داستان روسیه پر است از رویدادهای باورنکردنیِ هیجان‌انگیز و شخصیت‌های عجیب و غریبی مثل راسپوتین، بوریس یلتسین و ولادیمیر پوتین. سرزمین روسیه از میلیون‌ها سال پیش سکونتگاهِ انسان‌ها بوده است و یادگارهایی هم از جوامع شکارگرِ عصر حجر در مناطق مختلف روسیه، از مسکو تا دریاچه‌ی بایکال باقی مانده‌اند. با این همه، این اسلاوها بودند که با مهاجرت به این سرزمین جان تازه‌ای به آن دادند و پایه‌گذارِ روسیه‌ی امروز شدند.

تاریخ‌دان‌ها درباره‌ی منشاء اسلاوها اختلاف دارند. هر چه که بود، اسلاوها در نخستین قرن‌های بعد از میلاد در سرزمین وسیع روسیه پخش شدند و ریشه دواندند. هم‌زمان با مسیحی شدنِ اسلاوها در قرن‌های نهم و دهم میلادی، الف‌بای سیریلیک هم جای خودش را میان آن‌ها باز کرد؛ الف‌بایی که روس‌های امروزی هم از نسخه‌ی ساده‌شده‌ی آن استفاده می‌کنند.
در قرن دهم، کی‌یِف، پایتختِ اوکراینِ امروز، کانون قدرتِ سیاسیِ اسلاوها شد و آن‌ها را علیه وایکینگ‌ها متحد کرد. اواخر همین قرن هم بود که اسقف‌نشینِ قسطنطنیه پذیرفت کلیسایی در کی‌یِف بسازد و به این ترتیب کلیسای ارتدوکسِ روسیه متولد شد.
هرچند روسیه هم از حمله‌ی مغول‌ها در امان نماند و قدرت به دست باتو خان، نوه‌ی چنگیز، و فرزندانش افتاد، اما رسم مغول‌ها این بود که برای اداره‌ی مناطق زیر فرمانشان از محلی‌ها کمک بگیرند و به همین خاطر شاهزاده‌های محلیِ روس در عصر مغول‌ها هم قدرت داشتند. یکی از این شاهزاده‌ها الکساندر نِوْسکی بود؛ قهرمانی ملی که در سال ۱۲۴۰ میلادی مهاجمان ژرمن و سوئدی‌ها را شکست داد و بعدها کلیسا او را قدیس نامید. بعد از این پیروزی، نوسکی نقش رابطِ مغول‌ها و دیگر شاهزاده‌های روس را بازی کرد و با دیپلماسی زیرکانه‌ای کاری کرد که شاهزاده‌های مسکو، که خودش هم از آن‌ها بود، بر بقیه‌ی شاهزاده‌ها برتری پیدا کنند و این طور بود که مسکو مرکزِ قدرتِ سیاسی شد و قیام‌هایی هم در این شهر علیه مغول‌ها اتفاق افتادند. وقتی بالاخره مصیبت مغول‌ها تمام شد، ایوان سوم یا ایوان کبیر، یکی از شاهزاده‌های مسکویی، توانست بیشتر دیگر شهرهای بزرگ روسیه را مطیع مسکو کند و جانشینش، واسیلیِ سوم، هم این مسیر را ادامه داد. پسر واسیلی، ایوان چهارم یا همان ایوانِ مخوف، روسیه را به یک امپراتوریِ قدرتمندِ تمام‌عیار تبدیل کرد، اما حکایتِ بدگمانی‌ها و بی‌رحمی‌های عجیبش هنوز هم سر زبان‌هاست.
مساحتِ روسیه در قرن هفدهم بیشتر و بیشتر شد و تزارها حالا حاکم سرزمین‌های وسیعی بودند و پیوند محکمِ آن‌ها با نظامِ ارباب رعیتی و کلیسای ارتدوکس هم خیالشان را از همیشه‌ راحت‌تر می‌کرد. وقتی در اواخر این قرن، پتر کبیر به تخت نشست، تلاش‌های بی‌امانی را برای مدرن کردنِ روسیه، توسعه‌ی صنعت و ایجاد ائتلاف‌های اثربخش با کشورهای اروپایی آغاز کرد. پتر کبیر سرزمین‌های وسیعی را به روسیه ملحق نکرد، اما میراث او باعث شد که روسیه بتواند رقیبی هم‌وزنِ امپراتوری‌های بزرگ غرب باشد. کاترین کبیر، که چند دهه بعد از پتر به تاج و تخت رسید، اصلاحاتی قانونی را در روسیه اجرا کرد که محدودیتِ استفاده از شکنجه و حمایت از رواداریِ مذهبی مهم‌ترین شاخصه‌هایش بودند. ناپلئون در اوایل قرن نوزدهم به طمعِ اشغال مسکو به روسیه حمله کرد، اما مقاومت جانانه‌ی روس‌ها و سرمای منطقه کار را برای فرانسوی‌ها سخت کردند و دست آخر ناپلئون شکست خورد.
