دلیلشان این نیست. آب‌های درخشان مدیترانه، آفتاب ملایم و شن‌های سفید، خانه‌ها و هتل‌های زیبا و طعم های بی‌نظیر، در کنار روح باستانی شهر، مهم‌ترین جذابیت‌های آتن به شمار می‌روند.

آتن، در کل آب‌وهوایی گرم و معتدل دارد؛ ولی در پاییز و زمستان هوا تا پنج درجه‌ی سانتیگراد سرد می‌شود و بارندگی زیاد است. بهترین وقت سفر به این شهر، از ماه آوریل تا اکتبر است که با روزهای آفتابی و نسیم خنک شب‌ها، امکان همه‌جور خوشگذرانی فراهم می‌شود. به خاطر جشن عید پاک، آوریل برای یونانی‌ها ماهی جادویی است و پایتخت خیلی شلوغ خواهد بود و بد نیست از قبل به فکر محل اقامت و رزرو هتل باشید وگرنه مجبورید هر جایی را که گیرتان آمد به هر قیمتی بپذیرید.

فرودگاه آتن، الفتریوس ونیزلوس، در سی و سه کیلومتری جنوب شرقی شهر قرار گرفته و برای رفت و آمد به آن گزینه‌های مختلفی وجود دارد. به غیر از تاکسی‌ها که شما را تا جلوی هتل می‌رسانند و هزینه‌شان را تاکسی‌متر تعیین می‌کند و شب‌ها هم گران‌ترند، مترو و اتوبوس‌ها هم هستند که از جلوی فرودگاه تا میدان اصلی آتن، یعنی میدان سینتاگما، می‌روند. امتیاز مترو نسبت به اتوبوس این است که سریع‌تر است و مسیر یک ساعته را در نیم‌ساعت طی می‌کند.
از همین میدان سینتاگما، می‌شود به هر جایی در داخل و حتی خارج از شهر رفت. سینتاگما قلب آتن است با کلی هتل و مسافرخانه با ستاره‌های مختلف دور و برش. ساختمان مجلس در همین میدان قرار گرفته و جشن‌ها و فستیوال‌های سالیانه‌ی یونان نیز در این‌جا برگزار می‌شود. سینتاگما در گذشته محلی به نام باغ اندیشه‌ها بوده و فیلسوفانی مانند ارسطو این‌جا را پاتوق خودشان می‌دانستند.

برای رفت و آمد در شهر، گرچه مترو خیلی خوب و راحت است و در بیشتر محله‌های پر رفت و آمد ایستگاه دارد، ولی اتوبوس‌ها و اتوبوس برقی هم از هفت صبح تا دوازده شب کار می‌کنند و دسترسی به آن‌ها از تمام خیابان‌ها ممکن است. اگر از فرودگاه با اتوبوس به مرکز شهر آمدید، فراموش نکنید بلیتی را که خریده‌اید، تا بیست و چهار ساعت می‌توانید برای دیگر وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده کنید.

اولین چیزی که در آتن نباید از دست بدهید، مکان باستانی مشهور آکروپلیس است. آکروپلیس که در یونسکو هم به ثبت رسیده، تپه‌ای است در مرکز آتن که در واقع دژ دفاعی شهر بوده و بعدها از آن به محلی برای کاخ‌های اشراف تبدیل شده و بعد از ظهور دموکراسی، معابد و ساختمان‌های عمومی نیز در آن ساخته‌اند. آکروپلیس مجموعه‌ای‌است از پیکره‌ها و تندیس‌ها، برج‌ها و ستون‌ها، پرستشگاه‌ها و محوطه‌های تئاتر که هر کدام شاهکاری از معماری یونان محسوب می‌شوند. معبد آتنا که برای تسلط بر آتن ساخته شده و یا تئاتر دیونوسویس که هم‌زمان با ظهور تراژدی در یونان احداث شده و محل اجرای اولین تئاترهای تراژیک قرن ششم میلادی بوده است، از جمله‌ی این بناها هستند.
دور و بر آکروپلیس، منطقه‌ی پلاکا است با کلیساهای قدیمی و بناهای نئوکلاسیک. پلاکا را توریست‌ها به خاطر مغازه‌ها و رستوران‌هایش دوست دارند. سفره‌ی یونانی به خاطر مزه‌ها و چاشنی‌هایی که کنار غذای اصلی می‌چیند، معروف است و پلاکا، رستوران‌ها و کافه‌هایی دارد که بهترین مزه‌های یونانی را سرو می‌کنند: پنیرهای جورواجور و دلمه‌های رنگارنگ در کنار انواع زیتون و ماست‌های طعم‌دار.
اگر خریدکردن از پلاکا یا مغازه‌های اطراف سینتاگما شما را راضی نمی‌کند، آتن چند تا مرکزخرید خوب و مدرن هم دارد که بزرگ‌ترین آن‌ها امپوریکو سنترو در نزدیکی میدان سینتاگما است.

یکی از جاهایی که هیچ مسافری در آتن نباید از دست بدهد، دماغه‌ی سونیون و معبد پوزئیدون است. دماغه‌ی سونیون در طول تاریخ، محل انتظار یونانی‌ها برای دریافت خبر از کسانی بوده که به دریا می‌رفته‌اند؛ معبد پوزئیدون که فرمانروای دریاهاست در همین منطقه قرار گرفته و دریانوردان یونان باستان، قبل از رفتن به دریا به این معبد می‌آمدند و برای او قربانی می‌کردند. در گذشته مجسمه‌ی برنزی پوزئیدون هم در این معبد قرار داشته که در حال حاضر در موزه‌ی ملی باستان‌شناسی است. پیاده‌روی در سونیون و تماشای ویرانه‌های معبد همراه با چشم‌انداز زیبای دریا و غروب آفتاب، وقتی دوست‌داشتنی‌تر می‌شود که بدانید هومر هم در داستان اودیسه از این مکان بارها اسم برده است.

موزه‌ی ملی باستان‌شناسی یونان، یکی از بزرگ‌ترین موزه‌های باستان‌شناسی جهان است که مهم‌ترین آثار باستانی یونان را در خود جا داده. این موزه در منطقه‌ی پاتیسیون قرار گرفته و علاوه بر مجسمه‌ها و ماسک‌های فراوان، مجموعه‌ای از اولین نسخه‌های متون فلسفی و نخستین نمایشنامه‌های تاریخ را نیز دارد.گالری هنر ملی هم با کلکسیونی از چهار سده هنر یونان، یکی از منحصربه‌فردترین موزه‌های دنیاست؛ اما بازدید از تمام موزه‌های آتن، چند هفته‌ای زمان می‌برد!

برای تماشای دریا، دماغه‌ی سونیون زیباترین انتخاب است، ولی اگر دنبال ساحل تفریحی و ورزش‌های آبی باشید، باید تا ساحل آلیمو یا کرانه‌ی آستراس بروید؛ آتن چند تا ساحل تفریحی دیگر هم دارد، که ممکن است هتل شما هم نزدیک به یکی از آن‌ها باشد ولی آلیمو با قایق‌های سفید بادبانی، جت‌اسکی‌ها و تورهای غواصی، شب‌ها هم تعطیل نیست. تورهای شبانه‌ی کشتی با پذیرایی و موسیقی زنده، یکی از پرطرفدارترین تفریحات آتنی است.
اگر همراه با بچه‌ها سفر می‌کنید، حتماً یک سری به باغ ملی آتن بزنید؛ باغی چندهزار متری با تالاب پرندگان و زمین بازی مخصوص بچه‌ها که محیطی سرسبز و مملو از آرامش دارد. اگر هم دنبال هیجان بیشتری بودید، شهربازی آتن، آلو و کیدوم را با ماشین های مدرن و چرخ‌وفلک بزرگش از دست ندهید؛ شهربازی یک زمین رالی دارد که مخصوص بزرگسالان است و بعد از هر دور، به برنده جایزه هم می‌دهند.

آتن، شهر محبوب آن‌هایی است که یا اطلاعات تاریخی خوبی دارند و یا علاقه‌مند به فلسفه‌ی غرب هستند؛ با این حال، اگر جزو این دو دسته‌هم نباشید، مطمئناً وقتی به شهر خودتان برگردید، به اندازه‌ی چند کتاب تاریخی حرف برای گفتن دارید.

اگر در آتن وقت بیشتری داشتید، به تماشای این‌ها هم بروید:
- بندر پیرائوس (Piraeus)؛ بندری است ٢٥٠٠ ساله در ده کیلومتری آتن. از این بندر می‌شود به تمام جزایر شرقی یونان سفر کرد و غذاهای دریایی و کافه‌های معروفی هم دارد. اگر مجسمه‌سازی مدرن را دوست دارید، گالری شهرداری را در نزدیکی این بندر فراموش نکنید.
- تپه‌ی لیکاوتوس؛ که به معنی تپه‌ی گرگ‌هاست، محلی است مانند آکروپلیس. به خاطر چشم‌انداز خوبی که از آتن دارد، برای توریست‌ها جذاب است. در روز Clean Monday ارتدوکسهای آتن بر روی این تپه بادبادک هوا می‌کنند.


تاریخچه

تاریخ آتن را نوشتن معادل است با نوشتن از تاریخ اروپای ِ کهن. نام ِ آتن برگرفته شده از آتنا، خدای خرد است. بررسی اجمالی ِ تاریخ آتن نشان می‌دهد که در سه هزار سال قبل از میلاد مسیح، آتنی‌ها معماری ِ مخصوص به خود را داشتند. افسانه‌ها می‌گویند شاه یونان تسئوس، ده قبیله را با هم متحد کرده تا آتن اولیه را بسازد. همین پروسه‌ی گردهمایی ساده که احتمالا برای قوی‌تر شدن در مقابل اقوام دیگر صورت گرفته بود باعث شد تا یکی ازقدرتمند‌ترین و ثروتمندترین دولت-شهرهای جهان باستان شکل بگیرد.
هفتصد سال پیش از میلاد مسیح وقتی مردم گرفتار آشوب و بدبختی در جنگ‌های قبیله‌ای بودند آریوپاژ، دراکو را مامور بسط قانون در شهر کرد. اما آریوپاژ چیست؟ دراکو کیست؟ آریوپاژ دادگستری یونان قدیم بود. اسمش از دو واژه آرس که نام خدای جنگ بود و پاگوس یعنی مقر-یا مکان- تشکیل شده. آرس روی تپه‌ای که آریوپاژ ساخته شده در حال گشت و گذار بود. چون خدایان یونان باستان خیلی بی‌کار بوده‌اند و مجبور بودند برای سرگرم شدن خیلی پیاده‌روی کنند. در ادامه‌ی داستان آمده که آرس، پسر پوزئیدون را همراه با دخترش دیده. پوزئیدون خدای دریاهاست. بله، یونانیان برای هر چیزی یک خدا داشتند. بعد از دیدن ِ صحنه، آرس پسر پوزئیدون را کشت. پوزئیدون این موضوع را بین خدایان کوه المپ مطرح کرد و آن‌ها بعد از برگزار کردن دادگاه آرس را بی‌گناه تشخیص دادند.
و اما دراکو کیست؟ دراکو دادستان آتن بود. بعد از این‌که دراکو به دستور دادگستری آتن مامور وضع قوانین جدید شد تا طی آن مردم کمتری کشته شوند، بعدتر سولون ِ حکیم- و قاضی - را مامور انجام این کار کردند و حکمی هم به او دادند که اجازه داشت قانون اساسی را بازنویسی کند. این یک شروع عظیم برای آغاز انقلاب‌های اجتماعی بود و نتیجه‌ی آن هم بدون شک دموکراسی است. چیزی که امروزه مردم در دنیا برای برقرار کردنش می‌جنگند.
قرون وسطی دوره‌ی زوال آتن بود اما در دوره‌ی بیزانس این زادگاه فلسفه دوباره قد علم کرد و وقتی جنگ‌های صلیبی در جریان بود آتن هنوز هم در حال رونق بود. با این حال این دوران نیز گذرا بود. چون بعد عثمان‌ها قدرت را در دست گرفتند و بلایی بر سر یونانی‌ها آوردند که آرس بر سر پسر پوزئیدون آورد. یونان و آتن تحت سیطره‌ی امپراطوری عثمانی بود تا این‌که در قرن نوزدهم به عنوان پایتخت یونان آزاد اعلام شد.


جولای و آگوست، ماه‌های خوبی برای سفر کردن به آتن هستند. بیشتر مردم در این دو ماه به یونان می‌آیند، چون زمانی است که آن‌ها تعطیلاتشان را پشت سر می‌گذارند و هم این‌که می‌توانند گرمترین ماه‌های سال را در کنار دریا بگذرانند. ولی آتن در این ماه‌ها بسیار شلوغ می‌شود و جای خالی در جزیره‌ها به سختی پیدا می‌شود؛ با همه‌ی این‌ها شب‌های دلپذیری در سواحل آنجا چشم به راه شماست. آتن در ماه آگوست و به‌ویژه در سومین هفته خالی می‌شود و این زمان خوبی برای شماست که اگر هوا بسیار گرم نباشد، به گردش در شهر بپردازید. در این ماه، بسیاری از هتل‌های آتن با قیمت‌هایی مناسب در دسترس گردشگران قرار می‌گیرند. در ماه‌های مه-ژوییه و سپتامبر- اکتبر، هوا عالی است و بچه مدرسه‌ای‌ها در مدرسه هستند؛ بنابراین جزیره‌های پررفت و آمدتر از آرامشی نسبی برخوردار می‌شوند. در ماه‌های نوامبر تا مارس، هوا می‌تواند سرد و بارانی باشد. در ماه فوریه هم بارش باران و خنکی ِ هوا یک اتفاق معمول است، ولی بعضی وقت‌ها آنقدر گرم می‌شود که می‌توان در دریا شنا کرد.


آکروپلیس
آکروپلیس مهم‌ترین مکان باستانی تمدن مغرب‌زمین است و در یونسکو هم ثبت شده است.‏

دروازه‌ی بوله و بنای یادبود آگریپا
وارد مجموعه‌ی آکروپلیس که شدید، پس از طی مسافتی، در سمت چپ خود، دروازه‌ی بوله را خواهید دید، که نامش از ارنست بوله- باستان‌شناس فرانسوی که در ١٨٥٢ آن را کشف کرد- گرفته شده. در سمت چپتان، در وسط راهی زیگزاگی، که به پروپیلایا ختم می‌شود، پایه‌ی ستونی هشت متری قرار دارد، که زمانی بنای یادبود آگریپا- پیکره‌ای برنزی از یک ژنرال رومی، در حال راندن یک ارابه- بر فراز این پایه ستون قرار داشته است. این بنا، در سال ٢٧ پیش از میلاد، به مناسبت پیروزی در مسابقات پاناتناییک ارابه‌رانی ساخته شده بوده است‏.

پروپیلایا
در دوره‌‌های باستانی، پروپیلایا به عنوان برج ورودی آکروپلیس به کار می‌رفته. این بنا، بین سال‌های ٤٣٧ تا ٤٣٢ پیش از میلاد، به دست منسیکلس ساخته شد که از نظر شاهکار بودن معماری‌اش، با پارتنون برابری می‌کند. دروازه‌ی میانی- که بزرگترین دروازه به شمار می‌آید- رو به مسیر پاناتناییک باز می‌شود. معماری بخش بیرونی ایوان غربی، که شش ستون دوتایی را شامل می‌شود، جناح شمالی به عنوان گالری هنر و جناح جنوبی، به عنوان اتاق کفش‌کن پرستشگاه آتنا نیکه به کار می‌رفته است.‏
پروپیلایا، قدیمی‌ترین نمونه‌ای است، که از نظر طراحی، نزدیکی‌هایی با پارتنون دارد. این بنا تا سده‌ی سیزدهم دست‌نخورده ماند و پس از آن، اشغال‌گران گوناگونی، چیزهایی به آن افزودند. در سده‌ی هفدهم، بر اثر رعد و برقی که انبار باروت ترک‌ها را منفجر کرد، پروپیلایا به شدت آسیب دید. در سده‌ی نوزدهم، هاینریش اشلیمان باستان‌شناس، برج فرنگی پروپیلایا را با هزینه‌ی خود به جایی دیگر منتقل کرد. بازسازی این بنا، بین سال‌های ١٩٠٩ و ١٩١٧ میلادی انجام شد و یک بازسازی دیگر هم، پس از جنگ جهانی دوم انجام گرفت.

