با این که اسکلت انسان‌های اولیه مربوط به صدهزار سال پیش از میلاد مسیح در خاک بلژیک پیدا شده، سلتی‌ها را به عنوان اولین ساکنان اسم و رسم‌دار کشور بلژیک می‌شناسند که حدود پنجاه سال قبل از میلاد مسیح در این منطقه ساکن شدند. اما رومی‌ها اولین کسانی بودند که به ناحیه‌ای که بلژیک در آن واقع شده، حمله و آن را فتح کردند. نام بلژیک را هم ژولیوس سزار، امپراتور روم از روی گالیا بلژیکا که اسم یک ایالت رومی در شمالی‌ترین قسمت Gaul (قسمت پهناوری از اروپای غربی امروز) بود روی این منطقه گذاشت تا –لابد- احساس غربت نکند. حالا چرا آدمی که دلش برای وطنش تنگ می‌شود، شروع می‌کند به کشورگشایی و هی دور و دورتر شدن از سرزمین مادری، ما نمی‌دانیم. رومی‌ها پانصد سال این سرزمین را تحت سلطه‌ی خود داشتند و کوتاه نمی‌آمدند. در سده‌های پنجم و ششم میلادی، هم‌زمان با فروپاشی امپراتوری روم، حکومت به خاندان آلمانی- فرانسوی مروونژیان منتقل شد و نتیجه‌ی این انتقال قدرت، فرهنگ دوگانه‌ی آلمانی و فرانسوی بلژیکی‌هاست.
خاندان مروونژیان عمر کوتاهی داشتند و در قرن هشتم، امپراتوری کارولینژی جای آن‌ها را گرفت. پیمان وردن در سال ۸۴۳، این منطقه را به دو قسمت فرانسیای مرکزی و غربی تقسیم کرد و حکومت‌های فئودالی به وجود آورد که در دوران قرون وسطی یا خراج‌گذار پادشاه فرانسه بودند و یا امپراتوری روم. طی قرن‌های چهاردهم و پانزدهم، بسیاری از این حکومت‌های فئودالی -بیشتر به واسطه‌ی زحمت‌های امپراتور چارلز پنجم- با هم متحد شدند. وقوع جنگ‌های هشتاد ساله (۱۶۴۸-۱۵۶۸) باعث تجزیه‌ی منطقه‌ای شامل کشورهای بلژیک، هلند و لوکزامبورگ امروزی به دو قسمت ایالات متحده‌ی شمالی و هلند جنوبی شد. در منطقه‌ی هلند جنوبی (که بیشتر خاک امروزی بلژیک را تشکیل می‌دهد) زمانی اسپانیایی‌ها و زمانی خاندان اتریشی هابسبورگ حکومت کردند. در سده‌های هفدهم و هجدهم میلادی این منطقه صحنه‌ی نبردهای بین فرانسه و اسپانیا و نیز فرانسه و اتریش بود. بله، آن موقع ظاهراً فرانسه با همه سر جنگ داشت. با انقلاب فرانسه و تشکیل حکومت جمهوری –که چند سال بعد به امپراتوری تبدیل شد- اتریشی‌ها تسلط خود بر این نواحی را از دست دادند. با فروپاشی امپراتوری اول فرانسه در سال ١٨١٥، کشورهای بلژیک، هلند و لوکزامبورگ در کنار هم پادشاهی هلند را به وجود آوردند. در سال ۱۸۳۰، ایالات جنوبی از هلند جدا شدند. این ایالات که در میان کشورهای بریتانیا، فرانسه و آلمان قرار گرفته بودند، دوباره به همان اسم و رسم قدیم خود برگشتند و بلژیک نام گرفتند. لئوپولد اول که در ۲۱ جولای ۱۸۳۱ (روز ملی بلژیک) به عنوان پادشاه تاج‌گذاری کرد، بلژیک رسماً تبدیل شد به کشوری مستقل با حکومت سلطنتی مطابق با قانون اساسی و سیستم پارلمانی. در ابتدای این حکومت، حق شرکت در انتخابات برای همه‌ی مردم وجود نداشت، اما بعد از مخالفت عمومی و کشمکش و اعتصاب بسیار، این حق در سال۱۸۹۳ به مردان و در سال ۱۹۴۹ به زنان اعطا شد.
زبان رسمی کشور بلژیک در ابتدا فرانسوی بود، اما در سال ۱۸۹۸ زبان هلندی به عنوان دیگر زبان رسمی این کشور تعیین شد. در کنفرانس برلین در سال ۱۸۸۵، کشور کنگو به عنوان ملک خصوصی به لئوپولد دوم، پادشاه وقت بلژیک تفویض شد و طی جنگ جهانی اول، بلژیک توانست روندا و بروندی، دو مستعمره‌ی آلمان را هم تصرف کند. کنگو در سال ۱۹۶۰ استقلال خود را باز پس گرفت و تنها دو سال بعد، دو کشور روندا و بروندی هم مستقل شدند و عملاً انگار هیچ اتفاقی نیفتاد!
بلژیک یکی از پایه‌گذران سازمان ناتو است و به همراه هلند و لوکزامبورگ، گروه کشورهای Benelux را تشکیل می‌دهند. بلژیک یکی از پایه‌گذاران اتحادیه‌ی اروپا هم هست و بسیاری از نهادهای این سازمان در این کشور واقع شده‌اند.
بلژیک با وجود مساحت نه‌چندان زیادش، یک اروپای تمام عیار است. سرزمین تن‌تن و پرنده‌ی آبی، سی‌وپنج اثر جزو میراث جهانی یونسکو، بیش از ٢٠٠ موزه، ٣٠٠ ساختمان هنر نو و ٢٠٠٠ شکلات‌فروشی دارد.