سال‌های میانیِ قرن نوزدهم در روسیه به دوره‌ی «اصلاحات بزرگ» معروف هستند؛ دوره‌ای که رعیت‌ها آزاد، کارخانه‌ها صنعتی و ارتش روسیه مدرن شدند. اما روس‌ها می‌خواستند اصلاحات به استبداد تزارها هم پایان دهد و پارلمانی در روسیه شکل بگیرد و رعیت‌ها از وضع اقتصادی سخت کشور ناراضی بودند. این نارضایتی‌ها باعث می‌شد گرایش به انقلابی‌گری و مخصوصا مارکسیسمِ رادیکال در روسیه تقویت شود و، به همین دلیل، وقتی بالاخره تزار پذیرفت که پارلمان، یا به قول روس‌ها دوما، شکل بگیرد، چپ‌گراها بیشتر کرسی‌های دوما را مال خودشان کردند.
ورود روسیه به جنگ جهانی اول نارضایتی‌ها را بیشتر هم کرد. مردم روسیه می‌گفتند که جنگ اروپا ربطی به آن‌ها ندارد و فقط وضعشان را بدتر می‌کند. تزار نیکلای دوم برای مقابله با اعتراض‌ها دوما را منحل کرد، اما کار از این حرف‌ها گذشته بود و در اکتبر ۱۹۱۷ انقلاب بلشویکی پیروز شد. بعد از چند سال جنگ داخلی، بالاخره در سال ۱۹۲۲ حکومت کمونیستیِ اتحاد جماهیر شوروی با ۱۵ جمهوری اعلام موجودیت کرد.
روی کار آمدن استالین بعد از مرگ لنین نقطه‌ی آغاز عصر استبداد استالینی در شوروی بود. استالین که می‌خواست به ضرب و زور هم که شده شوروی را در صنعت و کشاورزی از غرب پیش بیندازد، مخالفان را بی‌رحمانه سرکوب می‌کرد. خیلی‌ها را به اردوگاه‌های کار اجباری، گولاگ‌‌ها، فرستادند و خیلی‌ها را هم محاکمه و اعدام کردند. پس از مرگ استالین، رهبران شوروی در سیاست‌های او تجدید نظر کردند و از بعضی قربانیان این سرکوب‌ها هم اعاده‌ی حیثیت شد، اما خاطره‌ی سال‌های وحشت استالینی هنوز هم در شوروی زنده است.
شورویِ کمونیستی در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم یکی از دو ابرقدرتِ دنیا بود، اما مشکلاتش هم کم نبودند. وقتی میخاییل گرباچف، رهبر حزب کمونیست شوروی، در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی اجرای سیاست‌های اصلاحی خودش را آغاز کرد، فضای باز سیاسی باعث شد ملی‌گرایان و استقلال‌طلبان جمهوری‌های شوروی فرصتی برای فعالیت پیدا کنند و دست آخر اتحاد جماهیر شوروی به ۱۵ کشور، از جمله فدراسیون روسیه، تجزیه شد.
روسیه در اولین دهه‌ی بعد از فروپاشی شوروی با سختی‌های اقتصادی و سیاسی متعددی روبه‌رو بود و این مشکلات کار را برای بوریس یلتسین، رئیس‌جمهور روسیه، سخت می‌کردند و وقتی در انتخابات سال ۲۰۰۰ میلادی ولادیمیر پوتین، از مدیران سابق سازمان امنیت فدرال روسیه، پیروز شد، کسی چندان تعجب نکرد. پوتین بعد از دو دوره ریاست‌جمهوری در ۲۰۰۸ این مقام را به دمیتری مِدوِدِف واگذار کرد، اما در انتخابات سال ۲۰۱۲ باز هم توانست رئیس‌جمهور روسیه شود. با این که سیاست‌های پوتین چندان دموکراتیک نیستند، اما او به دلیلِ بازگرداندنِ نظم، ثبات و پیشرفت به روسیه محبوبیت چشم‌گیری میان روس‌ها دارد. امروز، اقتصاد روسیه از نظر سرعت رشد یکی از بالاترین رتبه‌ها را در جهان دارد و از نظر تولید ناخالص داخلی هم در جایگاه هشتم جهان قرار می‌گیرد. روسیه همچنین عضو دائم شورای امنیت و گروه هشت هم هست.