گذرگاه پاناتناییک
گذرگاه پاناتناییک، که از میان آکروپلیس می‌گذرد، در طی حرکت دسته‌جمعی مراسم پاناتناییک و اوج جشنواره، برای ستایش ایزدبانو آتنا به کار می‌رفت. در عمل، دو جشنواره وجود داشت: جشنواره‌ی کوچکتر پاناتناییک، به طور سالیانه و برای زادروز آتنا برگزار می‌شد و جشنواره‌ی بزرگ پاناتناییک، هر چهار سال یک بار برگزار می‌شد.
جشنواره‌ی بزرگ پاناتناییک، با رقص آغاز شده و بعد، مسابقات دو و میدانی، نمایشی و موزیکال برگزار می‌شد. حرکت دسته‌جمعی این جشنواره که در واپسین روز انجام می‌شد، از کرامیکوس آغاز می‌شد و در ارچتیون پایان می‌گرفت. مردها جانورانی را به عنوان قربانی‌های آتنا با خود حمل می‌کردند و دختران جوان نیز، حامل ریتون (جام‌هایی مخروطی شکل و خمیده) همراه خود بودند.‏

معبد آتنا نیکه
معبد کوچک آتنا نیکه، بر روی یک بلندی، در ضلع جنوب غربی آکروپلیس و سمت راست پروپیلایا قرار دارد. این معبد، با طراحی کالیکراتس و از مرمر پنتلیک، بین سال‌های ٤٢٧ و ٤٢٤ پیش از میلاد ساخته شد. ساختمان این معبد، تقریباً مربع شکل است، که در چهار طرفش، ٤ ستون جاسازی شده.‏

پیکره‌ی آتنا پروماچوس (قهرمان)
اگر به مسیرتان در امتداد گذرگاه پاناتناییک ادامه دهید، در سمت چپتان، به پایه‌ مجسمه‌هایی برمی‌خورید، که بین آن‌ها، شاهکار فیدیاس به ارتفاع نُه متر، یعنی پیکره‌ی آتنای پروماچوس (قهرمان)، هنوز باقی مانده. به عنوان نماد شکست‌ناپذیری آتنی‌ها در برابر ایرانیان، پیکره‌ی این الهه که در دست چپش یک سپر و در دست راستش، یک نیزه نگه داشته است را این‌جا گذاشتند. معلوم است این پیرزی سخت به دست آمده و موجب افتخار زیاد بوده. این پیکره در سال ٤٢٦ میلادی، توسط امپراتور تئودوسیوس، به کنستانتینوپل برده شد. در سال ١٠٢٤ سپر این مجسمه گم شد.‏

پارتنون
این بنای یاد بود بیش از دیگر سازه‌های معماری شکوه یونان باستان را نشان می‌دهد. پارتنون به معنای آپارتمان دست‌نخورده است و بزرگترین معبدی است که به شیوه‌ی دوریک در یونان، به طور کامل (به جز سقف چوبی‌اش) از مرمر پنتلیک ساخته شده است.‏

ارچتیون
اگر پارتنون نماد نمایش در دنیا باشد پس حتماً ارچتیون هم نقش یک پناهگاه را خواهد داشت. ارچتیون، در قسمت بسیار مقدس آکروپلیس ساخته شده. این‌جا، پوزیدئون سه نیزه‌اش را بر زمین زد و آتنا درخت زیتون به بار آورد. نام این معبد، از اریچتونیوس- پادشاه افسانه‌ای آتن- گرفته شده و جایگاه خدایان و اله‌هایی مثل آتنا، پوزیدئون و اریچتونیوس است.‏

تأتر دیونیسوس
از بزرگی تأتر دیونیسوس در جنوب شرقی آکروپلیس، می‌توان به اهمیت این تأتر، در نزد دولت‌شهر آتنی‌ پی برد.‏

اسکلپیون و ایوان ائومنس
وقتی به بالای تأتر دیونیسوس می‌روید، پلکانی چوبی، شما را به سمت گذرگاهی هدایت خواهد کرد، که در بالای این پلکان و در قسمت سمت چپ، اسکلپیون قرار دارد. پرستش اسکلپیوس- پسر زمینی آپولو، به این معنا که آپولو به زمین آمد و با انسان‌ها آمیزش کرد- در اپیداوروس آغاز شد و در ٤٢٩ پیش از میلاد هنگام گسترش بیماری طاعون- در آتن شناخته شد. ایوان ائومنس- ایوانی ستون‌دار- در پایین اسکلپیون و توسط ائومنس دوم- شاه پرگاموم- به عنوان پناهگاه و تفرج‌گاهی برای تماشاگران تأتر ساخته شد.‏

تأتر هرودس آتیکوس
در غرب اسکلپیون، تأتر هرودس آتیکوس- ساخته شده در سال ١٦١ میلادی- قرار دارد. هرودس آتیکوس، ثروتمندی رومی بود، که این تأتر را به یادبود همسرش- رجیلا- ساخت.‏

پاناجیا هریسوسپیلیوتیسا
برفراز تئاتر دیونیسوس، غاری زیرزمینی در داخل صخره ها وجود دارد. در سال ٣٢٠ پیش از میلاد، تراسیلوس، این غار را به معبد دیونیسوس تبدیل کرد. در حال حاضر، پاناجیا هریسوسپیلیوتیسا (نمازخانه‌ی غار بزرگ بانوی ما) با عکس‌های قدیمی و علامت‌های روی دیوار، در آن قرار دارد و بالای نمازخانه، دو ستون به جا مانده از پرستشگاه تراسیلوس به چشم می‌خورد.‏

موزه‌ی آکروپلیس
موزه‌ی جدید آکروپلیس، در پایین قسمت چنوبی آکروپلیس و در بخشی شلوغ ساخته شده.‏

آگورای (بازار) باستانی
محل ملاقات آتنی‌ها در دوره های باستان، در آگورا (بازار) برپا می‌شده است. از آن جا که همه‌ی راه‌ها به آگورا ختم می‌شده است، همیشه جای زنده و شلوغی بوده است. سقراط زمان‌های بسیاری در همین مکان به تفسیر فلسفه‌ی خود می‌پرداخت و سنت پل هم در سال ٤٩ میلادی، روزانه در آگورا، درتبلیغ مسیحیت با مخالفانش مشاجره می‌کرد.‏

ایوان آتالوس
بهتر است برای دیدن مجموعه‌ی آگورا، از موزه‌ی آگورا (بازار) در ایوان بازسازی شده‌ی آتالوس آغاز کنید. روزهای دوشنبه، موزه ساعت ١١ صبح باز می‌شود.‏

معبد هفاییستوس
این پرستشگاه، که بر لبه‌ی غربی آگورا (بازار) قرار گرفته، زمانی میان کارخانه‌های ریخته‌گری و فلزکاری محصور بوده و به هفاییستوس -خدای آهنگری- اختصاص داشته است. این معبد، جزء اولین ساختمان‌هایی بود که در برنامه‌ی بازسازی پریکلس قرار داشتند. معبد هفاییستوس، در سال ٤٤٩ پیش از میلاد و توسط ایکتینوس -یکی از معماران پارتنون- با ٣٤ ستون و یک حاشیه‌ی کتیبه در بخش شرقی- که ٩ خان از ١٢ خان هرکول را نمایش می‌‌دهد- ساخته شد. این مکان، در سال ١٣٠٠ میلادی، به کلیسای آجیوس جورجیوس تبدیل شد. آخرین باری که از این مکان استفاده شد، در ١٣ دسامبر ١٨٣٤ و به افتخار ورود شاه اوتو به آتن بود.‏
در بخش شمال شرقی پرستشگاه، بقایای ایوان زئوس آزادی‌بخش قرار دارد؛ جایی که سقراط، به تفسیر فلسفه‌ی خود در ‌آن می‌پرداخت. در بخش شمالی، بقایای ایوان باسیلیوس و ایوان پویکیله (ایوان نقاشی شده) قرار دارد، که هیچ‌کدام در دسترس عموم نیستند. ایوان نقاشی شده، به خاطر نقاشی دیواری‌هایی از نبرد‌های تاریخی و اسطوره‌ای، این گونه نامیده شده.‏

کلیسای آپوستلس
این کلیسای کوچک، نزدیک به ورودی جنوبی و در اوایل قرن دهم، به یاد تدریس سنت پل در آگورا، ساخته شد. این کلیسا، بین سال‌های ١٩٥٤ و ١٩٥٧، به شکل اولیه‌اش نوسازی شد. در این کلیسا، نمونه‌هایی از نقاشی دیواری‌های دوره‌ی بیزانس به چشم می‌خورد.‏

کرامیکوس
گورستان شهر، از سده‌ی ١٢ پیش از میلاد تا دوره‌ی رومی‌ها، کرامیکوس نام داشته اشت. این مکان در سال ١٨٦١ میلادی و در پی بازسازی پیرئوس -خیابانی که به پیروس راه دارد- کشف شد. این مکان، یکی از سرسبزترین و آرام‌ترین بخش‌های باستانی آتن است.

خیابان آرامگاه‌ها
اگر از مسیر خیابان مقدس به طرف چپ حرکت کنید، به خیابان آرامگاه‌ها خواهید رسید. این خیابان، آرامگاه‌های مهم‌ترین شهروندان آتنی را در دل خود جای داده است. سنگ یادبود به جا مانده از این آرامگاه‌ها، در موزه‌ی ملی باستان‌شناسی قرار دارد و آن‌چه که در آن خیابان می‌بینید، نسخه‌ای کپی از آن سنگ یادبود است‏.

برج بادها و بازار رومی‌
در ورودی بازار رومی، دروازه‌ی آتنا آرکجتیس قرار دارد، که در میان چهار ستون محصور شده است. این دروازه، در طی قرن اول میلادی و با سرمایه‌گذاری یولیوس سزار ساخته شد. برج بادها، در سده‌ی نخست پیش از میلاد و توسط ستاره‌شناسی به نام آندرونیکوس ساخته شد‏.

معبد زئوس المپی معبد زئوس المپی، به عنوان بزرگترین معبد یونان به شمار می‌رود. ساخت این معبد، از حدود شش قرن پیش از میلاد و به دست پیسیستراتوس ساخته شد، ولی به علت کمبود بودجه، نیمه‌تمام ماند. سرانجام به دستور هادریان، کار ساخت این معبد، در سال ١٣١ میلادی به پایان رسید. ساخت این بنا، ٧٠٠ سال طول کشید.‏

کلیسای کاپنیکارآ
این کلیسای کوچک مربوط به سده‌ی یازدهم میلادی، در میانه‌ی محوطه‌ی خرید ارمو قرار دارد و توسط دانشگاه آتن بازسازی شده است. چهار ستون بزرگ رومی، گنبد این کلیسا را نگاه داشته‌اند.‏

کتاب‌خانه‌ی ملی
در ساخت این کتاب‌خانه که در میان ردیفی از ستون‌هایی که به سبک دوریکی ساخته شده‌اند، احاطه شده از معبد هفاییستوس در بازار باستانی، الهام گرفته شده بود.‏

موزه‌ی ملی باستان‌شناسی
این موزه‌ی باستان‌شناسی، یکی از بزرگترین موزه‌های جهان است، که مهم‌ترین آثار باستان‌شناسی یونان را در خود جای داده.


در پایین، نام برخی از گالری‌ها و دیگر موزه‌های آتن می‌آید:‏

موزه‌ی بناکیس
موزه‌ی بناکیس، عالی‌ترین موزه‌ی خصوصی یونان است، که مجموعه‌ی بزرگ آنتونیس بناکیس -که در ٣٥ سال از اروپا و آسیا گردآوری شده- را در بر می‌گیرد.

موزه‌ی سیکلادیک گولاندریس و هنر یونان باستان
این موزه‌ی خصوصی، مجموعه‌ای از هنر سیکلادیک را در خود جای داده، که نسبت به موزه‌ی ملی باستان‌شناسی، در درجه‌ی اهمیت کمتری قرار دارند.
نشانی اینترنتی: www.cycladic.gr

موزه‌ی بیزانسی و مسیحی
این موزه، که مجموعه‌ای از هنر مسیحی را معرفی می‌کند، اما به عنوان بخشی از تاریخ یونان، که تأثیر کمی بر فرهنگ بیزانسی و پسا بیزانسی داشته، کمتر مورد توجه قرار گرفته.
نشانی اینترنتی: www.culture.gr

گالری هنر ملی
این گالری هنر برتر یونان، مجموعه‌ای از چهار قرن هنر یونانی پسا بیزانسی را به شما معرفی می‌کند.

موزه‌ی سکه
این موزه، دارای ٤٠٠٫٠٠٠ سکه از دوران یونان باستان، هلنی، رومی و بیزانسی است. موزه‌ی هنر مردمی یونان مجموعه‌ای عالی از هنر دینی و غیر دینی، به ویژه از قرون هفدهم، هجدهم و نوزدهم، در این موزه گرد آمده است.

موزه‌ی تاریخی ملی
این موزه که به یاد جنگ استقلال برپا شد ، از کلاه‌خود و سپر بایرون هم نگه‌داری می‌کند. که دیدن آن‌ها را نباید از دست داد.

موزه‌ی شهر آتن
این موزه، که پیش از این- یعنی در ١٨٣٠- کاخ شاه اتو و همسرش بوده ، یادگارهایی را در خود جمع کرده که اهمیت به‌سزایی از لحاظ نمایش هنر قرن نوزدهم آتن دارد.

موزه‌ی هنر اسلامی
بخش عمده‌ی این موزه، که یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های هنر اسلامی جهان است، توسط آنتونیس بناکیس در قرن نوزدهم گردآوری شده است.

موزه‌ی فریسیراس
این موزه‌ی هنر خصوصی، در دو کاخ زیبای بازسازی شده‌ی مربوط به دوره‌ی نوکلاسیک، در پلاکا قرار دارد.
نشانی اینترنتی: www.frissirasmuseum.com

حمام ترکی
عمر این حمام به قرن هفدهم می‌رسد و تنها حمامی است، که در آتن مورد استفاده قرار می‌گیرد و از دوره‌ی عثمانی به جا مانده‌است.


باغ‌های ملی گردشگاه‌های خوبی در تابستان به شمار می‌روند. معمولاً در آن‌ها یک زمین بازی بزرگ برای بچه‌ها، دریاچه‌ی پرندگان و کافه‌های با کیفیت ِ قابل قبول نیز وجود دارد. در مورد ساحل‌های آتن هم هرچه بنویسیم کم گفتیم. جز این‌که ممکن است در تابستان آنقدر شلوغ بشوند که متوجه زیبایی‌های کارت‌پستال‌گونه‌ی ساحل نشوید.

باغهای زاپیو
این باغ‌ها، در کنار کاخ بزرگ زاپیو قرار دارند.
نشانی اینترنتی: www.zappeion.gr

نزدیکترین سواحل به آتن، عبارتند از:

کرانه‌ی آستراس

وارکیزا
نشانی اینترنتی: www.yabanaki.gr

نیکوزیا، پایتخت قبرس، بعد از بحران‌های سیاسی سال ١٩٧٤ در این کشور، به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شد. بعد از برلین، نیکوزیا تنها پایتخت دنیاست که با کشیدن مرزی از شمال به جنوب، به نام خط سبز، دو تکه شده است. با این‌که نیکوزیای شمالی و نیکوزیای جنوبی به هم چسبیده هستند و رفت و آمد برای اهالی منطقه با مجوز امکان‌پذیر است، ولی به هر حال زیر نظر دو حکومت متفاوت اداره می‌شوند: نیکوزیای شمالی مربوط به کشور ترکیه است و به لفکوشا معروف است و نیکوزیای جنوبی، که لفکوزیا نامیده می‌شود، پایتخت رسمی کشور قبرس به حساب می‌آید.