 

بلژیک آب و هوایی معتدل با زمستان‌هایی ملایم و تابستان‌هایی خنک، مرطوب، ابری و بارانی دارد. بین سال‌های ١٩٧٦ تا ٢٠٠٦، متوسط دمای سالیانه‌ی هوا در این کشور ١٠ درجه‌ی سانتیگراد بالای صفر بوده، اما کم‌کم این مقدار دارد زیاد می‌شود.
بلژیک–کمابیش- بی‌ثبات است و روزهای آفتابی در آن کم پیش می‌آید؛ به همین دلیل هر وقت که خورشید در آسمان ظاهر شود، مردم جشن می‌گیرند. برای تماشای بلژیک در روزهای آفتابی، بهتر است برنامه‌ی سفر خود را از اواسط ماه مه ‌تا سپتامبر بچینید؛ هرچند که این زمان، مصادف می‌شود با سفر خیلی از آفتاب‌دوستان دیگر به این کشور! و بسته به شهر محل اقامت‌تان، ممکن است برای پیدا کردن جای خواب و یک بشقاب غذا، به مشکل بربخورید. بروکسل از اواسط ژوییه تا اواسط سپتامبر خلوت‌تر است و به همین مناسبت، بعضی هتل‌ها کرایه‌هایشان را پایین می‌آورند. از ماه نوامبر تا مارس، آب و هوا چندان چنگی به دل نمی‌زند، اما موزه‌ها و هتل‌ها خلوت‌اند و وقت بازدید از ساختمان‌های توریستی و سر زدن به رستوران‌ها، شلوغی اذیت‌تان نمی‌کند.


بلژیکی‌ها جشن و جشنواره زیاد بر پا می‌کنند. بیشتر این جشنواره‌ها ریشه در رویدادهای مذهبی دارند، اما با گذشت زمان، آن دلیل اصلی کم‌رنگ شده و جشن و پای‌کوبی‌اش باقی مانده.

کارناوال
سه روز در ماه فوریه (گاهی هم مارس)، سراسر بلژیک به جشن و خوش‌گذرانی می‌پردازند. این کارناوال، از قرن شانزدهم میلادی باقی مانده و خودش را در عصر مدرن بلژیک جا کرده است. آتش‌بازی، اجرای زنده‌ی موسیقی، پوشیدن لباس‌های سنتی و رژه رفتن، کارهای معمول این کارناوال‌اند و همیشه برنامه‌های هیجان‌انگیز بیشتری هم اجرا می‌شود.
شهرهای بروکسل، بلینش، مالمدی و استاولوت میزبان‌های برتر کارناوال بلژیک‌اند.

Festival van Vaandersen
یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای بلژیک است که بیشتر در میان اهالی منطقه‌ی فلاندر و بروکسلی‌ها طرفدار دارد. طی این جشنواره، برنامه‌های رقص و موسیقی و تئاتر در کلیساها، صومعه‌ها، تالارهای شهر و این‌جور ساختمان‌های تاریخی برپا می‌شوند. این برنامه‌ها در طول تابستان برقرارند.

روز ملی بلژیک
بیست و یکم ماه جولای، به مناسبت سالگرد تاج‌گذاری اولین پادشاه بلژیک، جشن‌های متعددی همراه با رژه و آتش‌بازی در سراسر این کشور برگزار می‌شود.

Open Monuments
بعضی از آخر هفته‌های ماه سپتامبر، بلژیکی‌ها تحت عنوان روزهای میراث فرهنگی، درهای بعضی بناهای تاریخی حفاظت‌شده را به روی بازدیدکنندگان باز می‌کنند. معمولاً دومین آخرهفته‌ی این ماه برای بناهای حومه، و آخرهفته‌ی بعدی برای ساختمان‌های شهر بروکسل در نظر گرفته می‌شود.