مساحت بسیار زیاد روسیه و دور بودنِ بسیاری از بخش‌هایش از دریا باعث شده است که آب و هوای قاره‌ای مرطوب در بیشتر مناطق این کشور، جز ناحیه‌ی توندرا و منتها‌الیهِ جنوب شرقی، غالب باشد. در حالی که کوه‌های جنوبِ روسیه راه توده‌های هوایِ گرمی را که از اقیانوس هند می‌آیند سد می‌کنند، دشت‌های غرب و شمال این کشور دروازه‌ی نفوذِ آب و هوای قطبی و اطلسی به روسیه‌اند.
در بخش اعظم روسیه‌ی شمالِ اروپایی و سیبری، آب و هوای زیرشمالگانی غالب است و باریکه‌ی ساحلِ اقیانوس منجمد شمالی و جزایر قطبی روسیه هم آب و هوای قطبی دارند. در عوض، نواحی ساحلیِ کراسنُدار در کنار دریای سیاه، از جمله سوچی، آب و هوای نیمه‌گرم‌سیریِ مرطوب، با زمستان‌هایی ملایم، غالب است. زمستان‌های مناطقِ مختلف روسیه با هم خیلی فرق می‌کنند. در بسیاری از بخش‌های سیبری شرقی و شرقِ دور، زمستان‌ها خشک هستند، اما مناطق دیگر کشور ممکن است زمستان‌هایی پر بارش را تجربه کنند که این بارش هم بیشتر به شکلِ برف است. سواحلِ ولگای سفلی و دریای خزر و همچنین بعضی مناطقِ منتهاالیهِ جنوبیِ سیبری هم آب و هوایی نیمه‌خشک دارند.
بیشترِ مناطق روسیه دو فصلِ شاخص دارند: زمستان و تابستان. بهار و پاییز هم اغلب دوره‌هایی کوتاه و گذرا میان این دو فصلِ خیلی گرم و خیلی سرد هستند. سردترین ماه سال ژانویه (و در مناطق ساحلی، فوریه) است و گرم‌ترین ماه سال هم معمولا ژوئیه. در زمستان، هرچه از جنوب به شمال و از غرب به شرق بروید، هوا سردتر و سردتر می‌شود. تابستان‌های روسیه هم، حتی در سیبری، ممکن است حسابی گرم باشند و مخصوصا تابستان‌های مناطقِ داخلی این کشور خشک و گرم است.
خیلی‌ها ترجیح می‌دهند اوایل تابستان یا پاییز به روسیه سفر کنند، اما بسیاری از خارجی‌ها و حتی خود روس‌ها ماه‌های گرم و مرطوبِ ژوئیه و اوت را برای کشفِ روسیه مناسب‌تر می‌دانند. یادتان باشد که حتی در این ماه‌ها، به طور میانگین، هر سه روز یک بار باران می‌آید، بنابراین لباس و کفش مناسب را فراموش نکنید.


کریسمسِ ارتدوکس‌های روس (رُژدِستُوْ)
ارتدوکس‌های روس کریسمس را روز ۷ ژانویه جشن می‌گیرند و مراسم مذهبی و سنتیِ این جشن با ناقوسِ نیمه‌شبِ کلیساها آغاز می‌شود.

فوریه تا آوریل
هفته‌ی پن‌‌کیک (ماسلِنیتسا)
روس‌ها در اواخر فوریه و اوایل مارس جشن‌های بدرقه‌ی زمستان را برگزار می‌کنند و در روزهای پیش از دوره‌ی روزه‌داری حسابی پن‌کیک می‌خورند که در گذشته نمادِ خورشید بوده است.

سالِ نوی بودایی‌های تبتی (تزاگالگان)
تاریخ این جشن شانزده روزه را بر اساس تقویمِ قمری تعیین می‌کنند و به همین دلیل زمان برگزاریش هر سال حدود ۱۰ روز با سال پیش فرق می‌کند. این یک جشنِ عمدتا خانوادگی است که بیشتر در مناطق بوریاتیا و تووا متداول است.

عید پاک (پاشکا)
عید پاک مهم‌ترین عیدِ کلیسای ارتدوکس است و با صدای ناقوس مراسم دعای نیمه‌شبِ کلیساها آغاز می‌شود. بعد از مراسم، مردم کولیچی (کیک‌های گنبدی‌شکل) و پاشکا (نانِ شیر) می‌خورند و تخم‌مرغ‌های رنگیِ چوبی به هم هدیه می‌دهند.