مسافران ایرانی (با پاسپورت ایرانی)، برای رفتن به نیکوزیای شمالی دو راه دارند، یکی با کشتی از راه ترکیه است. هر روز کشتی‌های توریستی از ترکیه به نیکوزیای شمالی می‌روند و راه برگشت هم با همین وسیله باز است. ولی برای ورود به نیکوزیای جنوبی، به ویزای قبرس احتیاج است و به صورت یک روزه و از طریق دکه‌های پلیس جلوی خط سبز، ویزایی صادر نمی‌شود، پس فراموش نکنید اگر قصد ورود به قبرس را از راه ترکیه دارید، ویزا را باید از سفارت قبرس در تهران گرفته باشید. دومین روش برای سفر به نیکوزیای شمالی، به این صورت است که با داشتن ویزای قبرس، از طریق هواپیما یا کشتی، به این کشور سفر کنید و بعد در نیکوزیای جنوبی، پلیس مرزی ترکیه مجوز یک روزه تا یک هفته‌ای ورود به نیکوزیای شمالی را برایتان صادر می‌کند.

نیکوزیای شمالی، با کوچه‌های تو در توی سنگ‌فرش، ساختمان‌های سنگی و روزهای آفتابی و دریای روشن، بهترین گزینه برای مسافرانی است که دنبال آرامش می‌گردند. شهر با تمام جنگ‌ها و حمله‌هایی که از سر گذرانده، جایی دنج و خلوت است، در واقع قدرت قلعه و قصرهای فرمانروایان به اندازه‌ی خورشید و اقیانوس نبوده. از نیمه‌های اسفند، آب و هوای گرم و معتدل در لفکوشا شروع می‌شود و تا مهر ماه هم ادامه دارد؛ زمستان‌ها باران می‌بارد، اما حداقل دما کمتر از ده درجه نمی‌شود و همین باعث شده لفکوشا در هر فصلی از سال، آب و هوای مطلوبی برای سفر کردن داشته باشد.

بیوک‌هان، کاروانسرایی بزرگ از قرون‌وسطی، در خیابان آراستا واقع شده و اصلی‌ترین جای شهر برای گردشگران است؛ حجره‌ها امروز تبدیل به کارگاه‌ صنایع‌دستی شده و داخل حیاط کاروانسرا نیز در اختیار کافه‌ها و رستوران‌هاست. شب‌های آخر هفته، در این‌جا مراسم رقص محلی برگزار می‌شود و گاهی وقت‌ها هم نمایش خیمه‌شب‌بازی برپاست که بچه‌ها خیلی دوستش دارند.

صنعت اصلی نیکوزیا، بافت ابریشم است و به همین دلیل در غرفه‌های صنایع‌دستی بیوک‌هان، می‌شود شال یا رومیزی ابریشمی با قیمت خیلی خوب پیدا کرد. فروشنده‌های این شهر با چانه‌زدن آشنا هستند و تخفیف هم می‌توانید بگیرید. اگر گشت‌زدن در بازارهای محلی و دیدن بساط‌های رنگارنگ زیورآلات سنگی و صدفی، لباس‌ها و صندل‌های تابستانی هم برای شما جالب است، یکشنبه‌بازار لفکوشا را از دست ندهید.

نیکوزیای شمالی، یک کاروانسرای قدیمی و دیدنی دیگر هم دارد به اسم کومارجیلارهان در شمال کوچه‌ی آقا افندی که در قرن هفده پاتوق قماربازان این ناحیه بوده است. از کوچه‌ی آقا افندی که پایین بیایید، بعد از نیم ساعتی پیاده‌روی به میدان سلیمیه و مسجد سلیمیه می‌رسید. این مسجد ابتدا کلیسا بوده و در قرن شانزده به خواست عثمانی‌ها تبدیل به مسجد شده و امروز دیوارها و ستون‌های بلند معماری عثمانی در مسجد سلیمیه خودنمایی می‌کند.

نیکوزیا با این‌که ظاهر مدرنی ندارد، ولی تمیز و زیباست و کسی را خسته نمی‌کند. یک پیاده‌روی کوچک از محل اقامت با شیب ملایم کوچه‌ها، درخت‌های نخل کوتاه و گل‌های کاغذی که از روی دیوارها پایین افتاده‌اند، می‌تواند با یک ناهار خوش آب و رنگ در یکی از رستوران‌های محلی شهر، دل‌چسب‌تر هم باشد. تنوع غذایی قبرس مشهور است و در کنار غذای اصلی‌شان هم مخلفات جورواجور سرو می‌کنند؛ از ماست، زیتون، ترشی‌ها و سبزیجات پخته‌شده گرفته تا ماهی‌های دودی یا میگوهای کبابی. هر جای لفکوشا که باشید، فاصله‌ی شما با یک رستوران خوب خیلی زیاد نیست. محل اقامت‌تان می‌تواند یک هتل پنج ستاره و یا یک ویلای خارج از شهر با چشم‌انداز دریا باشد، یا حتی اگر از طریق کشور قبرس وارد نیکوزیای شمالی شده‌اید، می‌توانید هتل را در نیکوزیای جنوبی بگیرید و هر بار که خواستید با یک مهر ورود وارد لفکوشا شوید. نیکوزیا با سواحل غربی قبرس، لارناکا، تنها هشتاد کیلومتر فاصله دارد و از شمال هم که چسبیده به سواحل کایرنیا در شهر گیمه است. پس علاوه بر آرامش آفتاب، هیجان دریا را هم در نزدیکی‌تان دارید. دیگر چه چیزی باقی می‌ماند؟ وقتی که برگشتید و توی خانه‌ی خودتان بودید، فقط به این فکر می‌کنید که کاش روزها طولانی‌تر می‌شدند.

اگر وقت بیشتری در نیکوزیای شمالی داشتید، این دو تا را هم فراموش نکنید:
- قلعه‌ی حسن‌پاشا که قصری بسیار بزرگ و سنگی با اتاق‌های تو در تو است و از قرن هفده به جا مانده.
- سینما نوستالژی که جشن‌های محلی این‌جا برگزار می‌شوند و گاهی شب‌ها اجرای زنده‌ی موسیقی دارد.


تاریخچه
طبعاً تاریخ نیمه‌ی شمالی نیکوزیا تا سال ١٩٦٣ با نیمه‌ی جنوبی آن فرق چندانی ندارد.
سال ١٩٦٣ بود که نیکوزیا به دو نیمه‌ی شمالی و جنوبی تقسیم شد. ترک‌ها که ساکن شمال بودند؛ اسم بخش مربوط به خودشان را لفکوشا تلفظ می‌کردند و یونانی‌های جنوب‌نشین، همان اسم را در لهجه‌ی خودشان لفکوزیا می‌گفتند. گرین لاین یا خط سبز، اسم مرز بین دو نیمه‌ی شمال و جنوب است و اشاره‌ی ظریفی دارد به رنگ خودکاری که فرمانده‌ی بریتانیایی، برای کشیدن مرز بین دو قسمت از آن استفاده کرد.
حمله‌ی سال ١٩٧٤ ترکیه‌ای‌ها، که ترک‌های قبرس از آن به عنوان عملیات نجات یاد می‌کنند، باعث شد شهر به طور رسمی به دو بخش تقسیم شود.
برای مسافران ایرانی که به نیکوزیا سفر می‌کنند، رفتن به لفکوشا با ویزای قبرس دردسر زیادی ندارد؛ کافی‌ست فرمی در کیوسک‌های مرزی پلیس ترکیه پر کنند و پاسپورت خود را نشان دهند؛ اما با ویزای قبرس این کار امکان‌پذیر نیست.


بیوک هان
بیوک هان (کاروانسرای بزرگ)، هم نمونه‌ای از معماری عثمانی است هم از معدود نمونه‌های کاروانسراهای قرون وسطاست که هنوز بر پا مانده. در دنیای امپراتوری عثمانی در قرون وسطی، بازرگانان و مسافران در این کاروانسرا اتراق می‌کردند.
این بنا در سال ١٥٧٢ میلادی و به دستور اولین فرماندار عثمانی قبرس، مسافر پاشا ساخته شد. در ٦٧ اتاق این کاروانسرا، امروزه تعداد زیادی کافه، مغازه و کارگاه‌های سنتی صنایع دستی به راه انداخته‌اند.

بیوک حمام
بیوک حمام که ترجمه‌اش می‌شود حمام بزرگ، یکی از معروف‌ترین حمام‌های ترکی جهان است که هم گردشگران از آن استقبال خوبی می‌کنند و هم اهالی شهر.

بدستان
از دیگر ساختمان‌های بازسازی شده‌ی نیکوزای شمالی است که البته بیشتر وقت‌ها هم درش بسته می‌ماند. بدستان به معنی بازار سرپوشیده است و این ساختمان در اصل کلیسای کوچک بیزانسی مربوط به قرن ششم میلادی است که در قرن چهاردهم، با افزودن ساختمان هایی تبدیل به کلیسای کاتولیکی شد؛ در دوران ٨٢ ساله‌ی حکمرانی ونیز، تبدیل به کلیسای ارتودوکسی وابسته به پایتخت شد و وقتی که امپراتوری عثمانی حکومت شهر را در دست گرفت، تبدیل شد به انبار غلات و بازار سرپوشیده‌ای که کم‌کم از رونق افتاد.
سنگ قبرهای قرون وسطایی را که از سرتاسر قبرس جمع‌آوری کرده‌اند، در قسمتی از بدستان نگهداری می‌کنند.

کتابخانه‌ی سلطان محمود دوم
کتابخانه‌ی سلطان محمود در ساختمانی ٨ ضلعی که در سال ١٨٢٩ ساخته شده، جای گرفته است. این کتابخانه ١٧٠٠ کتاب را در خود جای داده که قدمت بعضی از آن‌ها به بیش از ٧٠٠ سال پیش باز می‌گردد. ورودی کتابخانه هم با خطاطی‌های آبی و طلایی تزیین شده است.

موزه‌ی گوهر
مجموعه‌ای از ستون‌ها، سنگ قبرها، پنجره‌های سبک گوتیک و... را در ساختمانی مربوط به قرن پانزدهم به نمایش گذاشته است.

موزه‌ی درویش پاشا
ساختمان این موزه‌ی کوچک نژادشناسی در سال ١٨٠٧ ساخته شده و به یکی از ترک‌های قبرس به نام درویش پاشا تعلق داشت که اولین روزنامه‌ی ترکی زبان این کشور را منتشر کرد. در سال ١٩٨٨، این ساختمان به موزه‌ی نژادشناسی تبدیل شد و مجموعه‌ای از لوازم خانه شامل ظروف قدیمی، سفالینه‌ها، کارهای شیشه و سرامیک و... را در آن به نمایش گذاشتند. در طبقه‌ی دوم موزه هم مجموعه‌ای از لباس‌های سنتی ترکی در مهمان‌خانه‌ای سنتی با قلیان و دم و دستگاه وجود دارد.

مسجد سلیمیه
یکی از مکان‌های مذهبی مهم لفکوشا به شمار می‌رود و ساختمان عجیبی دارد: چیزی بین یک کلیسای گوتیک فرانسوی و یک مسجد عربی. این مسجد حتی از نیکوزیای جنوبی هم قابل مشاهده است.
کار ساختن کلیسا را در سال ١٢٠٩ میلادی شروع کردند. در سال ١٢٤٨ میلادی، لویی نهم، شاه فرانسوی، در راه رفتن به جنگ‌های صلیبی در این ساختمان توقفی داشت و با به کار گماردن هنرمندان و معمارانی که همراهش بودند، کمک‌های زیادی به ساختن بنا کرد؛ با این وجود ساخت کلیسا ٧٨ سال طول کشید و سرانجام در سال ١٣٢٦ساخت آن به عنوان کلیسای آژیا سوفیا به پایان رسید.
زلزله‌های سال‌های ١٤٩١ و ١٥٤٧ میلادی به ساختمان این کلیسا کمی آسیب رساند. بعدها، در سال ١٥٧٠ میلادی، عثمانی‌ها با اضافه کردن دو مناره، این کلیسا را تبدیل به مسجد کردند.


خرید
کاروانسرای بزرگ با مغازه‌های متنوع و رنگارنگش، در نیکوزیای شمالی بهترین فروشگاه ممکن برای توریست‌هاست، به خصوص دو مغازه‌ی زیر:

مونیات ماکون
ماکون، نوعی آبنبات کشی عثمانی است؛ چیزی شبیه پشمک خودمان، منتها خیلی کوچک‌تر. صاحب این مغازه، در ساخت این آب‌نبات کشی مهارت زیادی دارد و از مزه‌های تلخی مثل گردوی سبز و ادویه‌ای گرفته تا طعم‌های شیرین طالبی و هندوانه در بساطش پیدا می‌شوند.

کوزا
صنعت تولید ابریشم از کرم‌های ابریشمی که با برگ‌های توت تغذیه شده‌اند، هنوز هم در این بخش از قبرس باقی مانده. صاحبان این مغازه، مادر و دختری هستند که انواع پارچه‌های ابریشمی را در این کارگاه بافته و می‌فروشند.

توجه داشته باشید که مسافرانی که از نیکوزیای جنوبی برای خرید به این بخش می‌آیند، طبق قوانین یونان حق ندارند بیش از ٢٠٠ دانه سیگار و بیش‌تر از هشتاد یورو جنس نو به آن‌طرف شهر ببرند؛ پس فکر خرید قالیچه و این‌جور چیزها را نکنید!

لیون، شهر نور، شهر ابریشم، پایتخت آلپ و پایتخت آشپزی فرانسه است.

لیون شهری زنده است با موزه‌های هنر و نقاشی بی‌نظیر، شب‌های پر جنب‌وجوش، مراکز خرید بزرگ و دانشگاه‌هایی که دانشجوها را از سرتاسر دنیا به ضیافت شهر دعوت کرده‌اند. همه‌ی این‌ها به‌اضافه‌ی پارک‌های سبز، رودخانه‌های زیبا با حاشیه‌هایشان و مرکز شهر باستانی، کافی‌ست تا لیون به عنوان یکی از میراث جهانی یونسکو شناخته شود.

لیون بین دو تپه و دو رود محصور است، از نمای زیبای شهر از فراز تپه‌ها تا دوچرخه‌‌سواری و پیاده‌روی اطراف دو رود و شام خوردن در رستوران‌های اطراف یا کشتی‌های توریستی وسط رودخانه‌ها، جذابیت لیون را چند برابر می‌کند.

گردش در لیون را می‌توان از تپه‌ی فورویر آغاز کرد. از کنار کلیسای نوتردام فورویر، جایی که تمام شهر زیر پای شماست و کوه‌های سفید معروف فرانسه هم، اگر هوا صاف باشد در دور‌دست‌ها دیده می‌شوند. از میدان فورویر می‌توان نمای بی‌نظیر شهر را به خاطر سپرد و بعد از آن، به تک‌تک آثاری که از بالا دیده می‌شود سر زد. برج فلزی مخابراتی فورویر در بالای تپه، مشخصه و نماد لیون است؛ کپی ِ کوچکی است از ایفل که از بیشتر جاهای شهر دیده می‌شود. قبل از این که از تپه پایین بیایید، تئاتر رومی‌اش را هم ببینید! آمفی‌تئاتر باستانی، از قدیمی‌ترین آثار لیون است و با وجود ویرانی بعضی از قسمت‌هایش، هنوز هم میزبان بسیاری از فستیوال‌ها و کنسرت‌های شهر است.