فستیوال فیلم گنت
طی دوازده روز در ماه اکتبر، یکی از مهم‌ترین رویدادهای دنیای سیمای اروپا در شهر گنت برگزار می‌شود. طی این روزها بیش از دویست فیلم سینمایی و صها فیلم کوتاه از سراسر جهان در سینماها نمایش داده می‌شود. این برنامه، توجه خاصی هم به موسیقی در صنعت سینما دارد.
نشانی اینترنتی: www.filmfestival.be


بلژیکی‌ها غذا خوردن را دوست دارند و سفره‌ی بلژیکی هم بالطبع در دنیا زبان‌زد است. مردم بلژیک حسابی اهل رستوران رفتن‌اند و از آن لذت می‌برند. احتمالاً شما هم از تجربه‌ی یک وعده غذای بلژیکی بدتان نیاید؛ می‌گویند غذاهای بلژیکی کیفیت آشپزی فرانسوی و اندازه‌ی آشپزی آلمانی را دارند! اهالی بلژیک، راه و رسم طباخی را خوب بلدند و از سرزمین‌شان، بهشتی برای خوش‌خوراک‌ها ساخته‌اند.
برای انتخاب رستوران در هر نقطه از بلژیک، مثل هر جای دیگر، مواظب باشید در تله‌ی رستوران‌های محله‌های توریستی نیفتید. کیفیت پایین غذا و سرویس، ازدحام جمعیت و صورتحساب چاق و چله مهم‌ترین چیزی است که در این‌جور رستوران‌ها به مهمان‌ها عرضه می‌شود. آدرس بهترین رستوران‌ها را یا از هتل محل اقامت خود بپرسید و یا از اهالی هر منطقه. بد هم نیست گاهی از مرکز شهر و بخش‌های توریستی دور شوید و به رستوران‌های ارزان حاشیه‌ی شهر بروید.
از وقتی که یورو به عنوان واحد پول بلژیک اعلام شد، هزینه‌ی خورد و خوراک در این کشور هم بالا رفت؛ طوری که این روزها سفارش دادن غذاهای شیک و دیزاین‌شده‌ی رستوران‌ها، صورتحساب کلانی هم به دنبال خواهد داشت. با این وجود، بشقاب‌های ارزان‌قیمت اتریشی در کافه‌ها و رستوران‌های کوچک و دکه‌های سرپایی، انتخاب خوبی برای وعده‌های غذایی‌اند.
مشهورترین تنقلات بلژیکی، شکلات، وافل و سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌اند. از بین غذاها، بلژیکی‌ها یک‌جور استیک با سیب‌زمینی سرخ‌کرده و سبزیجات دارند که مثل خوراک صدف سیاه و سیب‌زمینی سرخ‌کرده، جزو غذاهای سنتی‌شان محسوب می‌شود. غیر از این‌ها، گوشت قلقلی هم در غذاهای فراوان، با سس‌های متنوع و به شیوه‌های مختلف پخته و سرو می‌شود. یک‌جور تاس‌کباب به اسم Stoofvlees هم درست می‌کنند که با گوشت گوساله است و اغلب کنارش سیب‌زمینی سرخ‌شده می‌گذارند.
وافل‌های بلژیکی، دو نوع دارند که یک نوع آن سبک و پفکی است و نوع دیگر، سنگین‌تر است و بیشتر در دکه‌های خیابانی سطح شهرها پیدا می‌شود. بلژیکی‌ها چندان با افزودن مواد پرکالری به وافل موافق نیستند و بیشتر وقت‌ها آن را با یک نوک انگشت پودرقند و میوه‌ی تازه سفارش می‌دهند. البته اگر دل‌تان بخواهد به جای این‌ها، شکلات و مربا و این‌جور چیزها رویش بریزید هم کسی مانع‌تان نمی‌شود.
گفتیم شکلات؛ بلژیک –بدون اغراق- بهشت شکلات است. فیلم چارلی و کارخانه‌ی شکلات‌سازی را دیده‌اید؟ هیچ بعید نیست که یک کارخانه‌ای مثل کارخانه‌ی ویلی وانکا هم در این کشور پیدا بشود! مشهورترین برندهای شکلات بلژیکی عبارتند از Godiva، Leonidas، Guylian، Galler، Marcolini و Neuhaus. یک برند دیگر هم به نام Côte D'Or (ساحل طلا) هست که بلژیکی‌ها به جای قند و خرما مصرف می‌کنند و همه چیز هم دارد؛ از شکلات تلخ گرفته تا شکلات شیری و تافی کاراملی و شکلات‌های مغزدار و خیلی چیزهای دیگر. اما بدون شک سراغ شکلات خوب را نه از قفسه‌های سوپرمارکت، که از مغازه‌های کوچک شکلات‌فروشی باید بگیرید.
رستوران‌های بلژیک گاهی فقط شام و گاهی هم ناهار و شام را سرو می‌کنند. دو نوع کافه- رستوران به نام‌های Brasserie و Bistro هم در بلژیک پیدا می‌شود که اصلیت‌شان فرانسوی است و رستوران‌های ارزان‌قیمتی هستند که از یازده صبح تا نیمه شب بازند. بیستروها و براسری‌های بلژیک بیشتر غذاهای سنتی همین کشور را آماده می‌کنند و گاهی هم آشپزی دیگر کشورهای اروپایی در آن‌ها به چشم می‌خورد.
برای خوردن صبحانه هم باید به کافه‌ها و چای‌خانه‌هایی رفت که اول صبح باز می‌کنند.


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت حامی گشت گهر می باشد