مه
روز پیروزی
روس‌ها روز ۹ مه سالگردِ پایان جنگ جهانی دوم، یا به قول خودشان جنگِ میهنیِ کبیر، را جشن می‌گیرند و در شهرهای بزرگی مثل مسکو و سن‌پترزبورگ مراسم رژه‌ی نظامی برگزار می‌کنند که به دیدن می‌ارزند.

ژوئن
فستیوالِ ستاره‌های شب‌های روشن
این یکی از بزرگ‌ترین جشن‌های روسیه است و مردم تا دیروقت توی خیابان‌ها می‌مانند و خوش می‌گذرانند. سن‌پترزبورگ، پایتخت فرهنگی روسیه، هم جشنواره‌‌ای هنری برگزار می‌کند که پر‌طرف‌دار است.

نوامبر
روز آشتی ملی
کمونیست‌های روسیه هنوز هم روز ۷ نوامبر، سالگردِ سقوط حکومت تزارها، را جشن می‌گیرند و حزب کمونیست رژه‌هایی خیابانی برگزار می‌کند.

دسامبر
سیلوستر و سال نو
مهم‌ترین جشن زمستانی روسیه جشن سال نوی میلادی است. خانواده‌ها هدیه‌هایشان را زیر یولکاها (درخت‌های صنوبر) می‌گذارند و آغاز سال نو را کنار هم جشن می‌گیرند.

تعطیلات رسمی
روز سال نو: اول ژانویه
کریسمسِ ارتدوکس‌های روس: ۷ ژانویه
روز جهانیِ زن: ۸ مارس
روز جهانی کارگر / جشنواره‌ی بهاره: اول و دوم مه
روز پیروزی: ۹ مه
روز استقلال روسیه: ۱۲ ژوئن
روز وحدت: ۴ نوامبر

بیشتر شرکت‌ها و مغازه‌ها از اول تا پنجم ژانویه تعطیل هستند و روز مدافعانِ میهن (۲۳ فوریه) و دوشنبه‌ی عید پاک هم حال و هوای شهر عوض می‌شود و ممکن است بعضی سازمان‌ها و فروشگاه‌ها بسته باشند.