لیون شهر ابریشم و ابریشم‌بافی‌است. تپه‌ی کروا روس، مرکز ابریشم‌بافی لیون است که به خاطر کوچه‌های باریک‌اش که ترابوله نامیده می‌شوند، معروف است. تپه نوردی و قدم زدن در ترابوله‌ها که از وسط ساختمان‌ها رد می‌شوند و مردم را به آن‌سوی رودخانه و بازارهای ابریشم می‌رسانند، بسیار رویایی و چشم نواز است.

مرکز باستانی شهر لیون، قدیمی و پر اصالت است و از محبوب‌ترین مکان‌های توریستی؛ منطقه‌ای نارنجی با ساختمان‌های قدیمی یک‌قواره و کوچه‌های باریک و ترابوله‌ها. بهترین کار این است که نقشه را کنار بگذارید و بی‌هدف در کوچه‌های شهر قدم بزنید و بین راه، در کافه‌ها و رستوران‌های دنج منطقه استراحت کنید. روح حاکم بر لیون قدیم بی‌نظیر و دوست‌داشتنی است. شهر قدیمی با استفاده از نام سه کلیسای معروف آن، به سه منطقه تقسیم می‌شود؛ به سه برهه‌ی زمانی؛ به سه بخش از تاریخ: سن جان، سن پل و سن جورج. کلیسای گوتیک و معروف سن جان و موزه‌ی مینیاتور در منطقه سن جان؛ کلیسای بلند سن پل، معبد زیبای دو شانژ، موزه‌ی تاریخ لیون و موزه‌ی خیمه‌شب‌بازی در منطقه‌ی سن پل؛ و کلیسای نئوگوتیک ِ سن جورج و معماری زیبای آن منطقه، از آثاری هستند که در حین گردش در شهر قدیم می‌بینید.

لیون شهر بزرگی است با مجموعه‌ای از تمام دیدنی‌های اروپایی: کلیساها، پارک‌ها، کوچه‌ها و موزه‌ها. موزه‌های هنرهای زیبای لیون از سری باید‌ دیدهای لیون است. فضای سبز اطراف موزه در تابستان پر است از توریست‌ها و محلی‌هایی که برای پیک‌نیک آمده‌اند و نقاشی‌های داخل موزه هم کارهای منحصر به فردی از ماتیس، سزان، پیکاسو، مونه، گوگن و دیگر نقاشان معروف است. موزه‌ی‌ اشیای باستانی گالو-رومان، موزه‌ی هنر آفریقایی و مرکز هنر معاصر لاسوکریر نیز از دیگر گنجینه‌های این شهر هستند.

میدان بِلِکور با نشان چرخ و فلک و مجسمه‌ی لویی چهاردهم در وسطش، از بزرگ‌ترین میدان‌های اروپا و از مهم‌ترین‌ دیدنی‌های لیون به شمار می‌رود. مجسمه‌ی شازده‌کوچولوی معروف و خالقش‌، سنت اگزوپریِ لیونی در دیگر گوشه‌ی میدان، لیون را دوست‌داشتنی‌تر کرده است.

لیون شهر تنوع است؛ از بناهای باستانی گرفته تا آثار دوره‌ی رنسانس و از آثار قرن ١٧ تا ١٩ گرفته تا آسمان خراش ٤٢ طبقه‌ای مدرن را برای عرضه‌کردن دارد. پارک سرطلایی (پارک دو لا تت دور) در مرکز شهر و آمفی‌تئاتر بزرگ و جدید پَله دِ کنگره‌، از زیبایی‌های دیدنی ِ لیو‌ن‌ هستند.

در کنار جاذبه‌های توریستی شهر، خرید نیز جایگاه ویژه‌ای در لیون دارد. مرکز خرید لا پار دیو از بزرگ‌ترین مراکز خرید اروپاست. خیابان ریپابلیک و خیابان‌های موازی آن در مرکز شهر، خیابان‌های زنده و پر های‌و‌هوی شهر هستند مملو از مغازه‌ و از بهترین خیابان‌های شهر برای خرید.
لیون شهر غذاهای لذیذ و پایتخت آشپزی فرانسه است و غذاخوردن در رستوران، حتی برای اهالی شهر هم لذت دارد. رستوران‌های سنتی و دنج لیون، معروف به بوشون، با غذاهای لذیذ و خوشمزه‌شان شناخته می‌شوند. غذاهای بوشون‌ها معمولاً سوسیس مخصوص، سوپ و پرس‌های مختلف از نان و پنیرهای بی‌نظیر فرانسوی و ماهی است. علاوه بر این‌ها رستوران‌های ملل مختلف مثل ایتالیایی، چینی، ترکی و هندی و رستوران‌هایی با موزیک جاز و محلی نیز در لیون به وفور یافت می‌شود. بسته به نوع رستوران، در لیون می‌توان از ٤ یورو تا ٣٠ یورو برای هر وعده غذا هزینه کرد.

لیون شهر گرانی نیست. هزینه‌ی اقامت در هتل‌های این شهر، از سایر شهر‌های توریستی اروپایی کمی پایین‌تر است. یک اتاق دو نفره به طور متوسط بین ٤٠ تا ١٢٠ یورو برای هر شب هزینه دارد. بسیاری از آثار دیدنی ِ شهر نیز مجانی‌اند و ورودی موزه‌ها بین ٣ تا ٦ یورو است که نسبت به بقیه‌ی اروپا ارزان محسوب می‌شود. در نهایت، از سفر به لیون راضی خواهید بود، به‌خصوص اگر در بهار یا اوایل پاییز به آن‌جا سفر کرده باشید. از ماه‌های بسیار گرم تیر و مرداد که بگذریم، لیون هوای رویایی ِ بی‌نظیری در بهار و اواخر تابستان دارد.

توصیه می‌کنیم این‌ها را هم به خاطر بسپارید:
- جشن نور لیون، مهمترین رویداد شهر است. در فستیوال نور در ماه آذر، شهر غرق در نور و مجسمه‌های نورانی می‌شود.
- جشنواره‌ی شب‌های فورویر، یک فستیوال موسیقی است که در تپه‌های فورویر برگزار می‌شود، از خرداد تا مرداد ادامه دارد و از محبوب‌ترین جاذبه‌های لیون برای توریست‌هاست.
- لیون را به راحتی می‌توانید با مترو، اتوبوس و ترامواهای شهری زیر پا بگذارید. لیون کارت، بهترین گزینه برای خرید بلیط مترو و اتوبوس است. همه وسایل حمل و نقل عمومی را در بر می‌گیرد و برای ١ تا ٣ روز استفاده، حدود ٢٢ تا ٣٦ یورو قیمت دارد.
- اگر اهل فوتبال هستید، دیدار از ورزشگاه تیم المپیک شهر لیون و فروشگاه‌هایش برای شما به‌یاد‌ماندنی خواهد بود.
- باغ وحش خارج شهر لیون، باغ وحش بزرگ و زیبایی‌ست که حیواناتش در محوطه آزادند و در عوض شما سوار بر ماشین‌های مخصوص از وسط قلمروی حیوانات عبور می‌کنید.

دیدنی‌های لیون:
- کلیسای نوتردام فورویر و میدان فورویر
- آمفی‌تئاتر رومی فورویر
- تپه‌ی کروا روس
- آمفی‌تئاتر کروا روس
- لیون قدیم
- کوچه‌های ترابوله
- کلیسای جامع سن جان
- کلیسای سن پل
- قلعه‌ی دو شانژ
- برج مخابراتی فلزی فورویر
- ساختمان شهرداری
- اپرای شهر
- هتل دیو
- پارک سر طلایی
- موزه‌ی هنرهای زیبا
- موزه‌ی تاریخ
- موزه‌ی خیمه شب بازی
- موزه‌ی گالو-رومان
- موزه‌ی آفریقایی
- موزه‌ی سینما


تاریخچه

شهر لیون در استان رون - آلپ و بین پاریس و مارسی قرار دارد و فاصله‌اش با پاریس ٤٧٠ کیلومتر، با مارسی ٣٢٠ کیلومتر، با ژنو ١٦٠ کیلومتر، با تورینو ٢٨٠ کیلومتر و با بارسلونا ٦٠٠ کیلومتر است.
لیون از نظر فرهنگی بر فرانسه و جهان تاثیر زیادی داشته؛ از نظر تاریخی برای محصولات مختلف و صنعت ابریشم‌بافی‌اش معروف بوده و در دوران مدرن، به عنوان مرکز خوش‌گذرانی فرانسه در نظر گرفته می‌شد. لیون، به سبب وجود برادران لومیر، در تاریخ سینما هم نقش بزرگی ایفا کرده است.
از نظر اقتصادی نیز، لیون به عنوان مرکز اصلی بانک‌داری و همچنین تولید فرآورده‌های شیمیایی، دارویی و بیوتکنولوژی به شمار می‌رود.


بهترین زمان برای رفتن به لیون، فصل بهار یا پاییز است. تابستان‌ها هوا معمولاً کمی گرم و مرطوب است و ماه سپتامبر (شهریور)، هنوز هوا خنک نشده. زمستان‌های لیون هم اغلب سرد و نم‌ناک است و گاهی مه غلیظی شهر را می‌پوشاند. اواسط دسامبر و فوریه (دی و بهمن) هم رطوبت هوا بالا می‌رود.


موزه‌ی هنرهای زیبا
این موزه، مجموعه‌ی زیبایی از مجسمه‌ها و تابلوهای نقاشی فرانسه از دوره‌های مختلف هنر اروپایی را به نمایش گذاشته.
نشانی اینترنتی: www.mba-lyon.fr

موزه‌ی چاپ‌خانه
وظیفه‌ی اصلی این موزه، نگه‌داری و حفظ ارزش آثار مکتوب فرانسوی است.
نشانی اینترنتی: www.imprimerie.lyon.fr

موزه‌ی هنرهای زینتی
این موزه‌، مبل، پرده‌های دیوارکوب، کاغذدیواری، سرامیک‌ها و نقره‌های سده‌ی هیجدهم میلادی را به معرض نمایش گذاشته است.

آکواریوم لیون بزرگ
در جنوب پراش و در امتداد پل لا مولاتیر، نزدیک تلاقی دو رودخانه‌ی رون و سائون، نمایشگاهی از جانوران و گیاهان آب‌زی برپاست.
نشانی اینترنتی: www.aquariumlyon.fr

خانه‌ی حریربافی
برای آشناشدن با فرآورده‌های ابریشمی لیون، به دیدن این موزه بروید.
نشانی اینترنتی: www.maisondescanuts.com

کارگاه هنری گلابتون‌دوزی
این موزه سابق بر این کارگاهی بوده که شرکت ابریشم خام به راه انداخت و تا سال ١٩٧٩ هم فعالیت می‌کرده است.
نشانی اینترنتی: www.soierie-vivante.asso.fr

موزه‌ی هنر معاصر
این موزه را به نمایش هنرهای معاصر فرانسه اختصاص داده‌اند و هر ساله نمایش‌گاه‌های متعددی در آن برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.moca-lyon.org

مرکز تاریخ مقاومت و تبعید
در این ساختمان، ستاد فرماندهی جنگ جهانی دوم از ١٩٤٢تا ١٩٤٤ مقیم بوده است.

موزه‌ی لومیر
در این موزه که در ٣ کیلومتری جنوب شرقی بلکور در امتداد مسیر گامبتا قرار گرفته؛ تاریخ سینما را به نمایش گذاشته‌اند.
نشانی اینترنتی: www.institut-lumiere.org

مسجد بزرگ لیون
نشانی اینترنتی: www.mosquee-lyon.org

موزه‌ی ژادانی:
ساختمان موزه، کاخی است که در سده‌ی شانزدهم میلادی برای دو بانک‌دار فلورانسی ساخته بودند و امروزه، موزه‌ی تاریخ بومی و عروسک خیمه‌شب‌بازی است.
نشانی اینترنتی: www.museegadagne.com

لا بی‌اف١٥
این نگارخانه‌ی هنر معاصر، در امتداد جنوب بارانداز قرار دارد.


خانه‌ی اپرا
این اپراخانه‌ی نوکلاسیک لیون با سقف شیشه‌ای گنبدی شکلش، توسط معمار فرانسوی، ژان نوول ساخته شده است.


باغ روزا میر
دیوارها و ستون‌های این باغ را با انواع سنگ، مرجان و صدف پوشانده‌اند و وسطش آب‌نمای زیبایی به ارتفاع بیش از دو متر، خودنمایی می‌کند

پارک دو لا تت دُر
این پارک ١١٧ هکتاری لیون که در سال ١٨٦٠ میلادی به بهره‌برداری رسیده است، دریاچه، باغ گیاه‌شناسی با گلخانه‌ها، پیست‌های اسب‌سواری و دوچرخه‌سواری و حتی یک باغ وحش کوچک هم دارد.


شب‌های فورویر
از اوایل ژوئن تا اوایل آگوست، در آمفی‌تاتر رومی فورویر کنسرت‌هایی در هوای آزاد برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.nuitsdefourviere.fr

دو سالانه‌ی هنر معاصر
جشنواره‌ی هنر معاصر، در سال‌های فرد از ژوییه تا سپتامبر برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.biennale-de-lyon.org

دو سالانه‌ی رقص
این دو سالانه‌ی رقص، که هر بار یک ماه طول می‌کشد، در سال‌های زوج و در ماه سپتامبر برپا می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.biennale-de-lyon.org

جشنواره‌ی لومیر (روشنایی)
روز هشتم دسامبر، لیون با برگزاری جشن مریم دوشیزه، نورانی می‌شود. نه تنها ساختمان‌های بلندشهر را چراغانی می‌کنند، بلکه پشت پنجره‌ها هم شمعِ روشن می‌گذارند.

نام‌های دیگر این کشور باستانی، هلاس و جمهوری هلنیک است. یونان، در جنوب شرقی اروپا و فی‌الواقع در جنوب شبه‌جزیره‌ی بالکان قرار دارد. این کشور، از شمال با آلبانی، جمهوری مقدونی و بلغارستان و از شرق، با ترکیه همسایه است. دریای اژه در شرق، دریای ایونی در غرب و دریای مدیترانه در جنوب یونان قرار دارند. یونان نزدیک به هزار و چهارصد جزیره دارد که از مهم‌ترین جزیره‌هایش، می‌توان به کرت، دوازده جزیره، سیکلادس و جزیره‌های ایونی اشاره کرد. ٨٠٪ یونان را کوه‌ها اشغال کرده‌اند و کوه المپ به ارتفاع ٢٩١٧ متر، بلندترین کوه یونان به شمار می‌آید. یونان، مهد تمدن غرب و زادگاه دموکراسی، فلسفه‌ی غرب، بازی‌های المپیک، ادبیات غرب و تاریخ‌نویسی، علوم سیاسی، اصول علمی و ریاضی و نمایش تراژدی و کمدی است. یونان مدرن، در سال ١٨٣٠ پایه‌ریزی شد و قبل از آن تحت نظر عثمانی اداره می‌شد. آتن پایتخت و بزرگ‌ترین شهر این کشور است و تسالونیکی، پاتراس، هراکلیون، لاریسا و وولوس از مهم‌ترین شهرهای آن هستند.


بهترین زمان دیدار از یونان، بهار و پاییز است؛ به ویژه ماه‌های مه، ژوییه، سپتامبر و اکتبر. همچنین به یاد داشته باشید که در فصل‌هایی از سال که مسافر کم است برخی از جزیره‌های کوچک‌تر، به حالت نیمه تعطیل درمی‌آیند. ما پیشنهاد می‌کنیم بین عید پاک تا اواسط ژوییه- زمانی که هوا از هر نظر عالی است و جاهای دیدنی چندان شلوغ نیستند- را برای سفر به یونان انتخاب کنید.
در واقع از اواسط ژوییه تا آوگوست، فصل گردشگری یونان به شمار می‌رود؛ با این حال همه جا بسیار شلوغ است و در ماه‌های ژوییه و آوگوست که هوا بسیار گرم است، دمای هوا به ٤٠ درجه‌ی سانتی‌گراد هم می‌رسد.


اپی‌فانی
یک جشن مذهبی است که در ژانویه برگزار می‌شود. یکی از مراسمی که در این جشن برگزار می‌شود این است که یک کشیش صلیبی را به درون آب – آب دریاچه، دریا، رودخانه و ... - پرت می‌کند و مردان جوان به درون آب می‌روند و شناکنان مسابقه می‌دهند تا صلیب را بگیرند، می‌گویند کسی که صلیب را به دست بیاورد آمرزیده می‌شود.

کارناوال آپُکریِس
این جشن سه هفته‌ای با کارناوال ریودوژانیرو قابل مقایسه است. مردم رقصان و خوشند و همه‌ی گوشه کنار یونان رژه و گردهمایی برگزار می‌شود. این رژه‌ها را خود مردم برنامه‌ریزی می‌کنند و در آن لباس‌های عجیب و غریب می‌پوشند و بعضی وقت‌ها ماسک هم به صورت‌ می‌زنند. این جشن در شهر پاتراس بزرگ‌تر و قشنگ‌تر برگزار می‌شود. باید بدانید که این جشن ریشه در تاریخ و فرهنگ یونان دارد و عمر آن بسیار دراز است اما زمان آن مشخص نیست. البته زمان برگزاری همیشه در آغاز بهار است اما این که دقیقاً شروعش چه روزی است، معلوم نیست. به این دلیل که سعی می‌کنند این جشن با ایام روزه‌داری هم‌زمان نباشد.

جشنواره‌ی فیلم تسالونیکی
این جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم اولین بار در سال ١٩٦٠ برگزار شد و در حال حاضر یکی از پربیننده‌ترین روی‌دادهای سالانه‌ی یونان به شمار می‌رود و تاریخ برگزاری آن هم در ماه نوامبر است. در طول برگزاری این جشنواره به طور معمول صد و پنجاه فیلم بین‌المللی و یونانی نمایش داده می‌شوند و برندگان آن هم جایزه‌ی اسکندر طلایی را به خانه می‌برند. در طول یک ماهی که این جشنواره برقرار است به بهانه‌ی این جشنواره نمایشگاه‌ها و کنسرت‌های مختلفی هم برگزار می‌شوند.

جشنواره‌ی صخره‌نوردی کالیمنُس
در ماه مه برگزار می‌شود، دیواره‌های مخصوص سنگ‌نوردی و صخره‌نوردی را آماده می‌کنند و مردم عادی و ورزشکاران حرفه‌ای از آن‌ها بالا می‌روند. اگر شما عاشق هیجان هستید بد نیست زمان خود را جوری تنظیم کنید تا مه را در یونان بگذرانید. این جشنواره اولین بار در سال دوهزار برگزار شد و از آن تاریخ همه‌ساله گردشگران زیادی برای شرکت در این رویداد عازم کالیمنُس می‌شوند.

جشنواره‌ی گاو نر
در ماه ژوئن و در شهر اژیاپاراسکِویس از توابع آتن برگزار می‌شود و یک جشنواره‌ی سه روزه است که در آن توی خیابان‌ها مسابقه‌ی اسب‌سواری –انتظار داشتید گاو نر باشد؟ حق داشتید - برگزار می‌کنند! همچنین گروه‌های موسیقی مختلفی هم در سطح شهر به اجرای برنامه می‌پردازند. قسمت دیگری از این جشنواره به غذا و خوردنی اختصاص دارد.


غذایی که امروز ما به عنوان یونانی می‌شناسیم علاوه بر ریشه‌ای که در فرهنگ یونان باستان دارد تأثیرات خیلی زیادی از آشپزی همسایه‌های یونان، یعنی ایتالیا و ترکیه پذیرفته و البته باید گفت روی این دو تأثیر متقابلی نیز گذاشته است. فرهنگ غذایی یونان خیلی مدیترانه‌ایست به این معنا که محتویات غذاها سبزیجات، حبوبات، ماهی، گوشت بره و ادویه‌های به خصوصی مثل آویشن و استفاده‌ی بی حد و حصر از سیر و بادنجان و... است و البته همین‌ها هم باعث هویت این نوع غذا و شناخته شدن آن در همه جای جهان شده. در آشپزی یونانی روغن زیتون حرف اول را می‌زند، همچنین لیمو و گوجه‌فرنگی پای ثابت اکثر غذاهای یونانی هستند و همچنین کمتر میزی در یونان پیدا می‌شود که در هنگام شام رویش نان پیدا نشود.

آشپزی در یونان البته با آن چیزی که شما در رستوران‌های یونانی سراسر دنیا تجربه کرده‌اید تفاوت اساسی دارد. این‌گونه رستوران‌ها اکثراً سعی می‌کنند تا از مواد مورد استفاده در آشپزی یونانی، غذایی باب میل مشتری را به او تحویل دهند. در حقیقت غذای یونانی را به سلیقه‌ی مشتری و فرهنگ غذایی او ارائه می‌دهند.

یونانی‌ها بیرون‌خوری و بیرون‌گردی را دوست دارند. اگر خواستید رستورانی را برای خوردن غذای یونانی انتخاب کنید حواستان باشد که جمعیت یونانی‌های آن از توریست‌ها بیشتر باشد. رستوران‌ها خوب و معروف تنها غذای یونانی ندارند و اگر مزاجتان با سیر و بادمجان و سبزی نمی‌سازد می‌توانید چیز دیگری برای خوردن انتخاب کنید. یکی از راه‌های تشخیص خوب بودن رستوران این است که وقتی شما صورتحساب را خواستید برای شما یک دسر کوچک و مجانی بیاورند. از نشانه‌های بد بودن رستوران، یکی لیست شدن این دسرها در منوی رستوران است و دیگری این است که وقتی شما هنوز سر میز نشسته‌اید گارسون شروع به جمع‌آوری میز کند.

یونانی‌ها نسبت به بقیه‌ی اروپا و امریکای شمالی گوشت خیلی کمتری در غذا می‌ریزند اما با این وجود برای پیدا کردن رستوران مخصوص گیاهخواران به مشکل برخواهید خورد که البته این به معنای این نیست که یونانی‌ها غذای گیاهی ندارند، منوی آن‌ها پر است از غذاهای گیاهی که در همه‌ی رستوران‌ها هم پیدا می‌شود. در یونان فست‌فود هم پیدا خواهید کرد اما جالب است بدانید خود یونانی‌ها فست‌فود مخصوص به خود را نیز دارند، اسم یکی از این غذاها قیرو است و یکی دیگر هم سوولاه‌کی نام دارد. اساس این دو غذا را گوشت قرمز و سفید تشکیل می‌دهد و معمولا ماست و سبزیجات و سیر هم آن‌ها را همراهی می‌کند.


تاکنون ١٥ اثر فرهنگی و ٢ اثر طبیعی-فرهنگی از کشور یونان به عنوان میراث فرهنگی جهانی در فهرست یونسکو به ثبت رسیده است. در این‌جا تنها به تعدادی از آن‌ها اشاره خواهیم کرد؛ برای دیدن لیست کامل میراث جهانی یونان به صفحه‌ی این کشور در وب‌سایت میراث جهانی یونسکو مراجعه نمایید.

١. مکان‌های باستانی موکِنه(یا میسِن) و تیرینس
واقع در: حوزه‌ی ریاست آرگولیس، منطقه‌ی پِلوپونِسوس
تاریخ ثبت: ١٩٩٩
این مکان‌های باستانی، خرابه‌های باقی‌مانده از دو شهر بزرگِ تمدن موکنه‌ای هستند. تمدنی که از قرن ١٥ تا ١٢ قبل از میلاد مسیح، دنیای شرق مدیترانه را زیر حکومتِ خود داشتند و نقشی حیاتی در گسترش فرهنگ کلاسیک یونان ایفا کردند. این دو شهر، ارتباط تنگاتنگی دارند با «ایلیاد» و «اودیسه» -حماسه‌های شاهکارِ شاعر یونانی «هومر»- که بیش از ٣٠٠٠ سال است هنر و ادبیات اروپا را تحتِ تأثیر خود دارند.

٢. شهر قدیمیِ کورفو
واقع در: حوزه‌ی ریاست کورفو، جزیره‌های ایونیایی
تاریخ ثبت: ٢٠٠٧
این شهر در جزیره‌ی کورفو، در کرانه‌ی سواحل غربی یونان و آلبانی، در ورودیِ دریای آدریاتیک قرارگرفته و موقعیتی استراتژیک دارد. قدمت آن به قرن ٨ قبل از میلاد می‌رسد. سه قلعه‌ای که در این شهر قرار دارد ساخت مهندسان ونیزی است که از قرن ١٥ میلادی، به‌مدت ٤ قرن، برای محافظت از تجارت دریایی جمهوری ونیز دربرابر امپراطوری عثمانی، بکار می‌رفته. این قلعه‌ها در همان دوران چندین بار بازسازی شده‌اند و آخرین بار، پس از این‌که کورفو تحت حکومت دولت‌های بریتانیا و فرانسه و یونان درآمد، در قرن ١٩ میلادی، بریتانیایی‌ها بازسازی آن‌ها را به‌عهده گرفتند. بافتِ شهری این بندر، عمدتاً حاصل هنر نئوکلاسیکِ قرن‌های ١٨ و ١٩ میلادی است. ردپای ونیزی‌ها، ناپلی‌ها و تاحدی فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها در آن بیشتر دیده می‌شود تا خودِ یونانی‌ها.

٣. آکروپولیس، آتن
واقع در:‌ حوزه‌ی ریاست و منطقه‌ی آتیکا
تاریخ ثبت: ١٩٨٧
آکروپولیس در زبان یونانی «بلند-شهر»، شهر و دژی که در ارتفاع بناشده باشد، معنی می‌دهد. اما آکروپولیسِ آتن و بناهای تاریخی آن، مهم‌ترین آکروپولیس و بزرگ‌ترین مجموعه‌ی هنر و معماری یونان باستان است و میراثی جهانی است از روح و تمدن کلاسیک. آتن، در نیمه‌ی دوم قرن ٥ قبل از میلاد مسیح، پس از پیروزی دربرابر ایرانیان و ایجاد حکومت دموکراسی، موقعیت برجسته‌ای بین دیگر شهرهای باستانیِ دوران خود پیداکرد. در سال‌های پس از آن، «پِریکِلس»، سیاستمدار آتنی، بازسازی این شهرِ ویران‌شده در جنگ را به عهده گرفت و طراحی و اجرای اهداف بلندپروازانه‌اش را به دو هنرمند زمانش، «ایکتینوسِ» معمار و «فیدیاسِ» پیکرتراش و گروهی استثنایی از دیگر هنرمندان سپرد؛ هنر و معماری در این شهر رونق یافت. آتن به مهد ادبیات و تفکر و هنر تبدیل شد.
معبد پارتِنون ساخته‌ی ایکتینوس؛ اِرِختیون و پروپیلایا -پیش‌دروازه و ورودیِ آکروپولیس- با طراحیِ منِسیکلِس؛ و معبد کوچک آتِنا نایک، برخی از این شاهکارهای معماری در آکروپولیس هستند. (نایک در زبان یونانی یعنی پیروزی و آتنا در اسطوره‌های یونانی الاهه‌ی خِرد و حکمت و پیروزی در جنگ است).

اولین نشانه‌های وجود بشر در جزیره‌ی قبرس، به ١٠ هزار سال قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد. ویرانه‌هایی از دهکده‌ای نوسنگی مربوط به این دوران در آن‌جا پیدا کرده‌اند که یونسکو آن‌ها را به عنوان آثار ملی قبرس اعلام کرده است. این جزیره، مسکن قدیمی‌ترین چاه‌های آبی جهان هم هست.
در طول تاریخ، قبرس توسط اقوام قدرت‌مندی مانند هیتی‌ها، آشوری‌ها، مصری‌ها، ایرانی‌ها و یونانی‌ها اشغال شده است. امپراتوری عثمانی در سال ١٥٧٠ این جزیره را اشغال کرد. قبرس به مدت سه قرن زیر سلطه‌ی این امپراتوری قرار داشت و هنوز هم با ترکیه در مورد استقلال‌اش مشکل دارد. قسمت شمالی این کشور که حدود ٣٦٪ از جزیره را در بر می‌گیرد، خود را جمهوری ترکیه‌ای قبرس شمالی می‌نامد که تنها از سوی دولت ترکیه حمایت می‌شود.


قبرس به خاطر آب و هوای معتدلش در دنیا مشهور است. در طول سال، حدود ٣٢٠ روز آفتاب می‌تابد و برنامه‌هایی از قبیل شنا، ورزش‌های آبی، حمام آفتاب، دوچرخه‌سواری، پیاده‌روی، اسب سواری و گلف برقرار است. فصل شنا، از اواخر ماه آوریل تا اوایل نوامبر (اوایل اردیبهشت تا اواسط آبان) طول می‌کشد. در طول تابستان دمای آب حدود ٢٨ درجه‌ی سانتی‌گراد و در زمستان ١٦ درجه‌ی سانتی‌گراد است.
بهار، فصل زیبایی و شکوفایی قبرس است. آب و هوای این فصل، گرم است و گاهی باران هم می‌بارد.
ژوییه و آگوست در تابستان، گرم‌ترین ماه‌های سال هستند. گرما و خشکی، تا ماه نوامبر ادامه دارد.
شب‌های زمستانی، دمای هوا پایین می‌آید و کمی سرد است؛ اما در طول روز هوا آفتابی و گرم است و گاهی اوقات باد می‌آید و باران.


در جنوب قبرس، عید پاک مهم‌ترین جشن مذهبی به شمار می‌رود و آمدن‌اش، مفصل جشن گرفته می‌شود. کارناوال‌های خیابانی، حدود پنجاه روز قبل از عید پاک آغاز می‌شوند.

فوریه و مارس
- کارناوال لم‌سوس

مارس
- جشنواره‌ی جهانی فیلم قبرس
نشانی اینترنتی: www.cyprusfilmfestival.org

مارس و آوریل
- جشن‌های پاک

مه
- روز پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا

مه و ژوئن
- جشنواره‌ی موزیک بلاپایس

سپتامبر
جشنواره‌ی پافوس آفرودیت


آشپزی قبرس، شاخه‌ای از آشپزی یونانی است که اهالی کریتیک، جزایر ایونی، مقدونیه، پونتیاک و کنستانتینوپل مختصری درش دست برده‌اند. اهالی ترک قبرس هم البته هنر آشپزی خودشان را نگه داشتنه‌اند و غذای ترکی که آن‌جا سفارش دهید، خاص کشور ترکیه است. معمولاً آشپزی یونانی و ترکی از کشورهای شرقی همسایه هم تاثیراتی گرفته‌اند. آشپزی جدید غربی، به‌خصوص فست‌فودها هم روز به روز جایش را دل مردم جزیره، بیشتر باز می‌کند. البته توجه داشته باشید که یونانی‌ها و ترک‌ها، هر کدام روی هر غذا، یک اسمی می‌گذارند، لابد برای این که نشان بدهند آن غذا مخصوص خودشان است.
اهالی قبرس، غذا را به چشم یک جشن بزرگ نگاه می‌کنند. اهالی این کشور معمولاً بدشان نمی‌آید اگر هر غذا، سبزیجات تازه‌ای مثل کدو، فلفل سبز، بامیه، لوبیا سبز، آرتیشو، هویج، گوجه‌فرنگی، خیار و حتی کاهو بزنند. از انواع بنشن هم استقبال خوبی می‌کنند: انواع لوبیا، نخودفرنگی، نخود و عدس هم در آشپزخانه‌ها پیدا می‌شود و هم در دیگ غذا. چاشنی غذاها بیشتر نمک و فلفل و زیره و آویشن کوهی‌ست با نعنا و کرفس و جعفری. نعنا به‌خصوص چون در همه‌جا می‌روید، مورد علاقه‌ی مردم و است و همیشه در غذاها می‌ریزندش.