میراث غنیِ آشپزی روسی محصولِ تعاملِ فرهنگ‌های مختلف، از بالتیک تا شرق دور، است. خاک حاصل‌خیز روسیه هم برای کشت و کارِ انواع دانه‌ها، سبزی‌ها و میوه‌ها مناسب است و توی بازارهای روسیه همیشه می‌توانید بهترین مواد غذاییِ محلی را پیدا کنید. روس‌ها گنجینه‌ی رنگارنگی از نان‌ها، سالادها، پیش‌غذاها و، از همه مهم‌تر، سوپ‌های جورواجور دارند که همه‌ی دنیا غذاهای روسی را با آن‌ها می‌شناسند. رودها، دریاچه‌ها و دریاهای روسیه هم منبع بی‌نظیرِ ماهی‌ها هستند و اگر غذاهای دریایی را دوست داشته باشید، ناامید از روسیه برنمی‌گردید. با این همه، حواستان باشد که روس‌ها، مثل همه‌ی ساکنانِ سرزمین‌های سردسیر، غذاهای چرب را دوست دارند و بنابراین بهتر است اگر به روسیه می‌روید، رژیم غذایی را فراموش کنید.
یک صبحانه‌ی معمولی در روسیه شامل بلینی (پن‌کیکِ کوچکِ روسی) با فیلینگِ شیرین یا ادویه‌دار، انواع کاشا (فرنیِ گندم سیاه یا غلاتِ دیگر)، سیرنیکی‌‌ (کلوچه‌ی پنیر روسی که آن را با مربا، شکر یا خامه‌ی ترش می‌خورند) و نان‌های متنوع روسی می‌شود.
روس‌ها پیش‌غذاهای خوش‌مزه‌ای هم دارند که گاهی از آن‌ها به جای میان‌وعده هم استفاده می‌کنند؛ از زیتون و بلینیِ قارچ، پنیر یا خاویار گرفته تا سالادهای دل‌چسبی که اغلب با مایونز مزه‌دارشان می‌کنند. متداول‌ترین سالادهای رستوران‌های روسیه سالاد الویه (گوشت، مرغ یا سوسیسِ خردشده، پنیر، سبزیجات و سس مایونز) و سِلایُدکا پُد شوبُی (سالاد کلاسیکِ ماهی) هستند. در بیشترِ سالادهای روسی از گوشت، مرغ یا ماهی هم استفاده می‌کنند و نباید انتظار یک سالادِ معمولیِ سبزیجات را از روس‌ها داشته باشید.
از پیش‌غذا و سالاد که بگذریم، هیچ وعده‌ی غذایی روسی بدون سوپ کامل نیست. سوچی (سوپ کلم برگ) و سُلیانکا (ترکیبی از سبزیجات، گوشت و سیب‌زمینی که قدیم‌ترها غذای اصلیِ زمستانی‌ِ دهقان‌ها بوده) سوپ‌های پرطرف‌داری هستند که تقریبا توی منوی همه‌ی رستوران‌های روسیه اسمشان را می‌بینید. بورْش هم سوپی با پایه‌ی چغندر است که هرچند در اصل اوکراینی است، اما حالا همه‌ی دنیا آن را غذایی روسی می‌دانند. این سوپ را سرد یا گرم و معمولا با کمی خامه‌ی ترش می‌خورند و اغلب از آبِ گوشت هم در پختش استفاده می‌کنند، اما ممکن است نسخه‌ی گیاهیش (پُستنی بورش) را هم توی بعضی رستوران‌ها پیدا کنید.
حالا برویم سر وقت غذاهای اصلی. بد نیست بدانید که آشپزیِ سنتی روسی با چیزی که در دوره‌ی کمونیست‌ها رایج شد و الان به آشپزیِ روسیه‌ی شوروی معروف است خیلی فرق دارد. غذاهای سنتی روسیه پر گوشت و حسابی سنگین هستند؛ غذاهایی مثلِ ژارکویه (نوعی آب‌گوشت که در ظرف‌های دیزی‌مانند سرو می‌کنند)، کُتلِتا پو کی‌یِوْسکی یا کتلتِ کی‌یِفی و ششلیک. اما سبک آشپزیِ روسیه‌ی شوروی بیشتر به شیوه‌ی پخت و پزِ آسیای جنوبی شبیه است و مهم‌ترین غذاهایش شامل لَگمَن (غذایی سوپ‌مانند با نودل و گوشت که هرچه به سمت جنوب بروید، تندتر می‌شود) و پلو (برنجِ سرخ‌شده با گوشت بره و هویج) می‌شوند. بعضی غذاهای این سبک آشپزی را همه‌جای روسیه پیدا می‌کنید؛ غذاهایی مثل راویولیِ روسی که معمولا مایه‌ی گوشتی دارد و آن را با خامه‌ی ترش، سرکه یا کره می‌خورند. بعضی از این غذاها، مثل پِلمِنیِ قارچ یا سالمن، را هم بیشتر در رستوران‌های شیک سرو می‌کنند.
روس‌ها با ماهی هم میانه‌ی خوبی دارند و غذاهای دریایی متنوعی را در منوی رستوران‌ها می‌بینید. اما حتی رستوران‌های سطح بالای روسیه هم خیلی در پاک کردنِ ماهی دقت نمی‌کنند و برای همین باید حواستان به تیغ ماهی باشد. توی منوی بیشترِ رستوران‌ها هم وزن و هم قیمت وعده‌های غذایی را نوشته‌اند و اغلب باید دورچینِ غذایتان را، از میانِ برنج، انواع بشقاب‌های سیب‌زمینی و گرِچکا (گندم سیاهِ لپه‌شده)، خودتان انتخاب کنید.
دسرهای روسی خیلی شیرین هستند و مُرُژِنو یا بستنیِ روسیه نظیر ندارد. خود روس‌ها هم عاشقش هستند و حتی توی زمستان‌های سرد و برفی خوردنش را فراموش نمی‌کنند. تُرتی (کیک خامه‌ای) هم دسر محبوبی است و بولُچنایاها (فروشگاه‌های نان و شیرینی) هم انواع پِچِنیه (کلوچه) را می‌فروشند که با چایِ عصرانه خیلی می‌چسبند. روس‌ها چای را مثل ما ایرانی‌ها دم می‌کنند و سماورها را هنوز هم همه‌جا می‌بینید. خیلی از روس‌ها، به جای شکر، چایشان را با مربا شیرین می‌کنند که شاید بد نباشد امتحانش کنید.
نکته‌ی آخر این که توی خیلی از شهرهای روسیه، مخصوصا سن‌پترزبورگ، بهتر است از آب لوله‌کشی ننوشید و آب تصفیه‌شده یا آب معدنی بخرید.


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت حامی گشت گهر می باشد