تاکنون ٣ اثر فرهنگی از کشور قبرس به عنوان میراث فرهنگی جهانی در فهرست یونسکو به ثبت رسیده است. برای دیدن جزئیات بیشتر می‌توانید به صفحه‌ی این کشور در وب‌سایت میراث جهانی یونسکو مراجعه نمایید.

١. خیروکیتیا
واقع در: شهر لارناکا
تاریخ ثبت: ١٩٩٨
این منطقه یکی از مهم‌ترین مکان‌های مربوط به دوران ماقبل تاریخ در شرق مدیترانه است. از عصر نوسنگی، هزاره‌ی هفتم تا چهارم قبل از میلاد مسیح، انسان‌ها در آن سکونت داشته‌اند. تنها بخشی از خیروکیتیا حفاری و کشف شده است.

٢. کلیساهای ناحیه‌ی ترودوس
واقع در: ناحیه‌ی ترودوس، شهرهای نیکوزیا و لیماسول
تاریخ ثبت: ١٩٨٥
این ناحیه یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌ها از کلیساها و صومعه‌های مربوط به دوران امپراطوری روم شرقی(بیزانس) را در خود جای داده است. مجموعه‌ای غنی از ١٠ بنای تاریخی با نقاشی‌های دیواری از دوران بیزانس و پس از بیزانس؛ از کلیساها و بناهای کوچک با معماری‌های روستایی گرفته تا صومعه‌های پرزرق و برق و پرتزئینی چون صومعه‌ی سنت جان لامپادیستیس.

٣. پافوس
واقع در:‌ شهر پافوس
تاریخ ثبت: ١٩٨٠
پافوس هم از مناطق مسکونی‌شده در دوران نوسنگی است. زادگاه افسانه‌ایِ آفردویت- الاهه‌ی عشق و باروری در یونان- در این جزیره است. معبد و مقبره‌ی او را هم موکنه‌‌های یونانی در قرن ١٢ قبل از میلاد مسیح در همین مکان بناکردند. شاهکارهای معماری و بناهای تاریخیِ پرارزشی از این دوران، همچون کاخ‌ها، مقبره‌ها، تئاترها و قلعه‌ها در این منطقه باقی مانده‌اند. کاشی-موزاییک‌های پافوس یکی از زیباترین‌های انواع خود در دنیا هستند.

شهر ادبیات، شهر سینما، فلسفه، تئاتر، مد، شهر خوردنی‌های رنگارنگ. پاریس: جشن بی‌کران!

پاریس را بی‌ آنکه دیده باشیم می‌شناسیم، پاریس را در فیلم‌ها زیاد دیده‌ایم، در کتاب‌ها تصور کرده‌ایم, نام خیابان‌های پاریس را بلدیم تلفظ کنیم، آثار اصلی‌اش را می‌شناسیم، رفته و نرفته بارها لمس‌اش کرده‌ایم... دیدن پاریس به تحقق پیوستن یک رویاست؛ دیداری از یک دوست ندیده‌ی خوب. پاریس دیدنی‌است؛ دوست داشتنی‌است.
پاریس شهر بزرگیست. متروهای قدیمی دارد با دالان‌های تودرتو و طولانی، پله‌های بلند و عمیق که همه‌ی شهر را به هم وصل می‌کند. ولی پاریس از زیر زمین، آن هم با مترویی قدیمی چندان لطفی ندارد. پاریس را باید از روی زمین دید، با اتوبوس‌ها و گاهی پیاده. حتی می‌شود به دنبال اتوبوس شماره‌ی ٩٦ گشت و یادی از فیلم Bitter Moon کرد!

شانزه‌لیزه، از آشناترین‌های پاریس خیابانی است بلند و پهن با مغازه‌های رویایی، گران و پر زرق و برق. در شانزه‌لیزه می‌توانید علاوه بر نمایندگی معروف‌ترین مارک‌های دنیا (از جمله مغازه‌ی معروف لویی ویتون)، تعداد زیادی نمایشگاه ماشین دیدنی، رستوران، مغازه و سینما هم ببینید. شانزه‌لیزه از یک طرف به میدان شارل دوگل با آن بنای معروف دروازه‌ی پیروزی یا طاق نصرت (آرک دو تریومف) منتهی می‌شود که یادبودی‌است از شهدای انقلاب فرانسه و جنگ ناپلئون.‌ نام فرماندهان و قهرمانان جنگ نیز روی دیوارهای طاق نوشته شده است. انتهای دیگر خیابان میدان کنکورد است با ستون بلند اهدایی از مصر و باغ توئیلری که از کاخ‌های سلطنتی فرانسه بوده و اکنون به باغی تبدیل شده که به موزه‌ی لوور منتهی می‌شود. شانزه‌لیزه روزهای آخر سال میلادی بسیار دیدنی‌است. پیاده‌روی خیابان در قلمرو دکه‌های کوچک و زیبای خوراکی و هدایای کوچک کریسمس است. چراغانی خیابان هم آدم را مجنونِ زیباترین خیابان جهان می‌کند.

اما پاریس ایفل است و ایفل پاریس. ایفل نماد بلندی و استقامت و نمادِ مسلم شهر است. برای بالا رفتن از برج و دیدن کل شهر و پیچ و تاب رود سن از بالای آن، باید در صف‌های طولانی ایستاد، ولی در نهایت تحمل این صف‌های چند ساعته به قدم زدن در بالای آشناترین برج دنیا، گرفتن عکس‌های رنگارنگ از برج و منظره‌ی شهر می‌ارزد.

دیدار از موزه‌ی باشکوه لوور با هرم شیشه‌ای معروف‌اش بی‌شک به یادماندنی‌ است، اما وقت زیادی هم می‌خواهد. به همین خاطر مهم‌های موزه روی نقشه‌ای مشخص شده تا به راحتی بتوان مونالیزا، مجسمه‌ی ونوس میلو، نقاشی تاج‌گذاری ناپلئون، بانوی صخره‌ها، لوح حمورابی و تکه‌هایی از تخت جمشید را درگالری‌های مختلف آن پیدا کرد و دید و لذت برد... یا شاید هم حسرت خورد!
کلیسای نوتردام، که ما را به یاد گوژپشتی می‌اندازد که از ناقوس‌های سنگین و بزرگش آویزان می‌شد، کلیسایی عظیم است و دیدنی و شلوغ؛ در کنار رود سن واقع شده و دسترسی به آن آسان است. پیشنهاد می‌کنیم یکی از مدال‌های طلایی کلیسا را برای خود به یادگار ببرید، یا شمعی در کلیسا روشن کنید. نوتردام روح عجیبی دارد که در کمتر کلیسایی دیده می‌شود.

کوچه‌های باریک منتهی به بلوار سن‌میشل مرکز تجمع رستوران‌های مختلف است. رستوران‌ها تنگِ هم‌دیگر در کوچه‌های محله‌ای روبه‌روی کلیسای نوتردام قرار گرفته‌اند، مغازه‌دارها در هر فصلی هم که باشد دم در ایستاده‌اند و شما را به داخل دعوت می‌کنند. کوچه‌های سن‌میشل یکی از بهترین مکان‌ها برای گذراندن شب در پاریس است. با چند بار بالا و پایین کردن کوچه‌ها و خواندن منوی غذای نصب شده‌ی بیرون، انتخاب خوبی خواهید داشت. پاریس شهر غذاها، کافه‌ها و رستوران‌هاست. حتی ساندویچ‌های پاریس هم با بقیه‌ی جاها فرق می‌کند.
در کافه‌های پاریس می‌توانید بهترین کیک‌ها و قهوه‌ها را سفارش دهید. کافه‌های پاریسی به فضای کوچک داخلی و صندلی‌های چیده شده در کنار خیابان معروف‌اند. خیلی اوقات درون آن‌ها موسیقی زنده و اطراف آن‌ها نقاشان و نوازنده‌های دوره‌گرد همراه طعم قهوه‌ی بی‌نظیر، عصری دلپذیر برای شما می‌سازند. رستوران‌هایش عجیب‌ترین و خوشمزه‌ترین غذاهای دنیا را با آداب مخصوص فرانسوی‌ها سرو می‌کنند. از ٥٠ رستوران برتر جهان، ١٠ تای آن در پاریس قرار دارد. غیر از این‌ها کرپ‌های فرانسوی که در همه‌ی دکه‌های شهر یافت می‌شود یکی از خوشمزه‌ترین چیزهایی است که فقط در پاریس می‌توان پیدا کرد. کرپ‌ها به انتخاب شما با شکلات یا کالباس و پنیر یا مخلفات دیگری پر می‌شوند و بی‌نظیرند.

ادامه‌ی همان بلوار سن میشل به بلوار سن ژرمن مشهور در رمان در جستجوی زمان از دست رفته در مرکز شهر منتهی می‌شود که پایگاه نویسندگان و روشنفکران پاریسی است و نزدیک به رود سن و دانشگاه سوربن است.
بلندترین منطقه‌ی پاریس، مونمارتْر، در شمال شهر، به کلیسای سَکره‌کور (قلب مقدس)در بالای آن مشهور است. سَکره‌کور بعد از نوتردام دومین عمارت مذهبی پاریس است. تپه‌ی مونمارتر را که پایین بیایید دستفروشان، نقاشان و نوازنده‌های خیابانی را می‌بینید که منطقه را به مکان پر شوری تبدیل کرده‌اند پر از زندگی و هیجان، به همین خاطر این جا از پرطرفدارترین مکان‌های گردشگری پاریس شده است.
تعداد روزهای اندک، کفاف اعجاز پاریس را نمی‌دهد. اگر به اندازه کافی در پاریس می‌مانید، حتما با قطارهای RER سری به خارج شهر و به مجموعه کاخ‌های باشکوه و تاریخی ورسای بزنید. عصر هم به دیدار صادق هدایت، غلامحسین ساعدی، پروست، شوپن و بالزاک در قبرستان پرلاشز بروید. روز بعد موزه‌ی ژرژ پمپیدو (موزه‌ی ملی هنر مدرن) و در نهایت موزه‌ی اورسی (موزه‌ی نقاشی) را هم ببینید.

اما اگر با کودک‌تان به پاریس سفر کرده باشید، به بهانه‌ی او هم که شده روزی را برای دیدار از دیزنی‌لند درنظر بگیرید. شهر دیزنی، شهربازی بزرگی ‌است با شخصیت‌های معروف کارتون‌های والت‌دیزنی. برای کودکان بهشت است و برای بزرگتر‌ها بسیار سرگرم کننده؛ مخصوصاً اگر به کودک درون‌تان وعده‌ی دیدار با کارتون‌های زمان بچگی‌تان را داده باشید. دیزنی‌لند ٣٠ کیلومتری پاریس واقع شده و با قطار به راحتی قابل دسترسی است.
در پاریس اگر فرانسوی بلد نباشید، ممکن است به مشکلاتی بر بخورید. از یک سو مهاجرین با قومیت‌های مختلف در شهر بسیار زیادند و از سوی دیگر خیلی انگلیسی بلد نیستند. در نظم و ترتیب و گذاشتن تابلو و یادداشت راهنما برای شما هم به پای آلمانی‌ها نمی‌رسند، خصوصاً با توجه به شلوغی جاهای دیدنی و توریستی و صف‌های طولانی هر کدام از آن‌ها، بهتر است از قبل برنامه‌ی گردش خود را مشخص کنید تا بعداً مجبور نباشید پرسان پرسان خود را به مقصدتان برسانید. اما سوال پرسیدن از فرانسوی‌ها این خاصیت را دارد که حتی اگر ایما و اشاره‌ی جوابشان فایده‌ای برای شما نداشت، از شنیدن زبان آهنگین و زیبای فرانسه سرمست شوید!
دیدن بهار در پاریس بی‌نظیر است، تابستانش زیباست و پاییزش رویایی. سفر پاریس سفری‌ست که شما تمام مدتش را در خیابان‌ها و گاهی صف‌ها هستید. برای همین دیدار از پاریس در زمستان به تحمل شما از سرما بستگی دارد. در عین حال شب سال نوی میلادی در پاریس فراموش نشدنی است.

هتل‌های پاریس به بد‌ستاره بودن معروفند. هتل‌های ٤ ستاره‌اش به اندازه‌ی دو ستاره‌ی شهرهای دیگر در نظر می‌آید. هتل‌ها به همان نسبت هم گرانند. هر چه هتل به منطقه‌ی یک و مرکز شهر نزدیک‌تر باشد، طبعاً گران‌تر است. خوبی ِ پاریس این است که شما تمام وقتتان را در خیابان‌ها و آثار دیدنی پاریس هستید و هتل چیزی نیست جز مکانی برای خواب. این که هتل‌تان در کنار ایستگاه مترو باشد کافیست. به صبحانه‌ی هتل هم فکر نکنید؛ کافه‌های پاریس کرواسان‌های محشری دارند و قهوه‌های بی‌نظیر. حتی طعم صبحانه‌های مک‌دونالد هم در پاریس متفاوت و خوب است. ورودی موزه‌ها و ایفل و سایر مکان توریستی خیلی زیاد نیست و به طور متوسط هفت الی هشت یورو می‌شود. یادتان باشد بودجه‌ای برای سوغاتی‌های پاریس کنار بگذارید، مجسمه‌های کوچک ایفل و سوغاتی‌های فروشگاه موزه‌ی لوور، یادگاری‌های خوبی از پاریس زیبا هستند.

توصیه می‌کنیم این‌ها را هم به خاطر بسپارید:
- پاریس شهر مد است. بسیاری از دفاتر اصلی مارک‌های معتبر کیف و کفش و لباس و عطر در پاریس است. هفته‌ی مد پاریس یک فستیوال دیدنی است. این فستیوال دو بار در سال، در اواخر ژانویه و اواخر سپتامبر در کاخ ورسای برگزار می‌شود.
- مولن روژ و لیدو، دو سالن تئاتر معروف در منطقه‌ی شمال شهر پاریس هستند. برنامه‌های تئاتر ترکیبی از تمام هنرهای نمایشی و موزیکال است. بلیط‌هایش گران (٨٠ یورو و به بالا) ولی بسیار پرطرفدارند. دیدن این برنامه‌ها، به‌خصوص لیدو چیزی‌ست که به تجربه‌اش می‌ارزد.
- اگر اهل سینما باشید یکی از سرگرمی‌هایتان می‌تواند پیدا کردن سکانس‌های آشنا در فیلمها باشد: میدان شارل دوگل در روز شغال، هرم لوور در داوینچی کد، سالن تئاتر مولن روژ در فیلم مولن روژ، و کتابفروشی شکسپیر و شرکا (تقریباً روبروی نوتردام) در چندین فیلم مختلف. حتی ممکن است با هر رستوران پاریسی به یاد موش ِ کوچک کارتون راتاتویی بیفتید. ضمناً به فروشگاه بزرگ فیلم و موزیکِ ویرجین در خیابان شانزه‌لیزه حتماً سری بزنید. پشیمان نمی‌شوید!
- اتوبوس‌های گردشگری پاریس برای موقعی که نمی‌دانید پاریس را از کجا شروع کنید و آن‌قدر برنامه در ذهن دارید که گیج شده‌اید راه حل خوبی است. توقف این اتوبوس‌ها فقط در مقابل آثار دیدنی پاریس ‌است و از بلیط اتوبوس و مترو کمی گران‌تر است: ٢٥ تا ٣٠ یورو برای مدت یک تا دو روز.
- بهترین منطقه برای گرفتن هتل مناطق ١ تا ١٣ است. ما گرفتن هتل در منطقه ١٧ و ١٨ را (و حتی گشت و گذار در شب را در این مناطق) به شما پیشنهاد نمی‌کنیم. هر نقشه‌ای از پاریس داشته باشید، منطقه‌های شهر رویش مشخص شده اند.
- خرید کردن در پاریس متفاوت است. ارزان نیست، ولی اجناس زیبایی می‌یابید. گالری لافایت، منطقه‌ی لادفانس، برج مون‌پارناس و مرکز خرید میدان ایتالی از مراکز خرید معروف پاریس هستند.
- برای رفت و آمد در پاریس، کارت‌های پاریس ویزیت گزینه‌ی بسیار خوبی است. این کارت‌ها رفت و آمد با مترو، اتوبوس، قطارهای RER و آسانسور- قطارهای مونمارتر را در بر می‌گیرد و به صورت ١، ٢، ٣ و ٥ روزه وجود دارد. بلیت‌های یک‌طرفه (یک‌ساعته) را نیز از دستگاه‌های درون ایستگاه‌های مترو می توان تهیه کرد.

دیدنی‌های پاریس
- برج ایفل
- کلیسای نوتردام
- طاق نصرت
- موزه‌ی لوور
- خیابان شانزه‌لیزه
- میدان کنکورد
- باغ توئیلری
- قبرستان پرلاشز
- بلوار سن ژرمن و سن میشل، آبشار میدان سن میشل
- سکره‌کور و مونمارتر
- کاخ ورسای
- اپرای گارنیه
- موزه ژرژ پمپیدو
- شهر دیزنی
- کلیسای مادلین
- گالری لافایت – برج مون‌پارناس
- لادفانس (منطقه‌ی تجاری و مرکز برج‌ها و آسمانخراش‌های بلند؛ نیویورک ِ پاریس)
- مولن روژ، لیدو
- موزه‌ی جنگ
- باغ لوکزامبورگ
- کاخ الیزه ( مقر رسمی ریاست جمهوری)
- موزه‌ی اورسی


تاریخچه

پاریزی‌ها قوم و قبیله‌ای از تیره‌ی سلت‌ها بودند که ٢٥٠ سال قبل از میلاد مسیح، آمدند در جایی ساکن شدند که ما امروز به اسم پاریس می‌شناسیمش. این قوم بیشتر اهل قایق‌رانی و تجارت بودند و چون سررشته‌ی زیادی از امور جنگی نداشتند، وقتی رمی‌ها در سال ٥٢ قبل از میلاد به‌شان حمله کردند، مجبور شدند شهر را تسلیم کنند. رمی‌ها در پاریس زیاد بیکار ننشستند: هم اسم شهر را عوض کردند و گذاشتند لوتشیا، که حتماً کار سخت و وقت‌گیری بوده، هم یک عالمه کاخ و حمام و معبد و تئاتر و آمفی‌تئاتر آن‌جا ساختند. بعدها که ژرمن‌ها این قوم را به زور از پاریس بیرون کردند -چون لابد با زبان خوش بیرون نمی‌رفتند- شهر برای مدت کوتاهی از رونق افتاد، اما زیاد طول نکشید که اوضاع مثل سابق شد، حتی اسمش را هم دوباره گذاشتند پاریس.

در سده‌ی ششم میلادی، بعد از مرگ شاه کلوویس، امپراتوری فرانک‌ها اوضاع بدی پیدا کرد، به طوری که کلاً از هم پاشید و کشور تبدیل شد به چندتا ایالت خودمختار. البته پاریس این وسط چندان ضرر نکرد و پایتخت یکی از این ایالت‌ها شد و پایتخت هم باقی ماند، تا وقتی که در سال ٩٨٧ میلادی، یک آقایی به اسم هوگو کاپه پادشاه فرانسه شد و پاریس را هم کرد پایتخت کشور. تا قرن سیزدهم اتفاق خیلی مهمی در تاریخ پاریس نیفتاد، جز این که چند تا دانشگاه و موسسه‌ی اکادمیک تویش راه انداختند و تجارتشان را هم رونق دادند.

سده‌ی سیزدهم میلادی، برای پاریس سده‌ی خوبی نبود. آن موقع انگلستان و فرانسه درگیر جنگی بودند که بعد از تمام شدن، اسمش را گذاشتند جنگ‌های صد ساله، هر چند که لابد شمردن بلد نبودند، چون این جنگ درست صد و شانزده سال طول کشید. دیگر خودتان حساب کنید اوضاع آن موقع چه‌طور بوده؛ پاریس حتی عنوان پایتختی‌اش را هم واگذار کرد. تا وقتی که شارل هفتم در سال ١٤٣٧ پادشاه شد و دوباره پاریس را کرد پایتخت.

اتفاق مهمی بعدی، انقلاب فرانسه بود. فرانسوی‌ها با این خیال انقلاب کرده بودند که اوضاعشان بهتر بشود، اما طولی نکشید که گیر ناپلئون بناپارت افتادند که خیال داشت کل اروپا را تصرف کند و خودش هم این کار نمی‌کرد، بلکه مردم را می‌فرستاد بجنگند. آن موقع را می‌گفتند عصر طلایی اروپا. اوضاع پاریس هم کم کم سر و سامان گرفت. ناپلئون سوم که آمد، دستی هم به سر و روی شهر کشید: راه‌آهن راه انداخت و داد بارون هاوسمن، خیابان‌ها را عریض کند و وضع بهداشت را هم سر و سامان بدهد. بعدش وبا همه‌گیر شد و بیست هزار نفر از مردم پاریس از دنیا رفتند.
سرتان را با شرح جنگ‌های بعدی درد نمی‌آوریم، فرانسه با پروس جنگید و بعد هم جنگ جهانی اول شروع شد و پاریس لطمه‌های زیادی دید، اما بعد معروف شد به پایتخت فرهنگی دنیا و هنرمندان زیادی تحویل جامعه داد. خوشبختانه وقتی که آلمانی‌ها طی جنگ جهانی دوم شهر را اشغال کردند، خیلی به آن آسیب نرساندند. بعد از جنگ هم شهر گسترش بیشتری پیدا کرد و اوضاع حمل و نقلش هم سر و سامان گرفت.
امروز پاریس یکی از دیدنی‌ترین شهرهای توریستی دنیا به شمار می‌رود.


پاریس آب و هوای اقیانوسی دارد که تاثیرش را از آتلانتیک شمالی می‌گیرد. هوای پاریس را در طول سال می‌توان معمولی و مرطوب توصیف کرد.
تابستان پاریس با متوسط دمای بین ١٥ تا ٢٥ درجه‌ی سانتی‌گراد، گرم و دلپذیر و آفتابی است؛ اما معمولاً برای چند روز در سال ممکن است دمای هوا تا بیش از ٣٠ درجه بالا برود.
روزهای بهاری و پاییزی در پاریس معمولاً ملایم است، اما تغییر ناگهانی هوا هم کم پیش نمی‌آید، بنابراین باید آمادگی گرم یا سرد شدن ناگهانی هوا را در این دو فصل داشته باشید.
زمستان‌ها خورشید نمی‌‌تابد و میانگین دمای هوا در روز حدود ٧ درجه‌ی سانتی‌گراد است. معمولاً برف اندک و ملایم می‌آید و روی زمین هم نمی‌نشیند. تنها در یکی دو سال اخیر بوده که زمستان‌ها، موج سرما دمای هوا را پایین آورده و هم باعث بارش شدید برف شده است.


برج ایفل
برج ایفل را گوستاو ایفل در سال‌های ١٨٨٧ تا ١٨٨٩؛ به مناسبت نمایشگاه جهانی و یادبود صدمین سال انقلاب بزرگ فرانسه ساخته است. ایفل که در مجاورت رود سن قرار گرفته، نماد فرانسه محسوب می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.tour-eiffel.fr

کاخ شایو
کاخ شایو به مناسبت نمایشگاه جهانی سال ١٩٣٧ ساخته شده است. دو ضلع منحنی و ستون‌دار کناری کاخ، نمای زیبا و بی‌نظیری از رود سن، برج ایفل و باغ‌های تروکادرو دارند.
در موزه‌ی مردم‌شناسی کاخ، می‌توانید پیشرفت نژادشناسی، جمعیت و رشد جمعیت بشر را به خوبی ببینید.
نشانی اینترنتی: www.mnhn.fr
موزه‌ی دریایی که سمت راست ورودی اصلی کاخ قرار گرفته، سرگذشت نیروی دریایی فرانسه را از سده‌ی هفدهم تا به امروز روایت می‌کند.
نشانی اینترنتی: www.musee-marine.fr
در جناح شرقی کاخ، نمایشگاه معماری و میراث فرهنگی با فضای ٢٣٠٠٠ متری در سه طبقه ساخته شده و آثار قابل توجهی از معماری و میراث هنر فرانسه را به نمایش گذاشته است.
نشانی اینترنتی: www.citechaillot.fr

برج مونپارناس
از بالای این برج ٢١٠ متری که در سال ١٩٧٤ میلادی ساخته شده، نمای بی‌نظیری از پاریس دیده می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.tourmontparnasse56.com

گالری ملی ژو دو پوم
ساختمان این گالری را در دوران حکومت ناپلئون سوم در سال ١٨٦١ میلادی و در گوشه‌ی شمال غربی باغ تویلری ساخته‌اند.
نشانی اینترنتی: www.jeudepaume.org

موزه‌ی اورانژری (نارنجستان)
موزه‌ی نارنجستان در جنوب غربی باغ تویلری و در کنار گالری ژو دو پوم قرار دارد و هر دو بنا از ویرانه‌های کاخ تویلری که طی کمون پاریس در سال ١٨٧١ ویران شد، باقی مانده‌اند. آثار مهم امپرسیونیست‌هایی نظیر مونه، پاسکال، سزان، ماتیس، رنوار، سیسیلی و... در این موزه به نمایش گذاشته شده‌اند.
نشانی اینترنتی: www.musee-orangerie.fr

طاق نصرت
طاق نصرت که در ٢ کیلومتری جنوب غربی میدان لا کونکورد و وسط میدان شارل دو گل قرار گرفته، بزرگ‌ترین میدان جهان است. ساخت این بنا را ناپلئون در سال ١٨٠٦ به عنوان یادبودی برای پیروزی‌هایش شروع کرد، اما وقتی که کم‌کم افتاد روی دور شکست خوردن، ساختن طاق نصرت را هم فراموش کرد و تا سال ١٨٠٦ هم کسی به فکر تمام کردنش نیفتاد. امروزه این بنا را بیشتر یادبودی برای سربازان کشته شده در جنگ می‌دانند: روی دیوارها و سقف بنا اسامی فرماندگان ارتش فرانسه حک شده و یکی از سربازان گمنام جنگ جهانی اول را هم همان‌جا به خاک سپرده‌اند.
نشانی اینترنتی: www.monuments-nationaux.fr

کلیسای سن ماری مادلن
این کلیسای سده‌ی نوزدهمی که به سبک معابد یونانی ساخته شده، نام خود را به میدان لا مادلن هم داده است.
نشانی اینترنتی: www.eglise-lamadeleine.com

خانه‌ی ویکتور هوگو
این خانه امروزه موزه‌ای وابسته به شهرداری است که وقف این نویسنده و شاعر معروف شده.
نشانی اینترنتی: www.musee-hugo.paris.fr

کلیسای جامع نتردام دو پاری
از معروف‌ترین کلیساهای فرانسه است که در مرکز شهر پاریس واقع شده. تا قبل از سده‌ی چهارم میلادی، در محلی که هم اکنون این کلیسا قرار دارد معبدی غیر مسیحی وجود داشته که کلیسا را به جای آن‌ ساخته‌اند. ساختمان این کلیسا تا سده‌ی دوازدهم مورد استفاده بود، اما در پی افزایش جمعیت پاریس، تصمیم گرفتند کلیسای بزرگ‌تری به جای آن بسازند. ساختمان کلیسای جدید در سال ١١٤٣ میلادی شروع شد و تا سال ۱۳۴۵میلادی به طول انجامید. کلیسای نوتردام تا مدت‌ها بزرگترین کلیسای اروپا بود، اما امروزه در اروپا و حتی در خود فرانسه، کلیساهای بزرگ‌تری هم هستند. اهمیت امروز کلیسا به‌خاطر سبک معماری گوتیک و زیبایی بی‌نظیرش است؛ در تزئین کلیسا از صدها مجسمه‌ی کوچک و بزرگ از سنگ یا چوب استفاده کرده‌اند.
در برج‌های کلیسا، به مرور ناقوس‌های متعددی نصب شده‌اند که بزرگ‌ترین آن‌ها ١٣ تن وزن دارد و فقط در مناسبت‌های خاص به صدا درمی‌آید؛ مثلاً در روز یازدهم نوامبر، سال‌روز پایان جنگ جهانی اول.
نشانی اینترنتی: www.cathedraledeparis.com

موزه‌ی لوور
کاخ لوور را فیلیپ- آگوست در اوایل سده‌ی سیزدهم به عنوان دژی نظامی ساخت که در اواسط سده‌ی شانزدهم، برای اقامت خاندان سلطنتی بازسازی شد. طبق پیمان‌نامه‌ی انقلابی سال ١٧٩٣ میلادی، این مکان به موزه‌ی لوور، نخستین موزه‌ی ملی کشور تبدیل شد.
آثاری که در موزه‌ی لوور به نمایش گذاشته شده‌اند را حکومت‌های فرانسوی طی پنج سده جمع‌آوری کرده‌اند. کارهای هنری استادانه‌ای از اروپا و مجموعه‌های مهمی از هنر آشوری، اتروسکی، یونانی، مصری، اسلامی و حتی از دوره‌های باستانی در این موزه وجود دارد. زمانی که این موزه در اواخر سده‌ی هیجدهم بازگشایی شد، ٢٥٠٠ اثر نقاشی و هنری داشت، ولی امروزه این تعداد، به نزدیک ٣٥ هزار اثر رسیده است.
لوور به چهار بخش تقسیم شده: سولی، دنون، ریلیشیو و سرسرای ناپلئون.
سولی، چهار بخش از محوطه‌ی میدان در انتهای شرقی مجموعه را تشکیل می‌دهد. دنون در امتداد رودخانه‌ی سن تا جنوب کشیده شده؛ ریشلیو در جناح شمالی و در خیابان ریوولی قرار دارد و محوطه‌ی زیر هرم شیشه‌ای که به نام سرسرای ناپلئون معروف است، جز سه‌شنبه‌ها، از ٩ صبح تا ١٠ شب باز است. این سرسرا نمایشگاهی از تاریخ لوور، یک کتاب‌فروشی، یک رستوران، یک کافه، تالارهایی برای کنسرت‌، سخنرانی‌ و نمایش فیلم و سایبرلوور دارد- که یک مرکز جستجوی اینترنتی با دسترسی درون‌خطی به ٣٥٠٠٠ اثر هنری است- این سایبرلوور، به جز سه‌شنبه‌ها از ١٠ صبح تا ٥:٤٥ بعدازظهر باز است.
یک توصیه هم همین‌جا بکنیم: این که خودتان را گرم کنید، هر نیم ساعت یک بار کمی استراحت کنید، صندلی تاشو و بطری آب‌معدنی و خوراکی‌های مقوی همراه داشته باشید را لازم نیست فقط موقع بالا رفتن از آلپ در نظر بگیرید! بازدید از موزه‌های بی‌نظیر پاریس هم به این‌چیزها احتیاج دارد. همین موزه‌ی لوور -برای مثال- فقط ٦٠ هزار متر مربع فضای گالری‌هایش است. دیگر خودتان حساب کنید که اگر بخواهید آرام راه بروید و جلوی هر اثر به‌به و چه‌چه راه بیندازید، بازدید از کل موزه چقدر طول می‌کشد. موقع بازدید نه تنها باید کفش راحت بپوشید، بلکه حرفه‌ای‌ترها توصیه کرده‌اند که زیاد هم آرام راه نروید که بیشتر خسته بشوید. جلوی هر اثر ١٠ ثانیه برای تماشا وقت بگذارید و ١٠ ثانیه برای خواندن مشخصات. برنامه‌ریزی زمان بازدید را هم فراموش نکنید، وگرنه دیدن کل موزه -یا لااقل بخشی از آن- به این زودی‌ها تمام نمی‌شود.
نشانی اینترنتی: www.louvre.fr

کاخ گارنیه
کاخ گارنیه یکی از پرشکوه‌ترین آثار تاریخی پاریس است که طی سده‌ی نوزدهم ساخته شده. این کاخ صحنه‌ی بسیاری از اپراها، باله‌ها و کنسرت‌های موسیقی کلاسیک بوده است.
نشانی اینترنتی: visites.operadeparis.fr
کاخ گارنیه، موزه‌ی اپرا را هم در خود جای داده که سه قرن لباس، پرده‌های پشت صحنه، قرقره‌ها و بسیاری اشیای خاطره‌انگیز دیگر را به نمایش گذاشته است.

هتل انوالید
هتل انوالید در سال ١٦٧٠، به دستور لویی چهاردهم و به منظور اسکان ٤٠٠٠ معلول جنگی ساخته شد. در روز ١٤ ژوییه‌ی سال ١٧٨٩، مردم فرانسه اول به آن‌جا رفته و بعد از تصرف ٣٢ هزار تفنگ سرپر از زرادخانه‌ی انوالید، به زندان باستیل هجوم برده و انقلاب فرانسه را شروع کردند.
در شمال محوطه‌ی اصلی هتل انوالید، که کور دونور نامیده می‌شود، موزه‌ی ارتش -بزرگترین مجموعه‌ی کشور از تاریخ ارتش فرانسه- وجود دارد.
نشانی اینترنتی: www.invalides.org

تابوت ناپلئون در انوالید
در محوطه‌ی جنوبی انوالید، کلیسایی هست که مقبره‌ی ناپلئون بناپارت، امپراتور پیشین فرانسه، در شش تابوت تودرتو -مثل عروسک‌های روسی- آن‌جا قرار گرفته است

گورستان پرلاشز
گورستان پرلاشز در سال ١٨٠٤ توسط ناپلئون بناپارت بنا شد و نام آن برگرفته از نام پدر فرانسوا دولاشز است که در زمان لویی شانزدهم، از متنفذان دادگاه فرانسه و اقرارنیوش شخصی شاه بود. در ابتدا، به دلیل دور بودن گورستان از شهر، استقبال کمی از آن شد تا صاحب‌منصبان به فکر ایجاد روشی نمایشی برای استفاده‌ی مناسب‌تر از این فضا افتادند و بقایای اجساد نویسندگانی چون لافونتن، و مولیر را در سال ١٨٠٤ طی مراسمی به آن‌جا منتقل کردند. این کار البته نتیجه داد و امروز پرلاشز با ٤٣ هکتار مساحت، بزرگ‌ترین گورستان پاریس و از مشهورترین گورستان‌های جهان است که حدود ٦٩ هزار آرامگاه را در خود جای داده است.
صدها هنرمند مشهور، دانشمند، نویسنده و سیاستمدار در این محل دفن شده‌اند. تعداد بسیاری از بناهای یادبود توسط معماران مشهور جهان ساخته شده و به همین دلیل، این قبرستان به موزه‌ای در فضای باز تبدیل شده است.
مشاهیر به‌خاک‌سپرده شده در این گورستان می‌توان به صادق هدایت، غلامحسین ساعدی، شوپن آهنگساز، مولیر نمایش‌نامه‌نویس، آپولینر شاعر، نویسندگانی چون اسکار وایلد، بالزاک، پروست، گرترود اشتاین و کولت؛ بازیگرانی چون سیمون سینیوره، سارا برنارد و ایوس مونتان، نقاشانی چون پیسارو، سورا، مودیلیانی و دلاکروا و ادیت پیاف خواننده اشاره کرد. آرامگاه سنگی دو دلدار جاودانه‌ی سده‌ی دوازدهم، آبلار و الوئیز، که در سال ١٨١٧ میلادی برپا شده هم در این گورستان واقع شده است.
نشانی اینترنتی: www.pere-lachaise.com

پانتئون
ساختمان این معبد گنبددار را لویی پانزدهم در سال ١٧٥٨ برای تقدیم به سن ژنویو آغاز کرد، اما به دلیل دشواری‌های مالی و ساختمانی، ساخت کل آن تا سال ١٧٩٨ طول کشید. در این هنگام و با وقوع انقلاب فرانسه، پانتئون تبدیل به مقبره‌ای برای فرانسویان نامدار شد.
ژان ژاک روسو، ویکتور هوگو، ولتر، امیل زولا، الکساندر دوما، پیر و ماری کوری از جمله افرادی هستند که یا در آن‌جا دفن شده‌ و یا خاکسترشان آن‌جا قرار گرفته است.
نشانی اینترنتی: www.monuments-nationaux.fr

کاخ ورسای
کاخ بزرگ و باشکوه ورسای، اواسط سده‌ی هفدهم و طی دوران سلطنت لویی چهاردهم- شاه آفتاب ساخته شد. ورسای به عنوان یکی از بزرگ‌ترین کاخ‌های سلطنت جهان شمرده می‌شود و توسط یونسکو، یکی از میراث جهانی اعلام شده. جز باغ بزرگ و فضای سبز بی‌نظیری که توسط آندره لونتر طراحی شده، کاخ شامل آپارتمان‌های سلطنتی، سالن‌های مختلف مخصوص غذاخوری، بازی، بیلیارد، مجالس بال و برگزاری کنسرت‌های موسیقی، تالار اپرا و چند کلیسای کوچک هم می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.chateauversailles.fr

کلیسای سن دنی
کلیسایی تاریخی است که در سده‌ی یازدهم میلادی به سبک گوتیک بنا شده و مقبره‌ی بسیاری از پادشاهان فرانسه از زمان داگوبر اول تا لویی هیجدهم به شمار می‌رود. جز معماری و تزئینات خود کلیسا، پیکره‌ها و مقابر آن هم دیدنی است.
نشانی اینترنتی: www.monuments-nationaux.fr

مسجد پاریس
مسجد پاریس از قدیمی‌ترین و معروف‌ترین مراکز مسلمانان در فرانسه است که پس از جنگ جهانی اول، برای بزرگ‌داشت شهدای مسلمان جنگ علیه آلمان ساخته شد. در تزیین این بنا، ازاصیل‌ترین تزئینات معماری اسلامی استفاده شده. این مسجد جز شبستان، مدرسه، کتابخانه، سالن کنفرانس، رستوران، چایخانه، حمام و فروشگاه هم دارد.


باغ‌های تروکادرو
باغ‌های تروکادرو فضاهای بازی هستند که در منطقه‌ی شانزدهم پاریس واقع شده‌اند و از سمت شمال غربی به کاخ شایو و از جنوب شرقی به رود سن و پل ایِنا می‌رسند. سبک باغ انگلیسی است و با آبنمایی بسیار زیبا و مجسمه‌های مرمری دیدنی تزئین شده است.
بخش شرقی باغ‌های تروکادرو، نوترین آکواریوم اروپا با ٥٠٠ گونه از آبزیان، در فضایی به مساحت ٣٥٠٠ متر مربع ساخته شده است.
نشانی اینترنتی: www.cineaqua.com

باغ تویلری
تویلری در اصل یکی از کاخ‌های سلطنتی کشور فرانسه در حاشیه‌ی رود سن بود که در سال ١٨٧١ تخریب شد.
دستور ساخت کاخ را در سال ١٥٥٩، کاترین دو مدیچی به معمار برجسته، فیلیبرت دولورم داد. تویلری در فرانسه به معنای کوره‌ی آجرپزی است؛ و چون قبل از ساخت کاخ در این محل کوره‌های آجرپزی فعالیت می‌کردند، این اسم را رویش گذاشتند.
کاخ تویلری در ابتدا فقط ساختمان‌هایی کم‌عرض با سقف‌هایی بلند، یک حیاط بزرگ و دو حیاط کوچک داشت. بعدها، در سده‌ی هفدهم میلادی، آندره لو نوتر - که طراح فضای سبز لویی چهاردهم بود و باغ دهکده‌ی ویکنت و ورسای را هم او ساخته- باغچه‌ها و باغ زیبایی را برای کاخ طراحی کرد و ساختمان‌های کاخ را هم توسعه دادند، طوری که ضلع جنوب شرقی تویلری به کاخ لوور متصل شد. باغ‌های زیبای تویلری، امروزه هم محل رفت و آمد و گردش پاریسی‌هاست.

باغ لوکزامبورگ
هوا که آفتابی شود، پاریسی‌ها از هر سن و سالی به این باغ ٢٣ هکتاری سرازیر می‌شوند.
در باغ لوکزامبورگ، تورهای همراه با راهنما هم ترتیب می‌دهند که شنبه‌ها ساعت ١٠:٣٠ صبح برنامه‌ی بازدیدشان را شروع می‌کنند، اما باید از سه‌شنبه‌ی قبل‌اش جا رزرو کرد.
نشانی اینترنتی: www.senat.fr
موزه‌ی لوکزامبورگ را اواخر سده‌ی نوزدهم و در نارنجستان کاخ لوکزامبورگ، به عنوان فضایی نمایشگاهی برای هنرمندان ساخته‌اند.


اپرای باستیل
دومین اپراخانه‌ی بزرگ پاریس، همین اپرای باستیل است که توسط معمار کانادایی، کارلوس اوت طراحی شده و در ١٤ جولای ١٩٨٩ میلادی، یعنی دویستمین سالگرد شورش باستیل، افتتاح‌اش کرده‌اند.


پاریس در کنار لندن، نیویورک و میلان، یکی از مهم‌ترین مراکز مد دنیا است. این نکته البته باعث نمی‌شود که خرید کردن به یکی دو قلم لباس و کفش و کمربند و این‌جور چیزها محدود شود؛ می‌گویند خرید در پاریس حد و مرزی ندارد. آن‌جا همه‌جور مغازه‌ای، از مرکزخریدهای بزرگ گرفته تا بوتیک‌های کوچک کنار خیابان پیدا می‌شود. این شهر البته به گران بودن هم معروف است و اگر دنبال اجناسی با قیمت مناسب می‌گردید، بهتر است به جای رفتن به فروشگاه‌های بزرگی مثل لافایِت، در خیابان شانزه‌لیزه یا ریولی گشتی بزنید.


ژانویه و فوریه:

جشنواره‌ی موسیقی سال نو
جشنواره‌ی موسیقی سال نو، بعد از ظهر روز سال نو در کاخ شایو برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.parisparade.com

هفته‌ی مُد پاریس
دو بار در سال- یک بار در اواخر ژانویه و بار دیگر در ماه سپتامبر- در پارک نمایشگاه کاخ ورسای برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.pretparis.com

سال نو چینی
در اواخر ژانویه یا اوایل فوریه و در دو محله‌ی چینی پاریس برگزار می‌شود: در محله‌ی کوچک‌تر، جشن سال نو در محدوده‌ی خیابان تامپل، خیابان او مر و خیابان تروبیگو برگزار می‌شود.
جشن دیگر را هم در محدوده‌ی بین پور دو شوازی، پور دیوری و بولوار ماسنا راه می‌اندازند

تالار جهانی کشاورزی
این نمایشگاه ده روزه‌ی کشاورزی، از اواخر فوریه تا اوایل مارس در پارک نمایشگاه و در پور دو ورسای برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.salon-agriculture.com


مارس و آوریل:

موسیقی بلوز حومه
جشنواره‌ی جاز و بلوز حومه، در مارس و آوریل و در حومه‌های شمالی پاریس برگزار شده و مخاطبان زیادی دارد.
نشانی اینترنتی: www.banlieuesbleues.org

ماراتن جهانی پاریس
ماراتن جهانی پاریس، در اولین یکشنبه‌ی ماه آوریل، بین خیابان شانزه‌لیزه تا خیابان فوش برگزار می‌شود. اوایل ماه مارس هم شهر پذیرای مسابقه‌ی نیمه‌ ماراتن پاریس است.
نشانی اینترنتی: www.parismarathon.com

جشن موسیقی
جشنواره‌ی موسیقی ملی است که برنامه‌های متنوع جاز، راگی، کلاسیک و... دارد و در شب ٢١ ژوئن برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.fetedelamusique.fr

جشنواره‌ی جاز پاریس
بعدازظهر روزهای شنبه و یک‌شنبه در ماه‌های ژوئن و ژوییه، در پارک فلورال پاریس کنسرت‌های جاز رایگان برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.parcfloraldeparis.com

سواحل پاریس
سواحل منحصر به فرد و استثنایی پاریس، برای چهار هفته از اواسط ژوییه تا اواسط آگوست، برنامه‌های ویژه‌ای دارند

تور فرانسه
از سال ١٩٧٥ میلادی، آخرین مرحله‌ی این دوچرخه‌سواری جهانی، در خیابان شانزه‌لیزه و در سومین یا چهارمین یکشنبه‌ی ماه ژوییه برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.letour.fr

جشنواره‌ی هنرهای پاییزه
شامل نقاشی، موسیقی، رقص و تئاتر است و از اواسط سپتامبر تا دسامبر در همه‌ی خیابان‌های شهر برگزار می‌شود.
نشانی اینترنتی: www.festival-automne.com

روزهای میراث تمدن اروپایی
مثل دیگر جاهای اروپا، پاریس هم آخر سومین هفته‌ی سپتامبر، درِ ساختمان‌های ممنوعه‌اش، از قبیل سفارت‌خانه‌ها، وزارت‌خانه‌های حکومتی، دفتر شرکت‌ها و حتی کاخ الیزه را، به روی خارجیان می‌گشاید.
نشانی اینترنتی: www.journeesdupatrimoine.culture.fr

مسابقه‌ی جهانی پرش با اسب پاریس
این مسابقه، در نیمه‌ی اول ماه دسامبر و در بخشی از تالار شوال، واقع در پارک نمایشگاه پور دو ورسای برگزار می‌شود و بهترین اسب سواران این رشته‌ی جهان در آن شرکت می‌کنند.
نشانی اینترنتی: www.salon-cheval.com

مراسم شب عید میلاد مسیح
بسیاری از کلیساهای پاریس چون نتردام، جشن میلاد مسیح را نیمه‌شب برپا می‌کنند

شب عید سال نو
بلوار سن میشل، میدان باستیل، برج ایفل و به ویژه خیابان شانزه‌لیزه، جاهایی هستند که به مناسبت سال نو جشن‌هایی دیدنی برپا می‌کنند.

بهار سینما
سینماهای سرتاسر پاریس، حوالی ٢١ مارس، به مناسبت فرا رسیدن فصل بهار، به مدت سه روز
بلیط‌هایشان را به قیمت ارزانی به فروش می رسانند.
نشانی اینترنتی: www.printempsducinema.com


مه و ژوئن:

شب موزه‌ها
شنبه شبی در اواسط ماه مه، بازدید از موزه‌ها از ٦ بعدازظهر تا دیروقت مجانی است.
نشانی اینترنتی: www.nuitdesmusees.culture.fr


ژوییه و آگوست:

روز باستیل
١٤ژوییه، روز ملی فرانسه است. به همین مناسبت، در شب ١٣ ژوییه در ایستگاه‌های آتش‌نشانی سراسر شهر، رقص‌هایی توسط نیروهای آتش‌نشانی پاریس انجام می‌گیرد. ساعت ١٠ صبح روز ١٤ ژوییه،نیروهای ارتش و آتش‌نشانی با هواپیما و هلی‌کوپتر در خیابان شانزه‌الیزه رژه می‌روند. حدود ساعت ١١ شب، مراسم آتش‌بازی بزرگی در میدان مارس برگزار می‌شود


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت حامی گشت گهر می باشد